همسایه‌ی چادری فوق حشری

سلام دوستان بکن تو آرمین هستم.

اول داستان بگم لطفا اون دوستانی که میان بعد از خوندن داستانها جق میزنن و خالی میشن فحش میدن به نویسنده و میگن دروغه ایا کسی مجبورتون کرده بخونید؟حالا داستان دروغ باشه یا راست مهم اینه طرف تحریک کنه حالا چن تا اشتباه تایپی هم باشه باید فحش بدین؟دیگه چرا وقت تون رو هدر میدین و فحش میدین؟

احتیاجی به خصوصیات ظاهریم نیس و تعریف کردن از خودمو دوس ندارم.یه روز ظهر همسایه بغلی مون اسباب کشی میکردن انگار مستاجر جدید اومده بود از خونه ما میشد کامل حیاط شون رو دید مستاجر طبقه اول بود.چن روزی گذشت چن خیابون پایین تر از خونه مون یه خانم چادری رو دیدم ماسک هم زده بود فقط چشماش معلوم بود خیلی خوشگل بود کسایی که یهو شهوتی میشن میدونن چی میگم.گذشت من اصلا نمیدونستم کی مستاجر همسایه مون شده تا اینکه یه روز عصر وقتی میرفتم خونه همون زن چادری رو دیدم با زن همسایه مون یه لحظه گفتم نکنه این همه خانومه که چن وقت پیش دیدمش با زن همسایه سلام علیک کردم ولی خانم چادری روشو کرد طرف دیگه به ذهنم رسید حتما مستاجره همسایه س.چن بار دیگه دیدمش ولی تا منو میدید روشو میکرد اون طرف.از خونه مون به حیاطشون دید داشتم حیاط مون چسبیده بود بهم ولی اصلا نمیومد حیاط .یه جورای حس کنجکاوی ببینم زیر چادر چه خبره و اندامش رو ببینم.
یه روز نزدیکای ظهر پرده رو زدم کنار خواستم حیاط مون رو نگاه کنم یهو خانم چادری داشت حیاط رو آب پاشی می کرد یه تاپ و شلوارک انقدر شلوارکش تنگ بود انگار داشت جر میخورد پشتش طرف من بود و منو نمیدید روسریش رو برداشته بود منم محو دیدنش هیکلش بودم چن لحظه بعد حس کردم میخواد برگرده زود پرده رو کشیدم .چن وقت بعد دوباره این صحنه ها تکرار شد منم عمدا گوشی رو دست گرفتم یعنی دارم تلفنی حرف میزنم روشو سمت من کرد و تکون نخورد از جاش منم بهش نگاه میکردم دیدم یه لبخند زد منم بهش لبخند زدم رفت خونه و یکم بعد اومد حیاط یه نایلون دستش بود اروم انداخت تو حیاط مون منم زود رفتم حیاط مون نایلون رو برداشتم باز کردم دیدم یه شمارس زود زدم تو تلگرام عکس پروفایلش مذهبی بود یه خانم چادری از اینایی که تو اینترنت زیاده ولی چهرش مشخص نبود
از مخاطب هام حذف کردم دیدم اسمش زهراس پیام دادم اونم جواب داد.‌‌‌.‌‌…گفت خوب زن همسایه رو دید میزنی شیطون من دوتا استیکر خجالت فرستادم اونم استیکر خنده دوستی ما شروع شد البته اوایل عادی بود حرفامون حس کردنش رو به روز بیشتر میشد.تماس نداشتیم فقط چت بود عکسم نمیفرستاد میگفتم چرا میگفت خوشم نمیاد .چن بار گفتم تصویری حرف بزنیم به خاطر پسرش قبول نمیکرد پسرش ۵ سالش بود.زهره ۳۰ ساله واقعا اندام عالی سفید رو چشماش سیاه .انقدر اصرار کردم تا قبول کرد تصویری حرف بزنیم پسرشو فرستاد حموم و با هندزفری حرف زدیم خوشگلیش واقعا حرف نداشت آرایش نکرده بدون آرایشم خوشگل .به خاطر پسرش آروم حرف میزد منم از زیبایش تعریف میکردم از چشماش صورتش ابروهاش ولی انگار دوست نداشت ازش تعریف کنم سرد بود نسبت به حرفام یا خجالت میکشید یا اینکه متاهل بودن بهش اجازه نمیداد راحت باشه
این تماس باعث تماس های مداوم شد انگار اون بیشتر میخواست حرف بزنه وقتی شوهر و پسرش خونه نبودن زود به گوشیم پیام میاد بیا تصویری حرف بزنیم یخش آب شده بود دیگه راحت بود تو حرفاش روسری هم سر نمیکرد لبخند میزد موقع تماس چن بار موقع تماس از صفحه عکس گرفتم تا صورتشو ببینم چون رو عکس حساس بود نمی فرستاد.تو تماس ها درد دل میکرد از مستاجری از مشکلات ولی من قصدم کردن بود ولی چه جوری میگفتم بهش اون اصلا تو فاز این چیزا نبود بعضی وقتا رسمی و کتابی حرف میزد از هیکلش تعریف میکردم سکوت میکرد چیزای خوب آسون به دست نمیان
زیاد اهل بیرون رفتن نبود پسرش ۵ سالش بود مدرسه نمیرفت بگم به بهونه بچش بیاد بیرون .
هفته ای سه بار میرفت بدنسازی باشگاهش چن خیابون پایین تر بود وقتی پریود بود نمیرفت هیکل خوبش از همین باشگاه رفتن بود
چن بار تو چت استیکر زن و مرد بغل هم فرستادم لخت نبودن در حالت بوسیدن و بغل فرستادم دیدم هیچ واکنشی نشون نداد از اینکه در مورد همه چی حرف میزد ولی از سکس چیزی نمی گفت کلافه شده بودم چه جوری میگفتم بهش
اوقات تنهای مون تو چت و بعضی وقتا تماس تصویری خلاصه شده بود میگفت با خانواده ش در ارتباط نیس چن ساله .دوستی مون تنوعی نداشت تکراری شده بود هر روز صبح بخیر و شب بخیر چت عادی گلایه از گرانی و مشکلات و حرفای تکراری
میگفتم کاش ببرش بیرون با ماشینم دور بزنیم یه جای خلوت تو ماشین بخوام لمسش کنم اما گفتم بهونه میاره و نمیاد ولی من چیکار میکردم نمیتونستم بیخیالش بشم و برام عذاب آور بود چن بار خواستم خداحافظی کنم باهاش اما پشیمون میشدم
به سرم زد برم شیشه های ماشینم رو دودی کنم به بهونه ای سوارش کنم .وقتی شیشه ها رو دودی کردم البته با درصد کم مادرم دلیلشو پرسید منم فقط چرت و پرت گفتم چون چن بار ماشین خرید و فروش کردم شیشه هاشو دودی نمیکردم
گفتم بزار یه مدت بی محلی کنم بهش تو چت و تماس تا این بهونه بیاد بیرون پیام میداد جواب نمیدام یا حواب مختصر میدادم به زور جواب زنگ هاشو میدادم و زود قط میکردم الکی تو تل آنلاین بودم و حواسم به تلوزیون بود اونم پشت سرهم پیام میداد با کی چت میکنی چرا همش آنلاینی یکی دوبارم تو محله دیدمش محل نزاشتم بهش اخم میکرد تو چت گفت آرمین چته چرا جوابم رو نمیدی چکارت کردم گفتم هیچی اصرار داشت بگم گفتم میخوام بیرون ببینمت گفت ینی چی؟گفتم بریم بیرون دور بزنیم زهره:چی میگی آرمین بیام بیرون چی بشه شوهرم نمیزاره همینجوری بی دلیل برم بیرون فقط باشگاه و بعضی خرید های کوچیک اونم تو محل منم حرفشو بی جواب گذاشتم اخرش قبول کرد به بهونه رفتن به باشگاه بیاد یه دوری بزنیم خودمو اماده کردم تو ماشین بهش پیشنهاد سکس بودم یا قبول میکرد یا نه پایین تر از باشگاه منتظرش شدم زهره اومد با چادر و جذابیتش عقب سوار شد گفتم بریم جلوتر بیاد جلو اون نزدیکا آشنا نبینه ما رو سکوت بین مون حکمفرما بود وقتی مطمئن شدم دور شدیم زدم کنار اومد جلو بهش نگاه نمیکردم گفت ارمین چن وقته چه مرگت شده بهم محل نمیدی به زور جواب میدی چته چرا چیزی نمیگی چرا روتو اونور کردی برگشتم سمتش گفتم زهره بیا نزدیکم چیزی نگفت کونشو چسبونده بود به دور که فاصله داشته باشه دوباره گفتم زهره بیا نزدیکم با اکراه قبول کرد بوی عطرش دیوونه م کرده بود ناغافل بوسیدمش یه سیلی بهم زد خواست دومی رو بزنه دستشو گرفتم خواست دستشو عقب بکشه نزاشتم چن بار دستشو بوسیدم و مالیدم به صورتم به زور دستشو کشید عقب گفت آرمین معلومه چه غلطی میکنی این کارا چیه زده به سرت انگار گفتم زهره بخدا دست خودم نیس بدجور حالم بده گفت حالت بده که این کارو میکنی وای اگه حالت خوب باشه چی گفتم زهره بخدا نمی تونم تحمل کنم میخوام بغلت کنم ببوسمت و باهات حرفمو قط کرد گفت باهام چی؟سرمو انداختم پایین گفتم همون کار جرات نداشتم بهش نگاه کنم معلوم بود خیلی عصبانیه زهره:خیلی اشغالی میدونستی چی فکر کردی در موردم مثل بعضی زن ها هرزه ام؟هرکی جوابتو بده یعنی زنه خرابه؟خیلی از زن های متاهل تن فروشی میکنن مگه منم مثل اونام؟من باهات دوست هستم نه شریک جنسیت الانم منو برسون خونه دیکه هم بهم زنگ نزن پیامم نده پیاده شد عقب نشست همون جا که سوارش کردم پیادش کردم
یه مدت افسردگی گرفته بودم چرا به زن شوهردار پیشنهاد سکس دادم از یه طرف بهش وابسته بودم یه هفته بیشتر بود که از اخرین بار که تو ماشینم بود باهاش حرف زده بودم گذشته بود روزی چن بار تل واتساب رو چک میکردم ولی نه ازش خبری نبود نه پیامی نه زنگی کاش حداقل بهش پیشنهاد سکس نمیدادم حداقل بودنش بهم آرامش میداد آنلاین هاشو چک میکردم ولی خبری نبود ازش چن تا عکس غمگین گذاشتم رو پروفایلم شاید حالی بپرسه ولی نه نمیپرسید حالمو عکس پروفایلمو فوت شده گذاشتم بعد از چن ساعت دیدم پیام داده چه جوری میت تو تلگرام انلاینه و استیکر خنده گداشت بود نوشتم یه نفر اونو کشت خودشم میدونه دوباره جت شروع شد هردومون دلتنگ بودیم صمیمیت مون بیشتر شد خودمو بهش نزدیک تر کردم از اندامش دوباره تعریف کردم ولی این بار خوشش اومد از عطر بدنش از زیبایش چشماش برق میزد وقتی تو تماس تصویری بهش میگفتم حس مون قوی بود انگار دلمون بغل و سکس میخواست اما میترسیدم دوباره بگم و ناراحت بشه وسط چت هامون پرسیدم زهر اگه الان پیشت بودم چکار میکردی؟گفت هیچی موهاتو میکشیدم استکیر خنده گذاشتم و نوشتم منو دستاتو میگرفتم میزاشتم رو قلبم حرفامون به چت سکس کشید بارها تو چت و تماس تصویری ارضا شدیم اخرش قبول کرد واقعی سکس کنیم قرار گذاشتیم و هماهنگ کردیم مکان نداشتیم قرار شد تو ماشین که شیشه ها هم دودیه سکس کنیم ازش خواستم کامل موهای بدنشو بزنه منم شب قبل رفتم حموم خودمو تمیز کردم صبح ساعت ۸ و نیم رفتم چن خیابون پایین تر وایسادم دوباره عقب نشست زهره وسط راه اومد جلو نشست اروم میرفتم به حاشیه شهر جای خلوت زهره از رو شلوار شروع کرد به مالیدن کیرم مالش دستای نرمش از رو شلوار کیرمو راست کرد زیپ شلوارمو باز کرد کیرمو در اورد و سرشو بوسید وای چقد حال داد اروم رانندگی میکردم خودمو دادم عقب کیرمو کامل در اورد تخم هامم در اورد از تخمام تا کله کیرمو رو لیس زد کیرمو گذاشت دهنش دهنش داغ بود یه جون بلند گفتم دستمو گذاشتم رو سرش زهره هم محکم کیرمو لیس میزد با دستش ته کیرمو گرفته بود با دهنش کیرمو میک زد داشت آبم میومد گفتم زهره دستمال کاغذی بده آبمو ریختم تو دستمال کاغذی کیرمو کردم تو شلوارم نخواستم ازش لب بگیرم چون ساک زده بود زدم یه گوشه چادرشو در اورد شب قبلش بهش گفته بودم یکم آرایش کنه از تو کیفش لوازم آرایش رو در آورد رژ زد آرایش مختصری کرد مثل ماه شده بود راه افتادیم یه جای خلوت حاشیه شهر زدم کنار شیشه ها دودی کسی داخلو نمیدید لخت شدم زهره به پشت رو صندلی عقب دراز کشید صورتشو غرق بوسه کردم بدن سفیدش سوتین و شورت مشکی ست کرده بود سینه های ۸۰ سوتینش رو باز کرد و افتادم به جون سینه هاش دست میکشید به سرم منم نوک سینه هاشو میمکیدم اروم گاز میگرفتم اوف و جون میکرد سینه هاش سفت بودن با دستام مالیدم وقت کوسش بود شورت مشکیش رو درآوردم یه کوس سفید و تپل و بی مو پاهاشو باز کردم زبونمو کردم تو کوسش جیغ زد زبونمو رو کوسش میکشیدم جیغ میزد سرمو فشار میداد رو کوسش میگفت ارمین بسه پاهاشو دادم بالا چشمم به سوراخ کونش افتاد کوچیک و صورتی بود کامل اصلاح کرده بود هوس کردم کونشو لیس بزنم نیتمو فهمید گفت آرمین نه جوابشو نداده خودشو کشید عقب دیگه نمیتونست عقب تر بره سرش چسبیده بود به در جفت پاهاشو بلند کردم تا سوراخ کونش کامل بیاد نزدیکم سرمو بردم نزدیک کونش زهره گفت آرمین تو رو خدا اونجا نه دوس ندارم بهش دست بزنی خواهش میکنم کاری با اونجا نداشته نباش گفتم کجا گفت اونجا گفتم اونجا اسم داره انگار از گفتن کلمه کون خجالت کشید بغل رون هاشو بوسیدم دوباره گفت آرمین نکن گفتم چی منتظر بودم بگه گفت کونم نه باهاش کاری نکن هیچ نگفتم با دستام کونشو بازتر کردم و زبون کشیدم رو کونش اخ گفت تند تند سوراخ کونشو بوسیدم لیس میزدم سوراخ کونش باز و بسته میشد حواسش نبود یهو انگشتمو کردم تو کونش جیغ بلند زد چن تا لگد هم بهم زد ناراحت شد گفت آرمین خیلی نامردی مگه نگفتم باهاش کاری نداشته باش من از عقب تا حالا نداشتم نمیزارم شوهرمم از پشت بکنه صورتشو بوسیدم ازش معذرت خواهی کردم همینجوری به پشت رو صندلی عقب دراز کشیده بود چادر هم زیر سرش کیرمو مالیدم به کوسش زهره ناله ش در اومده بود دست کشید جلو کیرمو گرفت بکنه تو کوسش نزاشتم گفتم زهر التماس کن بکنمت زهره:آرمین تو رو خدا منو بکن منو بگا سیرم کن آروم کیرمو کردم تو کوسش تنگ بود خایه هام میخورد به کوسش تلمبه میزدم با سینه هاش بازی میکردم بدن زهره حرف نداشت کوسش کونش سینه هاش جون میگفتم و کوسشو میکردم زهره هم ناله میکرد اخ و اوخ میکرد کیرمو تو کوسش عقب جلو میکردم ابم نزدیک بود بیاد دستمال کاغذی دم دستم بود کیرمو کشیدم بیرون نسبت به دفعه اول اب کمتری بود
گفتم زهره جون فدای کمرت زهره گفت نوش جونت دوتامون عشق کردیم لباسامون رو پوشیدم رفت و برگشت مون با سکس یه ساعت طول کشید تو راه چند بار همو بوسیدم
بعد از اون چن بار دیگه هم داشتیم و عاشق هم هستیم
هیچی سکس با زن شوهردار نمیشه مخصوصا چادری

مرسی که خوندید

نوشته: آرمین ر

بازدید 9,598

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

18 پاسخ به “همسایه‌ی چادری فوق حشری”

  1. چجوری خودش با چندتا نگاه همون اول شماره داد بعد باهات نمیومد بیرون؟ در مورد سکس حرف نمیزد؟پس مرضش چی بوده که با یه پسر دوست بشه؟اگه خجالتی بود پس چطور شماره داد؟

  2. تو واقعا مشگل داری که یک زنی و که اهل خیانت نیست وادار کردی خیانت کنه . خب آسیاب بنوبت پسر جان . حتم دارم زنت و میبرند میکنن که اونم بنظرم خیلی بد هست . اینکه گفتم مشکل داری از رفتارت مشخص شد . که چی لذت میبری یک زن التماس کنه بگه خواهش میکنم تو رو خدا منو بکن ؟ ! این بیماری هست . اگه نبود از سک محترمانه و آزاد لذت میبردی نه زنه التماس کنه خورد بشه گه تو بکنی . بعصی ها حقشون هست زنه دهنشون و آسفالت میکنه آخرش هم نمیگذاره دست بهش بزنند . تو از جنده سازی لذت میبری . از من بشنو کوقتی زن گرفتی و عاشق اش بودی بعد از مدتی برسی کن ببین زنت و هم یکی دیگه میکنه آنوقت لذت ببر حسابی، راستی لایک داره داستانت اما فعلا قسمتی اش و برات میفرستم تا التماس کنی بعد

  3. من فقط ناراحت شدم چون خودش اعتراف کرد زنه خراب نبود اهل عشق و حال و سکس هم نبوده این با وادار کردنش اونو وارد این مسیر کرده ، اگر زنه خودش اینکارو از اول دوست داشت من حرفی نمیزدم . زنه از بس تنهایی احساس میکرده به گفتگو با این رو آورده که اینم با قهر کردن کشیده طرف خودش اونم تن داده مگه چقدر میتونه یک زن خودش و نگهداره تحمل کنه

  4. جالب و باورپذیر، ولی تو اولین دیدارت گفتی چادری بود و ماسک زده بود و فقط چشاش پیدا بود ، ولی خیلی خوشگل و زیبا بود شاید ماسک شیشه‌ای داشته

  5. بالاخره زهره یا زهرا ؟😁درسته که مهم نیست داستان باشه یا خاطره اما باید باورپذیر باشه که! راستش چفت و بست نداشت!یه ذره شو خوندم.موفق باشی

  6. به زن شوهر دار همسایه توناحساس پیدا کردی ؟ولش کنعاقبت ندارهیه زن مجرد یا مطلقه پیدا کنواسه خودت

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید