حامد و سهیلا (۱)

سلام حامد از جنوب کشور داستان کاملا واقعی هست
بچه کوچیک خانواده هستم پدرم فوت کرده خواهرم و برادرم هم چند ساله ازدواج کردن من و مادرم خونه پدری تنها زندگی میکنیم
یک روز زن داداشم زنگ زد که داداشت حمید با همسایه دعوا کرده سری خودمو رسوندم داداشم ۴۸ سالش بود میاد با ماشین بره بیرون که پسر همسایه که مست بوده با موتور میزنه به ماشین داداشم که بحثشون میشه
تا من رسیدم پلیس ۱۱۰ رسیده بود پسره که مست بود با موتورش بردن کلانتری داداشم هم شکایت کرده بود
پدر مادر پسره هرکار میکنن داداشم رضایت نمیده
سرکار بودم دیدم خط ناشناس زنگ زد خودش و معرفی کرد مادر پسره بود کلی خواهش کرد که با داداشت صحبت کن رضایت بده بخدا باباش هم راننده ماشین سنگین مردم هست به زحمت پول در میاره واقعیت اول با تندی باهاش برخورد کردم
خیلی خواهش کرد بهش گفتم باهاش صحبت میکنم رابطه ام با داداشم خیلی خوب هست
بهش زنگ زدم داداش این دیگه ادب شده رضایت بده گفت خودمم میدونم ولی الان رضایت بدم پرو میشه بزار یکم بمونه تا ادب بشه
درست یادمه ساعت ۱۱ شب بود از داخل واتساپ یه تماس صوتی گرفت شد سری قطع کرد مادر پسره بود
نگاه پروفایل کردم وای چه زن خوشگلی سهیلا ۳۶ سالش بود تقریبا ۷ سال از من بزرگتر بود ولی واقعا بهش نمی خورد ۳۶ سالش باشه دیدم داخل واتساپ پیام داد آقا حامد با داداشت صحبت کردی چون خودم بعدازظهری رفتم خیلی عصبانی بهش گفتم نگران نباش رضایت میده
اونم سر صحبت باز کرد که شوهرش الان تو جاده هست بیات با من بحث میکنه تورو خدا یکاری کن کوتاه بیات
فرداش به داداشم گفتم برو رضایت بده خودت هم از کارو زندگی میفتی بخوای بری پاسگاه دادگاه داداشم رفت رضایت داد همه چیز تموم شد
دوباره شب ساعت های ۱۲ بود سهیلا پیام داد و تشکر کرد واقعا ممنونم چون اصلا با داداشت نمیشه صحبت کرد با اینکه من شمارو ندیدم ولی زن داداشت شماره شما داد که به داداشش حامد بگو چون بچه کوچک خونشون هست دوستش دارن نه نمیگه بخاطر همین مزاحم شما شدم متوجه چت کردن نشدم ساعت ۲ شب شده بود
کم کم حرفها صمیمی تر میشد و در دل هاش که با شوهرم که ۱۵ سال از خودم بزرگتر هست ازدواج کردم وقتی از جاده میاد سرهرچیزی دعوا میکنه این توله سگ پسرش هم به خودش رفته
ناخودآگاه پرسیدم عکس پروفایل خودتون هست سهیلا آره ولی عکس جونی هام هست 🥺
گفتم میشه یه سلفی بگیری من الان ببینمت
چند دقیقه ای گذشت مشخص بود رفت یه آرایش ملایم کنه وقتی فرستاد با یه تاپ موهاش هم ریخته بود تو صورتش گفتم سهیلا خانم واقعا تغییری نکردین خدایش
گفت حالا نمیخوای تو بفرستی
خودمو زدم به پررویی گفتم چیزی تنم نیست آخه سهیلا مگه میخوای از کل بدنت عکس بگیر گفتم آخه شاید میخواستی قدم ببینی 😜 حالا قدت هم ببینم سری تیشرت شلوارکم در آوردم با شورت مایو جوری عکس گرفتم
که تا شرتم مشخص بود سهیلا وای واقعا گرفتی من شوخی کردم 😲 گفتم کاشکی منم میتونستم همچنین عکسی از شما ببینم با حرفهای که زده بود میدونستم تنها هست پسرش همراه خواهرش بخاطر اینکه جلو چشم داداشم نباشه رفته بود خونه مادربزرگش
گفت به شرطی که سری پاک کنی قند تو دلم آب شد
صورت گرد چشم های درشت موهای بلند یه عکس با شورت و کرست ست بنفش فرستاد هنگ کردم 😲
گفت اگه دیدی پاکش کن گفتم واقعا بدن جذاب داری امشب خواب نمیرم گفت چرا گفتم اخه روم نمیشه بگم
چیزی شده اول یکم ترسید که عکسش شاید پاک نکردم
باز ازم پرسید خواهشا بگو چرا گفتم اخه راستش بگم از شق درد خواب نمیرم 😔 سهیلا که خیالش راحت شد گفت آخی عزیز واقعا تحریک شدی
گفتم مگه میشه این اندام ببینم تحریک نشم پرسید چیکار میتونم برات بکنم گفتم کاشکی پیشم بودی 😔
گفت آخه این موقع گفتم آره منم تنهام مادرم دو سه روز هست رفته خونه خواهرم که زایمان کرده
گفت حامد آخه نمیشه الان ساعت نزدیک ۳ شب هست
چطوری بیام میخوای باهم چت کنیم گفتم نه ممنون با حالت ناراحتی بهش گفتم مزاحمت نمیشم واقعا داشت حالم بد میشه نت هم سری خاموش کردم
چند دقیقه ای نگذشت دیدم زنگ زد گفت حامد چرا زود قهر میکنی گفتم قهر نکردم دارم اذیت میشم گفت نت روشن کن وارد واتساپ شدم چندتا عکس فول سکسی فرستاده بود گفتم سهیلا میخوای اذیتم کنی گفت نه بخدا گفتم شاید گفتم شاید چی
گفت آخه این موقع چطور بیام بهش گفتم اسنپ بانوان بگیر کاری نداره باورم نمی شد گفت اجازه بده آماده بشم
یه ربعی گذشت لوکیشن براش فرستادم
سری گشتم اسپری تاخیری پیدا کردم زدم دیدم گوشیم زنگ خورد گفت تو مسیر هستم هنوز باورم نمی شد
از لحظه تماسش ۱۴ دقیقه نکشید گفت رسیدم
آدرس دقیق دادم گفت جای پارک داری تعجب کردم
سهیلا خانم با ماشین خودش یه تیبا نزدیک خونه بود سری درب پارکینگ باز کردم اومد با ماشین داخل وارد حال که شدیم محکم بغلش کردم شروع کردم به خوردن لبها و گردنش انگار صد سال بود سکس نکرده بودم با صدای ملایم سهیلا که میگفتم حامد کسی نمیاد به حال خودم اومدم
گفتم نه عزیز کسی نمیاد لبش گذاشت روی لبهام شروع به لب گرفتن کردیم سهیلا دستش آروم آورد پایین کیرم تو دستش گرفت گفت جون حامد کوچولو اذیت شده
شلوارکم کشید پایین زانو زد جلو کیرم افتاد جلوش سری کرد تو دهنش متوجه اسپری تاخیری که زدم شد ولی چنان میخورد نصف کیرم میرفت تا ته حلقش زبونش میکشید زیر کیرم تا تخم ها میکرد تو دهنش کیرم تو دستش بود با نوک زبونش دهنه کیرم زبون میزدم جووووون حامد کیرت عالیه عاشق کیرت شدم
لباسهاش کامل در آورد با همون ست بنفش لباس زیر آوند دستش دور گردنم حلقه کرد لبهاش محکم فشار میداد روی لبهام با دستش کیرم میکشید از بغل شرتش روی کصش آخ حامد امشب مال خودتم همون حالت بغلش کردم انداختمش روی تخت با سر رفتم بین پاهاش شروع به خوردن کصش کردم صداش در اخ جووون حامددددد بخورش زبون بزن سرم محکم به طرف کصش فشار میدادم کصش کاملا خیس شده بود کیرم راست شده پاهاش باز کردم سر کیرم رفت داخل کصش منو محکم فشار داد طرف خودش کیرم رفت تو کصش آخ حامد کیرت دوبرابر کیر بی خاصیت شوهرمه جون تمام کیرت بکن تو کصم پاهاش بالا گرفتم تا دسته کردم تو کصش یه جیغ زد آروم تلمبه میزدم از سینه هاش زبون میزدم حامد تندتر بکن تو کصم اخخخخخخ حامدددددد کیرت بکن تو کصم جنده اتمممم بکنم تند تر بکن جون کیرت میخوامممم بکن آخ حامد بکن تورو خدا تند تر بکن با تمام وجودم تو کصش تلمبه میزدم جفت پاهاش کامل گذاشت روی شونه هام منم بازوهاش محکم گرفتم جوری که قفل شد زیرم یکم خشن شدم با هر ضربه تخم هام میخورد به کصش اینقدر کصش داغ بود کیرم میسوخت
بلندش کردم لب تخت از پشت کیرم کردم تو کصش فقط ناله میکرد آخ حامد عشقم بکنم نفسم عاشقتم بکن سهیلا جنده تو شده جون کیرت مال خودمه اینقدر آب کصش سرازیر شده بود کامل خیس شده بودم آخر ایستاد دستش گذاشت روی دیوار پاهاش باز کرد کصش داد طرف من کیرم کامل تو کصش جلو عقب میکردم کم کم داست آبم میومد سرعتش بیشتر کردم سهیلا آبم داره میات سری جلوم زانو زد کیرم کرد تو دهنش زبونش به کیرم خورد کامل فوران کرد آبم تو دهنش تمام آبم تو دهنش نگه داشت ریخت روی دستمال کاغذی شروع کرد مکیدن دیگه بی حال شدم افتادم روی تخت سهیلا خودش انداخت روی من سرش گذاشت رو سینه ام حامد مرسی یادم نمیات کی چنین سکس کردم ارضا شدم مرسی عشقم
لبش آورد آروم همدیگرو بوسیدیم گفت حامد راضی بودی از کس جنده ات واقعا جرش دادی کیر اون انتر به زحمت ۱۴ میشه اونم بخاطر مواد هنوز نزاشته دم کصم آبش اومده گفتم فدات بشم واقعا اندامت عالیه عاشق کصت شدم نیم ساعتی همدیگرو بغل کردیم رفتیم حموم اونجا هم اینقدر کیرم خورد تا آبم اومد موهای بلندش و نقش حنایی روی دستش دیوانه کننده بود زنگ زدم سرکار نرفتم تو بغل هم خوابیدیم ساعت ده بود سارا دخترش زنگ زد که بیا دنبالم گفتم میشه عکس سارا ببینم
عکسش نشونم داد برعکس خودش سارا ۱۹ سالش بود بدن تپلی داشت قدش تقریبا هم قد مامانش
همونجا عاشق سکس با سارا شدم سهیلا گفت بدی طرف سارا منو فراموش کردی همونجا قول دادم فقط کیرم مال خودته ولی بزار فقط سارا بغل کنم لبهاش ببوسم
حامد من که مامانش هست جر خوردم سارا پاره اش میکنی یه لب بزرگ ازم گرفت
گفت بزار باباش اومد رفت میاییم یه شب آبجو هم بگیر که یک هفته بعدش اتفاق افتاد امیدوارم خوشتون بیاد

نوشته: حامد

بازدید 19,638

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

11 پاسخ به “حامد و سهیلا (۱)”

  1. به زنه میگفتی پسرشم جور کنه تا تو بکنی بعدشم شوهرشماهم اینجا زحمت بچه دوم ابیجیت رو می‌کشیدیم

  2. هر داستانی که زنه زیر کیر گفت جندت شدم و جندتو بکن کسشعره .دقیقا مثل همین داستان تخمی تخیلی

  3. برای یاد گرفتن هیچوقت دیر نیست‌بنظر من اول برو دیپلمت و بگیرفردا ازدواج میکنی بخاطر بی سوادیتزنت بهت خیانت میکنهبچه ت هم ازینکه چنین پدری دارهخجالت میکشهکسی که سریع را می نویسه سریبیاد را می نویسه ، بیاتنشون میده سیکل هم نداری.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید