کردن دوست سفید با نقشه

سلام
اسم من علی هست (مستعار)
توی یه شهر مذهبی ایران زندگی می کنم
۱۵ سالم بود و یادمه از وقتی به بلوغ رسیده بودم هر از چند گاهی جق می زدم .
یک پسر بود که توی ابتدایی بامن هم کلاس بود و یه اشناییتی با هم داشتیم .
خصوصیات خودم:اندازه کیرم ۱۵ سانت و قدم هم نسبت به سنم خوبه
خصوصیات امیر(مستعار):قد بلند و سفید و افغانی .
داستان از اونجا شروع میشه که اون بچه مثبت بود و هر حرف کوچیک ما سرخ میشد.
دوران راهنمایی که تموم شد و به دبیرستان رفتیم مدرسه هامون تو یک محل بود و هر موقع می خواستیم برگردیم خونه توی اتوبوس بغل هم می‌نشستیم.
یک مقدار که از مدارس گذشت و بیشتر صحبت بینمون میشد یه روز یه سوال ازم پرسید که یه چراغ های تو مغزم روشن شد .
اون گفت تو به بلوغ رسیدی ؟
گفتم آره دیگه مگه تو نرسیدی
گفت نمیدونم .بعد علائمو بهش گفتم و اون گفت نرسیدم .
گفتم مگه میشه تو ۱۵ سالت شده.
بعد چند روز بهش با نقشه بهش گفتم ریاضی ما واقعا سخته و اگر میشه بیا به من درس بده و اونم قبول کرد.
بعضی اوقات اون میومد خونه ما یا من میرفتم خونه چون فرق نداشت یه کوچه فاصله خونه هامون بود .
بعد یه مدتی که سوال در مورد بلوغ پرسید گفتم می خوای به بلوغ برسی
گفت آره
گفتم پس بکش پایین ببینم بهش رسیدی یا نه که اگر نرسیدی بهت بگم چه جوری برسی
شلوارشو کشید پایین گفتم خب شرتتو هم بکش پایین دیگه قبول نکرد ولی انقد باهاش کلنجار رفتم قبول کرد .
باورم نمی شد اون الان جلومه و همه جاش سفیده .
خجالت کشیده بود .یه خورده به کیرش که ۱۰ سانت بود دست زدم و شق کرد و هیچی نگفتم و بعد گفتم برگرد با چهره خنثی برگشتو لاشو وا کردم و یخوده دست زدم و گفتم یخورده هم پشم نداره
خودم در آوردم و دندانش رو گذاشت رو لب پایینش و گفتم ببین من خیلی دوست دارم از اون کارایی که زن و شهر ها باهم میکنن باهم بکنیم اومد بلند شه که له خواهش و این چیزا نذاشتم بره و یه جوری راضی شد .
اول گفتم تو بکن چون گفتم یه دف پشیمون میشه .
گفت بیا تو بکن فقط سریع تموم کن رو شکم دراز کشید فکر کرده بود دستمالییه اما یخوده از شکمش آوردم بالا با تف و این چیزا کردم توش و گفت چرا اینجوری گفتم فقط یخورده وایسا الان تمومه.
بعد خوابوندمش و گفتم سرت رو به بالش فشار بده .
سریع گوشیمو برداشتم و یه ۱۰ ثانیه از کیرم تو کونش فیلم گرفتم و بعد دست زدم پشتش که داغ شده بود گفتم امیر برگرد و دوربین رو گرفتم جلو صورتش و برگشت و دید و داد زد و گفت چیکار میکنی منم سریع ذخیره کردمو گوشی رو خاموش کردم .
گفتم چته الان مامانم میاد تو اتاق .
گفت چیکار میکردی؟
گفتم هیچ کاری فقط اگر چند بار به حرف من گوش کنی پاک میشه وگرنه به همه نشون میدم .
بعد قبول کرد و ادامه رفتیم داگی گذاشتمش و برای اینکه مامانم نیاد تو اتاق سریع تموم کردم و آبمو وقتی برش گردوندم ریختم رو شکمش و با تعجب گفت این چیه گفتم منی وقتی به بلوغ برسی می فهمی چیه
بعد رفتو منم یخوده باهاش لاس می‌زدمو بعد چند روز که خطم فامیلامون توی تهران بود مامان و بابام رفتن و گفتن تو برو خونه داییت
منم سالن رفتنو بهونه کردم برا داییم اینا و بهش گفتم بیاد و درس بده و خودم اسپری زدم .
اومد زنگ زد و باز کردمو اومد تو گفت مامانت نیست و گفتم نه بیا حال کنیم .
از دستاش گرفتم و انداختمش زمین و لختش کردم و خودم هم لخت شدم و گفتم دستاتو بذار دورش و بالا پایین کن.
با اکراه این کار رو انجام داد گفتم خیلی حال میده برا خودت امتحان کن بعد اینکه کارم تموم شد.
بلند شدم و یه تشک انداختم و روغن زیتون آوردم و به کل کیرم و کونش مالیدم و سوراخش .
تعجب کرده بود و هیچی نمی گفت .
بلندش کردم و گفتم اون سری دست گرمی بود ببین الان باهات چیکار میکنم.
داگی کردمش و کردم توش و تلمبه میزدم .بعضی موقع می گفت می سوزه و درد میکنه و یا نفس عمیق می کشید .
کشیدم بیرون و لپ هاشو از هم باز کردم تا گشاد شه .
بعد نشستم و اونم رو من و گذاشتم رو دیوار و بالا پایینش می کردم .
بعد باز داگی و کل چیز دیگه .
گشاد گشاد شده بود جوری که دیگه جون نداشت حرف بزنه و توی کونش معلوم بود.
خوابوندمش و گفتم جق بزن گفت یعنی چی گفتم دوره کیرم دستاتو بزار و بالا پایین کن .
خوابیده میزد و من بغلش بعد ۵و۶ دیقه ریخت رو ناف و شکم و سینه و …
بعد کونش رو باز کردم و گفتم دستت رو بگیر عکس بگیرم و گفتم اینو پاکش میکنم .
گرفتم و گشادیش رو دید و گرخیده بود.
گفتم بیا بریم حموم قبول نکرد ولی کلی تهدید کردم و قبول کرد .
رفتیم اونجا با شامپو اون کیر منو شست و من بدن اونو .
اگر خواستید داستان کردنه دو نفریش رو هم تعریف می کنم. ‌

نوشته: علی

بازدید 7,007

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

16 پاسخ به “کردن دوست سفید با نقشه”

  1. افتخار هم به خودت میکنی نه ریدم تو اون سفره ای که تورو بزرگ کرده لقمه حروم به تمام معنی که میگن ایشونه از یه کنجکاوی ساده یه بچه چنان سواستفاده کرده کا اون بچه دیگه ممکن نیست از کسی بپرسه که فلان چیز چیه و این بی همه چیز یه احمق و عقده ای تحویل جامعه داده بعد با افتخار هم میاد میگه مرتیکه یعنی تو از خلخالی هم کثیف تری

  2. افتخار هم به خودت میکنی نه ریدم تو اون سفره ای که تورو بزرگ کرده لقمه حروم به تمام معنی که میگن ایشونه از یه کنجکاوی ساده یه بچه چنان سواستفاده کرده کا اون بچه دیگه ممکن نیست از کسی بپرسه که فلان چیز چیه و این بی همه چیز یه احمق و عقده ای تحویل جامعه داده بعد با افتخار هم میاد میگه مرتیکه یعنی تو از خلخالی هم کثیف تری

  3. با عرض پوزش از احمد ۱۳۵۸چرندیات واقعی یک کونی جلقی عقده ای کوس ندیده

  4. کص…کش کاری به اینکه چقدر مادرج…نده ای ندارم یه دور بشین داستانتو بخون ببین میفهمی اصلا چه کصشری نوشتی

  5. خاک تو سرت با این نگارشت خطم یا ختمیا اینکه مگه نگفتی الان ۱۵سالته مگه الان دوران راهنمایی داریم بیشرف که میگی از راهنمایی رفتیم دبیرستان

  6. جوانان ژاپنی برای پیشرفت علمی و مخترع شدن نقشه میکشن جوونای ما برای کون رفیقاشون

  7. خطم؟؟؟؟ای کیرم توکونت فکر کنم افغانی ها کردنت ک الان اینجوری میگی شابدم جاتون عوضی بوده الان داری دست پیش میگیری پس نیفتیپس بگو تو کونی استاد بودی بااین روشایی کا توگفتی عاموجانی هنوز برا بعضیاش قفله خو

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید