آزادی سکس توی خانواده (۱)

قسمت اول

دوستان عزیز سلام امیدوارم از دو داستان قبلی که واستون گذاشتم نهایت لذتو برده باشین اولیش بنام (عاشقانه رامین ، مژگان و مژده) بود و دومی هم بنام( بازی برد برد محسن و نادیا) و اما بریم سر داستان امروز

کسرا هستم ۲۶ ساله مهندس معدن و توی یه شرکت بزرگ سنگهای ساختمانی به عنوان کارشناس فنی کار میکنم صبح ساعت شش راننده شرکت اومد دنبالم که بریم واسه بازدید از یک معدن اطراف کاشان .
من چون مجردم با مامانم ملیحه توی یه خونه دوطبقه حیاط دار زندگی میکنیم که طبقه دومش دست مستاجره صبح با مامانم خداحافظی کردم و بهش گفتم دارم میرم ماموریت شهرستان .
مامانم یه بیوه ۴۴ساله چادریه ولی خوش بر و رو ، خوش هیکل ، خوش کون و پستون و ناز و خواستنی و پدرمم پنج سال پیش در اثر کرونا فوت شد .
تا ظهر بازدید از معدن رو انجام دادم بخاطر نزدیکی کاشان ساعت دو رسیدیم شرکت گزارش بازدید رو تحویل دادم ، ناهارو خوردم و به خاطر خستگی برگشتم خونه
میخواستم به مامان زنگ بزنم که تهرانم و دارم میام خونه که فکر کردم یه وقت مامان خواب باشه واسه همین وقتی رسیدم زنگ نزدم و با کلید درو وا کردمو رفتم توی حیاط . نمیدونم چرا لای در ورودی ساختمان باز بود داشتم کفشامو در میاوردم برم داخل که با شنیدن صدای خنده های هیستریک مامان و حرفاش سرجام میخکوب شدم چون داشت صحبت از کیر کلفت و ساک زدن و کون دادن میکرد دقیقتر به حرفاش گوش کردم دیدم داره با خواهر دوقلوم افسانه که چهار ساله ازدواج کرده و دو ماهه بارداره حرف میزنه ولی از اون حرفای سکسی و سمی . یواشکی پریدم تو ایوون . اتاق من یه در به ایوون و حیاط داره منم چون واسه دزدکی آوردن کس نخوام از تو هال و از جلوی چشم مامانم رد بشم هیچ وقت اون درو قفل نمیکنم . یواش وارد اتاقم شدم و خیلی آروم گوشی تلفن اتاقمو برداشتم و شروع کردم به گوش دادن حرفاشون
_نمیدونی دخترم چه حالی داره وقتی یه کیر تو کونته یه کیرم تو کست خصوصا وقتی دوتاشون وایسادن و دستت گردنشونه و اونا تو رو روی کیراشون بالا پائین میکنن
_ولی مامان میدونی که با این شوهر چوسی که من دارم کسمم تنگ‌ مونده چه برسه به کونم که آکبنده
_بمیرم برات افسانه تو هم شانس گندت مثل خود من بدبخته بابای خدا بیامرزتم مثل شوهر تو ریغو بود و از همون اول ازدواجمون شدیدا سرد مزاج بود اگه هم با زور من میخواست سکس کنه شلوارشو در نیاورده و هنوز دو تا تلمبه نزده خالی میشد و باز کارای خدا بود که تو و داداشتو باهم حامله شدم و گرنه قید سکسو که زده بودم باید قید بچه داشتن رو هم میزدم و اگه شماها رو باردار نشده بودم ازش طلاق میگرفتم ولی راستش تجربه من میگه که در اثر دیدن این فیلم های سوپر تقریبا همه مشتریات بدون استثنا ازت کون میخوان البته دو برابرم پول میدن تو هم اگه میخوای وارد بازی بشی میتونی یه هفته تکنیک از خیار تا بادمجون رو انجام بدی تا کونت آماده بشه .از یه خیار قلمی شروع کن اونو چرب کن و یواش یواش بکن تو کونت و چند نوبت در روز یه نیم ساعتی باهاش تو کونت تلمبه بزن و هر روز کم کم سایز خیار کلفت ترش کن تا برسی به بادمجون قلمی مطمئن باش اینجوری خیلی راحت راه کونت واسه کون دادن باز میشه و میتونی لذت سکس دو کیره را بچشی راستی کسری امروز رفت ماموریت و فکر کنم تا دو سه روز دیگه بر نمیگرده فردا پیش از ظهر با مسعود و فریبرز هماهنگ کردم میان اینجا تو هم بیا که هم سکس دو کیره منو ببینی و ترست از کون دادن بریزه هم بعد از مدتها کست لذت و طعم یه سکس حسابی را بچشه و با دو تا کیر آبیاری بشه
_باشه ولی یه وقت خر نشن بخوان کونم بذارن من آمادگیشو ندارما کونم زیر کیر اونا پاره میشه و بدبخت میشما
_نترس دخترم نگران نباش اونا بدون اجازه من بهت نگاهم نمیکنن و دستم بهت نمیزنن
_باشه پس من برم کسمو برق بندازم واسه فردا فعلا خداحافظ .
هنوز گوشی به دست منتظر بودم که مامان گوشی هال رو بذاره تا منم گوشی را بذارم و فلنگو ببندم که دیدم باز داره شماره میگیره واسه همین گوشی را نگه داشتم که ببینم به کی زنگ میزنه
الو سلام آقا فریبرز خوبین ؟
_به به سلام پری خانوم کس طلا افتخار دادین و یادی از ما کردین نمیگی مزه کس و کونت رفته زیر زبون این کیر بدبخت ما و دلش واسه اونا تنگ میشه ؟
_راستش توی این هفته موقعیتش پیش نیومده بود ولی زنگ زدم بگم که پسرم فردا تهران نیست لطفا با آقا مسعود هماهنگ کن فردا ساعت ده با هم تشریف بیارین اینجا و البته اقامسعود باید دو برابر هفته پیش سر کیسه را شل کنه چون غیر از خودم یه داف جوون و خوشگل دیگه رو واسه پذیرایی از کیرش ردیف کردم اما فقط بهتون بگم این جلسه اول فقط کس میده و باید جلو خودتونو بگیرین که فکر کردن کونشو نکنین چون باید خودم به مرور و کم کم ذهنشو واسه کون دادن آماده کنم
_چشم پری خانوم از طرف ما مطمئن باش خوشحالم کردی زنگ زدی . تا فردا گودبای !
گوشی هال رو که مامانم گذاشت منم گوشی اتاقمو گذاشتم و یواشکی از پنجره اتاق رفتم تو ایوون و زدم از خونه بیرون و بعد از ده دقیقه برگشتم و زنگ حیاط رو زدم مامانم درو زد و از دیدن من تعجب کرد و گفت پس مگه تو نباید الآن ماموریت باشی ؟
منم الکی گفتم که ماشین خراب شد و ماموریت موکول شد به فردا و بهش گفتم خستم و میرم اتاقم که بخوابم .
راستش چون مامانم بیوه بود و اونم توی اوج جوونی نیاز به سکس داشت درکش میکردم و با سکس کردنش مشکلی نداشتم و آمار پارتنر اشم کم و بیش داشتم ولی اون که یه زن مذهبی و معتقدیه چرا آخه با دوتا مرد اونم جلوی چشم دختر خودش ؟ این کار مگه به قول خودش حرام و گناه نیست اونم چندتا حرام با هم ؟ آخه میدونید ! همین هفته پیش بود که خواهرم افسانه که خیلی با هم جوریم سر زده اومد خونمون و با دیدن صحنه سکس من وسط هال با مهسا مستاجر طبقه بالامون نتونست جلوی رسالت فضولی رو بگیره و یه گزارش مفصل به مامان داد . مهسا خانوم یه تازه عروس بود که سه ماه پیش همزمان با عروسیشون مستاجر ما شدند و شوهرش یه روز در میون شیفت بود و همون ماه اول بخاطر اینکه راهشون با ما از تو حیاط مشترک بود و به نوعی در دسترسم بود تونسته بودم راحت و سریع مخشو بزنم و هر چند خیلی خوشگل نیستم ولی بخاطر تیپ و هیکل و قد بلندم و البته زبون چرب و نرمم ازم خوشش اومد و نهایتا تو ملاقات سوم خوابوندمش زیر کیرم . معمولا همیشه میرفتم طبقه بالا و اونو رو تخت عروسی خودش میکردم ولی از شانس بدم اون روز که میدونستم مامانم نوبت دکتر داره و تا چند ساعت دیگه نمیاد واسه اینکه هم بتونم با فیلم گرفتن از سکسمون ازش آتو بگیرم و هم هوس کردم یه تنوعی به سکسمون بدم ، مهسا جونمو آوردمش تو حال خونه خودمون و در حالی که به سینه روی میز پذیرایی خمش کرده و از پشت تو کسش تلمبه میزدم و هر دومون دقیقا روبروی در ورودی بودیم که با وارد شدن خواهرم باهاش چشم تو چشم شدیم خواهرم که از دیدن من و مهسا توی اون حالت یه لحظه هنگ کرد و بدون هیچ واکنشی درو بست و برگشت خونش ولی ظاهرا از سر دلسوزی گزارشش را به مامان داد .
مامانم دو ساعت بعدش اومد خونه و در حین شام درست کردن زنگ زد به افسانه که هم احوالشو بپرسه و هم گزارش دکتر رفتنش رو به اون بده که پس از شنیدن گزارش افسانه اومد تو اتاقمو کلی جیغ و داد کرد و در مورد گناه ارتباط با زن شوهردار کلی سخنرانی کرد و گفت اگه میخوای نیازتو بر طرف کنی یه دوست دختر ثابت بگیر نه اینکه بری سراغ زن شوهردار اینکار گناه و معصیت و از اینجور اراجیف ولی نهایتا با تهدیدهای من از آبروریزی واسه مهسا و تهدید اون منصرف شد . و حالا با شنیدن قرار سکس مامانم و افسانه با دو تا مرد و یادآوری اون اراجیف در مورد گناه کبیره و معصیت و اینا فرصت خوبی واسم پیدا شد که از جفتشون آتو بگیرم تا هم کلا بی خیال مهسا و ادامه رابطم با اون بشن هم اینکه به آرزوی چند سالم برسم و از گائیدن کس و کون مامان و خواهرم حظ وافر ببرم و مهمتر از همه اینکه دیگه دوران سکس دزدکی و یواشکی و بی صدا تموم میشد و میتونستم کاملا آزاد تو خونه و جلوی چشم مامانم باهر کی میخواستم خصوصا با مهسا سکس کنم و اولین کاری که باید میکردم فیلم گرفتن از صحنه سکس حرام اونا بود .
بعد از فوت بابام واسه اینکه خونه ما حیاط دار هستش و مامانم از دزد می ترسید چند جای داخل ساختمونو و حیاط رو دوربین با کیفیت بالا کار گذاشتم و وصلشون کردم به پی سی اتاقم . با گذشت زمان دیگه وجود دوربین فراموش شده و ظاهرا از ذهن مامانم پاک شده بود چون بهش اهمیت نمیداد و بدون نگرانی جلوی دوربینا با پارتنراش سکس میکرد و منم هر از گاهی سکساشو با دوست پسراش تماشا میکردم و خیلی دلم میخواست که میتونستم این گوشت و دنبه خونگی خودمو به سیخ بکشم به هر حال از سالم بودن دوربین و میکروفون هال و اتاق خواب مامان مطمئن بودم واسه همین فردا صبح با خیال راحت رفتم ماموریت و پس فردا بعداز ظهر برگشتم خونه و بلافاصله بعد از خوردن ناهار به بهونه استراحت پریدم تو اتاقم و یه راست رفتم سمت کامپیوتر و هدفونو زدم به گوشم و فیلم را بردم جلو تا رسید به ساعت نه و نیم که دیدم خواهرم افسانه با یه آرایش خفن اومد خونمون و بعد از بوسیدن مامان با هم رفتن تو اتاق خواب مامان و شروع کردن به لخت شدن و پوشیدن لباس خوابای سکسی و مامانمم شروع کرد به آرایش کردن و بعدش مامانم بدون شرت لب تخت داگی شد و گفت ببین سوراخ کونمو . خیلی مشخص نیست که چه قدر تا حالا کیر رفته توش . فعلا بیا یه کم لیسش بزن تا عادت کنی چون حین سکس باید سوراخ کون پارتنر ات رو هم بلیسی مخصوصا وقتی که زیر کیرشون دیگه جر خوردی و میخوای آبشونو بیاری و سکسو تمومش کنی تکنیکش اینه . بعدشم مامان مشغول لیسیدن و انگشت کردن سوراخ کون افسانه شد که سر ساعت ده زنگ خونه زده شد . مامان به افسانه گفت فقط مواظب باش سوتی ندی و منو مامان صدا نکنی چون نمیخوام بفهمن تو دخترمی و بعدش دیدم بعععله ! آقا فریبرز با یه پسره دیگه اومدن تو خونه . مامانم و افسانه چون خیالشون راحت بود که من رفتم ماموریت و تهران نیستم بساط یه سکس فور سام رو واسه خودشون جور کرده بودن و با لباس خوابای سکسی و آرایش خفن اومدن به استقبالشون .
دو تا مرد نره خر شروع کردن به قربون صدقه رفتن و دستمالی کردن کس و کون و پستون مامان و افسانه و همون دم در سکسشون رو با لب گرفتن از اونا استارت زدن و مامانمم با خنده هاش و آخ جون آخ جون گفتناش اونا رو حشری تر میکرد و هر دوشون سه سوته لخت شدن و مادر و دختر شروع کردن به ساک زدن واسه اون دو تا خرکیر . مسعود گفت ملیح جون اجازه بده اول من و مسعود خان این شاه کس جوونو به سیخ بکشیم بعد که خودش دیگه از کیر انصراف داد میایم سراغ خودت . مامانمم بهشون گفت واسه اینکه بیشتر حال کنین بهتون میگم که بدونین این افسانه جون شوهر داره و الان دو ماهه حامله هستش پس هر وقت خواستین میتونین به وکالت از طرف شوهرش با خیال راحت آبتون رو تو کسش خالی کنین . با شنیدن این خبر خوش ، مسعود افسانه رو بلندش کرد و بعد از یه لب بازی حسابی در حالی که دستای افسانه دور گردنش حلقه بود اونو بلند کرد و پاهاشم دور کمرش حلقه کردو ایستاده کیرشو گذاشت دم کوسش و کیرشو تا خایه تو کس خواهرم جاکرد . افسانه چنان آخ جونی گفت که منم دلم خواست خلاصه فریبرز و دوستش تو انواع پوزیشنا کس افسانه را گائیدن و سه چهار بار اونو ارضاش کردن و هر دوشون اولین آبشون رو هم تو کس اون خالی کردن بعدش رفتن سراغ مامانم و تو انواع پوزیشنای تریسامی کس و کون مامانمو گاییدن و دوباره آبشون رو تو کس افسانه خالی کردن در نهایت با گذاشتن قرار واسه تکرار این فور سام خداحافظی کردن و رفتن . بعد از رفتن اونا مامان به افسانه گفت حالا که آماده ای بذار یه کم کونتو تمرین بدم و حدود نیم ساعت با خیار چرب تو کون خواهرم تلمبه زد و اونو دو بار دیگه ارضاش کرد . منم که با دیدن این صحنه ها آبم اومده بود فیلم این دو ساعت سکسو ریختم رو فلش و با خوشحالی از اینکه به زودی به هدفم میرسم گرفتم خوابیدم .

نوشته: آریامهر۲۰۲۶

بازدید 6,853

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

25 پاسخ به “آزادی سکس توی خانواده (۱)”

  1. کسکش شرفش خیلی بیشتر از تو هستش . چون بالاخره اسمش و شغلش مشخصه . واسه تو ،تو فرهنگ دهخدا باید یه فحش جدید بسازن که برازندت باشه .

  2. خداوکیلی تو پون هابم تهش سکس با نامادری رو بلد می‌کنه نه این کثافت کاری هارو

  3. اینکه از جای کپی کردی نوشتی و. واقعیت نداره شکی نیست . اما راست شو بگو آنطور که از سکس فریبرز و مسعود با مادر و خواهرت نوشتی خودت خیلی دوست داشتی به کوتی به فریبرز مسعود بدی البته اگر اون ها وجود داشته باشند!

  4. وقتی یه کونی که حسابی بلده با خیار کونشو باز کنه داستان خنده دار مینویسه

  5. کونی خان وقتی خونه ای دو گوشی داره، اگه تماس رو بخوان قطع کنن باید هر دو گوشی قطع بشه، ضمنا بخوان شماره بگیرن هم یکی از گوشی ها باید گذاشته شه و اون یکی شماره بگیره

  6. راست و دروغش مهم نیست چون داستانه. فقط بگو چرا اسم آریامهر رو خراب کردی😡🤞🏻

  7. یه چیزی بگم در مورد کسایی که میان فوش میدن چرا خوندی؟ تو که بدت میاد چرا روی (آزادی سکس توی خانواده) کلیک کردی!؟واقعا عجیبه، من داستان نخوندم ولی میدونم Free Use Family هست، پس اگه علاقه نداشته باشم نمیخونم.

  8. من که کامل نخوندم. همونجا که گفتی با تلفن خونه به اون یارو زنگ زد معلوم شد کسشر و دروغ محض نوشتی. خاک تو سرت

  9. گفتی قبلا سکس مامانتو تو دوربین دیده بودی بعدش گفتی میخوای اتو بگیری خوب تو که فیلمو داشتی!

  10. وای خداچرا باید چنین اراجیفی ۷۵ لایک بگیرهکلا بقیه کسشعراش برکنار فقط اونجا که گوشی رو نگذاشت مامانش تونست شماره بگیره. تو عمرش تلفن ثابت ندیده فک کنم

  11. ینی همون اول داستان ریدیآخه کص مغز وقتی یکی تماس برقرار کرده و تو گوشی رو بر میداری اون تلفن رو قطع می‌کنه توام باید کوشی رو بذاری تا تماس قطع بشه و بتونه تماس جدید بگیرهچطوری تو دستت نگه داشتی تا اون تماس جدید بگیره جلبک

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید