داستان در مورد چند سال پیشه که حدود ۱۴ ۱۵ سال سن داشتم به قول معروف دنیا ندیده
خانواده ما هم که هم تو شهر خونه داشتیم هم تو روستا و برای یه سالی تصمیم گرفتیم که روستا بمونیم
منم که دانش آموز بودم و روستا هم از شهر دور بود هر روز نمیشد که از روستا به شهر برم و قرار شد که برای این یه سال تو روستا درس بخونم
مدرسه روستا مختلط بود و دختر پسر باهم بودن برای همین معلم هاشم زن بودن،منم که اول سال رفتم مدرسه کسیو نمی شناختم و کلا غریبه
یه ماه از مدرسه گذشت منم که حالا مدرسه واسم عادی شده بود با همه دوستم و همه رو میشناسم ، معلمامونم سه نفر بودن که هر سه تاشونم زن بودن یکی از معلم ها که معلم خودمم بود اسمش شهلا بود
شهلا نزدیک ۴۰ سالی میشد و هنوز شوهر نکرده بود ، بدنش حسابی منو جذب خودش کرده بود
کونش خوش فرم و گنده کمر نسبتاً باریک و ممه های گنده
خلاصه بدنش عالی بود
منی که کلا کلاس ششم بودم و کیرم ۱۵ سانتی میشد، وقتی مطلبی توضیح میداد و پشت به ما میکرد کیرم سیخ میشد
تا زمستون رو همینجوری گذروندم و اواسط زمستون بود که شهلا کلید رو داده بود به من ، منم وظیفم این بود که صبا زود تر از همه بیام و بخاری ها رو روشن کنم
یه روز که زنگ آخر خورد و معلما میخواستن برن ، شهلا عجله داشت و کیفش رو جا گذاشته بود توی اتاق معلمان ، منم که کنجکاو بودم میخواستم ببینم توی کیف چیه اون روز که هیچی شب هم کلا از کنجکاوی خوابم نبرد
صبح شد و منم زودتر از روز های قبل رفتم مدرسه و اولین کاری که کردم به کیف نگاه کردم
توی کیف یه عالمه خودکار و مداد آرایش و یه شال بود ولی تنها چیزی که توجه من رو به خودش جلب کرد سه تا کاندوم بود
منم که اون موقع نمیدونستم کاندوم چیه اصا
چشمم به اینا افتاد یه کاندوم رو برداشتم گذاشتم جیبم
بعد که شال رو برداشتم بو کنم بوش کیرمو سیخ کرد همینجوری با کیرم ور میرفتم که صدای در باز کردن شهلا رو شنیدم و زود شال رو گذاشتم سر جاش
شهلا اومد داخل مدرسه منم که بجای اینکه بخاری هارو روشن میکردم کیرم سیخ شده بود اونم چشمش خورد ولی اهمیت نداد
با شهلا بخاری هارو روشن کردیم و اون روزم همینجوری گذشت
کاندوم هم که تو جیبم بود با خودم بردمش خونه
فردا که خواستم در مدرسه رو باز کنم ، شهلا هم همون لحظه رسید دم در مدرسه و بعد از سلام و احوالپرسی بهم گفت
شهلا _زود در رو باز کن باید باهات حرف بزنم
من+باشه خانم
_بیا بریم دفتر
منم که باهاش رفتم داخل
_تو دیروز کیف من رو گشتی ؟
+نه خانم چرا کیف شما رو بگردم
_دروغ نگو یکی از وسایلام گم شده
+من کاری به کیف شما ندارم خانم حتما اشتباه شده
بعد کلی حرف زدن اینکه کار من نبوده و اینا ، بهم گفت پشتم درد میکنه برام ماساژ بده منم که تا حالا به هیچ زنی دست نزده بودم پا شدم و وایسادم
اونم از روی صندلی اومد پایین و روی یه نیمکت نشست
منم که دستم رو بردم به پشت دست بزنم کیرم شق شد و شلوارمم گشاد بود جوری که تو ذهن خودم هی میگفتم خدایا نکنه ببینه آبروم بره
یه چند دقیقه ای ماساژ دادم و منم دقیقه به دقیقه کیرم سفت تر میشد
یهو گفت بسه و از صندلی پاشد و روبروم ایستاد
منم که کیرم از روی شلوار معلوم بود
گفت شلوارتو بده پایین منم که این حرف رو شنیدم خیلی شوکه شدم و گفتم که چرا
_میخوام آزمایشت کنم
منم که هی روم نمیشد شلوارمو بدم پایین خودش یدفه شلوارو داد پایین خواستم دوباره شلوارو بدم بالا ولی نزاشت
_آلتتم نسبت به سنت رشدش خوبه ، موهاتم بزن
یکم با تخمام ور رفت
منم که از شرم داشتم آب میشدم
همون لحظه یکی از همکلاسی هام اومد کلاس و شهلا زود شلوارمو بالا زد و گفت این قضیه بین خودمون میمونه وگرنه به همه میگم که از کیفم وسایل برداشتی
از دفتر رفتیم بیرون و اون روز کلا تو خجالت بودم
شب که رفتم خونه حموم رفتم و مو های کیرمو زدم
فردا بازم شهلا باهام زود اومد اون روز منم تصمیم گرفته بودم که از خجالت بیام بیرون
رفتیم که بخاری هارو روشن کنیم یکدفعه گفت که
_دیروز بهت گفتم موهاتو بزن زدی؟
+بله خانم زدم
_کو ببینم شاید نزده باشی
+خانم بریم دفتر بهتر نیست؟
رفتیم دفتر و بهش نشون دادم و گفت آفرین
کلا دیگه واسم عادی شده بود که کیرم رو به شهلا نشون بدم
فردای اون روز که پنجشنبه بود مدرسه تعطیل بود و شهلا تنها به من گفت که بیا مدرسه باهات ریاضی کار میکنم
منم که گفتم چشم
ریاضی نسبت به همکلاسی هام هیچی بلد نبودم هرچی توضیح میداد میرفتیم بیرون همرو یادم میرفت حتی توی ضرب هم مشکل داشتم
پنجشنبه رفتیم داخل مدرسه و بعد کلی حرف زدن در مورد اینکه چه مطالبی یادم نیست گفتم
اونم گفت که بیا اول یه چایی باهم بخوریم بعد درس میخونیم
باهم نشستیم همینجوری جلوی همدیگه
گفت یه سوال میپرسم
گفتم بفرمایید
_ببینم تو از اون سه ورقه یکیشونو برداشتی
+راستشو بخوای خانم
_بگو بین خودمون میمونه
+اره من برداشتم
_چرا برداشتی عزیزم
+کنجکاو بودم که داخلش چیه
_میخوای بهت بگم برای چی استفاده میشه
+اره خیلی میخوام بفهمم
اونم گفت شلوارتو بده پایین عزیزم
منم که واسم عادی شده بود دادم پایین ولی کیرم شق نشده بود گفتم چه تمیزم کردی منم که شرم کردم
گفت بیا سر شانه هامو بگیر از عقب
بهم پشت کرد ، کونش توی مانتو دو قسمت شده بود
گفت حالا سر شانه هامو کم کم فشار بده
منم که هرچی میگفت، میگفتم چشم
یه چند دقیقه فشار دادم اونم کم کم کونشو چسبوند به کیرم
حالا دیگه کیرم شق شده بود ، کونشو از کیرم جدا کرد و روبروی کیرم وایساد ، گفت چشاتو ببند منم که بستم
یه تف محکم زد به کیرم
منم که شرم میکردم و اینا و میگفتم نکن
اونم حشری شده بود و داشت با دستاش ماساژ میداد
گفت بیا بریم دفتر
رفتیم دفتر وکلا هر پنجره ای که به بیرون بود و دید از بیرون داشت رو بست ، چراغ هارو روشن کرد چون تاریک بود
شلوار رو کلا از پام بیرون آورد خودشم که مقنعه رو از سرش کشید و منم تازه مو هاشو دیدم
گفت برو روی چهار دست و پا منم که رفتم یه چند لحظه وایسادم
یک دفعه انگشتو کرد کونم منم که صدام اومد بیرون گفت ساکت باش
وقتی نگاه کردم دیدم یه کاندوم باز کرده انگشت کرده تو کاندوم بعد توی کونم
گفت حالا وایسا روبروم
منم که وایسادم
گفت که چرخ شانس میچرخونیم سفید تویی و قرمز منم
هر وقت هم که قرمز اومد تو این کار رو با من میکنی
هر وقت هم که سفید اومد من اون کار قبلی
منم گفتم باشه
چرخدنده رو چرخوندیم دوباره من اومدم اونم یه لبخند ریز زد و گفت صدات در نیاد
دو بار پشت سر هم دستشو کرد تو
بار دیگه چرخ دنده رو چرخوندیم اینبار قرمز اومد
گفت حالا نوبت تو هست بیا
منم که تو تعجب مونده بودم کیرمم شق
کاندوم رو باز کرد و کرد توی کیرم منم که کیرم کوچیک بود
نسبتاً (۱۵)
کاندوم خوب روی کیرم نمی ایستاد ، کاندوم رو کردم کیرم
مشغول این بودم که کاندوم رو سر جاش نگه دارم که یکدفعه کون سفید و خوشگلش رو آورده بود روبروی کیرم
گفت زود باش
منم که هیچوقت کص ندیده بودم یه دست بهش زدم گفت
نگفتم که دست بزنی گفتم نوبتتته
منم که یواش کیرمو کردم توی کونش
انقد تنگ بود که به زور میرفت یه آه کشید و گفت دوباره بکن توش
یه چند باری پشت سر هم کردم توش خواستم بیارم بیرون ولی دستامو گرفت منو سوار کونش کرد رو زمین صاف خوابیده بود منم رو کونش
داشتم میکردم که یکدفعه احساس کردم دیگه نمی خوام بکنمش گفتم خسته شدم اونم گفت پاشو از روم
پاشدم
دیدم کاندوم پر شده از آب سفید
کاندوم رو از کیرم برداشت و منم که ارضا شده بودم کیرم شل شده بود
گفت بخاطر اینکه تو بیشتر از من کردی منم باید کیرتو بخورم منم گفتم باشه
رفت یه لیوان آب اورد کیرم رو باهاش شست زمینم که خیس کرد رفتیم اون ور دفتر
وقتی کیرمو کرد توی دهنش با زبونم زیر کیرمو تحریک میکرد منم که آه میکشیدم اون بهم گوش نمیکرد و تا دلش خواست برام خورد یه ۱۰ دقیقه کیرمو مکید دوباره آبم اومد ولی اینبار کم تر
آب رو کردم دهنش و قورت داد
بعد که لباسامونو پوشیدیم و هردو خسته گفت که به همه بگو ریاضی کار کردیم و منم یه چشم گفتم و رفتیم خونه
خانواده ما هم که هم تو شهر خونه داشتیم هم تو روستا و برای یه سالی تصمیم گرفتیم که روستا بمونیم
منم که دانش آموز بودم و روستا هم از شهر دور بود هر روز نمیشد که از روستا به شهر برم و قرار شد که برای این یه سال تو روستا درس بخونم
مدرسه روستا مختلط بود و دختر پسر باهم بودن برای همین معلم هاشم زن بودن،منم که اول سال رفتم مدرسه کسیو نمی شناختم و کلا غریبه
یه ماه از مدرسه گذشت منم که حالا مدرسه واسم عادی شده بود با همه دوستم و همه رو میشناسم ، معلمامونم سه نفر بودن که هر سه تاشونم زن بودن یکی از معلم ها که معلم خودمم بود اسمش شهلا بود
شهلا نزدیک ۴۰ سالی میشد و هنوز شوهر نکرده بود ، بدنش حسابی منو جذب خودش کرده بود
کونش خوش فرم و گنده کمر نسبتاً باریک و ممه های گنده
خلاصه بدنش عالی بود
منی که کلا کلاس ششم بودم و کیرم ۱۵ سانتی میشد، وقتی مطلبی توضیح میداد و پشت به ما میکرد کیرم سیخ میشد
تا زمستون رو همینجوری گذروندم و اواسط زمستون بود که شهلا کلید رو داده بود به من ، منم وظیفم این بود که صبا زود تر از همه بیام و بخاری ها رو روشن کنم
یه روز که زنگ آخر خورد و معلما میخواستن برن ، شهلا عجله داشت و کیفش رو جا گذاشته بود توی اتاق معلمان ، منم که کنجکاو بودم میخواستم ببینم توی کیف چیه اون روز که هیچی شب هم کلا از کنجکاوی خوابم نبرد
صبح شد و منم زودتر از روز های قبل رفتم مدرسه و اولین کاری که کردم به کیف نگاه کردم
توی کیف یه عالمه خودکار و مداد آرایش و یه شال بود ولی تنها چیزی که توجه من رو به خودش جلب کرد سه تا کاندوم بود
منم که اون موقع نمیدونستم کاندوم چیه اصا
چشمم به اینا افتاد یه کاندوم رو برداشتم گذاشتم جیبم
بعد که شال رو برداشتم بو کنم بوش کیرمو سیخ کرد همینجوری با کیرم ور میرفتم که صدای در باز کردن شهلا رو شنیدم و زود شال رو گذاشتم سر جاش
شهلا اومد داخل مدرسه منم که بجای اینکه بخاری هارو روشن میکردم کیرم سیخ شده بود اونم چشمش خورد ولی اهمیت نداد
با شهلا بخاری هارو روشن کردیم و اون روزم همینجوری گذشت
کاندوم هم که تو جیبم بود با خودم بردمش خونه
فردا که خواستم در مدرسه رو باز کنم ، شهلا هم همون لحظه رسید دم در مدرسه و بعد از سلام و احوالپرسی بهم گفت
شهلا _زود در رو باز کن باید باهات حرف بزنم
من+باشه خانم
_بیا بریم دفتر
منم که باهاش رفتم داخل
_تو دیروز کیف من رو گشتی ؟
+نه خانم چرا کیف شما رو بگردم
_دروغ نگو یکی از وسایلام گم شده
+من کاری به کیف شما ندارم خانم حتما اشتباه شده
بعد کلی حرف زدن اینکه کار من نبوده و اینا ، بهم گفت پشتم درد میکنه برام ماساژ بده منم که تا حالا به هیچ زنی دست نزده بودم پا شدم و وایسادم
اونم از روی صندلی اومد پایین و روی یه نیمکت نشست
منم که دستم رو بردم به پشت دست بزنم کیرم شق شد و شلوارمم گشاد بود جوری که تو ذهن خودم هی میگفتم خدایا نکنه ببینه آبروم بره
یه چند دقیقه ای ماساژ دادم و منم دقیقه به دقیقه کیرم سفت تر میشد
یهو گفت بسه و از صندلی پاشد و روبروم ایستاد
منم که کیرم از روی شلوار معلوم بود
گفت شلوارتو بده پایین منم که این حرف رو شنیدم خیلی شوکه شدم و گفتم که چرا
_میخوام آزمایشت کنم
منم که هی روم نمیشد شلوارمو بدم پایین خودش یدفه شلوارو داد پایین خواستم دوباره شلوارو بدم بالا ولی نزاشت
_آلتتم نسبت به سنت رشدش خوبه ، موهاتم بزن
یکم با تخمام ور رفت
منم که از شرم داشتم آب میشدم
همون لحظه یکی از همکلاسی هام اومد کلاس و شهلا زود شلوارمو بالا زد و گفت این قضیه بین خودمون میمونه وگرنه به همه میگم که از کیفم وسایل برداشتی
از دفتر رفتیم بیرون و اون روز کلا تو خجالت بودم
شب که رفتم خونه حموم رفتم و مو های کیرمو زدم
فردا بازم شهلا باهام زود اومد اون روز منم تصمیم گرفته بودم که از خجالت بیام بیرون
رفتیم که بخاری هارو روشن کنیم یکدفعه گفت که
_دیروز بهت گفتم موهاتو بزن زدی؟
+بله خانم زدم
_کو ببینم شاید نزده باشی
+خانم بریم دفتر بهتر نیست؟
رفتیم دفتر و بهش نشون دادم و گفت آفرین
کلا دیگه واسم عادی شده بود که کیرم رو به شهلا نشون بدم
فردای اون روز که پنجشنبه بود مدرسه تعطیل بود و شهلا تنها به من گفت که بیا مدرسه باهات ریاضی کار میکنم
منم که گفتم چشم
ریاضی نسبت به همکلاسی هام هیچی بلد نبودم هرچی توضیح میداد میرفتیم بیرون همرو یادم میرفت حتی توی ضرب هم مشکل داشتم
پنجشنبه رفتیم داخل مدرسه و بعد کلی حرف زدن در مورد اینکه چه مطالبی یادم نیست گفتم
اونم گفت که بیا اول یه چایی باهم بخوریم بعد درس میخونیم
باهم نشستیم همینجوری جلوی همدیگه
گفت یه سوال میپرسم
گفتم بفرمایید
_ببینم تو از اون سه ورقه یکیشونو برداشتی
+راستشو بخوای خانم
_بگو بین خودمون میمونه
+اره من برداشتم
_چرا برداشتی عزیزم
+کنجکاو بودم که داخلش چیه
_میخوای بهت بگم برای چی استفاده میشه
+اره خیلی میخوام بفهمم
اونم گفت شلوارتو بده پایین عزیزم
منم که واسم عادی شده بود دادم پایین ولی کیرم شق نشده بود گفتم چه تمیزم کردی منم که شرم کردم
گفت بیا سر شانه هامو بگیر از عقب
بهم پشت کرد ، کونش توی مانتو دو قسمت شده بود
گفت حالا سر شانه هامو کم کم فشار بده
منم که هرچی میگفت، میگفتم چشم
یه چند دقیقه فشار دادم اونم کم کم کونشو چسبوند به کیرم
حالا دیگه کیرم شق شده بود ، کونشو از کیرم جدا کرد و روبروی کیرم وایساد ، گفت چشاتو ببند منم که بستم
یه تف محکم زد به کیرم
منم که شرم میکردم و اینا و میگفتم نکن
اونم حشری شده بود و داشت با دستاش ماساژ میداد
گفت بیا بریم دفتر
رفتیم دفتر وکلا هر پنجره ای که به بیرون بود و دید از بیرون داشت رو بست ، چراغ هارو روشن کرد چون تاریک بود
شلوار رو کلا از پام بیرون آورد خودشم که مقنعه رو از سرش کشید و منم تازه مو هاشو دیدم
گفت برو روی چهار دست و پا منم که رفتم یه چند لحظه وایسادم
یک دفعه انگشتو کرد کونم منم که صدام اومد بیرون گفت ساکت باش
وقتی نگاه کردم دیدم یه کاندوم باز کرده انگشت کرده تو کاندوم بعد توی کونم
گفت حالا وایسا روبروم
منم که وایسادم
گفت که چرخ شانس میچرخونیم سفید تویی و قرمز منم
هر وقت هم که قرمز اومد تو این کار رو با من میکنی
هر وقت هم که سفید اومد من اون کار قبلی
منم گفتم باشه
چرخدنده رو چرخوندیم دوباره من اومدم اونم یه لبخند ریز زد و گفت صدات در نیاد
دو بار پشت سر هم دستشو کرد تو
بار دیگه چرخ دنده رو چرخوندیم اینبار قرمز اومد
گفت حالا نوبت تو هست بیا
منم که تو تعجب مونده بودم کیرمم شق
کاندوم رو باز کرد و کرد توی کیرم منم که کیرم کوچیک بود
نسبتاً (۱۵)
کاندوم خوب روی کیرم نمی ایستاد ، کاندوم رو کردم کیرم
مشغول این بودم که کاندوم رو سر جاش نگه دارم که یکدفعه کون سفید و خوشگلش رو آورده بود روبروی کیرم
گفت زود باش
منم که هیچوقت کص ندیده بودم یه دست بهش زدم گفت
نگفتم که دست بزنی گفتم نوبتتته
منم که یواش کیرمو کردم توی کونش
انقد تنگ بود که به زور میرفت یه آه کشید و گفت دوباره بکن توش
یه چند باری پشت سر هم کردم توش خواستم بیارم بیرون ولی دستامو گرفت منو سوار کونش کرد رو زمین صاف خوابیده بود منم رو کونش
داشتم میکردم که یکدفعه احساس کردم دیگه نمی خوام بکنمش گفتم خسته شدم اونم گفت پاشو از روم
پاشدم
دیدم کاندوم پر شده از آب سفید
کاندوم رو از کیرم برداشت و منم که ارضا شده بودم کیرم شل شده بود
گفت بخاطر اینکه تو بیشتر از من کردی منم باید کیرتو بخورم منم گفتم باشه
رفت یه لیوان آب اورد کیرم رو باهاش شست زمینم که خیس کرد رفتیم اون ور دفتر
وقتی کیرمو کرد توی دهنش با زبونم زیر کیرمو تحریک میکرد منم که آه میکشیدم اون بهم گوش نمیکرد و تا دلش خواست برام خورد یه ۱۰ دقیقه کیرمو مکید دوباره آبم اومد ولی اینبار کم تر
آب رو کردم دهنش و قورت داد
بعد که لباسامونو پوشیدیم و هردو خسته گفت که به همه بگو ریاضی کار کردیم و منم یه چشم گفتم و رفتیم خونه
نوشته: دانش آموز
10 پاسخ به “خانم معلم بچه باز”
مش تق تق تق نق😀
کیرم تو کص ننه معلم املات
توهم شرم میکردی ولی کونی شدی.کیرمم تو شرمت
کصشر
اگه اون موقع ۱۵سانت بودی الان لابد یه ۵۰سانتی هست 🤣
داستان روتحریف نکن، راستش روبگو اقامعلم چجوری درت گذاشت
عجیباً غریبا🤔
۱۵ سانت برات کوچکه؟!؟ الان که بالغ شدی چند سانت شده عمو جان؟!“چرخ شانس”!!! حداقل دو تا کتاب داستان بخون اگه سواد کافی داری و سختت نیست خوندن. شاید یکم ایده بگیری و این مزخرفات رو تحویل مخاطب ندی. کمی برای شعور خواننده احترام قائل باش لطفا.
خداوندا ما را از شر این مجلوقان کسخل حفظ بنما 😐
کس تو مغزت 🤣