حمید و سارا

سلام دوستان حمید ام همونطور که قبلا گفتم با سارا سکس داشتم که مهیار همون بابای سارا میخواست خونش بیاره محله ما قبلا یکم دور تر بودن آقا اینا خونشون جمع کردن بچه ها شون به جز داداش بزرگه سارا که سرکار بود اومدن خونه ما بابامم خونه نبود با مهیار خونه جدیدشون بودن مامانمم میخواستن برن بازارگردی که سارا نرفت گفت میرم دوش بگیرم همه رفتن منم موندم با سارا جون تو اینستا بودم که یهو صدای سارا اومد گفت حمید میایی پشتم لیف بکشی منم لخت شدم رفتم تو حموم در پذیرایی قفل کردم کسی نیاد رفتم تو حموم سارارو بوسش کردم همونطور که قبلا گفتم خیلی دوستش دارم پشتش لیف کشیدم اومد بیرون خشک کرد خودشو میخواست لباس بپوشه من نزاشتم کشیدم بغلم رفتیم تو اتاق ننه بابام رو تخت خوابیدیم کصش لیس زدم اونم یکم ساک زد که خوب نبود ولی خوب خلاصه اونقد حشری شده بودم که بعد از انگشت کردن سارا فرصت ندادم یهو کردم تو کونش تا ته جیغ زد سارا معلوم بود خیلی دردش اومد اما بعدش بهش حال میداد که دراوردم کیرمو که من دراز بکشم و سارا روم بالا پایین بشه که من فرصت ندادم کیرمو یهو فشار دادم رفت تو واویلا رفت تو کصش یه جیغی کشید و همون حالت نشسته روم خون اومد ازش زیاد نبود ولی در حدی بود که پتو رو خونی کنه سریع پاشدیم رفتیم حموم من کیرمو شستم و سارا هم کصش شست و رفتم پتوی رو تختو برداشتم یکم شربت آب البالو ریختم روش انداختم لباس شویی که مثلا به بهونه آب البالو خوردم اونجا ریخت روش اداختم لباس شویی خلاصه دیگه سارا پرده نداشت و راه رفتنی اولش یکم لنگ میزد و صدای گریش از حموم میومد رفتم بوسش کردم ازش معذرت خواهی کردم و که مال خودمی و رفتیم اتاق منو و خواهرم رو تخت من تف زدم گذاشتم در کصش فشار دادم نرفتم یکم انگشت زدم و جا باز شد یهو فشار دادم تا نصف رفت تو بعد اروم اروم تا ته کردم توش که حس کردم آبم داره میاد دراوردم کیرمو بعد یه دیقه دوباره کردم پاهاش رو شونم بود بوس کردم اومد من دراز کشیدم نشست روم و بالا پایین میشد چون حرفه ای نبود هی در میرفت کیرم خلاصه حالت داگی نشست کردم آبم ریختم رو کمرش و تمیز کردم و بوس و بغل هم دراز کشیدیم کلی ازش لب گرفتم تا اینکه شب شد آبجیم و سارا اومدن اتاق ما بخوابن و آبجیم یه تشک داد به سارا که باهم زمین بخوابن بعد اینکه مطمئن شدم آبجیم خوابه به سختی گذاشتمش رو تختش و کنار تختم سارا رو کشیدم اونجا و درو قفل کردم کسی نیاد تو و سارا رو لخت لخت کردم و بیدار شد گفت آبجیت اینجاست و نکن میفهمه منکه حشری بودم تف زدم فشار دادم کردم تو اونقد کردم تا آبمو ریختم دهن سارا و رفت خودشو بشوره منم پشت سرش رفتم رفت دستشویی که منم رفتم جا خورد نفهمید من پشت سرش بودم اونجا کونش میمالیدم که وی یکی درو زد آبجیم بود صداش خواب الود بود سارا درو باز کرد دید چشاش درست نمیبینه من پشت در قایم شدم سارا رفت بیرون آبجیم کشید پایین بشاشه که من پریدم بیرون سریع ولی شک کرد صبح شد و آبجیمو برگردوندم سرجاش و سارام کنارش خوابید صبح گفت داداش تو دیشب تو دستشویی بودی گفتم آره من رفته بودم گفت سارا جیکار میکرد گفتم سارا که خواب بود گفت باشه به کسی چیزی نگفت و تا رفتن خونه جدیدشون دو هفته بعدش واسه مهمونی ما رفته بودیم اونجا خونه جالبی داشتن پر از مکان واسه سکسمون دوتا بالکن داشتن جفتشون تو اتاقا بود یه انباری و پذیرایی بزرگ راهرو اتاقا جوری بود که دستشویی و حموم و اتاقا درشون یجا بود خلاصه شب بود تا اینکه به بهونه بازی ما رفتیم اتاق سارا کفت زنو شوهر بازی من یواشکی از تو در چک کردم دیدم مهدی به خواهرم میگه زنو شوهرا اونجای همدیگه میبینن میشه ماام ببینیم اما خواهرم نزاشت و رفتم تو گفتم خوش میگذره گفتن آره برید رفتیم تو اون یکی اناق در قفل پرده کشیده و لخت شدیم و کردمش که یهو رگباری در زدن آبم اومد ریختم رو ممه های کوچیکش دستمال کشیدیم باز کردیم درو اومدن تو که آبجیم گفت داداش زنو شوهرا اونجای همدیگه میبینن گفتم که نه چرا گفت مهدی میگه مهدی ام گفت باشه دیگه چیزی نمیگم خلاصه ادامه داستان بمونه واسه بعد

گفتم که مهیار خونشون اوردن نزدیک خونه ما ماام واسه مهمونی رفتیم اونجا و شب سکس کردیم تا اینکه مهیار و بابام و داداش بزرگه سارا رفتن شمال یه ویلا ببینن اونام واسه اینکه تنها نباشن و خونه جدید بود گفتن ما بریم که رفتیم واسه شب یه دورهمی کوچیک بود با بچه ها رفتیم اتاق مثلا بازی کنیم همون زن و شوهر بازی این دفعه ما رفتیم لخت شدیم و سکسمون کردیم و پوشیدیم و رفتیم اتاق بغلی که یهو درو باز کردم جفتشون لخت بودن پاهای آبجیم رو هوا بود مهدی داشت نگاه میکرد کصش رو مهدیو کشیدم آبجیم لباساش پوشید تذکر دادم دوباره تکرار نشه و… . من و سارا تو اتاق حرف میزدیم درباره آیندمون که باهم ازدواج کنیم و واقعا دوستش دارم بحث کجا خوابیدن و اینا شد منکه عادت دارم لخت لخت بخوابم که مهدی اومد خوابید و هر سه تاشون اونجا خوابیده بودن مامان و زن مهیارم اون یکی اتاق گفتن که منم برم اونجا بخوابم مامانم و زن مهیار که اسمش ندا هست رو تخت بودن منم کنار تخت رو تشک بودم نمیدونم چجوری شد یا عمدی بود یا نه نصف شب بیدار شدم برم دستشویی دیدم ندا لخت افتاده پایین بغل من البته دستش رو بدنم و پاهاشم رو بدنم بود چشام خواب الود بود رفتم برگشتم تازه فهمیدم داستان از چه قراره بیدارش کردم خجالت کشید ممه هاش و کصش رو به من بودکه اومد بره رو تخت کونش و کصش خورد به صورتم یجوری شدم اصلا به ندا حس نداشتم فقط سارا دوست داشتم بیدارش کردم چون فقط سارا رو دوست دارم وگرنه میتونستم کارای دیگه ای بکنم اما رفتم تو اتاق سارا بیدار کردم رفتیم تو پذیرایی سکسمون کردیم کم صدا برگشتیم اتاق ندا اینا سارا تشکش اورد خوابید کنارم که بگه دیشب اونجا گرم بود اومد اتاق ندا خوابید اونم لخت شد بغل هم خوابیدیم صبح بیدار شدم دیدم دوباره این ندا پایینه منم روش خوابیدم بغلش بودم خوابم سنگینه نفهمیدم چیشده از بغلش دراومدم لباسام پوشیدم سارا رو بوسیدم بیدار شه کصش بوس کردم لباسش میپوشوندم که بیدار شد بغلش کردم بقیه لباساشم پوشید و مامانشو دید شوکه شد گفتم دیشبم اومده بود پایین لخت پتو روش گذاشتم مامانشو بیدار کرد و اومدیم صبحونه بخوریم و خوردیم و دوستای قدیمیش اومده بودن اونم گفت بیان اونام اومدن به من گفت توام بیا منم رفتم و گفتن جرعت حقیقت بازی کنیم یه شیشه اوردش سارا بعد یکی از سه تا دوستاش پسر بود یعنی همسایه بودن داداش یکی از اونا بود شروع کردیم که بحث رفت سمت مثبت ۱۸ و … که گفتن از نظر تو بهترین دختر این جمع کیه من سارا رو گفتم و دختره یکی از دوستای سارا کونش رو به من کشید پایین گفت بازم میگی سارا همون حالت با کون هولش دادم رفت خورد به دیوار با دوستش جمع کردن رفتن گفت بی جنبه ولی دوباره اونجا از سارا معذرت خواهی کردم بابت قهر شدن با دوسناش و بوسیدمش و هر موقع فرصت پیش بیاد ما سکس میکنیم که اون موقع پردش از دست داد راحت تر شدیم
نوشته: حمید

بازدید 8,593

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

7 پاسخ به “حمید و سارا”

  1. کص و شعر محضبه قول معروف نه وزن داره نه قافیه و نه حقیقتاونی که شب لخت پیشت بوده مهیار شوهر ندا بودهموندم فقط این وسط مامانت کجای اتاق بود؟😂😂😂😂

  2. زن داداش پیش تو و مامانت لخت میخوابهسارا میاد پیش مامانت و زن داداشت لخت میخوابهآبحیت با پسر همسایه لخت همو نگاه میکننلعنتی تو جم تی ویم انقد دیگه جندگی واضح نیست

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید