ما ی دوست خانوادگی داریم که سال های زیادیه باهم درارتباطیم.این اشنامون یه زن داره به اسم سمیه که رفیق فاب مامانمه.شوهر درستی نداره.امارشو گرفتم هرشب به یه بهونه میزنه بیرون و میره پیش زن صیقه ایش.سمیه هم همیشه تنهاست و بعضی شبا میاد خونه ما میخابه.من از بچگی سمیه خانمو دوست داشتم.راستی باید بگم که این سمیه جون یه زن سبزه 30 ساله با قد 160 سانت هیکل کپل و سکسی با سینه های خبلی زیاد بزرگ و ژله ای با چشمای گاوی و درشت لبای پفکی و پوسته نرمه که فقط کافیه یبار ببینیش.داشتم میگغتم.من عاشق سمیه جونم.اونم از بچگی.خیلی از وقتا من با سمیه تنها بودم و این باعث شدماباهم راحت باشیم.همیشه دلم میخاست سمیه جونمو بغل کنم.همیشه توی فکرم بود.همیشه دلم هواشو میکرد.خیلی سعی کردم که احساسمو بهش بگم ولی با اینکه باهم خحیلی راحت بودیم ولی میترسیدم که ازم ناراحت بشه و ازدست بدمش.یروز ظهر بود.توی پذیرایی دراز کشیده بودم و به دوست دخترم اس میدادم که زد به سرم که دلمو به دریا بزنمو بهش همچیو بگم.بهش یه اس ام اس دادم که میخام یچیزی بگم که میترسم.اونم که انگار میدونست من چی میخام جواب داد که هرچی که دلت میخاد بگو.اشکال نداره.منم همه چیو گفتمو ازش خاستم تا برم خونه پیشش.اول فبول نکرد اما بعد از 2-3روز راضی شد که برم خونه.نفهمیدم تا خونشونو چجور رفتم.اما همین که رسیدم و زنگ در زدم و در باز شد پریدم توی بغلشو اول روی سینم فشارش دادم اما بعدش مثل وحشی ها به لباش حمله کردم و با تونستم خوردمشون.این ماجرا گذشت تا یشب سمیه جون اومد خونمون و شب موندنی شد.وقت خاب که رسید سمیه پیش مامانم خابید. من اصابم تخمی شده بود داشتم از شق درد میمردم.همه که خابشون برد به گوشی سمیه یه اس دادم که اگه بیداره بیاد توی اتاقم.انتظار نداشتم که جواب بده.یهو گفت که میترسه مامانم بیدار بشه.خلاصه با هزار بدبختی راضیش کردمو اومد.همین که کنارم نشست دستشو برد واسه اقا تیمور که دیگه داشت میترکید.منم سریع خابوندمشو شرو کردم به خوردن سینه هاش.وااااای خدا.چه سینه های شیرینو پفکیو درشتی.سمیه دیگه صداش درومده بود.از شهوت به خودش میپیچیدو همبن منو حشری تر میکرد.من تازه خودمو حاضرکرده بودم که کس نازنین و تپلشو که اصلا بو نمیداد بخورم که با یه صدای بکن تو ناز گفت که پاشو منو بکن طاقت ندارم.با گفتن این حرفش انگار که تمام انرژی دنیا توی بدنم جمع شد.سریع بلند شدم کامل لخت شدم که دیدم سمیه جون جفت پاهاشو بالا گرفته و کسش یه کیر داغ و درازو میطلبه.نمیخاستم یجور بکنمش که زده بشه واسه همین تصمیم گرفتم که بیشتر تشنش کنم.کیرمو تف زدمو گذاشتم در کسش.یذره فرستادمش توی نازنین کسش تا راه باز بشه.واااااای که چقد تنگ و داااااغ بود.2-3بار تلنبه زدمو بیرون کشیدم و خابیدم روشو شروع کردم به خوردن لباش.یهو با یه بغض گفت که مگه نمیخای منو جر بدی؟/جوابشو ندادمو ب کارم ادامه دادم.کم کم به کسش انگوشت کردم.سمیه داشت میمرد.نامنظم نفس میکشید.سیاهی چشماش رفته بودو همش زمزمه میکرد که نامرد کیر میخام.دیگه از حال رفته بود و توی حال خودش نبود.انگار که 2لیتر مشروبو خودش تنهایی خورده.الان دیگه وقتش بود که تیمورخان کارشو شروع کنه.یکم سرشو با اب کس سمیه جوون خیس کردمو خیلی اروم فرستادمش توی اون تونل گرما.وقتی که شرو کردم به تلنبه زدن یهو تمام بدن و تختم خیس شد.اب سمیه خانوم اومده بود.منم خوشحال ازینکه کامل ارضاش کرده بودم اب خودمو ریختم توی کسشو یکم توی همون حالت خابیدیم.به فردش بهم گفت که تا حالا ابش کامل نیومده بوده و 1 ماهی میشده که شوهر بیلیاقتش نکرده بودتش.ازون موقع تا الان من و سمیه جون هنوزم هرفرصتی که پیدا کنیم به هم خبر میدیم و با هم میریم فضاااااااااااااااااااا.
این داستان من بود.خدا کنه یه حالی بهتون داده بهشه و تونسته باشم ارضاتون بکنم.بازم میام . خاطراتمو واستون میگم.
نوشته: تیمور
61 پاسخ به “کس تپل دوست مامانم سمیه”
خیلییییییییییییییی باحال بود من که سه بار ارضا شدمدلبندم قبلش ی چندتا داستان میخوندی بد نبودراستی دلبندم صیغه نه صیقه وتلمبه نه تلنبه
ملجوق،عقده ای
کیریییییییییییییییی
پاى سالم تيمورلنگ تو كونت جقى
اینم یه مدلشه دیگه اما من موندم توی اون شرایط که هر لحظه ممکن بود مامان خوشگلت از خواب بیدار بشه چطوری با ارامش کامل یه سکس اینچنینی. کردی پس یه نمه بدون اغراغ هست و به خالی بندی نزدیکتره
خیلی توهم زدی اقا پسر . خیلی خیلی خیالپردازی می کنی .
بابا چیکارش دارین بچه خواست خودی نشون بده زدین تو سرش فردا میره معتاد میشه بیا جواب مامان خوشگلشو بده
:-X 😐 😛 😉 XD B-) 😀
افرين قشنگ نوشتي.
کی شوهر کرده که الان 30 سالشه و تو از بچگی ازش خوشت میومده؟
بچه کدوم گوشه ای تیمور جون؟
افتضاح #o
Ridi.
کوسچر بود
)))وات دِ فاک???(((
کله کیری دیگه ننویس…تمام هیکلت تخمته که اونم تیمور لنگت سوارشه…مخت هم که کلا تعطیل ومدتهاست که کرکره پایینه…برو کیرتو از تو کونت در بیار،چون مردا کیرشون لای پاشونه نه توی پاشون یا ماتحتشون…هیکل کپل و سکسی با سینه های خبلی زیاد بزرگ و ژله ای با چشمای گاوی:کسمغز جقی/جلقی/این که توصیف یه دایناسور ماقبل تاریخه که تو جلبک بی وجود براش غش کردی…دیگه ننویس…هیکل مانکن دیگه ننویس…بدنساز ،هیکل ساز،ورزشکار،کونی،کونده،دیگه ننویس…
حوصله خوندن ندارم.فانتزيم باعث بيام بگم جنده و كوني حرف زشتي نيست(ربطي به كس تپل ننه دوست نداره)آزادي بيان بود خاستم حرف بزنم ،كونش بسوزه .پيشنهاد دوستي و سكس ندين اينجا نيستم!بگو اينجا نيستي،كوني بايد بگي اونجا نيستم.خودتون گيجين چراكسشعربه من ميگين؟كيرم… كيرم… كيرمضون كشته؟كونم…كونم،كونم نم بارون؟هركس نفهميد بگه براش بگم/
ببین داداش,تو یک بیمار روانی هستی که هم کیرت لنگه(تیمور لنگ) ,و هم اینکه مغزت لنگه.مغزت لنگه میدونی یعنی چی؟یعنی یه طرف جمجمه سرت خالیه که قسمت فهم و شعور و واقعیته ولی اون قسمت دیگه پره که مربوط به توهم و فانتزی کس مغزت هست.در نتیجه مغزت لنگ میزنه مثل تیمور لنگ.امیدوارم بدونی دیگه کیرت چرا لنگه.اگه نمیدونی بگو تا دلیلشو بگم واستیا هم اگه کسی از دوستان خواست دلیل لنگ بودن کیرشو بگم , بگه تا تو کامنت بعدی بزارمدر کل میخوام بگم روانی ننویس.خوبه ادعا میکردی واقعیته وگرنه واویلا واویلا
کس کش اولش همچین نوشته بود که فکر کردم دیگه راسته!!!آخه عوضی بی جنبه روت نمیشد بهش بگی آما بی مقدمه پریدی بغلش و لب گرفتی؟؟؟!!!
ای داد هههههههههه
کیر تیمور لنگ با تمام لشکرش تو کونت با این داستان تخمیت
خواهرت را گاییدم پس مامانت چند سالشهخیلی کیری بود
جقول تلنبه زن
کاری به داستانت ندارم که چقد کیری بود اما از این خوشحالم که داش اریزونا دوباره اومدو نظر گذاشت…:-D
خاکتوسرتببین داداداستان بل و سباستین رو تعریف میکردی بهتر بودشاشیدی ترشکردی ریدی بدترش کردی
کس گفتی آی کس گفتیی داستان کیری گفتی
K0tah v m0khtasarSlm be ajit beres0n
تو هم اومدی واسه جلبه توجه کونی…
کس گفتی آی کس گفتیدیری دیرینگ . . . …
سلام سيب ترشيجايي ازم سوال كردي نشدجواب بدم،عزيزم باز به انصافت گفتي٩٥درصد اگر صددرصد هم ميگفتي حق داشتي چون خودم هم چيزي از نوشته هام نميفهمم.هدف تخريب روحيه وترمال كردن فكر دشمن بود،و مهمتر اينكه دشمن من كوچكتر فرض كنه تا خودش ،خودش نيش بزنه! نگي دارم توجيه ميكنم!اين جنگ يك جنگ حساس درمنطقه بود و من ازبهترين تايتيك وسوق الجيشي،بهره بردم جيش همون ادراربود،تايتيك و نميدونم فكر كنم براي كشتي باشه،فيلمش بود،يادته؟(اين روش دفاع خيلي موذيانه،يك آدم گاگوله)،اگر از اول درجريان باشي،رجز خوني اول گفتم با پيرمرد و گاگول درگيرنشه!حالا ديدي فحش ندادم .دوستت دارم چون حرف حق زدي.
🙁 داستان جدید ؟
چی بگم یه تو بچه جلقی!!!اخه یه استادیوم ازادی کیر کلفت تو کونت. تو اصلن تا حالا بجز اینجا کس دیدیییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟!!!؟؟؟؟؟؟؟؟اخه مگه طرف مخش تعطیله اونم کی یه کسبازه حرفه ای که زنشو بذاره خونه شماتو فکر کردی همه اینجا مثل خودت جقین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خاک تو سر خرت کنم
مت رامنی و اوباما با طرفدارانش برینن تو خونتون!
راســـــــــــــــــــــــتی گلم سمیه جونت میدونه سواد نداری =)) =)) =)) =)) =)) =)) =))
” سینه های شیرین پفکی”؟ از کی تا حالا پفک شیرین شده؟شب پیش مامانت خوابید؟پس بابای جاکشت کدوم گوری بوده؟ نکنه اونم پیش زن صیغه ایش بوده
تا حالا با شوهرش ابش کامل نیومده بود؟ اونوخ ناقص چطوریه؟ ازون حرفا بود.ضمنا شوهرش زن صیغه ایشم یعنی ناقص ارضا میکنه؟ لابد یه نصفه اینو میکنه و یه نصفه اونو که دو تا مکمل هم باشن
ایول جدا با نوشته هات حال کردم :^o :^o :^oااا من چرا مماغم درازشد :/ ؟
با این که با فحش دادن اینجا مشکل دارم…ولی کسشری که تو نوشتی کمترین جوابش حامله کردن ننه جنده خودته…کون کش خار پاره
کیر تیمور لنگ تو کس خواهر و مادرت با این داستان کیریت. کس کش مجتلق اجتلاق کودن
چرا خودتو با اسم کوچولوی وسط پات معرفی کردی؟
اگه بقیه که داستان مینویسن باید برن واسه بچها قصه بگن مطمن باش تو به درد همونم نمیخوریجقیییییی
دیونه من اینور داشتم مامانتو میکردم جقی اینا چی نوشتی
ببین آقا پسر لنگ میگم قبل اینکه این داستانو بنویسی سیگاری اینا ک نزده بودی هان؟؟مثلا فک کردی خوب نوشتی آره؟بیسواده خاک بر سر
من نمیدونم.این زنا چقدر راحت به جقیها پا میدن.
اون کس خوره شماها که اینقدر این داستان روتون تاثیرگذاشته ازاون کس خور ترید منم که نظرات شمارو خوندم از شماها کس خور ترم
من هیکلی و کاملا پهن پهن و چارشونه و کمر باریک و در واقع رونی کلمن اون خانوم هم حوری بهشت چشما درشت و پورن استار بود.خب بیایید برید پورن استار شید شمام…
کس کش یک طوری میگه بچه گوشه ایران اار رو نقطه کرنر زمین فوتبال
اصلا نخوندم.اونجا که لب پفکی شد بدن نرم و سکسی سینه بزرگ ژله ای اخه این الکسیس بود یا سمیه کیرم تو مغزت
آقا شما چجوری کردیدش که تخت خیس شد؟biggrin
ﻋﺎﻟﻲ ﺑﻮﺩ ﺩﻣﺖ ﻛﺮﻡ ﺍﻣﻴﺪﻭﺍﺭﻡ ﻭﻗﺘﻲ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﺮﺩﻱ ﻳﻜﻲ ﻫﻢ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻛﺮﺩﻥ ﺯﻧﺖ ﺭﻭ ﺑﻨﻮﻳﺴﻪ ﻣﺎ ﺣﺎﻝ ﻛﻨﻴﻢ. ﺑﻪ به
اره خوب…راستی مرتیکه سیک باش یادت رفت بگی تو غذای خونواده دیازپام ریختی که بیدار نشن و یه وقت کیریت نکنن.قرمساق گوزو
اره مردم بیکارن که برا هر داستان ارضا بشن (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash)
زن شوهر دار کردی؟ایشالا ی شبم یکی ب زنت میگ بیا نترس بیدار نمیشه…بی ناموس
کوسخول مگ همه مثه توان ک با داستان ارضا بشن
اگ بابات از پس مامانت بر نمیاد بگو تا خجالتش در بیام و ابشو کامل بیارم
حداقل ۴ تا داستان میخوندی ک اینجوری تخیلاتتو ب خورد ما ندی…
Ye dore tarke jagh boro badbakht
هرچی گفتنی بود دوستان گفتن.از طرف من به مامانت و خواهرت سلام برسون و بگوارسلان دلتنگ کس شونه.
و اینک … !استمناگر دس ب قلم میشود
من برا هیچ داستانی نظر نمیدادمولی دیدم داستان فوق العاده فوق العاده عالیبلکه تخمیه تخمیه گفتم بهت بگم همون تیمور سزاوارتهخب کسمشنگ اخه یه زن ایقد زود که راضی نمیشه هر چقدر هم صمیمی باشینبالاخره خوش باش جقیییییی
صابونتو عوض کن