خواهر .. مادر یا زن داداش ها ؟ 42
پریسا می دونست که چه داغی و لذتی در انتظارشه ! پارسا دو تا پا هاشو به هم جفت کرد و در یک آن کیرشو به انتهای کس خواهرش فرستاد … پریسا این جوری کیپی و داغی بیشتری رو حس می کرد … سعی داشت خودشو با حرکت به سمت بالا غرق لذت بیشتری کنه ولی پسر راه حرکتو به روش بسته بود . دیگه تقلایی نکرد و فقط به درشتی کیری که توی کسش حرکت می کرد فکر می کرد . و پارسا به این فکر می کرد که حالا سه تا کس در اختیارشه یکی از یکی تنگ تر … یه نگاه به بدن ناز و تازه خواهرش اونو به این فکر فرو برد که این بدن ناز و تازه فقط در اختیار اونه . از همون لحظه حس کرد که باید یه کاری کنه که پریسا فقط متعلق به اون باشه …
-عزیزم عشق من تو فقط مال منی . مال خودمی .. عشق منی …
-آخخخخخخخخ داداش اینو که من از همون اول گفتم . من فقط مال توام . فقط تو می تونی به من دست بزنی . هیشکی دیگه نمی تونه با من عشقبازی کنه . من فقط مال توام . پارسا حرکات داغشو روی کس خواهرش شروع کرده بود . کف دستشو گذاشته بود روش و کیرشو اون داخل حرکت می داد .
-نههههههه چقدر داغه .. اووووووفففففف سوختم … کاش می تونستی اون داخلو یه جوری خنکش می کردی .. پارسا : ولی من دوست دارم بیشتر آتیش بگیریم . این جوری حالش بیشتره و بیشتر لذت میده .. آخخخخخخخخ جوووووونم عشقم .. این جوری خیلی کیف میده . بهم می چسبه . منو روشن روشنم می کنه . کاش می شد آبتو می ریختی توی کسم …
یه لحظه می خواست بگه همون جوری که توی کس تلکا و توسکا می ریختی .. ولی حس کرد که نباید این چیزا رو به داداشش یاد آوری کنه و این نوعی تشویق میشه برای اون و یاد آوری این مسئله به نفعش نیست .. یواش یواش پارسا خودشو بالاتر کشید و کیرشو حسابی توی کس قفل کرد .. لباشو گذاشت رو نوک سینه های پریسا و از اون جا به سمت بالا رفت و شروع کرد به مکیدن شونه های خواهرش ..
-آههههههههه عشقم .. جونم .. هر جوری که دوست داری بخورش کبودش کن . فقط مال توست .. مال تو عزیزم … یه کاری کن که فقط خوشم بیاد .. مثل حالا .. از اول تا آخرش .
-عزیز دلم .. عشقم ..نازم .. جوووووووونم .. خواهر خوشگلم تو فقط مال منی .. باید فقط مال من باشی . این جوری بیشتر بهم می چسبه .
از هر لحاظ پارسا اعتماد به نفس خاصی رو حس می کرد . اون دیگه این تصورو نداشت که دو سال از خواهرش کوچیک تره … اون حس می کرد که داره با کیرش سلطنت می کنه . پریسا دو تا کف دستاشو روی سینه های پر موی برادرش قرار داده و اونو پس می زد . حس کرد که دیگه تحمل این همه لذتو نداره و بازم داره ار گاسم میشه … پاهاشو به تخت می کوبید و یه لحظه آروم گرفت … پارسا اونو به حال خودش گذاشت … زن برای دقایقی چشاشو بسته بود . اون آروم گرفته بود . ولی بازم دلش می خواست که پار سا با هاش ور بره .
-داداش ! دلم می خواد آبتو ببینم . ببینم که چه جوری داری لذت می بری و حال می کنی . خوشم میاد از تماشای رنگ سفیدش … ببینم ریخته رو سینه هام .. یه خورده شم خالی کنی توی دهنم … کیف داره …
پارسا کیرشو بین سینه های خواهرش قرار داد ..
-خیلی داغه … چه حرارتی !
پارسا فقط برای چند ثانیه تونست کیرشو بین سینه های خواهرش حرکت بده . نتونست طاقت بیاره .. دستای پریسا هم رو دستای پارسا قرار گرفته و سینه ها رو بیشتر و محکم تر به کیر می چسبوند … حالا دختر دهنشو باز کرده و پارسا کیر آغشته به منی رو وارد دهن خواهرش کرد …
-آخخخخخخخخ .. خواهر خوشگله من .. اووووووففففففف کیرم .. کیرم جوری ساکش می زنی که بازم داری آبشو خالی می کنی ..
و پریسا ی هیجان زده از حرفا و حرکات داداشش سرعت ساک زدن و میک زدن کیر داداششو زیاد کرده بود و از این همه اشتیاق پارسا لذت می برد … حالا پارسا به این فکر می کرد که چه جوری برای لحظاتی از دست پریسا خلاص شه … با ماچ و بوسه و خوردن کسش اونو خواب آلودش کرد و گفت
-عشق من برم دستشویی بر می گردم …
با دلهره و ترس و لرز تماسی با توسکا گرفت و دستوراتی رو بهش داد که اون و تلکا باید پیاده اش می کردند … در آپارتمانو هم باز گذاشت … و در حالی که لبخندی رو لباش بود خودشو به پریسا رسوند و کنارش قرار گرفت … حالا باید کاری می کرد که تا رسیدن اون دو تا این از جاش تکون نخوره و متوجه باز شدن در نشه .. البته کار دشواری نبود …. ادامه دارد … ….
در
۱۸:۰۷:۰۰
4
خواهر .. مادر یا زن داداش ها ؟ 42