کون دادن اجباری که باعث کون دادن اختیاری شد
من از بچگی عاشق حضور در جمع های زنانه یا همان دخترانه بودم. چون کلی دختر خاله داشتم و دوست داشتم که مثل اونا لباس بپوشم و بازی کنم. ولی دائم بهم میگفتن که تو دختر نیستی و نباید با دخترا بازی کنی.
ولی من از دورن دلم میخواست که دختر باشم. از سن خیلی زود (شش سالگی) با نوار بهداشتی های مامانم آشنا شدم و فکر کردم که این همون پوشک یه و شروع کردم از کمد لباس مامانم کش رفتن.
نوار بهداشتی بستن برای من شد یک روتین یواشکی و همیشگی. بارها مامانم مچمو گرفت و باهام به زبون خوش و ناخوش حرف زد ولی من دیگه عاشق نرمی نوار بهداشتی شده بودم.
بستن نوار بهداشتی بعد از مدتی برای مامانم مسئله جدی دیگه نبود و فقط طوری رفتار می کرد که به من برسونه که نمیخوام چیزی ازش بدونم و طوری انجام بده که پدر و خواهرت نفهمن.
من دیگه همه جا نوار بهداشتی می بستم. یک روز جمعه رفته بودیم باغ داییم اطراف شهریار. معمولا همه خانواده جمعه ها اونجا جمع می شدن و منم اون روز یک بسته نوار گذاشتم تو کیف مدرسه ام و به همه گفتم که من میخوام اونجا درس بخونم. وقتی رسیدیم به باغ چند تا نوار زیر تی شرتم گذاشتم و رفتم تو دستشویی نوارها رو گذاشتم توی شورتم. حس ام عالی بود. نرمی نوار بهم حس زنونه ی خوبی میداد. بعد از یک ساعت پسر داییم که از من ده سال بزرگتر بود به من گفت بیا بریم توپ پلاستیکی بخریم. منم گفتم باشه بریم.
تو مسیر شروع کرد به سوال های عجیب پرسیدن. مثلا پرسید که تو دوست دختر داری؟ گفتم نه.
یکم حرفاشو حشری تر کرد و گفت توی فامیل دوست داری با کدوم دختر رفیق بشی؟
خیلی سنم کم بود برای این حرفا. فقط سیزده سالم بود. همینطور که داشتیم حرف می زدیم و راه می رفتیم به سمت مغازه یکهو دستشو گذاشت روی کونم و شروع کرد به مالیدن کونم که دستش خورد به نوار بهداشتی هام. سریع دستش کشید و با تعجب پرسید چی بود تو شورت ات؟ پوشک یه؟
قلبم تند تند میزد. رنگم پریده بود. معمولا تو کوچه بچه ها به شوخی همه انگشت میکردن ولی فکرشو نمیکردم این مسئله برام تو فامیل پیش بیاد. بهش گفتم چیزی نیست لباس اضافه پوشیدم و قشنگ معلوم بود که دارم چرت میگم. دوباره دستشو گذاشت روی کونم و این بار خیلی اروم با دستاش نوارها رو فشار داد به بالا روی سوراخم. کیرم کامل راست شده بود. داشتم می مردم از حشریت. قدرت حرف زدن نداشتم و داشتم لذت می بردم. فقط جلو رو می دیدم و راه می رفتم. رسیدیم به مغازه توپ خریدیم و برگشتیم سمت باغ. تو مسیر برگشت برام بستنی خرید و بهم گفت که نترس من به کسی نمیگم پوشک می کنی خودتو. بهش گفتم که پوشک نیست و نوار بهداشتی یه. یکهو لحن اش مهربون شد و دوباره کون مو مالید و گفت ای جانم. چرا نوار بهداشتی؟ مگه تو زنی؟ بهش گفتم حس نرم بودن شو دوست دارم. پرسید کسی هم میدونه؟ گفتم که نه هیچ کس نمیدونه.
یکم صبر کرد و گفت راستش من میخوام بکنمت. خیلی وقته دلم میخواد بکنمت. دوست داری خودت کون بدی؟ تا حالا کون دادی؟ راستشو بگو.
داشتم از حشریت و استرس و هیجان می مردم. دلم میخواست بهش کون بدم ولی می ترسیدم. گفتم که نه من تا حالا کاری نکردم. خندید و گفت اشکال نداره خودم رات میندازم. من دیگه هیچی نمیگفتم. کامل وا داده بودم و خیلی خوشحال بودم.
وسط راه گفت بیا از این طرف بریم کار دارم. گفتم چیکار که گفت ساکت باش بیا خودت می فهمی. از همون موقع از حرف گوش دادن به فاعل لذت می بردم. رفتیم جلو یک خرابه بود که یک گوشه اش تل خاکی ریخته بودن و پشتش هم دیوار بود. رفتیم پشت نخاله ها و بهم گفت شورتتو بکش پایین میخوام نوار هاتو ببینم. خجالت میکشیدم و میگفتم دوست ندارم. بریم باغ تو کیفم دارم بهت نشون میدم. دیگه رفتارش دست خودش نبود. بهم گفت اگر به حرفش گوش ندم به همه میگه.
کشیدم پایین و دودول سیخ شدمو دید و گفت جون چه دختر خوبی. خیلی حرف شو دوست داشتم. بهم گفت برگرد ببینم. برگشتم و بهم گفت قمبل کن. گفتم چی؟ که خودش گردن مو هل داد جلو و با دستش از عقب پایین تن مو نگه داشت تا من دولا بشم. شروع کردم قسم دادنش و گفتم تو رو خدا بیا بریم باغ. نگران میشنا…سعی می کردم هر طوری شده از کون دادن در برم. دلم میخواست ولی بیشتر می ترسیدم. گفت نترس میگم بسته بود رفتیم تا جای دیگه. چاره ای نداشتم.
کیرشو تف زد و گذاشت رو سوراخم. وای که گرمای کیرش بهم جون داد. شل شدم. گفت ساکت باشی زود تمومش می کنم. فقط جلو رو ببین و صدات در نیاد.
یکم کیرشو فشار داد که من از سوزش چند قدم رفتم جلو و صاف ایستادم دوباره. به قدری درد داشت که ترسیدم و بغض کردم. باز دوباره گفت بیا الان تمومش میکنم یکم میکنمش تو زود میریم. نترس. یکم باید تحمل کنی.
دوباره کیرشو گذاشت روی سوراخمو و هل داد تو. ناله ام بلند شد. دیگه شروع کردم گریه کردن. کیرش کامل رفته بود تو و من میخواست ازش فاصله بگیرم ولی دیگه دیر بود. قفلم کرده بود. کیرشو فقط چند بار عقب جلو کرد که یهو تو کونم داغ شد. اب شو ریخته بود تو کونم. زود شورتشو کشید بالا و گفت بکش بالا بریم. دوباره نوار هامو گذاشتم و شورتشو کشیدم بالا و از خرابه رفتیم بیرون. تو مسیر خیلی ناراحت بودم و گریه می کردم. احساس گناه و خجالت داشتم. دوست نداشتم برگردم تو باغ. وقتی رسیدیم من فقط رفتم یک گوشه نشستم و برای اینکه کسی بهم شکی نکنه نشستم مشق نوشتن.
یکم که گذشت از نشستن خسته شدم و به شکم دراز کشیدم و همون حالت داشتم مشق می نوشتم. وقتی روی شکم خوابیدم و نوار هامو بیشتر روی دودلم حس می کردم. بهم لذت میداد این کار همیشه. سوراخ خیس ام رو هم حس می کردم. دست کردم توی شورتمو و با انگشتم سوراخمو لمس کردم و خیس بود. دستمو در آوردم و بو کردم و عاشق بوی آب کیر و سوراخ کونم شدم. گذشت و ناهار خوردیم و همه رفتن بخوابن. هر کسی هم اروم یک طرف ولو شده بود.
در کمال تعجب خیلی زود دوباره حشری شده بودم و دلم میخواست دوباره کون بدم. خیلی زود کونم به خارش افتاد. رفتم به پسر داییم که چند ساعتی بود باهاش قهر بودم گفتم که میایی دوباره بریم توپ بخریم؟ یهو گفت توپ که هست. بهش دوباره گفتم حالا بیا بریم. خودش فهمید. ولی گفت نمیشه الان سر ظهره. رفتم به مامانم گفتم من خوابم نمیبره برای اینکه کسی بیدار نشه میرم بیرون توپ بازی کنم. اونم گفت برو. رفتم بیرون و پنج دقیقه بعد مخصوصا توپ سوراخ کردم. برگشتم به پسر داییم گفتم توپ کم باد شده و اومد دید که سوراخ شده. بهش گفتم میایی بریم دوباره توپ بخریم؟ در گوشم گفت میام به شرطی که دوباره بریم تو خرابه. میایی؟ فقط با سر تایید کردم و گفتم میام.
اینا بار نرفتیم خرابه و منو برد پشت تانکر آب و یک کارتن پهن کرد و این بار قشنگ با آرامش کونم گذاشت. بازم درد داشتم و گریه ام گرفت ولی دیگه خودم دوست داشتم.
و این شد آغاز پنج سال کون دادن من به پسر داییم.
اگر دلتون میخواد که بازم از قصه های کون دادنم بگم برام بنویسید تا بازم ادامه بدم.
خوش باشید همیشه.
من از بچگی عاشق حضور در جمع های زنانه یا همان دخترانه بودم. چون کلی دختر خاله داشتم و دوست داشتم که مثل اونا لباس بپوشم و بازی کنم. ولی دائم بهم میگفتن که تو دختر نیستی و نباید با دخترا بازی کنی.
ولی من از دورن دلم میخواست که دختر باشم. از سن خیلی زود (شش سالگی) با نوار بهداشتی های مامانم آشنا شدم و فکر کردم که این همون پوشک یه و شروع کردم از کمد لباس مامانم کش رفتن.
نوار بهداشتی بستن برای من شد یک روتین یواشکی و همیشگی. بارها مامانم مچمو گرفت و باهام به زبون خوش و ناخوش حرف زد ولی من دیگه عاشق نرمی نوار بهداشتی شده بودم.
بستن نوار بهداشتی بعد از مدتی برای مامانم مسئله جدی دیگه نبود و فقط طوری رفتار می کرد که به من برسونه که نمیخوام چیزی ازش بدونم و طوری انجام بده که پدر و خواهرت نفهمن.
من دیگه همه جا نوار بهداشتی می بستم. یک روز جمعه رفته بودیم باغ داییم اطراف شهریار. معمولا همه خانواده جمعه ها اونجا جمع می شدن و منم اون روز یک بسته نوار گذاشتم تو کیف مدرسه ام و به همه گفتم که من میخوام اونجا درس بخونم. وقتی رسیدیم به باغ چند تا نوار زیر تی شرتم گذاشتم و رفتم تو دستشویی نوارها رو گذاشتم توی شورتم. حس ام عالی بود. نرمی نوار بهم حس زنونه ی خوبی میداد. بعد از یک ساعت پسر داییم که از من ده سال بزرگتر بود به من گفت بیا بریم توپ پلاستیکی بخریم. منم گفتم باشه بریم.
تو مسیر شروع کرد به سوال های عجیب پرسیدن. مثلا پرسید که تو دوست دختر داری؟ گفتم نه.
یکم حرفاشو حشری تر کرد و گفت توی فامیل دوست داری با کدوم دختر رفیق بشی؟
خیلی سنم کم بود برای این حرفا. فقط سیزده سالم بود. همینطور که داشتیم حرف می زدیم و راه می رفتیم به سمت مغازه یکهو دستشو گذاشت روی کونم و شروع کرد به مالیدن کونم که دستش خورد به نوار بهداشتی هام. سریع دستش کشید و با تعجب پرسید چی بود تو شورت ات؟ پوشک یه؟
قلبم تند تند میزد. رنگم پریده بود. معمولا تو کوچه بچه ها به شوخی همه انگشت میکردن ولی فکرشو نمیکردم این مسئله برام تو فامیل پیش بیاد. بهش گفتم چیزی نیست لباس اضافه پوشیدم و قشنگ معلوم بود که دارم چرت میگم. دوباره دستشو گذاشت روی کونم و این بار خیلی اروم با دستاش نوارها رو فشار داد به بالا روی سوراخم. کیرم کامل راست شده بود. داشتم می مردم از حشریت. قدرت حرف زدن نداشتم و داشتم لذت می بردم. فقط جلو رو می دیدم و راه می رفتم. رسیدیم به مغازه توپ خریدیم و برگشتیم سمت باغ. تو مسیر برگشت برام بستنی خرید و بهم گفت که نترس من به کسی نمیگم پوشک می کنی خودتو. بهش گفتم که پوشک نیست و نوار بهداشتی یه. یکهو لحن اش مهربون شد و دوباره کون مو مالید و گفت ای جانم. چرا نوار بهداشتی؟ مگه تو زنی؟ بهش گفتم حس نرم بودن شو دوست دارم. پرسید کسی هم میدونه؟ گفتم که نه هیچ کس نمیدونه.
یکم صبر کرد و گفت راستش من میخوام بکنمت. خیلی وقته دلم میخواد بکنمت. دوست داری خودت کون بدی؟ تا حالا کون دادی؟ راستشو بگو.
داشتم از حشریت و استرس و هیجان می مردم. دلم میخواست بهش کون بدم ولی می ترسیدم. گفتم که نه من تا حالا کاری نکردم. خندید و گفت اشکال نداره خودم رات میندازم. من دیگه هیچی نمیگفتم. کامل وا داده بودم و خیلی خوشحال بودم.
وسط راه گفت بیا از این طرف بریم کار دارم. گفتم چیکار که گفت ساکت باش بیا خودت می فهمی. از همون موقع از حرف گوش دادن به فاعل لذت می بردم. رفتیم جلو یک خرابه بود که یک گوشه اش تل خاکی ریخته بودن و پشتش هم دیوار بود. رفتیم پشت نخاله ها و بهم گفت شورتتو بکش پایین میخوام نوار هاتو ببینم. خجالت میکشیدم و میگفتم دوست ندارم. بریم باغ تو کیفم دارم بهت نشون میدم. دیگه رفتارش دست خودش نبود. بهم گفت اگر به حرفش گوش ندم به همه میگه.
کشیدم پایین و دودول سیخ شدمو دید و گفت جون چه دختر خوبی. خیلی حرف شو دوست داشتم. بهم گفت برگرد ببینم. برگشتم و بهم گفت قمبل کن. گفتم چی؟ که خودش گردن مو هل داد جلو و با دستش از عقب پایین تن مو نگه داشت تا من دولا بشم. شروع کردم قسم دادنش و گفتم تو رو خدا بیا بریم باغ. نگران میشنا…سعی می کردم هر طوری شده از کون دادن در برم. دلم میخواست ولی بیشتر می ترسیدم. گفت نترس میگم بسته بود رفتیم تا جای دیگه. چاره ای نداشتم.
کیرشو تف زد و گذاشت رو سوراخم. وای که گرمای کیرش بهم جون داد. شل شدم. گفت ساکت باشی زود تمومش می کنم. فقط جلو رو ببین و صدات در نیاد.
یکم کیرشو فشار داد که من از سوزش چند قدم رفتم جلو و صاف ایستادم دوباره. به قدری درد داشت که ترسیدم و بغض کردم. باز دوباره گفت بیا الان تمومش میکنم یکم میکنمش تو زود میریم. نترس. یکم باید تحمل کنی.
دوباره کیرشو گذاشت روی سوراخمو و هل داد تو. ناله ام بلند شد. دیگه شروع کردم گریه کردن. کیرش کامل رفته بود تو و من میخواست ازش فاصله بگیرم ولی دیگه دیر بود. قفلم کرده بود. کیرشو فقط چند بار عقب جلو کرد که یهو تو کونم داغ شد. اب شو ریخته بود تو کونم. زود شورتشو کشید بالا و گفت بکش بالا بریم. دوباره نوار هامو گذاشتم و شورتشو کشیدم بالا و از خرابه رفتیم بیرون. تو مسیر خیلی ناراحت بودم و گریه می کردم. احساس گناه و خجالت داشتم. دوست نداشتم برگردم تو باغ. وقتی رسیدیم من فقط رفتم یک گوشه نشستم و برای اینکه کسی بهم شکی نکنه نشستم مشق نوشتن.
یکم که گذشت از نشستن خسته شدم و به شکم دراز کشیدم و همون حالت داشتم مشق می نوشتم. وقتی روی شکم خوابیدم و نوار هامو بیشتر روی دودلم حس می کردم. بهم لذت میداد این کار همیشه. سوراخ خیس ام رو هم حس می کردم. دست کردم توی شورتمو و با انگشتم سوراخمو لمس کردم و خیس بود. دستمو در آوردم و بو کردم و عاشق بوی آب کیر و سوراخ کونم شدم. گذشت و ناهار خوردیم و همه رفتن بخوابن. هر کسی هم اروم یک طرف ولو شده بود.
در کمال تعجب خیلی زود دوباره حشری شده بودم و دلم میخواست دوباره کون بدم. خیلی زود کونم به خارش افتاد. رفتم به پسر داییم که چند ساعتی بود باهاش قهر بودم گفتم که میایی دوباره بریم توپ بخریم؟ یهو گفت توپ که هست. بهش دوباره گفتم حالا بیا بریم. خودش فهمید. ولی گفت نمیشه الان سر ظهره. رفتم به مامانم گفتم من خوابم نمیبره برای اینکه کسی بیدار نشه میرم بیرون توپ بازی کنم. اونم گفت برو. رفتم بیرون و پنج دقیقه بعد مخصوصا توپ سوراخ کردم. برگشتم به پسر داییم گفتم توپ کم باد شده و اومد دید که سوراخ شده. بهش گفتم میایی بریم دوباره توپ بخریم؟ در گوشم گفت میام به شرطی که دوباره بریم تو خرابه. میایی؟ فقط با سر تایید کردم و گفتم میام.
اینا بار نرفتیم خرابه و منو برد پشت تانکر آب و یک کارتن پهن کرد و این بار قشنگ با آرامش کونم گذاشت. بازم درد داشتم و گریه ام گرفت ولی دیگه خودم دوست داشتم.
و این شد آغاز پنج سال کون دادن من به پسر داییم.
اگر دلتون میخواد که بازم از قصه های کون دادنم بگم برام بنویسید تا بازم ادامه بدم.
خوش باشید همیشه.
نوشته: شاهین
15 پاسخ به “بستن نوار بهداشتی همانا و کونی شدن همان”
قشنگ بوداگه خواستی دوباره بنویسی از زمانی که حرفه ای تر سکس میکردید بنویس
حتما بنویس
چه باحال بود 🌹
چقدر کیری کونی شدی، میای با منم بریم توپ بخریم
عالی بود و باور پذیرفقط نگفتی ک چرا بعد پنج سال دیگه بهش ندادی
به واقعیت نزدیک بود چون من پسر عموم که ازم کوچکتر بود کردم توباغ
خوب بوداز زندگیت لذت ببر 🌺
داستان رو خیلی غیر حرفه ای نوشتی.ولی با اینحال خوب بود.تو الان باید اتفاقا عاشق کون دادن باشی و از سکس لذت ببری.خودتو از لذت کیر محروم نکن
شاهین از پسر داییت سیر نشدی جوجو کیر دیگران هم امتحان کن بچه جوووون فقط بدون تخلیه کونت کیر پسر داییت عسلی نشد خیلی عجیبه نکنه تو کوست گذاشته
منم از نوار بهداشتی همیشه استفاده میکنم حس خوبی بهم میده فکر میکنم زنم
چقدر آشنا بود این خاطره. منم دقیقا همین حس رو داشتم و خیلی تحریک می شدم با نوار بهداشتی و گاهی هم دستبرد می زدم.
اهواز کون میخوام
اوووووف چرا از این پسرها گیر ما نمیاد؟؟؟؟
پسر داییت با کله افتاده رو مالپنج سال کون رایگان تو روز اول دوبار دادیتصاعدی حساب کنم پسر دایی خدابیامرزت عمرش به دنیا نبود و احتمالا رو کار مرده
منم همینطور پسرداییم کونی خودش کرد