تعجب کردم چرا ازم نپرسید چرا خونه خالی؟چرا اونجا؟فهمیدم اونم پایه هر کاری هست.رفتیم تو خونه .نگاش کردم اینقدر خجالت کشیده بود همرنگ لبو شده بود.منم واسه اینکه رو قولم باشم زودی دست بکار شدم.از روبرو که خجالت میکشیدم.از پشت بغلش کردم با دستم محکم سینهاشو که خیلی دوست داشتم محکم گرفتم.کلی از روی مانتوش مالشش دادم دیدم داره شهوتی میشه منم خوشم اومد بکارم ادامه دادم.با این شرایط بازم خجالت میکشیدم باهاش چشم تو چشم بشم…از پشت اروم اروم دکمه های مانتوشو باز کردم از تنش در اوردم.دوباره سینهاشو گرفتم.کلی مالش دادم یادم نیست که تی شرتش چه رنگی بود اونم از تنش در اوردم.دیگه کیرم شق شق بود داشت شلوارمو پاره میکرد.گفتم میشه دراز بکشی .اونم دراز کشید ولی با دستش جلوی چشماشو گرفت گفت سرم داره گیج میره… فکر کنم واسه اولین بارش بود و از شهوت زیاد اینطوری شده بود. سوتینشو در اوردم .منم که عاشق سینه و سینه خوردن هستم .اینقدر خوردم که نگو نپرس.جدی جدی سینه هاشم واقعا خودنی بود.سینه هاش نسبت به سنش که 14 سالش بود درشت بود.دیگه اخ و واخش در اومده بود .محکم سرمو گرفته بود و موهامو میکشید.دیدم داره داغ میکنه گفتم برگرد به پشت. سریع برگشت.منم زودی شلوار و شرتشو دراوردم.چون منم کم تجربه بودم اونم که اولین بارش بود.بساط ساک زنی در کار نبود.منم که از کس لیسی بدم میاد.فقط از روی شرط مالش دادم.خودم یه تفی به کیره زدمو. انداخم لاپاش.یکمی لاپایی زدم.این دفعه کیرمو انداختم تو کونش یه اخ اخ راه انداختو محکم فرش خونه رو چنگ زده بود ولی از خجالت دیگه نگفت درش بیار.منم که پرو شدم تا ته میکردم توش.داشتم تلمبه میزدم که متوجه شدم که ابم داره میاد.ریختم تو کونش.همینطوری چند دقیقه ای روش خوابیدم.بلان که شدم تا کیرمو تمیزش کنم.خیلی جدی بهم گفت خیلی نامردی عوضی.منم شوکه شدم پرسیدم چرا؟چیزی نگفت.فکر کنم از سکس با من عذاب وجدان داشت که چرا این کارو کرده.منم دیگه کشش ندادم و چیزی نگفتم.بلند شد لباساشو پوشید رفتیم تو ماشین که برسونمش.فقط گفت فکر کنم دیرم شده منم گفتم سریعتر میرم که برسونمت.خلاصه رسیدیم مدرسش بهم گفت خداحافظ.منم ازش تشکر کردم و بای کردم تا بعد از ظهر اون روز تو فکر حرفش بودم که چرا بهم گفت نامرد.راستش بخوای ناراحت شده بودم.از کلاسش که اومد میخواست بره عروسی .تو راه همو دیدیم.با خنده اومد جلو گفت.چطوری بچه خوشکل.من تعجب کردم این چرا هی مدل حرف زدنش عوض میشه.خلاصه به هم خیلی خیلی نزدیک شدیم .دوباره همون شب عروسی پشت حیاط خلوت خونمون یه دست دیگه کردمش.ولی این دفعه دیگه حرف از نامردو نامردی نداشت.این سکسامون اینقدر ادمه داشت.تا6ماه پیش که نامزد کرد.تو این مدت که تقریبا 5سال طول کشید تو خونه ما.خونه اونا.تو ماشین.تو جنگل و…هر جایی که موقعیتش بود سکس کردیم ولی حرفه ای تر .دوران خوبی بود ولی حیف که تموم شد.درسته داستانم زیاد شهوت انگیز نبود ولی راست راست بود.من عاشق دوستیهای بلند مدتم.
نوشته: امیر
10 پاسخ به “چطور دختر خاله عزیز دوست دخترم شد”
عزیزم دختر که بار اولش باشه حتما میپرسه چرا خونه خالیفکر کنم تو نفر اخری بودی که زدی تو کونش
یه بسته بالا بالا بخر…شرط(شرت)بالان(بلند)احتمالا به مغزت کس تزریق کردن چون خعیلی کس مغزی…تا ته نخوندمبعدش آخه کونده دختر چهار ده ساله کردن داره؟؟ بعد میبریش خونه خالی هیچی نمیگه؟؟آلت قاطر توو کونتdash1
بردی خونه خالی خجالت کشیدی نگاش کنی؟مخجول(کسی که خجالت میکشد) به قول یارو ساک مای فاک
ای دهنت سرویسbiggrinواویلا تو کون همهی خالی بندارو پاره کردیمگه میشه روز اول دقایق اول ببریش خونه خالی؟؟؟بکنییییییش!!!مغزم دیگه جواب نمیدهdash1اونم کیییی؟؟؟؟دختر خاله!!!دهن پاره ی لافی زدی سقف ک هیچ خونمون خراب شد!!!من الان از زیر آوار دارم پست میذارم امیدوارم نیروهای امداد هرچی زودتر خودشونو برسوننcrazy
واقعا داستان بود ،تا ،داستان واقعی !!!
مدرسه رو اول صبح میرن عروسی اخر شبه ساعت مثلا 7 شب بود همه داشتن میرفتن عروسی بعد تو اینو بردی مدرسه!!! حیف که دروغ حناق نیست
برو جقتو بزن دخترخالتم که جندس داره اینجا میده به بچه ها
تو عاشق کير بلندي نه دوستي بلند، راستي ميشه خاله خانومت رو رديف کني تا دخترش رفت مدرسه منم کونش بذارم؟
خو اخه کوسینوسه بی پدر من به تو چی بگم ها؟؟؟؟؟؟ انقد کس گفتی کیرم خشک شد
عجب مگه داریم.مگه میشه