همین شد. چت کردنای ما شروع شد و یه ماه ادامه پیدا کرد تا یه روز بعد از ساعت کاری سر خیابون دیدمش و سوارش کردم. خواستم برسونمش اما اون گفت عجلهای ندارم. گفتم اگه دوست داری بریم چرخی بزنیم. سر از پارک حقانی در آوردیم و دیگه شب شده بود. پیاده شدیم و رفتیم تو درختا و همینجور ور میزدیم. اونجا برای اولین بار بغلش کردم و بوسیدمش. گفت باورم نمیشه اینقدر زود اتفاق بیافته. منظورش این بود که دوست نداشت اینقدر زود به هم نزدیک بشیم. یه گوشه نشستیم و شاید نیم ساعت فقط لب خوردیم. سیر نمیشدیم و دوباره و دوباره. خلاصه چند روز بعد، بهم پیام داد که خیلی دلم میخواد ببینمت. گفتم من که همین پایینم. گفت نه، سر کار منظورم نیست. میخوام بیام خونه. گفتم هروقت تو بگی. گفت فردا میتونی کار رو بپیچونی که از اول صبح بیام؟ گفتم آره چرا که نه. آدرس رو براش فرستادم. قرار شد فردا به جای کار بیاد خونه. از شما پنهون تا صبح خوابم نبرد. همش به فکر اون چشمای شیطون، لبای حریص و کون قشنگش بودم. همش تصور میکردم که وقتی میاد، لباساشو عوض میکنه و تو لباسای خونه چقدر قشنگتر به نظر میرسه. ولی خب، اون لباسی نیاورده بود که عوض کنه. با همون مانتوی اداره اومد تو. اول صبح بود و من که بد خوابیده بودم چشمام باز نمیشد. زود فهمید. گفت برو بخواب انگار نخوابیدی، منم میام پیشت. مسواک زدم و رفتم رو تخت افتادم. نمیدونم چقدر خوابیدم که دیدم صدام میکنه. چشمامو باز کردم. باورم نمیشد. با لباس زیر بدون سوتین وایساده بود و نگام میکرد. سینههای درشت، موهای افشون، آرایش کرده با پاهای خوشتراش. چون تازه از خواب بیدار شده بودم کیرم راست بود و اون از زیر پتو میدید. یه کم خجالت میکشیدم. اون انگار خجالت سرش نمیشد. اومد نشست روم و شروع کرد به خوردن لبام. دلم میخواست پتو نباشه که بتونم حسش کنم. پتو رو کنار زدم. کمک کرد و شلوارکم رو درآورد و بدون اینکه منتظر بشه کیرمو فرو کرد تو کس داغش. کشیدمش سمت خودم. سفت بغلش کردم و شروع کردم به کوبیدن و اون تو گوشم ناله میکرد. موهای نرمش رو صورتم بود و بوی خوب بدنش رختخواب رو پر کرده بود. دیدم اشک میریزه. یهو جا خوردم. گفتم چی شد؟! با صدای گرفته ناله کرد: درد میکنه. آخ نکن. درد میکنه… میدونستم که نباید توجه بکنم و باید کار خودمو بکنم. با چشای بسته اشک میریخت و همون جمله رو تکرار میکرد. خیلی قربون صدقهش رفتم. گفتم قربونت برم الان تموم میشه. یه کم دیگه. کونشو محکم تو دستام گرفته بودم و میکردم. کونش اینقدر بزرگ بود که تو بغلم جا نمیشد. یه کم دیگه که کردم گفت دارم میشم. دارم میشم. بریزش تو. بریزش تو. آخ بریز… بریز… فرصت نکردم کیرمو در بیارم. واقعا نمیخواستم بریزمش تو ولی مگه میشد از زیر اون کون و کس داغ و گنده به راحتی بیرون اومد؟ پاشیدمش تو. تو دستام لرزید و به نفسنفس افتاد. گفتم مینا خطرناک نیست ریختم تو؟ گفت قرص میخورم.بیهوش تو بغل هم افتادیم و وقتی چشم باز کردیم دیدیم یه ربع به چهاره. اگه شرکت بودیم، یه ساعت و ربع دیگه تعطیل میشدیم. بدن داغ مینا پر از هوس بود. پوست نرم سبزه، پر از پیچ و خم و برجستگی، پر از شور و گرمای جوانی. نمیتونستم ازش دل بکنم. دوباره بیدار شده بودم و دلم میخواست این بار من بالا باشم. پاهاشو باز کرد. انگشتشو گذاشت تو دهنش و به کسش مالید. گفت بیا عزیزم… جوری آدم رو اغوا میکرد که آدم دلش میخواست خودشو پرت کنه تو دریا یا بره زیر قطار. استاد اغواگری بود. کاری که زنهای دیگه خیلی کم بلدن. دستمو گرفت کشید رو خودش. کیرمو گذاشتم تو و فشار دادم و نالههای مینا شروع شد. پاهاشو دراز کرده بود و به همین خاطر کسش تنگتر شده بود. سینههاشو میخوردم و میکوبیدم. وقتی آبم میخواست بیاد بهش گفتم تو نمیشی؟ گفت نه دیگه نمیتونم. بریزش رو سینههام. راستی یادم رفت سینههاشو توصیف کنم. بمونه برای بعد. آبم سر خورد و ریخت رو گردنش. تا میتونستم لباشو خوردم و مثل لش افتادم.
نوشته: کورش ایرانی
11 پاسخ به “مینا استاد اغواگری”
اول شدم خخخخ
داداش ازخواب بیدارشدی زرتی لب گرفتین؟آخه مومنِ مسجدندیده!!!آدمیزاد اول بیداریش از ته معدش بو سگ مرده میادبالا.مرگ خودت یه خورده کمتر کص بگو.
تا صبح بیدار موندی اما تا زنه اومد رفتی خوابیدی؟؟؟
تاریخ به ما میگه کوروش ایرانی باغیرت تر و انسان تر از چیزی بوده که بعیده با زن شوهر دار خوابیده باشه!در انتخاب اسامی دقت نماییم !
فقط تراوشات ذهنی بود ؛موفق باشی
Queen_wearyسلام.ببخشيد يك سوالكدام تاريخ را ميفرماييد شما؟اين اگر تاریخ می فهمید چیه الان داستان شنگول منگول رو اگر بازنویسی میکرد ولی عمرا نمیومد بخاطر اسمش کوروش کبیر ،این مزخرفات را تحویل ملت بده،یارو اسم کوروش به گوشش میخوره به احترامش پا میشه وامیسه ایشون اون رو زن با… کردهنمیدونم چی دیگه باید گفت.
گفت نمی دونستم شوهر داره … ابن توی داستانها مد شده تازگیا که مثلا میدونستم همون اول دنبالش نمیرفتم …که مثلا خودشونو تبرئه کنن … یعنی اونایی که میگن خبر نداشتیم نمیتونستن قبل از سکس بپرسن چرا همشون بعد سکس میپرسن 😎
استاد اغواگری بود!..منم حسسسسساااااس
آخرش آبت اومد ریدی😂دستت رو از روی کیرت بردار بتونی بنویسی:/
کوروش خان نگفتی کجای خارج زندگی می کنی؟ این چرت و پرتایی که از مغز جلقیت تراوش کرد توی ایران که هوووچ توی خارج شم اتفاق نمی افته . این دفعه بجای شامپو از صابون استفاده کن کمی عقلت بیاد سرجاش .والا
چی شد مگه قرار نبود بفهمی متاهله😂😂😂