گی احسان و حسین

سلام دوستان عزیز داستان برمیگرده به چند سال پیش اسم من احسان قد ۱۸۰ وزن ۷۵ سفید پوست کیرم ۱۸ سانت اسم دوستم حسین قد ۱۷۵ وزن ۷۰ سفید بدون مو با کون گرد ما چند تا همسایه بودیم با هم تو کوچه فوتبال بازی میکردیم بعضی موقع ها هم هوا تاریک تر میشد قائم موشک بازی میکردیم تقریبا چند ماهی میشد که اومده بودیم تو اون محل همین بازی کردنا ادامه داشت چند ماهی تا یه شب موقع قائم موشک دیدم یکی از بچه ها داره حسین میماله به روی خودم نیاوردم نزدیک نشدم که بفهمن.

از این قضیه چند روزی گذشت من به حسین گفتم میای بریم خونه ما پلی استیشن بازی کنیم اول گفت نه خجالت میکشم من گفتم خجالت نداره که ما خونمون ویلایی پایین ۲ تا داداشام هستن که اکثر سر کارن وقتی نیستن ما میریم بازی میکنیم .

گفت پس ا-۲ روز دیگه که داداشت اینا رفتن بریم بازی کنیم من که تو دلم کلی خوشحال بودم شبش تو فکر حسین خوابم نمیبرد بالاخره بعد کلی کلنجار خوابم برد .

۲-۳ روز از این قضیه گذشت دیدمش گفت امروز بریم بازی کنیم منم که از خدا خواسته گفتم اوکی برم خونه ببینم وضعیت چه جوری بهت خبر میدم.

رفتم خونه همه چیو اوکی کردم پیام دادم بیا بعد ۵ دقیقه پیام داد گفت درو باز کن من از شدت هیجان نمیدونستم چیکار کنم درو باز کردم اومد تو هنوز یادم نمیره قیافشو چقدر ناز شده بود تعارف زدم اومد نشست .

بهش گفتم شربت میخوری یا چایی که گفت شربت منم ۲ تا درست کردو آوردم گفتم بخوریم بریم بازی همش تو این فکر بودم بحث سکسی بندازم از اون ورم می گفتم شاید ناراحت شه با خودم گفتم عجله نکن واسه بار اول خلاصه شروع کردیم بازی کردن من چون پلی استیشن داشتم خونه بازیم بهتر بود ۲-۳ دست بازی کردیم گفت یه چند دقیقه استراحت کنیم دوباره بازی کنیم من از خدا خواسته گفتم باشه .

من چون ازش ۳-۴ سال بزرگتر بودم گفت تو چرا بعضی وقتا نمیای تو کوچه بازی میری پیش دوست دخترت من خندیدم گفت چرا میخندی گفتم من اگه دوس دختر داشتم که اونو میاوردم بازی کنه باهام یهو دیدم ناراحت شد گفتم منظورم اینه ندارم باهات شوخی کردم به این بهونه بوسش کردم معذرت خواهی کردم حسینم گفت اشکال نداره پیش میاد گفتم تو چی دوس دختر نداری گفت نه ندارم زیادم علاقه ندارم گفتم یعنی چی دیدم سرخ شد گفت ولش کن بیا بازی کنیم .

منم به خاطر اینکه ناراحت نشه ادامه ندادم ولی از اون ورم خوشحال بودم که به دختر علاقه خلاصه اون روز کلی بازی کردیم خندیدیم بعدش رفت از اون روز به بعد خیلی با هم صمیمی تر شدیم شبا پیام بازی میکردیم هر ۲-۳ روز هم‌میومدیم‌خونه ی ما بازی این قضیه ۲۰ روزی طول کشید که یه شب دلمو زدم به دریا پیام دادم گفتم حسین دوست دارم دیدم جواب نداد گفتم حتما ناراحت شده دیدم بعد چند دقیقه جواب داد منم دوست دارم احسان منو میگی انگار دنیا رو بهم دادن اون شب یه ذره بهش ابراز احساسات کردم ولی نه جوری که تابلو باشه قرار گذاشتیم فردا بیاد خونمون بازی .

فردا اومد پیشم ولی از همون لحظه ی اول انگار این بار یه جور دیگه بود یه کم با هم حرف زدیم من دستمو انداختم دور گردنش گفتم خیلی دوست دارم دیدم نفساش تند شد گفتم بهترین وقته شروع کردم زبون زدن گوشش دیدم داره ناله میکنه درازش کردم رو مبل شروع کردم گردنشو لیس زدن اونم فقط داشت ناله میکرد تیشرتشو دراوردم شروع کردم لیسیدن بدنش چه بدن سفید و بی مویی داشت یه چند دقیقه تو این حالت بودیم که من شروع کردم مالیدنه کونش از رو شلوار همین آه ناله هاش بیشتر شد من که کیرم داشت شرتمو پاره میکرد بهش گفتم حسین جون میشه واسم بخوری گفت نه من تا حالا از این کارا نکردم گفتم امتحان کن شاید خوشت بیاد واسم یکم مالید میخواستم شلوارمو در بیارم که گوشیم زنگ خورد مامانم بود گفت کجایی گفتم پیش بچه ها داریم بازی میکنیم گفت سریع بیا پایین اینا دارن میان برو خرید منو میگی بدترین خبر دنیا رو شنیدم انگار گفتم باشه حسین گفت چی شد چرا ناراحت شدی گفتم باید بریم مهمون داریم‌اونم گفت اشکال نداره بزا حالا یه وقته دیگه.

شب شد من شروع کردم به پیام دادان به حسین گفتم ببخشید بابته امروز گفت اشکال نداره احسان جون اولین بار بود به من میگفت احسان جون کلی پیام دادم اون شب بهش حرفای سکسی زدیم کلی قربون صدقش رفتم از بدنش تعریف کردم اونم خوشش اومده بود بهم گفت من از همون روز اول باهات حال میکردم ازت خوشم میومد گفت واست سورپرایز دارم من که کلی هیجان داشتم گفتم چیه عشقم سورپرایزت که بعد چند دقیقه چی دیدم عکس کونشو فرستاده لخت چی میدیدم یه کونه گرد بدون مو جوری راست کرده بودم که گفتم الان شرت پاره میکنه اینقد قربون صدقش رفتم ازش تعریف کردم که گفت ای کاش امشب پیشت بودم گفتم اگه بودی که عالی میشد گفت میشه یه کار کنی گفتم بگو عشقم گفت عکس کیرتو میفرتی گفتم چشم کیرم که تو راست ترین حالت ممکن بود ۱۸ سانتی میشه واسش فرستادم یه جوووووون بلندی گفت که میخواستم همونجا ارضا شم اون شب خوابم نمیبرد اصلا همش تو فکر حسین بودم گفتم تو اولین فرصت باید ببینمش .

خلاصه روز موعود رسید حسین اومد نذاشتم بشینه همون ایستاده شروع کردم لب گرفتن لباش مزه بهشت میداد اینقدر خوردم که احسان جون الان تموم میشما خندم گرفت گفتم نترس تو تموم نمیشی تازه پیدات کردم رفتیم رو مبل شروع کردم گوششو گردنشو خوردن صدایه اه نالش بلند شد تی شرتشو دا اوردم شروع کردم خوردن بدنش یه دونه مو هم نداشت این پسر یه چند دقیقه ای همین جوری بودیم گفتم عشقم گفت جونم گفتم میشه واسم بخوری دیدم چیزی نگفت من سریع شلوارمو کشیدم پاییین گفتم احسان این از نزدیک خیلی بزرگتره که گفتم بخور عاشقش میشی دوس داشتی کوچیک تر باشه گفت نه دوسش دارم اینو که گفت حشرم ۱۰۰ برابر شد اول اومد لیس زدن من که تو ابرا بودم چشامو بسته بودم سره کیرمو گذاشت تو‌دهنش شروع کرد خوردن زیاد وارد نبود ولی واسه من اصلا مهم نبود یه چند دقیقه ای خورد بهش گفتم عکسی که واسم فرستادیو میخام گفت میترسم گفتم نگران نباش اگه درد داشتی ادامه نمیدم گفتم یه کم دیگه بخور که شروع کرد لیس زدن تخمام وای چه لذتی داشتم ارضا میشدم که گفتم بسه رفتم تو اتاق اسپری زدم یه ژلم برداشتم واسه کونه حسین جون صداش کردم بیا که اومد شلوارشو کشیدم پایین گفت یواش عزیزم واقعا کون سفیدو بی مویی داشت شردع کردم خوردن کونش جوری که ناله هاش اینقدر بلند بود که جلو دهنشو‌گرفتم بعد ۲-۳ دقیقه ژل زدم رو انگشتم یه کنم زدم رو سوراخش انگشتمو کردم تو کونش دیدم رفت جلو گفت درد دارم نمیخام چند دقیقه التماس کردم گذاشت دوباره این کارو بکنم کلی ژل زدم به سوراخش که دردش کمتر شه شروع کردم انگشت کردم این سری گفت دردش کمتر یه چند دقیقه ای انگشت کردم بعد دومی رو کردم دیدم باز میگه درد دارم اروم اروم میکردم تا قشنگ جا باز کنه بعد ۳-۴ دقیقه سومی رو کردم گفت درد دارم ولی ادامه بده دلم کیرتو میخاد اینو که گفت سرعته انگشتامو بیشتر کردم دیگه وقت موعود رسیده بود گفتم اماده ای عشقم گفت اره جرم بده احسان جون پاهاشو انداختم رو شونم سر کیرمو غشار دادام دیدم رفت عقب گفت درد داره اروم گفتم چشم یه کم وایستادم بعد اروم اروم کردم تو که اونم هی میگفت جون جرم بده پارم کن منم سرعتمو بیشتر کردم بعد چند تا تلمبه گفتم داگی شو که سریع داگی شد انگار اون بیشتر از من هیجان داشت شروع کردم داگی گردن از پشت گوش و گردنشو میخوردم که اونم میگفت جون بهترین لحظه ی عمرمه دیدم داره جق میزنه گفتم وایسا من واست میزنم کیرشو گرفتم نهایت ۱۲ سانت بود واسش یک کم زدم که سریع ارضا شد بهش گفتم بیا رو کیرم سریع اومد نشست روش داشت بالا پایین میکرد که گفتم ابم داره میاد بلند شو که اونم سرعتشو بیشتر کرد اومدم بلند شم نذاشت تو کونش ارضا بهترین حس دنیا رو داشتم کلی بوسش کردم بعدش سریع همه جا رو تمیز کردیم این داستان ادامه داره اگه دوست داشتین بگین ادامشو بذارم

نوشته: احسان

بازدید 10,384

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

7 پاسخ به “گی احسان و حسین”

  1. آقا احسان سلام نمیدونم پیام بنده رو میخونی یا میبینی اگر پیام من رو دیدی لطفا یه پیام به من تو دایرکت بده

  2. سامعلیک :دیس لایک ۷ رو بهت دادم چون غلط املایی داشتی و متن رو نخوندی خودت تا ویرایش کنی پرش های بی جهت هم داری .بیشتر دقت کن موفق باشی ./. زت زیاد

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید