خانمم با مرد کوتوله (۱)

تو بازار با خانمم راه می رفتیم به اجناس مغازه ها نگاه می کردم من و سمیرا همیشه برای خرید به بازار قدیمی شهرمون میریم چون واقعا قیمتها نسبت به فروشگاهها ارزونه
خانمم ۳۵ سال داره یه زن سفید و اندام نسبتا پر و گوشتی با کون گرد و بزرگ حتی از زیر چادر هم دیده میشه آها یادم رفت بگم اون مذهبیه با این که تو خانواده مذهبی بزرگ شده ولی خیلی داغ و هات هست
من خودم کارمندم اسمم نیماست و ۱۰ ساله باهم ازدواج کردیم کیرم نسبت به حالت استاندارد کوچیکتره حدود ۱۳ سانت و نازک اغلب مواقع زود انزالم القصه
اون روز بازار رو برای خرید یه سوسک کش قوی کلی گشتیم ولی اون چیزی که می خواستیم پیدا نکردم یه مغازه دار آدرس یک مغازه رو داد و گفت اونجا حتما پیدا میشه
با هم به اون آدرس رفتیم وارد دکان که شدیم کسی تو مغازه نبود سمیرا گفت کسی نیست برگردیم
از پشت ویترین یه صدای کلفتی اومد و گفت بفرمایید
صدا بود ولی دیده نمی شد ما هردو به پاشنه بلند شدیم پشت پیشخوان میز نگاه کردیم یه مرد کوتاه قد پشت نشسته بود بجز سیبیلاش بقیه اندامش بچه گانه دیده میشد سمیرا تا این صحنه رو دید به خنده بلندی کرد منم با آرنجم بهش زدم که نخنده اون مرد کوتوله هم با تخم به ما نگاه می کرد
من جریان رو گفتم و مشخصات اون حشره رو گفتم اونم با یه دلخوری خاصی رفت از قفسه آورد نکته جالب اینجا بود که برای برداشتن از نردبان استفاده کرد که حتی ما راحت می تونستیم برداریم سمیرا دوباره خندید
ما از دکان خارج شدیم و هنگام خارج شدن مرده یه کارت ویزیت داد به ما و گفت اگه چیزی لازم داشتیم با این شماره یا ای دی واتس آپ درخواست بدید لازم نیست بازار بیایید
منم تشکر کردم از مغازه خارج شدیم
سمیرا تو راه ادای اون مرده رو در می‌آورد و می خندید
اون روز ما محلول رو استفاده کردیم و الحق کارش خوب بود
چند روز گذشت ما برای تهیه کیک خانگی به مواد کیک نیاز پیدا کردیم سمیرا گفت نیما ببین اون شماره که داده زنگ بزن بپرس داره یا نه ؟ منم شمارشو گرفتم و رو بلند گو جواب داد بلللله سمیرا از طرز بله گفتنش باز هم خندش گرفت
من این مواد رو ازش پرسیدم که گفت دارم آدرس بدید بفرستم
سمیرا گفت نسبت به قدش عجب صدای کلفتی داره دوباره خندید با خنده گفت راستی اینا چیزشون چقدر میشه؟
گفتم نهایتا ۵ یا ۶ سانت
سمیرا گفت فکر نکنم از قدیم گفتن فلفل نبین چه ریزه
گفتم نه بابا اصلا کیر مردها به قد و قواره نیست سمیرا گفت راستی میگی یکیش خودت
گفتم بیا شرط ببندیم من میگم از ۱۰ بیشتره سمیرا گفت نه بابا اینقدر نیست با شوخی گفت خب حالا می خوای چطور اندازه کنی؟
سمیرا گفت نکنه می خوای بیاری خونه
گفتم بیا روی یه چیز قیمت دار شرط ببندیم اگه تو برنده شدی من ماشین رو به اسمت میکنم اگه من برنده شدم طلاها رو میدی به من خوبه؟
سمیرا گفت باشه ولی گفته باشم جرر نمیزنی ها گفتم باشه
سمیرا گوشی رو برداشت و زنگ زد یه کم تو خودش رفت دوباره صدا اومد بالله
سمیرا با صدای خاص و عشوه ای گفت سلام آقا محسن من سمیرام میشه خودتون اون سفارش شوهرم رو بیارید شوهرم عصر میره بیرون من هم نمی تونن که بیام گفت باشه میارم آدرس رو اس ام اس بکنید خودم میاره
قطع کرد سمیرا گفت خب ببینیم کی برنده میشه
ساعت ۶ عصر بود زنگ صدا اومد آیفون رو سمیرا جواب داد ولی کسی بیرون نبود ولی صدا محسن اومد هردو خندیدیم که قدش به دوربین آیفون نمی رسید
در رو باز کرد من سریع به اتاق نشیمن رفتم و در رو بستم تا منو نبینه
پایان قسمت اول

نوشته: بهنام

بازدید 2,305

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

13 پاسخ به “خانمم با مرد کوتوله (۱)”

  1. پیامک فرستادی یا داستان همین جا تمومش میکردی دیگه این همه قسمت قسمت کردن نداره شما هم ادعای نویسندگی نکن

  2. آخه مردم مگه کلت علاف هستن هنوز شروع نکردی تمامش میکنی مثلا نویسنده هستی چی مغز

  3. آخه این چه داستان تخمیه ک چس مثقال نوشتی و بعد رفتی قسمت بعد…خسته نباشی خودت و سمیرا و محسن

  4. جقي عاشغال مگه كوتوله ها رو مسخره ميكنن عاشغال حرومزاده بيشرف تخيلاتت هم مث خودت بيشرف و عاشغاله

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید