سلام
علی ام ۲۴ ساله و مامانم لیلا ۴۳ ساله البته برای ۴سال پیش هستش داستانم
اوایل تو سن بلوغ که بودم سوژه جق فقط مامانم بود اینقدر که سفید و خوشگل و سکسی بود یه جورایی میومد مدرسه همه چشاشون روش بود بابامم کارمند سایپا بود ۵سال از مامانم بزرگتر بود ولی معلوم بود مامانم داغ تره یجورایی شک کرده بودم که اصلا بابام بی غیرت باشه که فهمیدم این نیست
داستان از اونجایی شروع شد که یه همسایه برامون اومد که اونم خوب چیزی بود به اسم شهلا البته که مامان من یه سر و گردن بالاتر بود ازش خلاصه اینا با هم دوست شدن و هرروز بیرون و خرید و خونه ما و اونا می چرخیدم شوهراشون بدبختا صبح تا شب سر کار منم تو سنی بودم تازه بعد خدمت رفتم دانشگاه ترم یک چال میکردم بیشتر وقتا که روی مامانم و شهلا هم سیخ بودم یه چند ماهی گذشت احساس میکردم اینا یواشکی یه کارایی میکردن هرروز تیپ و لباس و خرید و خونه این دوست و اون دوست بودن تا یه بار که من با ماشین دوستم بیرون بودم یهو دوتاشون دیدم که یه مزدا دو تا سن بالای خوب چسبیدن بهشون اینا هم میخندن و لاس میزدن ولی یجوری هم بود که نتونستم به دوستم بگم وایسه ابروم میرفت خلاصه دقیق تر شدم شب یواشکی گوشیشو نگاه کردم چیزی ندیدم خیلی هم استرس هم حشر زده بود بالا واقعا با اینکه دوست داشتم همچین چیزی بازم ترسیده بودم
چند روزی گذشت زیر نظر داشتم چون که مامان دیدم با یه سر و وضعی میره که دیگه بابام میدید صداش در میومد بهونه هم این بود مجلس زنونس و با ماشین شهلام واقعا سکسی میشه مشخصات رو بخوام بگم یه خانوم سفید با سینه های ۸۰ سفت و کمر باریک و کون گنده واقعا هم خوش فیس بود بعد همیشه پاشنه می پوشید میگفت زن به کفش پاشنه ست یا مانتو اگر کوتاه می پوشید بهتر بود تا اینکه مانتو بلند تنگ بپوشه که بیشتر میریخت بیرون
همیشه سوژه جق داشتم لباس هاش توری و سکسی هر از گاهی میرفتم بالاسرشون جق میزدم باهاشون تا یه روز سیخ بودم رفتم خونه ساعت ۶ اینا بود دیدم یه صداهایی میاد اروم رفتم دیدم داره با گوشیش حرف میزنه و دراز کشیده فهمید اومدم اومد بیرون از اتاق قشنگ حشرو تو چشمش دیدم سریع جمع کرد خودشو رفت دستشویی سریع گوشی رو برداشتم دیدم بلههههه یه شماره هست سریع شماره رو برداشتم گوشی رو گذاشتم سر جاش
تو گوشی خود دیدم بله خط ۹۱۲ یه مرد ۳۶،۳۷ خداییش خوب بود هم چهره هم فیزیک
دیگه مطمئن شدم و فقط آرزوم بود ببینم سکس مامانم که چکار میکنه
پیگیریم بیشتر شد شوخی هام جهت دار تر بود از دختر پسرای دانشگاه میگفتم ببینم چی میگه که میگفت جوون باید خوش بگذرونه
دیگه فهمیده بودم مامان و شهلا دو تا پسر تور کردن به جفتشونم حال میدن چجوریشو از اون شبی میگم که بابای من شبکار بود شوهر شهلا هم یه وری بود اینا از دو روز قبل بحث تولد دوستشون نازنین بود که قرار بود شب برن که دیدم مامان از صبح ارایشگاه و حموم اینور و اونور تا ساعت ۷ شب بابام رفت سرکار دیدم بله شروع کرد زنگ زدن و هماهنگی و این کارا جوری بود که من ۹ شب مامانو دیدم درجا داشت ابم میومد که گفتم چکار میکنی گفت مراسم زنونه ست خجالت بکش من که میدونستم دوتا پسر کیرشونو صابون زدن واسه این دوتا کص خلاصه مامان ما شورت و سوتین مشکی با جواراب شلواری مشکی و یه دامن جذب چاکدار و یه بلوز توری که بزرگی سینه هاش داشت پاره میکرد روش یه مانتو بلند که گفتم دستت بیاد بالا سوتینت معلومه طبق معمول اونم گقت با ماشینیم تا اونجا پیاده نمیشیم منم رو اطمینانی که داشتم موتور قرض کردم ساعت ۹ شب دو تا میلف که البته شهلا هم دست کمی نداشت یه لباس یه سره مشکی جذب قشنگ پوشیده بود که همه سیخ میشدن واسش خلاصه اینا راه افتادن با یه ۲۰۶ سفید منم پشتشون دعا میکردم بتونم تا اخرش ببینم که اولش بعد یه ربع رسیدن جلو یه ساختمانی که خیالم راحت شد گفتم اینجا نمیرن چون تجاری بود یهو دیدم همون پسره که عکس پروفایلش دیده بوده از سمت شیشه شاگرد کله شو کرده تو و حرف میزد با مامانم تا یه سانتافه اومد شهلا رفت تو اون نشست و دوست پسر مامانم که اسمش کامران بود پشت فرمون ۲۰۶ راه افتادن منم پشت اینا خدا خدا میکردم که برن باغی جایی که دقیقا هم همین شد یه کوچه رسیدن بعد نیم ساعت همه اش باغ بود منم سرکوچه ش کمین کردم فقط دیدم کجا رفتن تو قند تو دلم اب شد و بعد ده دقه رفتم موتور پشت یه دیوار گذاشتم قشنگ قفل زدم گفتم میرم تو که با یه ربع کون پارگی رفتم بالا خدارو شکر سگ و نگهبان و چیزی هم نداشت البته حق هم داشتن دو تا زن شوهردار اوردن یوقت بگایی نشه براشون رفتم پایین لای درخت ها رسیدم جلوی خونه باغ دیدم بله استخر تو حیاط و اینا هم نشستن تو دور هم دارن گل میگن گل میشنون البته پسرا پیک میخوردن اینا هیچکدومشون بخور نبودن فقط کیر میخواستن تقریبا یک ساعت کمتر شد که صدا موزسک زیاد شد و دیدم دازن میرقصن یه ذره نزدیکتر شدم دیدم بله مامانم با اون تیپ سکسی از پشت بغل کامران شهلا هم همینطور میمالیدن و میرقصیدن که یهو دوست کامران داد میزد اتاق مال من شهلا رو انداخت رو شونش برد تو اتاق که اونم میشد دید ولی من میخواستم مامانو ببینم که همونجا روی مبل کامران پیراهنش و شلوارشو در اورد حالا با یه شرت یه مرد غریبه تو سکسی ترین وضع مامانم بهش چسبیده بود که البته مامان من با لباسم لخت بود یه دامن چاکدارم که داشت بیشتر تحریک میکرد که اقا کامران همینجوری که سینه های مامانو میمالید از روی لباس و سوتین یهو دامنش رو کشید پایین که دیدم بله یه شرت لامبادا مشکی ست سوتینش روش جوراب شلواری مشکی داشت افتاد بیرون کامران نشست مامانو گذاشت رو پاش شروع کردن لب بازی و مالش باورم نمیشد چی میبینم ولی فوق العاده ادرنالین داشت ثانیه به ثانیه ش بعد لب بازی مامانو خم کرد کیرشو انداخت تو دهنش که واقعا بزرگ هم بود مامان با شرت و جوراب قمبل پشت به من داشت کیر دوست پسرشو میخورد زیاد طول نکشید دست کامران روی جوراب مامان سوراخ درست کرد لای کونش جر داد یجوری حشری شد کیرشو از دهن مامان دراورد گفت قمبل کن بدون اینکه شرتش در بیاره زد کنار هل داد توش جیغش در اومد باورم نمیشد الان مامانم روبروی من بود داشت از کص به دوست پسرش میداد همیجوریکه میکرد مامان صوزتش به مبل نزدیکتر میشد و داگی بودنش سکسی تر چند دقیه بعد مامانو برگردونو پاهاشو انداخت روی شونش جوری شروع کرد کردنش که فکر کنم ۲۰ دقیقه شد پاهای مامان روی شونش کفش پاشنه ش بعد ۱۰ دقیقه یکیش در اومد اون یکی لنگش هنوز روی شونه کامران تو پاش بود اینقدر محکم میکرد مامان جیغش و دادش ویلا رو گرفت گمون کنم شهلا هم همین حالت داشت میومد صداش خلاصه تو اون پوزیش بعد اون همه صدا و جیغ مامان یه جوری زیرش لرزید که نا خود اگاه از زیر کیرش در رفت و دیدم چه ابی میاد بیرون از کصش که عمرا بابام عرضه همچین کاری رو داشته باشه دیگه ننیتونست رو پاش وایسه کامران کصکش به شکم خوابوندش از پشت گذاشت کونش چون معلوم بود جیغش واسه کون دادنه روی مبل مامانم افتاده یه مرد ۳۶ ساله کیرش تو کونش رفته ۱۰ دقیقه هم اینجوری کردش که مامان دوباره داشت تکون میخورد زیرش اینقدری که سکسی بود حقشم اینجور سکس بود خلاصه تا مامان یذره از خاک کامران بلند شد اونم تا ته کرد توش و با داد دوتاشون معلوم بود ابشو ریخته تو کونش وقتی کیرشو در اورد مامان از درد و لذت ریز میخندید و سعی میکرد پاشه که دوسا کامران هم از اون خسته تر اومد بیرون و تو حیاط دوتایی سیگار روشن کردن و اون دوتا میلف هم تو خونه از درد جای کیر هنوز به خودشون نیومده بودن بعد سیگار کشیدن اونا تو حیاط تا برن تو یه ربع نشد منم همه چیو دیده بودم سریع پیچیدم این دفعه از در رفتم بیرون پیچیدم تو راه زنگ زدم مامان گفتم کی میای که جواب داد تا ۳ میاییم نگران نباش ماشین خاله شهلا هست.
منم رفتم خونه جق زدم برای بار چندم و هزار و یک فکر دیگه که واقعا ۳ تا ۴ اومد خونه و منم خوابیدم ولی دیگه میدونستم مامان لوند و سکسی که دارم چجوری زیر کیر میخوابه.
امیدوارم خوشتون اومده باشه.
علی ام ۲۴ ساله و مامانم لیلا ۴۳ ساله البته برای ۴سال پیش هستش داستانم
اوایل تو سن بلوغ که بودم سوژه جق فقط مامانم بود اینقدر که سفید و خوشگل و سکسی بود یه جورایی میومد مدرسه همه چشاشون روش بود بابامم کارمند سایپا بود ۵سال از مامانم بزرگتر بود ولی معلوم بود مامانم داغ تره یجورایی شک کرده بودم که اصلا بابام بی غیرت باشه که فهمیدم این نیست
داستان از اونجایی شروع شد که یه همسایه برامون اومد که اونم خوب چیزی بود به اسم شهلا البته که مامان من یه سر و گردن بالاتر بود ازش خلاصه اینا با هم دوست شدن و هرروز بیرون و خرید و خونه ما و اونا می چرخیدم شوهراشون بدبختا صبح تا شب سر کار منم تو سنی بودم تازه بعد خدمت رفتم دانشگاه ترم یک چال میکردم بیشتر وقتا که روی مامانم و شهلا هم سیخ بودم یه چند ماهی گذشت احساس میکردم اینا یواشکی یه کارایی میکردن هرروز تیپ و لباس و خرید و خونه این دوست و اون دوست بودن تا یه بار که من با ماشین دوستم بیرون بودم یهو دوتاشون دیدم که یه مزدا دو تا سن بالای خوب چسبیدن بهشون اینا هم میخندن و لاس میزدن ولی یجوری هم بود که نتونستم به دوستم بگم وایسه ابروم میرفت خلاصه دقیق تر شدم شب یواشکی گوشیشو نگاه کردم چیزی ندیدم خیلی هم استرس هم حشر زده بود بالا واقعا با اینکه دوست داشتم همچین چیزی بازم ترسیده بودم
چند روزی گذشت زیر نظر داشتم چون که مامان دیدم با یه سر و وضعی میره که دیگه بابام میدید صداش در میومد بهونه هم این بود مجلس زنونس و با ماشین شهلام واقعا سکسی میشه مشخصات رو بخوام بگم یه خانوم سفید با سینه های ۸۰ سفت و کمر باریک و کون گنده واقعا هم خوش فیس بود بعد همیشه پاشنه می پوشید میگفت زن به کفش پاشنه ست یا مانتو اگر کوتاه می پوشید بهتر بود تا اینکه مانتو بلند تنگ بپوشه که بیشتر میریخت بیرون
همیشه سوژه جق داشتم لباس هاش توری و سکسی هر از گاهی میرفتم بالاسرشون جق میزدم باهاشون تا یه روز سیخ بودم رفتم خونه ساعت ۶ اینا بود دیدم یه صداهایی میاد اروم رفتم دیدم داره با گوشیش حرف میزنه و دراز کشیده فهمید اومدم اومد بیرون از اتاق قشنگ حشرو تو چشمش دیدم سریع جمع کرد خودشو رفت دستشویی سریع گوشی رو برداشتم دیدم بلههههه یه شماره هست سریع شماره رو برداشتم گوشی رو گذاشتم سر جاش
تو گوشی خود دیدم بله خط ۹۱۲ یه مرد ۳۶،۳۷ خداییش خوب بود هم چهره هم فیزیک
دیگه مطمئن شدم و فقط آرزوم بود ببینم سکس مامانم که چکار میکنه
پیگیریم بیشتر شد شوخی هام جهت دار تر بود از دختر پسرای دانشگاه میگفتم ببینم چی میگه که میگفت جوون باید خوش بگذرونه
دیگه فهمیده بودم مامان و شهلا دو تا پسر تور کردن به جفتشونم حال میدن چجوریشو از اون شبی میگم که بابای من شبکار بود شوهر شهلا هم یه وری بود اینا از دو روز قبل بحث تولد دوستشون نازنین بود که قرار بود شب برن که دیدم مامان از صبح ارایشگاه و حموم اینور و اونور تا ساعت ۷ شب بابام رفت سرکار دیدم بله شروع کرد زنگ زدن و هماهنگی و این کارا جوری بود که من ۹ شب مامانو دیدم درجا داشت ابم میومد که گفتم چکار میکنی گفت مراسم زنونه ست خجالت بکش من که میدونستم دوتا پسر کیرشونو صابون زدن واسه این دوتا کص خلاصه مامان ما شورت و سوتین مشکی با جواراب شلواری مشکی و یه دامن جذب چاکدار و یه بلوز توری که بزرگی سینه هاش داشت پاره میکرد روش یه مانتو بلند که گفتم دستت بیاد بالا سوتینت معلومه طبق معمول اونم گقت با ماشینیم تا اونجا پیاده نمیشیم منم رو اطمینانی که داشتم موتور قرض کردم ساعت ۹ شب دو تا میلف که البته شهلا هم دست کمی نداشت یه لباس یه سره مشکی جذب قشنگ پوشیده بود که همه سیخ میشدن واسش خلاصه اینا راه افتادن با یه ۲۰۶ سفید منم پشتشون دعا میکردم بتونم تا اخرش ببینم که اولش بعد یه ربع رسیدن جلو یه ساختمانی که خیالم راحت شد گفتم اینجا نمیرن چون تجاری بود یهو دیدم همون پسره که عکس پروفایلش دیده بوده از سمت شیشه شاگرد کله شو کرده تو و حرف میزد با مامانم تا یه سانتافه اومد شهلا رفت تو اون نشست و دوست پسر مامانم که اسمش کامران بود پشت فرمون ۲۰۶ راه افتادن منم پشت اینا خدا خدا میکردم که برن باغی جایی که دقیقا هم همین شد یه کوچه رسیدن بعد نیم ساعت همه اش باغ بود منم سرکوچه ش کمین کردم فقط دیدم کجا رفتن تو قند تو دلم اب شد و بعد ده دقه رفتم موتور پشت یه دیوار گذاشتم قشنگ قفل زدم گفتم میرم تو که با یه ربع کون پارگی رفتم بالا خدارو شکر سگ و نگهبان و چیزی هم نداشت البته حق هم داشتن دو تا زن شوهردار اوردن یوقت بگایی نشه براشون رفتم پایین لای درخت ها رسیدم جلوی خونه باغ دیدم بله استخر تو حیاط و اینا هم نشستن تو دور هم دارن گل میگن گل میشنون البته پسرا پیک میخوردن اینا هیچکدومشون بخور نبودن فقط کیر میخواستن تقریبا یک ساعت کمتر شد که صدا موزسک زیاد شد و دیدم دازن میرقصن یه ذره نزدیکتر شدم دیدم بله مامانم با اون تیپ سکسی از پشت بغل کامران شهلا هم همینطور میمالیدن و میرقصیدن که یهو دوست کامران داد میزد اتاق مال من شهلا رو انداخت رو شونش برد تو اتاق که اونم میشد دید ولی من میخواستم مامانو ببینم که همونجا روی مبل کامران پیراهنش و شلوارشو در اورد حالا با یه شرت یه مرد غریبه تو سکسی ترین وضع مامانم بهش چسبیده بود که البته مامان من با لباسم لخت بود یه دامن چاکدارم که داشت بیشتر تحریک میکرد که اقا کامران همینجوری که سینه های مامانو میمالید از روی لباس و سوتین یهو دامنش رو کشید پایین که دیدم بله یه شرت لامبادا مشکی ست سوتینش روش جوراب شلواری مشکی داشت افتاد بیرون کامران نشست مامانو گذاشت رو پاش شروع کردن لب بازی و مالش باورم نمیشد چی میبینم ولی فوق العاده ادرنالین داشت ثانیه به ثانیه ش بعد لب بازی مامانو خم کرد کیرشو انداخت تو دهنش که واقعا بزرگ هم بود مامان با شرت و جوراب قمبل پشت به من داشت کیر دوست پسرشو میخورد زیاد طول نکشید دست کامران روی جوراب مامان سوراخ درست کرد لای کونش جر داد یجوری حشری شد کیرشو از دهن مامان دراورد گفت قمبل کن بدون اینکه شرتش در بیاره زد کنار هل داد توش جیغش در اومد باورم نمیشد الان مامانم روبروی من بود داشت از کص به دوست پسرش میداد همیجوریکه میکرد مامان صوزتش به مبل نزدیکتر میشد و داگی بودنش سکسی تر چند دقیه بعد مامانو برگردونو پاهاشو انداخت روی شونش جوری شروع کرد کردنش که فکر کنم ۲۰ دقیقه شد پاهای مامان روی شونش کفش پاشنه ش بعد ۱۰ دقیقه یکیش در اومد اون یکی لنگش هنوز روی شونه کامران تو پاش بود اینقدر محکم میکرد مامان جیغش و دادش ویلا رو گرفت گمون کنم شهلا هم همین حالت داشت میومد صداش خلاصه تو اون پوزیش بعد اون همه صدا و جیغ مامان یه جوری زیرش لرزید که نا خود اگاه از زیر کیرش در رفت و دیدم چه ابی میاد بیرون از کصش که عمرا بابام عرضه همچین کاری رو داشته باشه دیگه ننیتونست رو پاش وایسه کامران کصکش به شکم خوابوندش از پشت گذاشت کونش چون معلوم بود جیغش واسه کون دادنه روی مبل مامانم افتاده یه مرد ۳۶ ساله کیرش تو کونش رفته ۱۰ دقیقه هم اینجوری کردش که مامان دوباره داشت تکون میخورد زیرش اینقدری که سکسی بود حقشم اینجور سکس بود خلاصه تا مامان یذره از خاک کامران بلند شد اونم تا ته کرد توش و با داد دوتاشون معلوم بود ابشو ریخته تو کونش وقتی کیرشو در اورد مامان از درد و لذت ریز میخندید و سعی میکرد پاشه که دوسا کامران هم از اون خسته تر اومد بیرون و تو حیاط دوتایی سیگار روشن کردن و اون دوتا میلف هم تو خونه از درد جای کیر هنوز به خودشون نیومده بودن بعد سیگار کشیدن اونا تو حیاط تا برن تو یه ربع نشد منم همه چیو دیده بودم سریع پیچیدم این دفعه از در رفتم بیرون پیچیدم تو راه زنگ زدم مامان گفتم کی میای که جواب داد تا ۳ میاییم نگران نباش ماشین خاله شهلا هست.
منم رفتم خونه جق زدم برای بار چندم و هزار و یک فکر دیگه که واقعا ۳ تا ۴ اومد خونه و منم خوابیدم ولی دیگه میدونستم مامان لوند و سکسی که دارم چجوری زیر کیر میخوابه.
امیدوارم خوشتون اومده باشه.
نوشته: zx70zx
16 پاسخ به “مامان لوند”
برید جقتونو بزنید چه اصراریه که ننتونو جنده کنید؟ واقعا این نسل زد به کجا دارن میرن
خدا شفا بده🤞🏻
بیغیرتی چه کلاسی داره که تازه میای کوصشعرش میگی
غیرت؟امیدوارم خیال پردازی نویسنده باشه
ببین من اصلا آدمی نیستم که فوش بدم ولی اخه کصکش بی غیرت این چیه نوشتی اگه واقعی باشه یا تخمی تخیلی هرچی هسته تو واقعا کصکش بیغیرتی اگه واقعی بود باید یه کاری میکردی اگه تخمی تخیلی نوشتی که باید بگم ریدم تو افکار باغیرتت کصکش کونی با این داستان حال آدمی جایی این که بهتر کونی رسید بهش کونی جاکش جاکش
چندتا داستان درست وحسابی بخون بااین انشات ریدی .چرا همه ماماناتونو میبرن باغ بعد شماهم میرید نگاه میکنید اونا چه کصخلن شماچه باخایه🤣
داستان مامان با حجاب من را یه حور دیگه کپی کردهجدیدا چقدر مامانا میرن تو باغ کص میدن
داستان کاملا خیالی بود بایه سری جزئیات کوچیک از روی داستان مامان باحجاب من کپی شده بود ،گوشی مامانت رمز نداشت این قدر می رفتی سر وقتش ،چجوری میشه زنی که اهل این برنامه هاست گوشیش رمز نداشته باشه
کس کش دروغ کفتی ولی چرا فیلم نگرفتی
تو داستان قبلی مامانت 54سالش بود چجوری اینقدر جوون شد؟
حتی فکر به این مسخره بازیها هم بده چه برسه به اینکه عزیزترین کس زندگیتو حتی به دروغ و تخیل جنده و هرزه قلمداد کنی
کوص شعرای یک جرقی بیشرف
قربون مامان لوندتاگر کیر ۱۸ خواست بهم پیام بده عزیزم
خواستم بگم کیرم تو تک تک سوراخای بیفیرتتولی بعد گفتم حیف کیر من که بره به تو
بالاخره یکی از خودت کسخلتر لایک کرد 😂👉
بیا تلگرام منم ببینم اون مامان سکسیتو Zak50000