کونم دادن به دوست قدیمی پدرم

این داستان این داستان سکس گی هست اگر علاقه مند هستید دنبال کنید
اسم من رضا هست . بدن ضعیف و جثه کوچیکی دارم . از بچگی همینطور ریز و خجالتی بودم . از همون بچگی تا وقت بلوغ خیلی به بدن مردا علاقه داشتم . همیشه با دیدن بدن مردا تحریک میشدم . مخصوصا اگر یکم باهام بازی میکردن و باهام ور میرفتن .‌ بابام یه دوست داشت به اسم آقا مجتبی. با هم خیلی صمیمی بودن . رفت و آمد خانوادگی داشتیم. هر چند وقت یه بار یا اونا میومدن خونه ما یا ما میرفتیم خونشون. این آقا مجتبی خیلی آدم خوب و مهربونی بود . واقعا با شخصیت بود . با من خیلی مهربون بود و همیشه هوای منو داشت . همیشه باهام بازی میکرد و به هر مناسبتی برام کادو میخرید . من همیشه به جور گرایشی بهش داشتم که نمیدونستم چیه . مخصوصا که بدن خوش فرمی داشت . خیلی تو پر و درشت هیکل بود . همیشه صورتش رو می‌تراشند و یه سبیل باحالی هم داشت .‌ کم کم تو رابطه با دوستام من نقش مفعول پیدا کرده بودم . تو محل یا مدرسه با هر کی دوست میشدم یه مدت بعدش که شروع میکردیم با هم بازی کردن معمولا من به خاطر لاغر بودن و ریز بودن و همینطور علاقه خودم نقش مفعول رو میگرفتم . هر چی هم بزرگ تر میشدم این حس گی بودن و مفعول بودنم بیشتر میشد . اولین باری که حس جنسی به آقا مجتبی پیدا کردم و تا همیشه تو ذهنم موند وقتی بود که با هم رفته بودیم استخر . چون فرهنگی بود بلیط تخفیف دار داشت و یه بار مارو دعوت کرده بود . با هم رفتیم استخر . همه رفتن تو رخت کن . من چون دستشویی داشتم اول رفتم توالت و کمی دیر تر از بقیه رسیدم سر کمدم . چون هنوز خجالتی بودم ترجیح میدادم تو کابین لباسم رو عوض کنم و مایو بپوشم . برای همین مایو رو برداشتم و رفتم سمت قسمت کابین ها . وقتی رسیدم دیدم آقا مجتبی لخت فقط با یه شورت اسلیپ تنگ و سفید و ایستاده کنار یکی از کابین ها و داره با یکی دیگه حرف میزنه . اولین بار بود بدنش رو لخت کامل میدیدم . بدن پر مو و تو پر و مردونه ایی داشت . شورتش انقدر نازک و جذب و شفاف بود میشد کیرش رو راحت دید . من رو علاقه و حسی که داشتم شروع کردم دید زدنش . اولین بار یه کیر مردونه رو از نزدیک میدیدم . با اون همه پشم و عظمت. همینطور که با دوستش حرف میزد داشت با کش شورتش و کیرش بازی میکرد . میشد تخم و پشماشو رو دید . حسابی غرق تماشای بدنش شدم. ‌کیرم شق شد. بدن پر مو و درشتی داشت. کیرش پف کرده بود تو شورتش . شنیدم که دارن خداحافظی میکنن ، سریع رفتم تو یکی از کابین ها . اون هم رفت تو کابین. لباسامو عوض کردم و اومد بیرون . زیر دوش دیدمش . گفت کجا بودی پس پسر همه دنبالت میگشتن . گفتم دستشویی بودم . با هم دوش گرفتیم و رفتیم تو استخر . از اون روز آقا مجتبی یه شخصیت دیگه‌ای برای من شد . قهرمان سکس ها . همش موقع جق زدن ها و فکرهای سکسیم اون و بدنش رو تصور می‌کردم. تو حالت های مختلف همیشه حضور داشت . ولی خوب همش در حد فکر و فانتزی بود . تا اینکه کم کم بزرگتر شدم و مشغول درس و دانشگاه. کمتر میدیدم همو و این اواخر که اصلا نشده بود که ببینمشون . کلا تو اون دوران خودم چندتا بکن پیدا کرده بودم . مخصوصا تو دانشگاه که با یکی خونه گرفته بودم فقط منو میکرد . تو سال های آخر دانشگاه بودم که یه روز به طور اتفاقی که رفتم خونه اونم اونجا بود . با دیدنش واقعا جا خوردم و خوشحال شدم . خیلی به نظرم جا افتاده تر شده بود . موهاش سفید تر ولی بدنش هنوز سر حال بود . با هم دست دادیم و کلی خوش و بش کردیم . مثل همیشه تمیز و مرتب بود . صورت تراشیده و سبیل مرتب . یاد جق هایی که به یادش زدم افتادم. همینطور که حرف میزدیم بدن لختش رو تصور می‌کردم. مخصوصا که موهای سینش از زیر لباسش زده بود بیرون . همینطور که حرف میزدیم یهو گفتم عمو یادمه ما رو میبردی استخر بلیط داشتی ، هنوزم داری ؟ چرا دیگه نمیریم ؟ گفت آره ولی خوب کسی نیست و این حرفا . منم شروع کردم زبون بازی کردن و گفتم که من هستم و دوست دارم که بیام . بابام گفت که دوست نداره ، حوصله نداره . خلاصه تقریبا مخش رو زدم که بریم استخر . شمارم رو گرفت و گفت بهم خبر میده . چند وقت بعدش بهم پیام داد که سر حرفت هستی ؟ میایی استخر ؟ منم نوشتم که آره حتما . یه روز رو قرار گذاشتیم . میدونستم باید کارو تموم کنم . بعد چند سال تمام فانتزیام داشت واقعی میشد . میدونستم چون آدم خوبیه فوقش نصیحتم میکنه و چیزی به کسی نمیگه و اتقاق بدی نمیفته . برای روز قرار حسابی بدنم رو شیو کردم . یه شورت اسلیپ سفید تنگ پوشیدم و یه شلوار و تیشرت تنگ هم تنم کردم . یه مایو آبی اسلیپ تنگ هم برداشتم . رفتم دنبالش و برش داشتم . اولش خیلی استرس داشتم . فکر میکردم با این شورت و مایو برم جلوش چی کار میکنه ، ولی وقتی باهاش روبرو شدم و حرف زدم کم کم آروم شدم. میدونستم که آدم آرومی هست و نهایتا دیگه نمیبینمش . خیلی با جنبه بود . ارزش ریسکش رو داشت . میخواستم ماله خودم بکنمش . رسیدیم استخر و رفتیم تو رختکن . حسابی سر حرف افتاده بودم و باهاش حرف میزدم تا عادی جلوه کنه . شروع کردم جلوش لخت شدن . دل تو دلم نبود . شلوار و تیشرت و زیرپوشم رو درآوردم. مایوم رو برداشتم ، کمد رو بستم ، فقط شورت پام بود . نگاهش کردم بدنش خیلی برام جذاب بود . پیرهنش رو درآورده بود و داشت شلوارش رو درمی‌آورد. من سریع تر از او لخت شده بودن. احساس کردم زیر چشمی منو نگاه میکنه . خیلی عادی رفتم جلوش و گفتم کمک میخوای عمو . خواستم عادی کنم. لخته لخت بودم‌. فقط یه شورت تنگ و سفید پام بود که کیر و کونم توش کامل پیدا بود . سریع پاچه شلوارش رو گرفتم و گفتم بزار کمک کنم خیس نشه . شروع کردم شوخی کردن و خاطره تعریف کردن . همزمان بدنش رو نگاه میکردم . اونم یه شورت اسلیپ سفید پاش بود . موهای بدنش بیشتر سفید شده بود . برای من خیلی جذاب و سکسی بود . کامل لخت شد . گفتم بریم تو کابین ؟ مایوش رو برداشت و رفتیم سمت کابین جلوش راه میرفتم که راحت بتونه بدن و کونم رو ببینه . الکی حرف میزدم که همه چیز عادی جلو کنه . رسیدیم دم کابین ها ، صبر کردم ببینم کجا میره تا منم برم کابین روبرویی . رفت ، منم رفتم روبروش ، پرده رو نصفه کشیدم و خودم وایسادم همون طرفی که باز بود نمیدونستم من رو میبینه یا نه . ولی خیلی یواش و آروم در حالی که پشتم بهش بود لخت شدم و مایوم رو پام کردم و برگشتم . احساس کردم نگاهم میکرد ولی تا برگشتم روش رو کرد اون طرف و گفت بریم . شورتش دستش بود ، دست انداختم و شورتش رو گرفتم و گفتم عمو جون اجازه بده من اینارو ببرم تو کمد شما نمیخوایی تا اونجا بیایی ، شما برو دوش بگیر منن الان میام . یکم منو نگاه کرد ، انگار حسابی غافلگیر شده بود . شورتش تو دستم بود . یکم دستش رو شل کرد ، شورت رو از تو دستش درآوردم و رفتم سمت کمد و گفتم الان میام . مایو حسابی نشسته بود تو بدنم . مثل شناگر های حرفه ایی . شورتامون رو بردم تو کمد . قبل از اینکه بزارمش تو شورتش رو باز کردم و بو کردم . جای کیرش تو شورتش افتاده بود و بوی پشم و کیر میداد . چند تا تار موی کیرشم توش بود . هر دو رو گذاشتم رو هم و در رو بستم و رفتم تو استخر . تو استخر هم همش دور و برش میچرخیدم و باهاش حرف میزدم . همش مایوم رو میکشیدم بالا و مرتب میکردم حواسم بود که حسابی نشسته باشه تو تنم و رفته باشه لای کونم . احساس می‌کردم یه جور دیگه شده . کامل فرق کرده بود نگاهش و حرف زدنش . ولی من به روی خودم نمی آوردم و باهاش حرف میزدم و شوخی میکردم . هرزگاهی هم دست رو شونه و رونش میکشیدم . خلاصه کلی تابلوبازی در اوردم . دیگه برام مهم نبود یا منو میکرد یا دفعه آخری بود که میدیدمش . دیگه وقت رفتن شد رفتیم سمت رختکن . رفتیم سمت کمدها . حوله رو برداشتم و شروع کردم خودم رو خشک کردن . پشتم بهش بود . حسابی دولا شده بودم و جلوش قنبل کرده بودم . مثلا داشتم پاهام رو خشک میکردم که یهو گفت خوب بریم دیگه . گفتم کجا ؟ گفت رختکن دیگه ، لباس بپوشیم . گفتم آها آره بریم . شورتامون رو برداشتم و راه افتادیم ‌ حوله رو دوشم بود و شورتش تو دستم . رسیدیم . شورتش رو بهش دادم و گفتم بفرمایید. ازم گرفت و رفت تو کابین . منم رفتم کابین روبرویی. بازم نصفه پرده رو کشیدم . این دفعه اونم کامل نکشیده بود . وایستادم طرفی که باز بود و پشتم رو کردم بهش و شروع کردم مایوم رو درآوردن ، بعد دوباره خیلی آروم شروع کردم خودم رو خشک کردن . همش هم دولا و قنبل بودم و داشتم پاهام رو خشک میکردم. حسابی لفتش دادم . تا اینکه صدای پرده کابینش رو شنیدم که اومد بیرون . همینجوری قمبل موندم و خشک کردن پاهام رو ادامه دادم . فکر کنم تا ته سوراخم رو دید . احساس می‌کردم پشتم هست و داره نگاهم میکنه . کیرم کم کم شق شد . یه مدت هیچی نگفت و صدایی نبود تا اینکه با صدای آروم و شکسته گفت خوب پسرم حاضر شدی ؟ بریم ؟ منم الکی فیلم بازی کردم که غافلگیر شدم و سرم رو برگردوندم و گفتم آره الان میام . خیلی عادی و راحت شورتم رو برداشتم و دولا شدم و خیلی آروم شورتم رو پوشیدم . کیرم شق شده بود و شورتم حسابی رفته بود لای کونم . از اینکه پشت سرم بود و داشت منو نگاه میکرد حسابی حشری شده بود . وسایل رو برداشتم و رفتیم بیرون . تو راه به شورتش نگاه میکردم . کیر اونم کمی شق شده بود . موقع راه رفتن تو شورتش تکون میخورد و بالا و پایین میشد . خلاصه تا لباس بپوشیم کلی جلوش مانور دادم . رفتیم تو ماشین نشستیم . هر دو حشری و معطل بودیم . رفتیم سمت خونش . ساکت بود . نمیدونستم چی تو ذهنش هست . ازم بدش اومده یا خوشش اومده . منم زورهای آخر رو میزدم و الکی براش حرف میزدم و مزه می‌ریختم. نزدیک خونش شدیم که یهو گفت راستی میگفتی تو درس ها کمک می خوای من میتونم کمکت کنم . منم خیلی سریع و با علاقه گفتم خیلی خوب میشه ، اگر مزاحم نباشم ، خیلی با این ریاضی و فیزیک مشکل دارم . گفت مشکل نداره یه برنامه ریزی میکنیم . تا دم خونشون راجبه این‌موضوع حرف زد . رسیدیم به خونش . گفت اونجا میتونی پارک کنی . پارک کردم . گفت خوب بیا بریم بالا هم یه چیزی بخوریم و هم ببینیم برای امتحانات چی کار میشه کرد . خشکم زد . باورم نمیشد دعوتم کرده ‌ . به تجربه میدونستم کار خودم رو کردم و میخواد منو بکنه . هیچی نگفتم . تو شوک و فکر خودم بودم که گفت . بیا کسی نیست ، خانومم رفته خونه بچه ها ،راحت باش . یکم من و من کردم و گفتم آخه ، مزاحم … خندید و گفت پاشو ، پاشو . از ماشین پیاده شد و رفت سمت خونش . منم پیاده شدم و پشتش راه افتادم . دل دل تو دلم نبود . حالا بیشتر اون بود که حرف میزد و من حسابی استرس گرفته بودم و ساکت بودم . کلید انداخت و رفتیم تو . مثل اینکه این مدت که ساکت بود داشت تو ذهنش نقشه میکشید که منو بکنه چون یهو خیلی راحت و آروم شده بود و خیلی راحت حرف میزد . لحن حرف زدنش هم تغییر کرده بود . قشنگ از بالا به پایین و با لحن دستوری حرف میزد . گفت برو بشین . رفتم رو مبل نشستم . رفت تو آشپزخونه و کمی تنقلات و با آب میوه آورد . گذاشت رو میز و گفت مشغول شو . تلویزیون رو روشن کرد و گذاشت رو ماهواره و یه کانال موزیک خارجی گذاشت . یکی ، دو دقیقه نشست و کمی خوردیم . بعد پاشد و رفت سمت جالباسی گفت ببخشید رضا جون من عادت ندارم تو خونه با این لباس ها بشینم . دم جالباسی شروع کرد لخت شدن . با تعجب نگاهش میکرد انتظار نداشتم دیگه یهو انقدر راحت بشه . کامل لخت شد . با همون شورت نازک و تنگش که همه کیرش از توش معلوم بود . اصلا بودن و نبودنش خیلی فرق نمیکرد .‌همه کیر و تخمش رو تقریبا میشد دید ، مخصوصا که شق کرده بود و خودش هم دست به کیر با کش شورتش بازی میکرد . اومد سمت منو کنارم نشست . گفت خوب تو هم راحت باش گفتم که کسی نمیاد ، دوتا مردیم ، بزار راحت باشیم یه روز بدون زن ها می‌خواهیم مجردی حال کنیم . بعد شروع کرد خندیدن . یکم معطل موندم که گفت پاشو دیگه ، راحت باش من ناراحتم تو اینجوری نشستی . پاشدم و رفتم کنار جالباسی لخت شدم. منم با شورت اومدم کنارش نشستم . از خجالت و شهوت حسابی داغ کرده بودم . اونم با خنده منو نگاه میکرد و آجیل میخورد . یه دقیقه گذشت بعد خودش رو کشوند نزدیک من و پاهاش و دستش رو چسبوند به بدنم . بدن داغ و پشمالوش چسبیده بود به بدنم . حسابی هر دو شق کرده بودیم . کیرش تو شورتش پف کرده بود و حسابی شورتش رو آورده بود بالا . دستش رو گذاشت روی رونم و شروع کرد آروم مالیدن و گفت خوب تعریف کن من چه جوری میتونم کمکت کنم . من که از استرس و شهوت نفسم بالا نمیومد و دهنم خشک شده بود به زور شروع کردم حرف زدن . الکی یه چیزایی از درس ها و امتحانات میگفتم . خیلی خونسرد و آروم داشت با لبخند نگاهم میکرد و آروم ،آروم رونم رو میمالید و دستش رو میاورد بالاتر و بالاتر . نه من می‌فهمیدم چی میگم و نه او اصلا اهمیت میداد. دیگه دستش رسیده بود به بالای پا و کش شورتم . آب میوه رو برداشتم و خوردم . دیگه فهمیده بود کارم تمومه . ولی داشت با حشری کردنم لذت میبرد . عجله ایی نداشت .‌یهو پام رو بلند کرد و انداخت روی پاش . رون پام افتاده بود روی رون پاش . با لبخند گفت تکیه بده راحت باش اینجا مثل خونه خودته . تکیه دادم رو مبل . مثل جنده ها ولو شده بودم و لنگم رو پاش بود و داشت لای پام رو میمالید . بعد کنترل رو برداشت و گفت اینا چیه حال نمیده و کانال رو عوض کرد و گذاشت روی یه کانال پورن . صفحه که باز شد یه مرده داشت یه زنه رو میکرد و زنه حسابی آه و اوه میکرد . صدا رو کمی کم کرد و با خنده گفت آها حالا شد جان چه میکنه ، چه سر و صدایی درآورده از زنه . بعد رو کرد به من و گفت خوبه ؟ دوست داری ؟ از اینا زیاد نگاه میکنی حتما. همزمان دستش رو کرد زیر شورتم و شروع کرد با کیرم رو گرفت . من دیگه تو خودم نبودم و فقط یه آه ظریف مثل جنده ها کشیدم . بهم خندید و گفت وای پسرم چه حساسم هست ، چی شده ؟ این چرا اینقدر سفت شده شیطون. با دستش با کیرم بازی میکرد و آروم برام جق میزد و با لبخند نگاهم میکرد. گفت چه زود بزرگ شدی ، ببین چه کیری بزرگ کردی ، چه زود گذشت چه زود مرد شدی برای خودت اصلا فکر نمیکردم اینقدر زود بزرگ بشی ، ببین چه کیر و خایه ایی بهم زده شیطون ، یادته چقدر کوچیک بودی ؟. من دیگه تقریبا چسبیده بودم بهش . کامل تو بغلش بودم . صورتش نزدیک صورتم بود با یه خنده و شهوت خاصی بهم نگاه میکرد و داشت لذت میبرد . دیگه طاقت نداشتم . دستم رو آروم بردم رو شکمش و شروع کردم شکمش رو مالیدن و با موهای شکمش بازی کردن .آروم انگشتم رو میکشیدم لای موهای شکم و سینش . اونم با دستش با کیر و تخم بازی میکرد و میمالید و کم کم انگشتش میرفت سمت سوراخم .‌منم کم کم دستم رو بردم پایین تر و و یهو سر کیرش رو از رو شورتش گرفتم و شروع کردم مالیدن کیرش . یهو یه آه مردونه کشید و گفت آها حالا شد ، راحت باش پسرم ، همش ماله خودته عزیزم ، عمو مثل همیشه کامل در اختیارته . در همین حالت هم سرش رو نزدیک و نزدیکتر می کرد به صورتم . صورتش و لبش رو نزدیک لبم نگه داشت ، نفسش میخورد تو صورتم . گفت معلومه خیلی هم شیطونی میکنی ها ، اصلا بهت نمیومد اینقدر بلا باشی . فهمیدم منتظر خودم شروع کنم . دیگه طاقت نیاوردم سرم رو بلند کردم و لبم رو چسبوندم به لبش و شروع کردم لباش رو خوردن . هر دو شروع کردیم از هم لب گرفتن . دیگه حسابی دیوونه شده بودیم . کامل برگشتم و نشستم روی رون پاش . همینطور از هم لب می‌گرفتیم. من کیرش رو میمالیدم و اون با دوتا دستاش تمام بدنم رو میمالید . از شونه تا لپ کونم و رونم رو میمالید و فشار میداد . من از اون حشری تر و بی قرار تر بودم . اون به نسبت خونسرد تر بود . یکم رفت عقب تر . لب هامون از هم جدا شد . گفت وای چه لبای خوشمزه ایی هم داره پسرم. من ادامه دادم گردن و شونش رو لیس زدن و خوردن . یه دستش تو موهام بود و سرم رو نوازش میکرد و با موهام بازی میکرد . سرم رو روی سینش فشار داد . منم شروع کردم سینش رو خوردن . زبونم رو میکشیدم بین سینه هاش . نوک سینش رو مک میزدم و زبون میکشیدم . از این همه شهوت من تعجب کرده بود و خوشش اومده بود . بدن ریزم تو بدن درشتش قالب شده بود . دستم رو میکشیدم به شکم و سینشو فشار میدادم و موهای بدنش رو چنگ میزدم یکم سرم رو بردم پایین تر تا روی شکمش و نافش رو هم لیس بزنم . دیدم خوشش اومده و سرم رو داره فشار میده پایین تر . یکم رو شکم و نافش رو زبون کشیدم . زور دستش رو بیشتر کرد و فشارم داد پایین تر . فهمیدم میخواد کیرش رو بخورم . از رو پاش بلند شدم و نشستم لای پاش . پاهاش رو بیشتر باز کرد . هنوز داشتم زیر نافش رو میخوردم که سرم رو هل داد رو شورتش . میخواستم حسابی دیوونش کنم . شروع کردم شورتش رو لیس زدن . از رو شورتش کیرش رو میخوردن . زبونم رو میکشیدم رو کش شورتش و سر کیرش . حسابی شورتش رو خیس کردم . هرزگاهی به بالا نگاه میکردم تا عکس العملش رو ببینم .‌هنوز با لبخند و رضایت نگاهم میکرد. با دو تا دستام دو طرف شورتش رو گرفتم و آروم کشیدم پایین. یکم کونش رو داد بالا تا شورتش در بیاد . کیرش پرید بیرون . یه کیر خوش فرم ۱۶ سانتی با کلی پشم جلوم داشت تکون میخورد . همزمان شورتش رو کامل از پاش درآوردم و گذاشتم رو میز . تو یه زاویه به کیرش و صورتش نگاه میکردم . با همون نگاه و لبخند مهربون همیشگی نگاهم میکرد . صورتم رو چسبوندم به کیرش . کیرش میمالید رو لب و دماغم . حسابی داغ و نرم بود . شروع کردم کیرش رو لیس زدن و با لبم با کیرش بازی کردن . میخواستم یه کم اذیتش کنم . همش زبونم رو میکشیدم سر کیرش و ادامه میدادم رو به پایین تا تخماش و پشماش . چند بار این حرکت رو کردم . با دستش که تو موهام بود یکم موهام رو کشید و سرم رو فشار داد رو کیرش و با خنده گفت انقدر شیطونی نکن پسر، بخورش دیگه . کیرش رو کردم تو دهنم و شروع کردم خوردن و ساک زدنش . یه آه عمیق و مردونه کشید . حسابی کیف کردم . فهمیدم که حسابی حشریش کردم . شروع کردم هر جور که بلد بودم به کیرش حال دادن . با لب و زبونم کیرش رو میلیسیدم و مک میزدم . سعی میکردم همه کیرش رو بکنم تو دهنم ولی بزرگ بود و کلفت و دهن من هم کوچیک . چند بار عق زدم . از بالا نگاهم میکرد و تلاش من رو میدید و خندش گرفته بود . با دستش سرم رو فشار میداد رو کیرش و سرم رو عقب و جلو میکرد . بعد یه مدت سرم رو کشید از رو کیرش و رو به هم گفت تو کی انقدر حرفه ایی شدی ؟ چقدر خوب این کارا رو میکنی . بعد سرش رو اورد جلوم و شروع کرد دوباره لب گرفتن ازم . بعد پاشد و گفت برگرد . با دست اشاره کرد که یعنی سمت تلویزیون برگردم . برگشتم سمت تلویزیون. فیلم پورن داشت با صدای کم پخش می‌شد. با دست شونم رو فشار داد جلو وگفت قنبل کن . چهار دست و پا رو به تلویزیون قنبل کردم . رفت پشتم و شورتم رو کشید پایین و کامل از پام درآورد و انداخت کنار . با دوتا دستش کونم رو باز کرد و با انگشتش شروع کرد با سوراخم بازی کردن و با خنده گفت چقدر شیطونی کردی که این ، اینطوری شده ؟ معلومه حسابی ازش کار کشیدی، ببین چه دل دلی میزنه بی تربیت ، چه بی تابی میکنه برای کیر عموش . بعد سرش رو برد لای کونم و شروع کرد لای کونم و سوراخم رو لیس زدن و خوردن . گرما و نرمی زبونش نشست لای کونم. دیگه بی خیال همه چیز فقط آه میکشیدم . زبونش رو میکشید و فشار میداد رو سوراخم . حسابی خیسش کرد و تف مالیش کرد بعد شروع کرد انگشت کردن و تف هاش رو با انگشت میکرد تو سوراخم .‌منم فقط آه و اوه میکردم . گفت آها آره راحت باش جووووون دوست داری ؟ خوشت اومده ؟ انگشتش رو درآورد و کیرش رو گذاشت لای کونم . کمی کیرش رو لای کونم مالوند و بالا و پایین کرد و بعد راستش کرد و گذاشتش رو سوراخم و آروم فشار داد توم . آخ بلند کشیدم و رفتم جلو . همه کونم درد گرفته بود . کیرش افتاد بیرون . یکم رو انگشتش تف زد و شروع کرد سوراخم رو مالیدن و مالش دادن . و بعد گفت دردش خوب شد . گفتم آره بهتره . دوباره کیرش رو گذاشت و فشار داد توم . اینبار با درد کمتری رفت توم . خیلی آروم و با احتیاط فشار میداد توم . یا دستم رو بردم عقب و گذاشتم روی رون پاش . اونم دستش رو گذاشت رو دستم شروع کردم دستم رو مالیدن و نوازش کردن و گفت آفرین پسر خوب ، تحمل کن ، داره میره توت ، یه کم مونده تو میتونی . کم کم کیرش رفت تو و تو تر . رسید به تهش . پشم کیرش رو روی کونم حس کردم . یه آه بلند کشید و دولا شد رو کمرم و گردنم رو خورد و بوس کرد و گفت آفرین پسرم ، همش رو جا دادی ، آفرین . بعد بلند شد و آروم شروع کرد به تلمبه زدن و عقب و جلو کردن کیرش تو کونم . جلوم داشت فیلم سوپر پخش می‌شد. مثل زن تو فیلم داشتم آه و اوه میکردم . عمو داشت آروم و با حوصله توم تلمبه میزد. ضرب های سنگین و یکنواخت روی لپ کونم بود . با یه دستم شروع کردم برای خودم جق زدن . با هر ضربش یه آه میکشیدم . بدنش داغ کرده بود و حسابی عرق کرده بود . کیر داغ و سفتش تو کونم عقب و جلو میشد . با صدای آروم و بریده بریده گفتم عمو آبم داره میاد . گفت جووون عزیزم قربون پسر حشریم بشم من . همینطور که داشت تلمبه میزد کمی برگشت و دستش رو دراز کرد و چند تا برگ روزنامه رو از رو میز برداشت و انداخت زیرم و گفت بریز رو اینا ، مواظب باش رو فرش نریزه . با دستم روزنامه رو پهن کردم زیرم و دوباره شروع کردم جق زدن . اونم حسابی داغ کرده بود و دیگه نمیتونست ادامه بده . از آه کشیدن و حرف زدنش مشخص بود داره ارضا میشه. گفت ماله منم داره میاد عزیزم . یکم خودش رو کشید جلوتر و بیشتر مسلط شد روم و شروع کرد محکم تر و تند تر توم تلمبه زدن . من دیگه فقط آه میکشیدم و لذت می‌بردم . هر دو مون همزمان آه کشیدیم . من گفتم وایییی عمو و همزمان آبم پاشید روی روزنامه . اونم چند ثانیه بعد خودش رو چسبوند به من و کیرش رو تا میتونست فشار داد توم و شروع کرد آه کشیدن و لرزیدن . همه آبش رو تو کونم خالی کرد . چند لحظه تو همون حالت موند و پشتم نفس نفس میزد . کیرش تو کونم دل دل میزد و خالی میشد و آروم آروم شل میشد . یکم که گذشت از رو کمرم بلند شد و کیرش رو از تو کونم درآورد. وایستاد بالا سرم و دستش رو دراز کرد و چند تا دستمال برداشت و سر کیرش رو تمیز کرد . من از حالت قنبل میخواستم دراز بکشم که گفت صبر کن صبر کن . بعد با چندتا دستمال لای کونم رو کشید و دستمال ها رو انداخت روی روزنامه ها . من برگشتم همونجا کنار روزنامه نیم خیز دراز کشیدم . رفت نشست روی مبل و شروع کرد آب میوه خوردن . با لبخند نگاهش میکردم . یه حس شیطنت و خاصی داشتم . اونم بهم نگاه کرد و لبخند زد و سرش رو تکون داد. یعد پا شد و رفت تو دستشویی. من همونجا دراز کشیدم . از دستشویی اومد . کیرش خوابیده بود توی پشمای خیسش . بعد رفت سمت آشپزخونه و با یه کیسه پلاستیکی برگشت و کیسه رو انداخت روم و گفت اینا رو جمع کن بریز تو این ، رفتی بیرون بندازش تو سطل زباله . گفتم چشم . بعد رفت شورتش رو از رو میز برداشت و پاش کرد و دوباره نشست رو مبل و شروع کرد آجیل خوردن . من شروع کردم روزنامه و دستمال ها رو جمع کردن و ریختم تو کیسه . من رو نگاه میکرد و لبخند میزد . پاشدم و رفتم دستشویی و خودم رو تخلیه کردم و شستم . اومد بیرون و رفتم شورتم رو از رو زمین کنار مبل برداشتم ، دولا که شدم پام کنم گفت بیا اینجا ، رفتم پیشش . گفت برگرد و دولا شو . دولا شدم با دستش کونم رو باز کرد و سوراخم رو نگاه کرد و گفت آفرین خوشم اومد ازت ، پسر تمیز و خوبی هستی . همزمان انگشتش رو کشید روی سوراخم . بعد یه چک آروم زد روی کونم و گفت همیشه همینجوری شیو کن ، حالا بپوش . همون حالت شورتم رو کردم پام و کشیدم بالا . یکم کنارش نشستم و آب میوه خوردم . دیگه باید میرفتم . گفتم عمو اجازه مرخصی میدی . گفت آره راحت باش ، الان دیگه کم کم ممکنه زنم هم میاد . پاشدم و رفتم لباسام رو پوشیدم. اومد سمتم با همون نگاه و لبخند مهربون همیشگی. بغلم کرد و بوسیدم و یه لب کوچیک ازم گرفت و گفت ممنون پسرم خیلی زحمت کشیدی خیلی وقت بود اینجوری آبم نیومده بود ، حسابی خالیم کردی بازم بیا . گفتم حتما عمو به من هم خیلی خوش گذشت ، حتما میام ، باهم در تماس هستیم . دوباره من رو بوسید و خداحافظی کردیم و اومدم بیرون . حس سبکی عجیبی داشتم . کامل تخلیه شده بودم . سوراخم هنوز دل دل میزد و جای کیرش رو احساس می‌کردم…

نوشته: رضا

بازدید 12,054

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

10 پاسخ به “کونم دادن به دوست قدیمی پدرم”

  1. باحال بود اگه تهرانی پیام بده آشنا شیم عاشق پسرای لاغر ریز جسه هستم بد حشریم کردی🥲😅

  2. داستان جالب تحریک کننده بود اما اینکه با دوست بابای خودت رابطه سکس برقرار کردی بنظرم زیاد جالب نیست مگه بی باشی و رابطه بیغرتی بپذیری و این به دو علت یکی اینکه ابرو بابا تو پیش دوستش که فاعل تو شده بردی دیگه اینکه پای رفیق خانوادگی رو تو سکس باز کردی ممکنه اون شخص کم طرفیت باشه و قصد مادرت بکنه و بکه اینکه پسر ابک کون سرحال داری مادرش ببین دیگه چه داره !

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید