بعد از طلاق یکسال جندگی کردم و از کس دادن پول در میاوردم. روزی چند مرتبه سکس داشتم و لذت میبردم ، یه جورایی بهش معتاد شده بودم ، هرکی به چشمم میومد بهش میدادم ، شماره ی من دست دوتا مکانیک بود ، اونا منو برای کس دادن معرفی میکردن…
بعد از ازدواج با نیما ، چند بار کس دادم اما سعی کردم تک پر باشم و بهش خیانت نکنم.
البته آشنایی ما از طریق مکانیک سر کوچه بود وقتی که نیما برای اولین بار کسم رو گایید و بهم وابسته شد و چند ماه بعد باهم ازدواج کردیم…
شوهرم کارمند ایران خودرو بود و آخر هر ماه ۳ روز باید بره ماموریت تبریز، این اواخر من توی این سه روز تنهایی خودارضایی میکردم.
تا اینکه بعد از گذشت یکی دو سال کم کم با حامد برادر شوهرم ارتباط گرفتم و با هم چت میکردیم.(چت معمولی)
حامد برادرشوهرم ۵۲ سالشه، دو تا زن طلاق داده، قد بلند ، هیکل صاف، موهای جوگندمی با شخصیت مهربان و تیپ جذاب، من و حامد باهم راحت هستیم و صمیمی و چند روز یکبار باهم چت میکنیم یا تلفنی در مورد مسائل بی اهمیت روزمره حرف میزدیم.
یکم از خودم بگم، همه از زیباییم تعریف میکنن، پوست سفید، باسن بزرگ، کمر هفت، سینه های کوچک، دست و پا و گردن کشیده، قد تقریبا بلند، با ران های درشت و خوش فرم، موهای بلوند، چشمان بزرگ خرمایی، ابروهای باریک و لب های نازک، گونه های برجسته و موهای بلند، طوری که هر مردی را در اولین نگاه جذب میکنم.
حامد برادرشوهرم چند مرتبه بهم گفته بود، زمان هایی که تنهام اگر کاری داشتم بهش بگم، حقیقتا از قدیم دوست داشتم به برادر شوهرم کس بدم، خودم دو دل بودم که با حامد سکس کنم یا نه… شب ها بهش فکر میکردم و صبح ها پشیمان میشدم، میترسیدم توی خانواده لو بره یا حامد ازم سو استفاده کنه یا شوهرم بفهمه یا هر اتفاق بد دیگه ای…
وقتی به شوهرم میدادم ، تصور میکردم دارم به حامد میدم.
یک روز که شوهرم ماموریت بود و تا چند روز نمیومد، به سرم زد به حامد پیام بدم بیاد پیشم، دنبال بهانه بودم که بهش چی بگم که تابلو نباشه…
قبلش حمام رفتم و کل بدنم رو شیو کردم، رفتم توالت و سوراخ کونم رو تمیز کردم، اومدم عطر زدم و یک تاپ سفید کوتاه بدون کرست با یک شلوارک سبز جین پوشیدم.
ساعت ۷ شب بود آماده شدم، هنوز بهش پیام نداده بودم، شک داشتم، رفتم جلو آینه خم شدم کونم رو چرخوندم، کونم زیباترین چیزی بود که تا حالا دیده بودم، با دست تکونش دادم، سینه هام رو مالیدم و تاپم را دادم بالا، سینه هامو به آینه چسبوندم و از خودم تو آینه لب گرفتم!
حشری حشری بودم، یه لحظه به فکرم زد به مرد همسایه بغلی آقا رضا کس بدم، بعد دوباره پشیمان شدم، رفتم روی تخت دراز کشیدم و شلوارم رو دادم پایین با کسم بازی کردم ، دیلدو برداشتم گذاشتم تو کسم، شروع کردم تلمبه زدن…
جوون کسم داغ داغ شده بود، دلم کیر واقعی میخواست، گوشیمو برداشتم ، رفتم تو پیام های حامد ، عکسشو باز کردم زل زدم بهش ، بوسیدمش و تصور کردم داره منو میکنه… جون چه حالی میده
بهش پیام دادم ۱۰ دقیقه طول کشید تا جواب داد…
نوشتم:
سلام خوبی؟
نوشت:
سلام دختر خوبم چطوری؟
نیستی؟ نیما رفت تبریز
نوشتم :
آره رفت، میخوام یه چیزی بهت بگم، خواستم بگم
بیای اینجا اگه بیکاری
نوشت:
چیزی شده، باشه کی بیام؟
نوشتم:
امشب ، هر وقت اومدی
گفت باشه و آفلاین شد، تا حدود دو ساعتی منتظر شدم خبری نشد، تماس گرفتم رد تماس داد چند دقیقه بعد از رد تماسش دیدم ماشینش جلوی آپارتمان ما وایستاد، پیاده شد اومد طرف درب ، قبل از اینکه زنگ بزنه براش باز کردم، اومد داخل ، من تو آشپزخانه بودم سلام کردم و یه لبخند حشری بهش زدم ، متوجه شد که برنامه چیه، گفت ببخشید دیر شد، اومد توی آشپزخانه وایساد به حرف زدن، من که حشری حشری بودم و قلبم داشت کنده میشد، خم شدم که مثلا یه چیزی از زیر کابینت بردارم ، چند لحظه تو سکوت بودیم منم کونم رو چرخوندم طرفش، پاهای سفیدم که برق میزد با شلوارک سبز جین زیباتر شده بود. اومد نزدیکم من پاشدم، نمیخواستم شروع کننده من باشم.
رفتیم نشستیم چایی آوردم، نوک سینه هام از زیر تاپ کوتاه و سفیدم معلوم بود، نشستم کنارش ، صدای موسیقی تلویزیون رو بیشتر کردم و بلند شدم به رقصیدن، یه کم قر دادم، حامد از شدت شهوت دهنش باز مونده بود. چند دقیقه براش عشوه اومدم… دستم رو به سمتش دراز کردم ، اونم سریع بلند شد و اومد جلوم، دستاشو دور کمرم حلقه کرد و کمرم رو چسبوند به خودش…
صورتمون نزدیک هم شده بود ، بهم گفت مطمئنی میخوای اینکارو کنی؟
بهش لبخند زدم ، اونم لبامو بوسید و شروع کردیم لب گرفتن، چند لحظه همینطوری گذشت ، تو چشمای هم نگاه میکردیم و لب میگرفتیم و شعله های عشق بلند و بلند تر میشد، چه حالی میداد، تازه فهمیدم که به حامد خیلی علاقه دارم و اونم منو دوست داره، دستشو برد روی باسنم و کونم رو دو دستی فشار میداد، تاپم رو در آورد و سریع دکمه های پیراهنش را باز کرد، سینه هام را میخورد و دستش روی کس و کونم بود، لباسش را درآوردم و دستشو گرفتم بردم توی اتاق خواب، با هم دراز کشیدیم بدنش زیر نور آباژور کوچک بالای تخت سکسی تر شده بود، فقط از هم لب میگرفتیم، برادر شوهرم شورت و شلوارش را درآورد، کیر کلفتش محشر بود، تا بحال همچین سایزی خودم لمس نکرده بودم، دکمه های شلوارکم را باز کرد وبا شورت درآورد،کسم رو نگاه میکرد، یکم خجالت کشیدم ، روی کسم دست کشید و با انگشتش بازی بازی کرد، حالم عجیب بود هم حشری بودم و هم عاشقش شده بودم،
پاهام تو بغل برادر شوهرم بود و لیس میزد، پوستم برق میزد و خوشبو بود، پاهامو چسبوند بهم و داد بالا ، رانم را لیس زد و یک گاز محکم گرفت…رفت پایینتر و کسمو لیس زد، پاهامو باز کرد و شروع کرد کسم رو خوردن…
چقدر حرفه ای بود و چقدر مردانه این کار را میکرد، من داشتم از حال میرفتم بلند شد و روی من دراز کشید، دم گوشم آروم گفت:
دوست دارم
من تو اون لحظه نمیتونستم حرف بزنم فقط بوسش کردم و بهش لب دادم،برادر شوهرم کیر کلفتش گذاشت دم کسم و بازی بازی میکرد، یکم با دست تف مالی کردم کیرشو…
آروم سر کیرشو داد تو کسم و یواش عقب و جلو میکرد تا کامل هل داد تو کسم
لب میگرفتیم و قربون صدقه هم میرفتیم، بهش گفتم عاشقتم حامد، لبخند زد و کیرشو محکم تر کرد تو کسم، انقدر کلفت بود با تمام وجودم حسش میکردم، کل کیرش با آب کس من سفید شده بود، دو مدل تلمبه میزد، یکی آروم و پرفشار و یکی سریع داشتم حال میکردم، که بهم گفت بازم بهم کس میدی،
گفتم: آره عزیزم، کسمو جر بده
گفت: میخوام ماله من باشی
گفتم: من الانم ماله توام عشقم
کیرشو کشید بیرون کنار به پهلو خوابید ، برگشتم طرفش محکم بغلم کرد و ازم لب میگرفت، کیر برادر شوهرم تو دستام بود کلفت و سفت کمی عقب با دستام عقب جلو کردم، حامد هم حال میکرد و بیشتر تو بغلش فشارم میداد.
بلند شدم نشستم روی کیرش ، سریع بالا پایین میکردم، دیدم آبش میخواد بیاد، گفت: بیا پایین خوشگله کاندوم ندارم، منم اصلا توجهی نکردم و محکم تر تلمبه میزدم، تا اینکه ناله کرد و سرم رو چسبوند به سرش و با زور خیلی زیادش فشارم داد تا آبش کامل ریخت توی کسم، وسط لب دادن، گفت این چه کاری بود کردی؟
گفتم تازه اولشه ، من دیگه ماله توام!
اگر این داستان را دوست داشتید بگید قسمت های بعدی سکس من و حامد برادر شوهرم براتون بذارم.
نوشته: Negar
24 پاسخ به “سکس و عشق با برادر شوهر (۱)”
داداش کمتر جق بزن
این داستان حاصل جق صغری ۵ ساله از کس آباد
به همون همسایه میدادی بهتر بود 😂😂😂
خوب بود ادامه بده
من خیلی کم داستان میخونم و بیشترش رو از نصفه ببعد بیخیال میشم ولی داستانت ارزش خوندن داشت👍
عالی بود 👍
نه دیگه ننویس فهمیدیم بهش دادی
جنده ای که شمارش دست مکانیک باشه معلومه کیا گاییدنششوهری که از مکانیک شماره جنده بگیره وبعد عاشقش بشه معلومه چه بدبختیهبرادرشوهری که همه اینارو بدونه و بازم اینهمه مدت طول داده برا کردن این زن معلومه چقد کسخلهو جنده ای که اینهمه داده معلومه چقد پاره و داغونه
حالا که شوهرت میدونه چجور بودی و عقدت کرده از زندگیت سواستفاده کن و همیشه لذت ببر از سکس
شوهرت با این که می دونست توجنده ای بازم باهات ازدواج کرد، با این تعریف هایی که تو ازخودت کردی معلوم میشه سکینه سه پستون از ناکجا آباد داستان نوشته
ماله من باشی؟ بنایی!مالِ من باشی.مال من هست = مال منه
خوب بود بازم بنویس
غیر واقعی به نظر میومد ولی بد نیست بنویش
کاربر خسته کس لیس چون زن نوشته خوبه؟؟ داستان ب این کسشری میگی خوبه چون زن نوشته؟؟کیر تموم مردای سایت توی کونت مرتیکه کس لیس هول این کسشرترین داستان سایت بود
مدیر سایت بکن تو بی شرفه ، مدیرسایت گی شرفه، مدیر سایت گی شرفه،گی خور، گی خور، گی خور، گی خور، گی خور، گی خور
اگه داستانت واقعی بود که باید جزئیات بیشتری میگفتی ک مثلا چی شد عاشق حامد شدی ، چکار کرده بود بخاطر اندامش بود یا شخصیتش ، بقیه اعضای خانواده چی شدم، به دفعه زنگش زدی کس دادی تموم شد!!؟
میگفتی بعد ازدواجت به کیا چجوری چرا کس دادی ،معمولا تو خونه چکار میکنی از فضای اطرافت خونه لباس شخصیت مقابلت هم یه چیزایی میگفتی
چرت و پرت
جوووووون خوش بحال برادر شوهرت عجب کوسی هستی به ماهم بده ❤❤❤😍😍😍😍
همه که جق زدن با داستانحداقل یکم داستان طولانی تر کن بیشتر بچسپاین که خودن همه جق زدن بنویس بد نبود ولی ادامه شو یکم پر هیجان تر کن
نمیدونم یه جنده ای اینو نوشتی یا یه کونی جلقیاگه کونی هستی که کیرم توی ناموس نداشتت امااگه جنده ای پس بزار دوتا حرف بگم و تمامعقاید خودت به خودت ربط داره و به تخمم نیست،دینامیت بزار کوصتو منفجر کن به کیرماما گوه بخور از عشق و عاشقی حرف نزن،عشق و عاشقی حرمت داره ،تو هزارتا کیر رو مزه کردی برامن از عشق میگیجنده پتیاره خوبه نخواستی خیانت کنی،اگه میکردی به کل ایران کوص میدادی،چطور روت شده بنویسی چندبار فقط کوص دادم و نخواستم خیانت کنمجندهایی مثل تورو که میگن شوهر داریم و زندگی خوبی داریم اما کوص میدن باید یجوری از کون بگاییشون که با سیم بکسلم نشه کونشونه دوخت
نمیدونم یه جنده ای اینو نوشتی یا یه کونی جلقیاگه کونی هستی که کیرم توی ناموس نداشتت امااگه جنده ای پس بزار دوتا حرف بگم و تمامعقاید خودت به خودت ربط داره و به تخمم نیست،دینامیت بزار کوصتو منفجر کن به کیرماما گوه بخور از عشق و عاشقی حرف نزن،عشق و عاشقی حرمت داره ،تو هزارتا کیر رو مزه کردی برامن از عشق میگیجنده پتیاره خوبه نخواستی خیانت کنی،اگه میکردی به کل ایران کوص میدادی،چطور روت شده بنویسی چندبار فقط کوص دادم و نخواستم خیانت کنمجندهایی مثل تورو که میگن شوهر داریم و زندگی خوبی داریم اما کوص میدن باید یجوری از کون بگاییشون که با سیم بکسلم نشه کونشونو دوخت
مرسی خیلی قشنگ بود
پاهای سفیدم؟؟؟همونجا قطع کردم ودیگه نخوندم؟« پاهای سفیدم »تصور یک مرد مجلوق هستش که خوراک جلق رو نوشته ،برای خانم عادیه ،میگه «پاهام»