سکس یواشکی منو خواهرم (۱)

از سرکار اومدم خونه خیلی خسته بودم تو مسیر که میومدم چندتا کس خوشگلم دیده بودم حسابی حشری شده بودم. رسیدم خونه درو باز کردم رفتم داخل دیدم سمیرا رو شکم خوابیده سرش روی بالشت در حال درس خوندن خوابش برده. یه شلوار خونگی آبی که نه تنگ بود نه گشاد ولی کونش رو خیلی قشنگ انداخته بود بیرون. جوری که هرکی میدید راست میکرد. جای که دراز کشیده بود نزدیک در اتاق من بود. یه فکری به سرم زد. اول یواش صداش زدم ابجی ابجی؟؟؟ دیدم خواب خوابه . رفتم داخل اتاق لباسامو در اوردم با یه شرت و رکابی رفتم بالا سرش. قبلش در خونه رو قفل کردم. دولا شدم یکم دست زدم به کونش خیلی اروم دیدم نه خواب خوابه. کیرمو از بغل شرتم دراوردم دوتا دستامو گذاشتم کنار بدنش پاهامم گذاشتم کنارش جوری که خودم بهش برخورد نکنم فقط کیرمو گذاشتم روی کونش وااااایییی خدا چه حالی میداد . داشتم سکته میکردم از هیجان . یکم فشار دادم لای کونش انقدر نرم بود که اگه بیشتر فشار میدادم نصف کیرم از رو شلوار لای کونش جا میشد. همینجوری یه خورده کردمش یدفه دیدم یه تکون ریز خورد. منم ترسیدم زود پریدم تو اتاق . بعد یواشکی نگاه کردم دیدم هنوز خوابه ولی دیگه خایه نکردم برم سمتش . همونجا تو اتاق نشستم کونشو نگاه کردم و جق زدم . وقتی ابم اومد انگار که ده تا کس کرده بودم. خلاصه اون روز گذشت و من تو کف سمیرا بودم که بتونم بکنمش یا حداقل بمالمش . سمیرا ۱۷ سالش بود منم ۱۹ سالم بود جفتمون تو اوج شهوت بودیم. یه حسی بهم میگفت سمیرا اون روز بیدار بوده . اخه چند روز بعدش دوباره به همین شکل رفتم خونه تا درو باز کردم احساس کردم سمیرا خیلی زود به همون شکل دراز کشید و خودشو زد به خواب . من که این صحنه رو دیدم رفتم تو فکر که واقعا بیدار بوده اون روز؟ یعنی دوباره دلش میخواد؟ خلاصه دلو زدم به دریا دوباره مثل اون روز رفتم سراغش . این دفعه کنارش دراز کشیدم و خیلی آروم دستمو از زیر کش شلوارش کردم تو تا به چاک کونش رسیدم. همینم برا من خیلی باحال بود و حشریم میکرد. یخورده دستمو لای کونش بالا پایین کردم خیلی اروم بعد دستمو در اوردم دوباره مثل اون روز کیرمو گذاشتم روی کونش . این دفعه جراتم بیشتر شده بود رفتم دستمال کاغذی اوردم نشستم بغلش کونشو میمالیدم و جق میزدم. اون روزم ابم اومد با کون خوشگل سمیرا. چند روز بعدش تو خونه تنها بودیم جمعه بود سر ظهر سمیرا گفت من یه چورت میزنم ساعت ۴ بیدارم کن اگه خواب نبودی. گفتم باشه. بالشت اورد خوابید وسط حال . هر جوری می خوابید کونش تو چشم بود. ایندفعه به پهلو خوابیده بود. یه خورده که گذشت رفتم بغلش دراز کشیدم اول چسبوندم به کونش یه خورده کیرمو مالیدم روی کونش بعد خیلی اروم دستمو کردم زیر شلوارش. خیلی دوست داشتم کونشو ببینم. واسه همین خیلی آروم شلوارشو کشیدم پایین . شاید ۲۰ دقیقه طول کشید تا یه طرف شلوارش که لپ بالای کونشو پوشونده بود دادم پایین. ولی اون طرف که رو زمین بود گیر کرده بود بین کونش و زمین . داشتم سعی میکردم که اون طرفش هم بکشم پایین که یدفه سمیرا خیلی اروم خودشو داد بالا که من بتونم شلوارشو بکشم پایین. چند ثانیه هنگ بودم که سمیرا کونشو گذاشت زمین دوباره. من یکم ترسیده بودم. ولی دوباره دستمو گذاشتم رو کش شلوارش دوباره سمیرا کونشو داد بالا منم سری تا زیر کونش کشیدمش پایین. وااااییی خدا آخه چجوری بگم بهتون. داشتم میمردم واقعا. قلبم تند تند میزد. کیرمو دراوردم دوباره خوابیدم پشت سمیرا اول کیرمو گذاشتم روی کونش یه خورده همینجوری فشار دادم . بعد با دست چپم اون لپ کونش که بالا بود گرفتم کشیدم بالا تا لای کونش باز بشه. بعد سر کیرمو گذاشتم لای کونش درست رو سوراخ کونش. انقدر نرم بود که نگو. یخورده همونجوری کردم بعد کشیدم بیرون توف زدم سر کیرم دوباره گذاشتم لای کونش. این دفعه لیز شده بود خیلی حال میداد. یخورده عقب جلو کردم ابم داشت میومد زود کشیدم عقب آبمو ریختم توی دستم رفتم دستشویی خودمو شستم برگشتم دیدم سمیرا همونجوری خوابیده. رفتم خیلی آروم شلوارشو کشیدم بالا خودمم انقدر راحت شده بودم که خوابم گرفته بود . منم بغل سمیرا یه بالشت گذاشتم و خوابیدم. ساعت ۶ غروب بود که سمیرا صدام زد . داداش داداش؟؟ مگه من نگفتم منو ساعت چهار بیدار کن؟ گفتم ببخشید خیلی خسته بودم خوابم برد. با تیکه گفت بله خوب منم جای تو بودم خسته میشدم. بعد خندیدو منم خندیدمو اون رفت حموم که بره بیرون خونه دوستش. منم هنوز تو کف اون اتفاق بودم. اما دلم میخواست کیرمو بکنم تو کونش. دنبال فرصت بودم که دوباره اون اتفاق بیوفته و با خودم میگفتم این دفعه دیگه میکنم تو کونش. تا بالاخره اون روز رسید. البته اون شب. وقتی رفتیم تو اتاق تا بخوابیم . اتاقمون یکی بود. مامان بابا هم تو حال میخوابیدن بیشتر شبا. در اتاقم باز بود . ولی جوری نبود که منو سمیرا معلوم باشیم. منتظر شدم تا همه خوابشون برد. سمیرا یه متر اونور تر از من خوابیده بود. وقتی رفتم تو رخت خواب سمیرا که کارمو شروع کنم همش استرس داشتم که نکنه مامان بابام بیدار شدن مارو ببینن نکنه سمیرا پا نده. خلاصه دلمو زدم به دریا دست به کار شدم. دوباره مثل اون روز شروع کردم اول از رو شلوار بعدم شلوارشو کشیدم پاین وقتی سمیرا همکاری کرد کونشو داد بالا تا شلوارش در بیاد انگار دنیارو بهم دادن. منم خیلی زود کیرمو دراوردم یه تف زدم رو کیرم یه خورده ام مالیدم لای کون سمیرا. کیرمو گذاشتم لای کونش یه خورده بالا پایین کردم تا سوراخشو پیدا کنم. بعد گذاشتم رو سوراخش خیلی آروم عقب جلو میکردم و فشارمو بیشتر میکردم. انگار سمیرا فهمیده بود میخوام بکنم تو کونش. چون اونم همکاری میکرد و کونشو میداد سمت من . انقدر این کارو کردم تا نفهمیدم چی شد یدفه کله کیرم یه جای تنگ ولی روون رو حس کرد. همین که سر کیرم رفت تو جفتمون بی حرکت موندیم در حد ۳۰ ثانیه. بعد من آروم فشار دادم سمیرا هم همکاری می کرد. اصلا نمیتونم اون لحظه رو براتون تعریف کنم. یواش یواش کل کیرم رفت توی کون خواهرم. نزدیک ۱ربع داشتم میکردمش از کون. معلوم بود قبلا خیلی کون داده . ولی واقعا نرم بود. مثل پنبه بود لامصب. اصلا دوست نداشتم کیرمو در بیارم یا ابمو بیرون بریزم. نزدیک بود آبم بیاد. برای اولین بار بود که میخواستم باهاش حرف بزنم. خیلی آروم گفتم ابجی؟؟ جواب نداد. دوباره گفتم ابجی؟ جواب نداد. در گوشش گفتم میشه بریزم تو ابمو؟ باز هیچی نگفت. دیدم جواب نمیده . در گوشش گفتم من میخوام ابمو بریزم تو کونت اگه نمیزاری بهم بگو. اگرم میزاری بریزم که هیچی. دیدم هیچی نگفت منم یکم دیگه کردم به زور ابمو نگه داشته بودم. ولی بالاخره آبم اومد و کیرم چند بار تو کون سمیرا دل دل زد و کل ابمو ریختم تو کونش. بعد پاشدم شلوارشو کشیدم بالا رفتم دستشوی برگشتم خوابیدم تو جام. بعد چند دقیقه سمیرا پاشد رفت دستشویی. وقتی داشت آبمو از تو کونش خالی میکرد یه صدای تر تر میومد که من ترسیده بودم گفتم نکنه یه وقت مامان بابام بفهمن.

دوستان گلم این قسمت اول داستانم بود. اگر فکر میکنید که قشنگ بود لایک کنید که قسمت بعدی رو هم بزارم براتون. بالای ۳۰۰ تا لایک بخوره قسمت بعدی رو تو مسافرت کون خواهرم گذاشتم براتون مینویسم.

نوشته: عرفان

ادامه…

بازدید 5,843

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

40 پاسخ به “سکس یواشکی منو خواهرم (۱)”

  1. من نمیدونم چرا کیر پسرای بکن تو یهویی اتفاقی میره توی کون طرف!!! اون که پورن استاره قبلش کلی نرمش میکنه کلی بهداشت جنسیشو رعایت میکنه… تمرین میکنن که حالا یه کون دادنو ببینیم خیر سرمون 😕

  2. عالی بود من که یاد جوانی های خودم افتادم که تو خونه خواهر کوچیکتر خودمو به بهانه ی رد شدن از پشت سر و یا کتک کاری الکی میمالیدم اما هیچوقت جرأت نکردم برم سمتش برای کردنش چون خانواده ما خیلی پر جمعیت بود و همیشه خونه ما شلوغ بود

  3. عجیب.اگه رو خواهرتون قفلی میزنید یه درصد احتمال بدید شاید از پدر جدا هستید.وگرنه این حجم از وقاهت برای دوتا هم خون و هم خانواده غیر عادی و غیر قابل قبوله

  4. نمیدوم این همه لایک ب خاطر تابو بودنشه یا فک میکنن خوب نوشتی ولی به نظرم افتصاح بود.

  5. خواهرت کونیه اهل درس نیست اول بمالش و حشریش کن بعد بکنش و کوصشو بخور براش که اونم حال کنه

  6. کون میدم ساعتی ۵۰۰ پسرم عاشق کیرممم ساک میزنممحمد صدام09190852791 شماره مه عشقاااا

  7. خاک توسرت لاشی چه باافتخارم تعریف میکنه اگرخوردبازم براتون تعریف میکنم مطمعن باش قراربعدی دوتاتون زیرکیروخایه یه نفرداریدهمزمان کون میدیدبی غیرت اصلاخوشم نیومد

  8. دوست عزیز سلاممتاسفم ولی شما دچار کژاندیشی جنسی هستید و نیاز شدید برای مراجعه تراپی دارید!نکات برجسته و قابل تامل داستان شما!1.سو استفاده یک قربانی زیر سن قانونی 18 سال2.سو استفاده از اعتماد یک وابسته نسبی برای اعمالی که در کشور های دیگر مطابق قانون جرم است3.تحت تاثیر قرار دادن اینده خواهر خودتان!4.در نهایت هم زندگی پدر و مادرتان هم در صورت فاش این موضوع کاملا متلاشی میشود اگر به خودتان فکر نمیکنید یا به خواهرتان به انها فکر کنیددر نهایت هیچ چیز هیچ وقت فاش نمیماند مواظب اعمالی باشید که میتواند زندگی شما را تا ابد تغییر دهد

  9. اخه کون گشاد:این چه خوابی هست که با صدا زدنت بیدار نشده و بعد خودش پایین و بالا میشده و کیرت را دم کونش میزاشته؟+این چه کون ۱۷ ساله ای هست که کیر رفت داخلش و آخ نگفت؟+پسر ۱۹ ساله که هنوز شاشش کف نکرده چه جوری پانزده دقیقه کرده ابش نیامده؟ اون خواهرت که خواب بوده و بیدارم نشده… جقی یه چیزی از کردن شنیدی ولی همش در حال جق بودی.به قول یه عزیزی: این داستان تراوشات ذهنی یک جقی است.جالب اینجا هست که مطلب لایک خورده و این یعنی مخاطبان علاقه شدید به سکس محارم گرفتند هرچند کص شعر و فقط لایک زدن.

  10. واقعا درک نمیکنم چرا این همه لایکتابو علاقه مندان بسیار دارد.خود من هم به این موضوع علاقه دارم. اما لطفا داستان خوب بخوانید و پسند کنید.

  11. بااینکه متاهلم داداشم روم کراش داره چندبار خاسته بهش پابدم ولی هردفه گذاشتمش تو خمارینمیگم برادر خاهرا باهم نمیخابن ولی این چیزی که تو گفتی تخیل بود تا واقعیت

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید