خواهر.. مادر یا زن داداش ها ؟ 15
پارسا ناله های توسکا رو که می شنید هیجانش بیشتر می شد … و توسکا هم کاملا حس می کرد که آماده هست که یک بار دیگه ار گاسم شه … کسش تشنه آب کیر پارسا بود و می دونست که اگه بار ها و بار ها از آب پارسا پر شه بازم جا داره .. بازم جا داره که اون آبو نوشش کنه …
پارسا : خیلی چشات خوشگله …
-ولی نه به خوشگلی چشای تو که هوسمو زیاد می کنه …
-دوستت دارم عشقم ..
-جووووووون بگو .. بازم واسم حرفای قشنگ بزن . بگو توسکا رو دوستش داری . بگو که فقط مال منی عشق منی و منو می خوای ..
-فقط تو .. فقط تو رو می خوام .. تو نازمنی .. نیاز منی .. همه چیز منی .. عشقمی ….
-بازم بگو .. حس می کنم دارم اوج می گیرم . پر واز می کنم . دیگه همه چی برام حکم یه رویا رو داره … یک رویای قشنگ و واقعی .. آخخخخخخخخخخ پارسا منو ببوس .. ببوس گازم بگیر …
کیر پارسا توی کس زن داداش گاه طوفانی و گاه آروم عمل می کرد . اون یه انگشتشو گذاشته بود رو سرسوراخ کونش و باهاش بازی می کرد ..
-اوووووووووهههههه نهههههههه .. وقتی داری این کارو باهام می کنی دلم می خواد یه کیر دیگه هم می داشتی و می کردی توش …
-تو فقط رضایت بده … به اون جا هم بعدا می رسم .
-همه جای تنم مال تو . تو که می دونی هر کاری که دوست داری می تونی با هام انجام بدی .
-ولی توسکا .. عزیزم خیلی تنگه ..
-اون لحظه که میخوای بکنی توش برات گشادش می کنم . می ذارم لذت ببری . کیف کنی …
-می دونم خیلی تنگه و درد می کشی .. ولی حالا حس می کنم کست چقدر خیسه .
-آخخخخخخخخخ گفتیا .. حس می کنم دوباره دارم ار گاسم میشم . با روش بازی کن … همه جاشو بمال .. می خوام خیلی راحت حست کنم . جووووووووون .. چه حس خوبی به آدم میدی .. منو ببوس . ببوس .. لمسم کن .
و پارسا این بار کف دستاشو گذاشت روئ سینه های نوسکا و با نوک سینه هاش بازی می کرد … و کیرشو که این بار از پشت کرده بود توی کسش آروم آروم و بعد با سرعت می کرد توی کس و می کشید بیرون ..
توسکا : آهههههههه نهههههههه .. ادامه بده … باهاش بازی کن . دستتو بمالون روش .. هنوزم حس می کنم که دارم خواب می بینم . باورم نمیشه که تونسته باشم شکارت کنم …
پارسا : شکارم کردی یا شکار شدی ؟
-شکار کردن تو خیلی سخته . کار هر کسی نیست . هنر می خواد .
-خیلی بلایی زن داداش …
-تو که بازم داری اذیتم می کنی … من حالا اسیر توام . معشوقه توام . عشق توام . هر کاری که دوست داری می تونی با من انجام بدی . هر جوری که دوست داری می تونی ازم لذت ببری . جوووووووون . به من بگو چرا این جوری شدم پارسا ؟! چرا هرچی بیشتر باهام ور میری بیشتر می خوام و بیشتر لذت می برم ..
پارسا : نمی دونم . من که فرقی با سایرین ندارم . توسکا : وا یه حرفی می زنی که انگار من با مردای زیادی بودم -حالا به دل نگیر ممکنه طرز حرف زدن من این طوری بوده .
پارسا یه پای توسکارو انداخت رو شونه هاش . در این حالت کس توسکا باز تر نشون می داد ولی پارسا که یه قسمت از تن زن داداششو رو دوشش حس می کرد خودشو جلو کشید تا با سرعت و هیجان بیشتری کیرشو توی کس توسکا بکنه و بکشه بیرون …
-پارسا جونم دارم آتیش می گیرم . هلاکتم .. محکم تر .. بکوبون .. هر وقت ازت خواستم که خالیش کنی داخل این کارو انجام بدی
-اگه این کارو نکنم چی ؟
-خب اون وقت دیگه باهات قهر می کنم …
توسکا : قهر می کنی و میری دنبال یکی دیگه ؟
-این چه حرفیه که تومی زنی عشقم -شما مردا ؟!
پارسا : شما زنا از این حرفای تحریک کننده به سمت بقیه می زنین که ما مردا رو می کشونین سمت زنای دیگه .. توسکا متوجه شد که کمی زیاده روی کرده . با این که حسادتش گل کرده کمی هم عصبی نشون می داد …….دوست داشت پارسا فقط فانتزی سکس با اونو توی فکرش داشته باشه و در واقعیت هم اون تنها دوست دخترش باشه ..
-داره میاد عشقم داره میاد .. اوخ چه کیفی داره . ولم نکن … می خوام حال کنم . چقدر تو حریصی . تموم شدم .. تموم کردم … وااااااایییییی کسسسسسسم … خیلی آب می خواد .. دوست دارم با عشق خالی کنی توش .. منتظرم … می خوام کونمو جرش بدی … کس و کونم هر دو تا رو خونینش کنی …
-بگیر که اومد ..
-چه عجب نگفتی زن داداش
-اتفاقا داشتم می گفتم جلوشو گرفتم ..
-دارم خالی میشم .. تو هم خودت رو خالی کن ….. ادامه دارد … ….
در
۱:۰۷:۰۰
2
خواهر .. مادر یا زن داداش ها ؟ 15