مریم تو چشمام نگاه کرد و گفت مامان میخوام لذتشو ببریم باهم و همین که جملش تموم شد آقا سروش کیرشو کامل کرد تو کوس مریم و شروع کرد محکم کردنش، مریم نگاه من میکرد و دستامو گرفته بود داد میزد وای مامان کمکم کن کمک دخترت کن و جیغ میزد، کیر آقا سروش کلفت تر بود واسه همین مریم داشت پاره میشد اما احساس میکنم کیر سامان دراز تر بود چون تا ته کرد تو کوسم حس کردم میخواد آبم بپاشه بیرون از شدت تحریک شدن، پدر و پسر خیلی وحشی داشتن مارو میکردن، سامان داد میزد مریم مادرتو دارم میگام مریم میگفت بگا نوش جونت عشقم، با اینکه یه کار ممنوعه داشتیم انجام میدادیم ولی اندام سامان جذاب و خیلی شیک بود تازه میفهمیدم دخترم داره از چی لذت میبره و حالا نوبت من شده بود که حس کنم با پسر از خودم کوچیک تر بودن چطوریه، سامان داد میزد جون چه کوس داغی داری منیژه و منم میگفتم مال خودته و پاهامو دور کمرش گره زدم یهو افتاد روم لبامو گرفتو سفت بغلم کرد فهمیدم آبش میخواد بیاد نه خودش از کوسم کیرشو درآورد نه من خواستم پس بزنمش پاهامو دورش سفت گره زدم همه آبشو پاشید ته کوسم وای چه لذتی داشت چقدر آبش زیاد و داغ بود، بعد چند دقیقه سامان کیرشو از کوسم درآوردو اومد کنار صورتم گفت بخورش منیژه، یه نگاه به آقا سروش کردم دیدم اونم کیرشو داده مریم داره میخوره براش و از کوس مریم هم آب کیر آقا سروش پس زده فهمیدم پدر و پسری مارو پر از آبشون کردن و بعد سکس باید جفتمون اورژانسی بخوریم چیزی که خیلی هم برای سلامتیمون ضرر داشت، شروع کردم به خوردن کیر سامان، باورم نمیشد دارم کیر دوست پسر دخترمو میخورم که همین الان توی کوسم بوده، مریم با خنده صدام زد گفت مامان خوش به حالت چه کیر کلفتی داره آقا سروش و خوشمزس کیر سامان من؟ آقا سروش به مریم گفت جون چه عروسی دارم چقدر خوب میخوره برای پدرشوهرشو محکم کیر کلفتشو کرد ته گلوی مریم، سامان با خنده بهم گفت هیچی اندازه کیر دادن به مادرزن لذت نداره، تو دلم فکر میکردم اگه مریمو بگیره منم میکنه قطعا یا باباش منو میکنه و آقا سروش هم مریمو میکنه حوصلش سربره، تو این افکار بودم که سامان گفت داگی بشم و رفت ژل آورد زد به سوراخ کونم میدونستم قراره درد بکشم، فکر کردم میخواد کیرشو بکنه تو کونم اما یه چیز فلزی کرد تو کونم که یهو جا افتاد تو کونم و گفتم آخ این چی بود؟ مریم گفت نگران نباش مامان اسمش پلاگه برای راحت کون دادنه من گذاشتم الان در میارم سامان بکنه، آقا سروش بیخیال مریم شد و اومد کنار من رو تخت به کمرش دراز کشید و گفت بیا بشین رو کیرم منیژه که منم با پاهای لرزونم اطاعت کردمو رفتم نشستم، وای یه کیر تو کوسم بود و اون پلاگ تو کونم هم خوب بود هم درد داشتم فکر کنم، سامان پلاگ کون مریمو درآورد و تو حالت داگی کیرشو کرد تو کون مریم که مریم داد زد وای مامان کونم وای مامانی و سامان شروع کرد به کردن کون مریم، من خودم به زحمت داشتم به آقا سروش کوس میدادم چون هم جون نداشتم هم پلاگ تو کونم بود هم کیر آقا سروش کلفت تر بود.
درست وقتی جون نداشتم خودمو تکون بدم رو کیر آقا سروش، سامان اومد پلاگو از کونم درآورد که گفتم جون ندارم با کون بشینم اما سامان خندید و گفت قرار نیست کاری بکنی و با فشار دستش منو خم کرد رو باباش و لبامو آقا سروش گرفت، یهو متوجه شدم سامان کیرشو کرد توی کونم دقیقا وقتی کیر باباش تو کوسم بود یه داد بلند زدم و شروع کردم لرزیدن همین جوری میلرزیدم و دلم میخواست گریه کنم ولی همزمان شروع کردن به کردنم، داشتم جیغ میزدم مریم کمک مریم تروخدا مریم به دادم برس مریم مامان نجاتم بده مریم تروقرآن کمکم کن اما سامان و آقا سروش داشتن همزمان منو میکردن و مریم نگاه میکرد میگفت جون بکنیدش مامان جندمو بکنید تا از حال بره، اینو که شنیدم و فهمیدم کمکم نمیکنه دخترم شروع کردم به لرزیدن و لرزیدن تا از حال رفتم تقریبا، سامان گفت نوبت مریمه و منو گذاشتن کنار به مریم گفت بدو بیا بشین رو کیر بابام جنده، مریم اومد نشست رو کیر آقا سروش با کوس و خم شد سامان راحت کیرشو کرد تو کون مریم و شروع کردن پدر پسری دختر منو کردن، آقا سروش سیلی میزد به صورت دخترم و میگفت بگو جنده من و پسرمی بگو مادرتم جندس و مریم تکرار میکرد با لذت و دیوونگی، چند دقیقه مریمو کردن تا سامان گفت مریم بلند شو با کون بشین رو کیر بابام که دیدم مریم میگه نه کیر بابات خیلی کلفته تا اینو گفت آقا سروش یه سیلی محکم زد به صورت مریم گفت میگم با کون بشین رو کیرم، مریم چشم گفت و بلند شد چرخید با کون نشست اما دادش در اومد از درد و همون لحظه سامان کیرشو کرد تو کوس مریمو چپ و راست سیلی میزد به مریم جوری که مریم صورتش قرمز شده بود و به مریم میگفت کون بده به بابام جنده کوس بده به خودم مادرجنده!
خیلی بد داشتن میکردنش و نگرانش بودم چون صدای ناله کردنش عوض شده بود، با بی جونی گفتم بسشه دیگه نمیتونه، همون لحظه سامان مریمو انداخت کنار و اومد منو بلند کرد بذاره رو کیر باباش، تا اومدم بگم نه دیدم پدر و پسر منو تنظیم کردن رو کیر باباشو یهو نشوندنم رو کیر آقا سروش ولی از کون که جیغمو دراورد، ناله میکردم و جفتشون میگفتن جون و سامانم اومد کیرشو گذاشت تو کوسمو بغلم کرد، داشتم پاره میشدم ولی اعتراض نمیکردم چون دیوونم کرده بودن …
ادامه در قسمت چهارم
نوشته: منیژه
7 پاسخ به “کادوهای دخترم (۳)”
تخیلات جالبی داری و سبک نوشتنت هم خوبه احسنت به شما
ببخشید فانتزیتون به دلم ننشست.
همه چی خوبه هم قلم هم فانتزیت ولی می نوشتی دلیل فانتزیت ونوشتن داستان باشخصیت منیژه عقده هست یا دوست داشتن زیادی؟
خوب نوشتیولی ایکاش اینقدر آقا سروشآقا سروش نمینوشتیبا تکرار این جمله خراب کردی و معلوم میشه پسری
کیر تو آقا سروش !!! عقدهی آقا داره این بچه کونی؟!خب یه بار گفتی ، ده بار گفتی ، دیگه بگو سروش ، مرگ موش!!! مارو نمودی هی آقا سروش ، آقا سروش!!
ای کیر تو این زندگی از صبح تا شب کار میکنم آخر ماه صاحبکارم بینهایت آدم کسکشیه همش از سر و ته حقوق کارگرا می دزدهروزی خدا تومن در میاره بعد میگه هر کی اعتراض کنه اخراجاین پولای که از ما کارگرا می دزده خرج کس بازیاش میکنه مادر سگ.بازم کیر تو این زندگی😔
وسط سکس به فکر قرص اورژانس و مضر بودنش برای سلامتیت بودی؟ آفرین به تو!به نظرم باید نگران ایدز و زگیل تناسلی و … اینا هم باشی