خلاصه روزها به همین منوال میگذشت.این لیدا خانم ما خیلی پرو بود همیشه فحش میداد برخلاف من.من هم تو دلم میگفتم که یه روز تلافیشو سرت در میارم.اواخر تابستون بوش که لیدا از شهرستان برگشت کمی رابطمون به خاطر بی محلیای من سرد شده بود ولی نمیذاشتم پاره بشه.خلاصه این اومد زنگ زد به من.خواهر من هم یه هفته قبلش ازدواج کرده بود.خونه ای که گرفته بون کمی یا ما فاصله داشتش.من هم افکار شیطانی به سرم زد.خواهرم اغلب روزا میومد خونه ما چون خونشون اپارتمان بود حوصلش سر میرفت طاقت نمیاورد و میومد پیش ما.خلاصه من با این لیدا قرار گذاشتم کلید خونه خواهرمم ازش گرفتم با هم رفتیم اونجا یعنی اون اصلا خبر نداشتش ولی وقتی رفتیم هیچ مخالفتی نکردش.ما رفتیم تو خونه کمی نشستیم اولش هیچ کاری نکردم هوت گرم بود یه شربت درست کردم با هم خوردیم بعد من رفتم تو اتاق خواب اون هم پشت سر من راه افتاد اومد.رو تخت دراز کشیدم اون هم به تبعیت از من کنارم دراز کشید.ناخواسته شروع کردم ازش لب گرفتن.بدک نبود کارش این لیدا خانم ما خیلی حساس بودش روی گردن و لاله گوش من هم میدونستم خیلی حساسه شروع کردم به لیسیدن چنان ماهرانه این کارو میکردم که دیونه شده بود.هوا گرم بود شروع کردم به در اوردن مانتوش بعد هم لباسشو در اوردم.یه جوراب شلواری هم پوشیده بود.من که خودم عاشق جوراب پوشیدن دخترا هستم واقعا حشری کنندس میچسبه به پروپاشون واقعا صحنه سکسی رو رقم میزنه.خلاصه اونم با هر زحمتی بود درش اوردم بعد خودم لباسمو کندم.انصافا از حق نگدریم خوشتیپ هم هستم.خلاصه منم لخت شدم یه دل سیر بدنشو سینه و گردنشو لیسیدم.بعد اومدم پایین تنه.اولین سریم نبود که سکس میکردم ولی اونایی که کرده بوم جنده بودن اصلا دوست نداشتم لبام به بدنشون بخوره فقط میکردم.اما این بی انصاف از بس لوند و سکسی بود اندامش واقعا معرکه بودش بدنش مثل سفید برفی بودش.اولین بارم بود که میخواستم کوس لیسی کنم فقط میخواستم هم یه بار تجربه کنم هم اینکه اونو حشری کنم چون خیلی سخت حشری میشد.خلاصه رفتم پایینو دلو به دریا زدم یه زبون زدم با اینکه قبل سکس رفته بود دستشویی و کامل شسته بود ولی باز بوی شاش میداد.یه کمم پیش ابش اومده بود با هر سختی بود شروع کردم به لیسیدن.من تا قبل اینکه کس لیسی کنم فکر میکردم بوی عطر و گلاب میده.اخه اونقدر کس شعر خونده بوم تحت تاثیر قرار گرفته بودم ولی دیدم کس شعر محض هست.یه ربعی با اکرار این کارو کردم اخرش لذت بخش شده بود.دهنم اخرش خشک شده بود بلند شدم کیرم مثل دسته بیل شده بود برش گردوندم اون باکره بود نمیتونستم از جلو بکنم.دلو زدم به دریا یه کم تف زدم سر کیرم گذاشتم دم سوراخ کونش یه کم فشار دادم خودشو جمع کرد شروع کرد به ناله کردن اینو میدونستم که خیلی درد داره ولی از بس حشریش کرده بودم اونم دلش نمیخواست این موقعیتو از دست بده خلاصه با هر سختی بود جاش کردم اروم اروم و شروع کردم به تلمبه زدن واقعا رو ابرا بودم اونم داشت تختو گاز میگرفت من هم کمرم سفته به این زودیا ابم نمیومد خلاصه نمیم ساعت از پشت گاییدمش اخر سر بدنم درد گرفتش سریع کردم تلمبه هامو وقت نشد کیرمو بکشم بیرون همه ابمو با فشار ریختم تو سوراخ کونش واقعا معرکه بودش.کمی دراز کشیدم کنارش بعد پاشدم رفتم لباسمو پوشیدم اونم اماده شد زدیم بیرون.بعد این قضیه دیگه پاتوق خونه خواهرم بود که لو رفتش من هم دیگه بیخیال شدم.اینم از خاطره من امیدوارم خوشتون اومده باشه.دیگه ببخشید اولین خاطرم بود زیاد قشنگ در نیومد.نظرتون رو بدید تا باز دوباره اگه قسمت شد خاطرهامو براتون منویسم.
نوشته: zabi
8 پاسخ به “کون معرکه لیدا”
كسمغزه جلقو_برو فعلا تو كاره كف دستي ن داستان نويسي_اسمه دياكو يعني جي الان؟
امیدوار باش شاید یه روز بتونی بکنیش
ننوشتی هم ننوشتی برادر من. هیچ نکته جذابی نداشت.
چقدر سرد تعریف کردی…دارم فکر میکنم دیگه بازنشست شم از سایت…خیلی وقته بی ثمر اینجام…تو ادامه بده #o #o #o #o #o #o #o #o #o #o #o #o
دياكو اسم يكي از سربازاي دوران مغول ها بود. به نظرم تو بايد حروم زاده باشي عوضي…
تخمی بود، ننویس . . . . . . . . . . .آره باور کردم ولی خیلی تخمی بود. گفتی که کُسش بوی شاش میداد؟ ابله خودشو نشسته بوده و یک هفته هم میشده که حمام نکرده. حالم رو بهم زدی. رفتی سراغ یک دختر چرک مرده. خاک تو سرت. امیدوارم که بیماری کُس مغز بگیری و دیگه ادامه ماجراهات رو ننویسی.
نويسنده ملجوق هستش! دياآكو اولين پادشاه ايران هستش! از مادها هستش!وقتي كسشو با شاش شسته همين هستش! كير تو كون خواهرت هستش با اين رفيق شاشوش!
کیوان جان سایز کون خودته یا مادرت245؟