احسان و مشتری چادری

سلام من احسان هستم ۲۱ سالمه از بندر
قد ۱۶۳هیکلی وزن ۸۰
یه روز تو مغازه بودم یه مشتری امد لباس نگاه کرد هی سوال پرسید چنده اگه چنتا بردارن چند اینا هی زیر چشمی به کیرم نگاه می کرد هی خودش بهم میچسبوند دخترش همراهش بود یه مانتو ساده ولی مادره با چادر رنگ پستش سفید بود مثل بلوررفت غروب امد ولی بدون دخترش دیگه من یه چای بهشون دادم پرسیدم کجای هستین گفت مشهدی هستم با دخترم هر ماه میام لباس میخریم تو خونه میفروشیم هی حرف حرف که گفت خونه جای خوب سراغ ندارین که ارزون باشه برای دفع بعد من شمارم دادم گفتم دفع بعد امدین زنگ بزنین من پسر خالم سویت داره اجاره میده دیگه یکم لباس خرید یه شلوار داشتم جذب قد ۹۰ گفت جا دارین من بپوشم ببینم چه جوری تو تن چون مشتریام همه هم سن دخترم هستن همه جوونن کار های خاص میپوشن گفتم که جا ندارم ولی نیم طبق هست گفت نه بالا نمیتونم برم چند تا ساحلی از رگال برداشت داد دست من گفت این بگیر جلو من من عوض میکنم من گفتم نمیشه که دیدم داره در میاره چادر در آورد یه تیشرت سفید پوشیده بود رنگ سوتین معلوم بود اون کلش پاین بود داشت شلوار شو می‌کند یه شلوار مشکی تا زیر مچ پا یه خدا یه کون گونده سفید انگار بلور حتا یه مو نداشت شورت مشکی پوشیده بود گفت شلواره بده بپوشم من داشتم همش نگاش میکردم گفت آقا کجا نگاه میکنی شلوار بدین بپوشم منم گفتم ببخشید الان میارم براتون بهش دادم پوشید شلواره کونش زده بود بیرون من نتونستم خودم نگه دارم کیرم راست شده بود رو شلوارم شلوار از این اساسی ها بود کیرم رده بود بیرون کیرم کلفت ۱۸ سانت میشه گفت ایینه نداری گفتم صبر کن الان دروس میکنم جلو مغازه سکورت بود یه ساحلی مشکی پشت سکورت گذاشتم خودم بغل وایستاده بودم خانمه کیرم نگاه میکرد کیرم شق کرده بود تو اون تایم هیچ همسایه نبودن همه رفته بودن نماز بعد نماز دیگه اکثرا نمیومدن گفت تیشرت دارین که من این شلوار باهاش ست کنم من یه مدل داشتم که تور توری بود ولی قشنگ بازم براش لباس ساحلی بلندا جلوش نگهداشتم موقع که تیشرت سفید خودش کند دیگه بی حال شدم خودش دلش میخواست کوص بده بهم من اکی گفتم این سایزت نیست برات کوچیکه بزار بزرگ تر بدم تیشرت گرفتم دور سینش بادستم مالوندم سینش یه نیش خندی زد من پشتش بودم خودش علی خم شد که بند کفشش ببنده کونش چسبوند به کیرم گفت جون چقدر کلفته دیگه روشلوار دست زد به کیرم من داشتم میترکیدم دیگه شماره دادم گرفتم قرار شد دخترش که بخوابه من برم خونه بکنمش ساعت ۲ شب بود که پیام آمد بیا فلان جا دارم برات باز میکنم رفتم چه چیزی میلف۴۷ ساله چه کوصی شوهرش سرهنگ بود تا رسیدم دست زد به کیرم کشید پایین شروع کرد ساک زدن۵ دقیقه ساک زد ابم از بس تو حس بودم خالی شود تو دهنش من کم نیاوردم لخت کردم دختره تو اتاق خواب بود ما تو سالن کوسش براش لییس میزدم زبون میزدم تو کوسش صداش در امد با دستم جلو دهنش گرفتم هی میخوردم یهو آبش پاشید تو دهنم صورت رخت خواب همه خیس شد کیرم دوباره راست شده بود با تموم وجود کردم تو کوسش صداش بلند شد دیگه من تو حس بودم اصلا حواسمون به دخترش نبود نگو دختره داره مارو از لای در نگاه میکنه دختره نگو با مادره اکی هست. اینا همه تر فندشون هست هر ماه که میان بندر یه پسر جون تور میکنه مادره که بکنتش دختره به مادره هماهنگ بوده من خبر نداشتم یهو دیدم یکی با لباس خواب بالا سرمه مادرش زیر من بود سرش رو به زمین بود من مات مونده بود دیگه کیرم بالا پاین نمیکردم یهو مادرش گفت بکن جرم بده چرا نمیکنی برگشت دید دخترش بالا سرمونه علکی یه جیغ کوچیک زد مادرش گفت چرا نخوابیدی دختره گفت داری چیکار میکنی من به بابا میگم اینا مادر الکی قسم میداد میگفت نگو بابات منو میکشه هر چی بگی برات میکنم هر چی بخوای برات می‌خرم دختره گفت منم میخوام ورگنه به بابا میگم اول یکم دل دل کرد بعدش گفت باشه منم که هنگ کرده بودم حرف نمیزدم کیرم خابیده بود یهو دیدم دختره گرفت کیرم سفت که دادم داشت در میومد مادره رفت تو اتاق یه ژل آورد اینا همه مادر دختر از قبل هماهنگ بودن دختره کونش برگردوند سمت مادرش دختره برام داشت ساک میزد دیدیم مادرش ژل ریخت رو سوراخ کون دخترش داره با انگشت بازی میکنه با یه دستش با کوص خودش ور میرفت یهو مادرش انگشت کرد تو کون دخترش کون دختره از مادره هم گونده تر بود خدای سوراخ کونش قرمز خودش سفید من داشتم میترکیدم یهو دختره داد زد مادرش گفت چند دقیقه تحمل کن یه چند دقیقه گذشت من که ۲ بار ابم امده بود دیگه نمیمومد من دیگه صبر نداشتند بر گردوندمش گذاشتم تو کون دختره داد زد که خونه داشت میلرزید آنقدر گایدمش جلو مادرش که ۲ بار آب مادرش امد از بس انگشت کرده بود تو کوسش دختره سوراخ کونش باز شده بود اندازه کیر خودم میگفت جون بکن تاحالا چنین کیر کلفتی منو نکرده دختره مامان اون سری اون چی بود پیدا کرده بودی حتا کیرش ۱۲ سانت نبود حتا ۱بار منو ارضا نکرد این کیر که این داره تا الان ۲بار منو ارضا کرده دختره ارضا شد امد پاین من کیرم هنوز راست بود ابم نیومده بود دوباره کردم تو کوص مادرش من خوابیدم اون امد رون کیر سواری کرد دوباره دختره کردم تو کونش مادرش از پشت تخم منو لیس میزد تا ابم امد خالی کردم تو کون دخترش ساعت یه رب به ۶ صبح بود که من رفتم خونه خودم این داستان باز ادامه داره

نوشته: احسان کیر کلفت

بازدید 6,442

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

14 پاسخ به “احسان و مشتری چادری”

  1. یعنی مثلا نقشه نمیکشیدن بازی در نمیاوردن بهت میگفتن بیا خونه جفتمونو بکن تو میگفتی استغفراله نمیرفتی!! لازم بود حتما گولت بزنن و تئاتر بازی کنن!!!.. تو تنها مغازه دار بندری که هم جنس مجانی به ملت میدی هم کون!!

  2. کوتوله چاق و قلمبه به خودت میگی هیکلی سیب زمینی. گلابی برعکس همون اول دروغ و بلوف زدی دکمه داستانتو زدم

  3. قرمساقکیر من ۱۶۳ سانته . روم نمیشه جایی بگمبعد تو با ۱۶۳ سانت قد . هیکلی هستی؟کوتوله ی کون قلنبه

  4. جنده پولی اینجور نیست که این بودهفک کنم داستان اینجوره که تورو تور کردن بردن خونه سرهنگ وچند نفر دیگه باهم کونت گذاشتن

  5. بچه ها شماها خیلی رفتید جلو. من خودم همونجا که گفت مشتری اومده تو مغازه خودشو میمالونده بهش دیگه نخوندم

  6. داداش تا اونجایی که داستان نقشه را پیش کشیدی اوکی بود ولی بعد یه هو تعقیر جهت دادی به داستانبا ما راحت باش بگو که جناب سرهنگ تا ساعت 6تو کونت تقه می‌زده و در نهایت هم جنس و مجانی دادی هم کون را به باد

  7. خواستم نظر بدم دیدم طبق معمول احمد شاخ اومده و شعر معروفشو نوشتهدیگه همون کفایت میکنه براشکس گفتی ای کس گفتیچرندیات یک جقی کس ندیدهکه نه میدونه مغازه چیهنه میدونه بندر کجاستحرومزاده فقط بندریا رو خراب کرده

  8. خواستم نظر بدم دیدم احمد شاخ طبق معمول شعر معروفشو نوشتهدیگه همون کفایت میکنه براش

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید