سلام خدمت دوستان بکن تو یکبار داستان نوشتم نمیدونم چرا منتشر نشد
داستان گی هست خواهشا دوست ندارید نخونید
حامد ۳۸ ساله از جنوب هستم تمایل زیادی به زن و دختر دارم تا حالا با همجنس خودم سکس نداشتم
چندین داستان نوشتم هر داستان میزاشتم با اینکه لایک زیاد میخورد یکنفر بنام امیر ۱۸ کامنت میزاشت
تا یک روز کنجکاو شدم بهش پی ام دادم امیر هم برگشت گفت آخه کسشعر مینویسی البته چندتا پیج داشت که وارد میشد بلاخره بعد از کلی صحبت شماره بهش دادم خیلی دوست داشت کیرم ببینه که راست میگم یا نه
آخر شب بود رفتم حموم شیو کردم تمیز اومدم بیرون داخل اتاقم بودم داستان های دوستان میخوندم یاد امیر افتادم
بهش پیام دادم سری سین شد جواب داد منم کار سیخ شده براش فرستادم اول گفت قبول نیست دوتا انگشتت بزار زیرش عکس بگیر مدل های مختلف گرفتم تا باورش شد دیدم 👀 یه عکس 📷 از خودش فرستاد لخت فقط با یه شرت وای 😲 بدنش مادرزادی بی مو 💇♂️ بعد از کلی حرف زدن بهش گفتم من تمایلم به خانم 🚺 ها هست همجنسگرا نیستم
امیر تک فرزند بود مادرش شهلا خانم ۳۷ ساله بود پدرش هم راننده کامیون 🚚 بود بلاخره باهم جور شدیم امیر حس بیغیرتی داشت تو خواب 😴 عکس 📷 باسن مامانش میگرفت میفرستاد با شرت و کرست مامانش میپوشید عکس 📷 میگرفت کم کم منو حشری کرد
از مامانش همش میپرسیدم که دوست داری من الان میکردمش تا کار بجایی رسید تمام ✔️ حرفهامون راجب مامانش بود یک ☝️ مدت گذشت هر شب 🌙 میگفت عکس 📷 کیرت بفرست شرت مامانش میپوشید اونم برام میفرستاد تا پیشنهاد داد که باباش رفت بار ببره تهران تنها شد با مامانش برم بعنوان نصاب ماهواره 📡 خونشون
تا اینکه باباش رفت ساعت دو بعدازظهر بود تنظیمات ماهواره 📡 بهم زد به مامان شهلا اش گفت که زنگ زدم نصاب بیات نمیدونستم برم یا نه دل ❤️ به دریا زدم رفتم آدرس که فرستاده بود یه مجتمع بود ماشین 🚗 بیرون مجتمع پارک کردم رفتم جلو بلوک خونشون زنگ ⏰️ زدم گفت بیا طبق چهارم درب خونه 🏠 که وارد شدم شهلا خانم احوالپرسی کرد گفت مامان امیر من میرم پیش همسایه شما کارتون بکنین کنترل داد دستم شهلا چادر سرش کرد رفت همش نگاهم به مامانش بود رو به امیر کردم گفتم دوست داشتی مامانت بکنم گفت جووون چه جورم ولی حیف که رفت سری شلوارش در آورد شرت مامانش پوشیده بود منم شلوارم تا زانو کشیدم پایین 👇 سری سر کیرم بوس 💋 کرد شروع به ساک زدن کرد واقعا حس خوبی بود چنان کیرم تا ته حلقش میکرد هم زمان ⏳️ با دستش تخم هام میمالید بلند شد با شرت مامانش نشست روی کیرم خودشو میمالید حسابی جفتمون حشری شده بودیم من همش مامانش شهلا رو تجسم میکردم آروم 🐌 شرت مامانش در آورد لخت مادرزاد بود یه تف زد به کیرم نشست روی کیرم از بس خیار کرده بود تو کونش سرش راحت رفت ولی تا نصف کیرم که رفت آخ حامد تکون نده دردم اومد رفتیم داخل اتاقش داگی شد دو طرف کونش گرفتم اینبار محکم فرو کردم داشتم تلمبه میزدم امیر هم میگفت بکن خودمو مامانم جر بده اصلا متوجه نبودی شهلا خانم اومده داخل نگاه میکنه تا چشم 👀 خورد به شهلا شلوارم کشیدم بالا اومدم داخل حال امیر لخت در قفل کرد داخل اتاق شهلا هم میکوبید به در امیر چیزی نمیگفت نگاه کرد دید شرتش افتاده وسط حال اومد برداره دستش گرفتم گفتم ببخشید من نمیخواستم اینجور بشه داشتم باهاش صحبت 👄 میکردم امیر اومد بیرون خواست شهلا بزنتش رفتم جلوش امیر در باز کرد رفت بیرون هرچی خواست بره دنبالش نزاشتم شهلا قد تقریبا ۱۶۵ وزن ۵۷ بود محکم گرفتمش از ترس 😱 آبروی پسرش یه لحظه سکوت کرد گوشی باز کردم نشونش دادم همچیز داشتم تعریف میکردم میخواست من برم که نفهمیدم چی شد شهلا یه دامن بلند تنش بود با یه تاپ چادرش انداختم محکم بغلش کردم دیگه نفهمیدم شروع به خوردن لبها و گردنش شدم دستم محکم سینه هاش گرفتم آروم 🐌 میگفت ول کن گمشو بیرون انداختمش روی زمین ⛱️ 🌍 دامنش به هر رحمتی بود در آوردم هرچی گفت شکایتت میکنم گوشم بدهکار نبود شروع به مالیدن کصش کردم یکم آروم شد پاهاش باز کردم شروع به خوردن کصش کردم گفتم شهلا مدت ها هست کیرم با عکسهات شق شده چاره ای ندارم ببخش نگاهی بهم کرد گفت هر غلطی میکنی زود باش گمشو برو چراغ 🔦 سبز که داد سری شلوارم در آوردم پاهاش بالا گرفتم با هر توانی داشتم فرو کردم تو کصش تا کیرم تا نصفه رفت ناله اش در اومد وحشی آروم تر شروع به تلمبه زدن کردم پنج دقیقه ای نشد آبم اومد گفتم آبم داره میات سری خودشو کشید عقب منم شرتش برداشتم آب کیرم خالی کردم کیرم تمیز کردم واقعا شهلا بدن سکسی داشت گفت برو یکدفعه امیر میات جلو خودش زنگ زدم امیر برو پارک موزیکال میام دنبالت گفت باشه
شهلا گفت یعنی چه محکم بغلش کردم یکم لبهاش بوسیدم ازش معذرت خواهی کردم همزمان بالای کصش میمالید که خودش هم دستش گذاشت روی دستم پاهاش باز کردم شروع به خوردن کصش کردم یکدفعه لرزید سرم بین پاهاش نگه داشت ماده ترش مزه از کصش زده بیرون بیحال شد دستش گرفتم گذاشتم روی کیرم با اکراه بازی 🎮 میکرد با کیرم تا دوباره شق شد میدونستم که اولین آخرین بارم هست و دیگه شهلا رو نمیتونم شاید بکنم ازش خواستم از کون بکنم قبول نکرد به هر زحمتی بود به شکم خوابوندمش جونمممم باسن ریزه میزه اش باز کردم یکم زبون 😝 زدم انگشت کردم آخی گفت نمیدونست چی در انتظارش هست خوب 👍 تف مالی کردم سوراخ کونش چندتا 📷 یواشکی گرفتم سر کیرم به سوراخ کونش نزدیک کردم آروم 🐌 فشار دادم نمیرفت یکدفعه کیرم سرو خورد سر کیرم رفت داخل جیغ زد در دهنش محکم گرفت دست ✋️ پا میزد ولش نکردم آروم آروم 🐌 نصف کیرم رفت تو کونش یه لحظه مکت کردم یکم جا باز کرد شروع به جلو عقب کردم دوست داشتم ببینمش برش ✂️ به پشت خوابوندمش پاهاش بالا گرفتم درد داشت هی تف لعنت به امیر میکرد اینبار محکمتر تلمبه زدم آبم کامل تو کونش خالی کردم نگه داشتم تا کیرم از کونش افتاد بیرون روش خوابیدم یکم لبهاش خوردم تا آروم شد دیگه نا نداشتم از روش بلند بشم یکم باهاش حرف زدم با اینکه امیر شماره اش بهم داده بود مخش بزنم ازش خواستم شماره اش بده شماره اش گرفتم بلند شد چادر دور خودش پیچید گفت گم شو برو بیرون منم زدم بیرون البته بعد چند شب 🌙 بهش پیام دادم کلی اول فحش داد کم کم حرفهامون تغییر کرد اومدم دنبال امیر گفتم مامانت گاییدم قبول نکرد عکس ها که نشونش دادم هنگ کرد این داستان هم با اجازه خودش که نه ولی میدونم منتشر بشه باز بهم فحش میده البته با شهلا اوکی اوکی شدم استقبال بشه داستان بعدی مینویسم
داستان گی هست خواهشا دوست ندارید نخونید
حامد ۳۸ ساله از جنوب هستم تمایل زیادی به زن و دختر دارم تا حالا با همجنس خودم سکس نداشتم
چندین داستان نوشتم هر داستان میزاشتم با اینکه لایک زیاد میخورد یکنفر بنام امیر ۱۸ کامنت میزاشت
تا یک روز کنجکاو شدم بهش پی ام دادم امیر هم برگشت گفت آخه کسشعر مینویسی البته چندتا پیج داشت که وارد میشد بلاخره بعد از کلی صحبت شماره بهش دادم خیلی دوست داشت کیرم ببینه که راست میگم یا نه
آخر شب بود رفتم حموم شیو کردم تمیز اومدم بیرون داخل اتاقم بودم داستان های دوستان میخوندم یاد امیر افتادم
بهش پیام دادم سری سین شد جواب داد منم کار سیخ شده براش فرستادم اول گفت قبول نیست دوتا انگشتت بزار زیرش عکس بگیر مدل های مختلف گرفتم تا باورش شد دیدم 👀 یه عکس 📷 از خودش فرستاد لخت فقط با یه شرت وای 😲 بدنش مادرزادی بی مو 💇♂️ بعد از کلی حرف زدن بهش گفتم من تمایلم به خانم 🚺 ها هست همجنسگرا نیستم
امیر تک فرزند بود مادرش شهلا خانم ۳۷ ساله بود پدرش هم راننده کامیون 🚚 بود بلاخره باهم جور شدیم امیر حس بیغیرتی داشت تو خواب 😴 عکس 📷 باسن مامانش میگرفت میفرستاد با شرت و کرست مامانش میپوشید عکس 📷 میگرفت کم کم منو حشری کرد
از مامانش همش میپرسیدم که دوست داری من الان میکردمش تا کار بجایی رسید تمام ✔️ حرفهامون راجب مامانش بود یک ☝️ مدت گذشت هر شب 🌙 میگفت عکس 📷 کیرت بفرست شرت مامانش میپوشید اونم برام میفرستاد تا پیشنهاد داد که باباش رفت بار ببره تهران تنها شد با مامانش برم بعنوان نصاب ماهواره 📡 خونشون
تا اینکه باباش رفت ساعت دو بعدازظهر بود تنظیمات ماهواره 📡 بهم زد به مامان شهلا اش گفت که زنگ زدم نصاب بیات نمیدونستم برم یا نه دل ❤️ به دریا زدم رفتم آدرس که فرستاده بود یه مجتمع بود ماشین 🚗 بیرون مجتمع پارک کردم رفتم جلو بلوک خونشون زنگ ⏰️ زدم گفت بیا طبق چهارم درب خونه 🏠 که وارد شدم شهلا خانم احوالپرسی کرد گفت مامان امیر من میرم پیش همسایه شما کارتون بکنین کنترل داد دستم شهلا چادر سرش کرد رفت همش نگاهم به مامانش بود رو به امیر کردم گفتم دوست داشتی مامانت بکنم گفت جووون چه جورم ولی حیف که رفت سری شلوارش در آورد شرت مامانش پوشیده بود منم شلوارم تا زانو کشیدم پایین 👇 سری سر کیرم بوس 💋 کرد شروع به ساک زدن کرد واقعا حس خوبی بود چنان کیرم تا ته حلقش میکرد هم زمان ⏳️ با دستش تخم هام میمالید بلند شد با شرت مامانش نشست روی کیرم خودشو میمالید حسابی جفتمون حشری شده بودیم من همش مامانش شهلا رو تجسم میکردم آروم 🐌 شرت مامانش در آورد لخت مادرزاد بود یه تف زد به کیرم نشست روی کیرم از بس خیار کرده بود تو کونش سرش راحت رفت ولی تا نصف کیرم که رفت آخ حامد تکون نده دردم اومد رفتیم داخل اتاقش داگی شد دو طرف کونش گرفتم اینبار محکم فرو کردم داشتم تلمبه میزدم امیر هم میگفت بکن خودمو مامانم جر بده اصلا متوجه نبودی شهلا خانم اومده داخل نگاه میکنه تا چشم 👀 خورد به شهلا شلوارم کشیدم بالا اومدم داخل حال امیر لخت در قفل کرد داخل اتاق شهلا هم میکوبید به در امیر چیزی نمیگفت نگاه کرد دید شرتش افتاده وسط حال اومد برداره دستش گرفتم گفتم ببخشید من نمیخواستم اینجور بشه داشتم باهاش صحبت 👄 میکردم امیر اومد بیرون خواست شهلا بزنتش رفتم جلوش امیر در باز کرد رفت بیرون هرچی خواست بره دنبالش نزاشتم شهلا قد تقریبا ۱۶۵ وزن ۵۷ بود محکم گرفتمش از ترس 😱 آبروی پسرش یه لحظه سکوت کرد گوشی باز کردم نشونش دادم همچیز داشتم تعریف میکردم میخواست من برم که نفهمیدم چی شد شهلا یه دامن بلند تنش بود با یه تاپ چادرش انداختم محکم بغلش کردم دیگه نفهمیدم شروع به خوردن لبها و گردنش شدم دستم محکم سینه هاش گرفتم آروم 🐌 میگفت ول کن گمشو بیرون انداختمش روی زمین ⛱️ 🌍 دامنش به هر رحمتی بود در آوردم هرچی گفت شکایتت میکنم گوشم بدهکار نبود شروع به مالیدن کصش کردم یکم آروم شد پاهاش باز کردم شروع به خوردن کصش کردم گفتم شهلا مدت ها هست کیرم با عکسهات شق شده چاره ای ندارم ببخش نگاهی بهم کرد گفت هر غلطی میکنی زود باش گمشو برو چراغ 🔦 سبز که داد سری شلوارم در آوردم پاهاش بالا گرفتم با هر توانی داشتم فرو کردم تو کصش تا کیرم تا نصفه رفت ناله اش در اومد وحشی آروم تر شروع به تلمبه زدن کردم پنج دقیقه ای نشد آبم اومد گفتم آبم داره میات سری خودشو کشید عقب منم شرتش برداشتم آب کیرم خالی کردم کیرم تمیز کردم واقعا شهلا بدن سکسی داشت گفت برو یکدفعه امیر میات جلو خودش زنگ زدم امیر برو پارک موزیکال میام دنبالت گفت باشه
شهلا گفت یعنی چه محکم بغلش کردم یکم لبهاش بوسیدم ازش معذرت خواهی کردم همزمان بالای کصش میمالید که خودش هم دستش گذاشت روی دستم پاهاش باز کردم شروع به خوردن کصش کردم یکدفعه لرزید سرم بین پاهاش نگه داشت ماده ترش مزه از کصش زده بیرون بیحال شد دستش گرفتم گذاشتم روی کیرم با اکراه بازی 🎮 میکرد با کیرم تا دوباره شق شد میدونستم که اولین آخرین بارم هست و دیگه شهلا رو نمیتونم شاید بکنم ازش خواستم از کون بکنم قبول نکرد به هر زحمتی بود به شکم خوابوندمش جونمممم باسن ریزه میزه اش باز کردم یکم زبون 😝 زدم انگشت کردم آخی گفت نمیدونست چی در انتظارش هست خوب 👍 تف مالی کردم سوراخ کونش چندتا 📷 یواشکی گرفتم سر کیرم به سوراخ کونش نزدیک کردم آروم 🐌 فشار دادم نمیرفت یکدفعه کیرم سرو خورد سر کیرم رفت داخل جیغ زد در دهنش محکم گرفت دست ✋️ پا میزد ولش نکردم آروم آروم 🐌 نصف کیرم رفت تو کونش یه لحظه مکت کردم یکم جا باز کرد شروع به جلو عقب کردم دوست داشتم ببینمش برش ✂️ به پشت خوابوندمش پاهاش بالا گرفتم درد داشت هی تف لعنت به امیر میکرد اینبار محکمتر تلمبه زدم آبم کامل تو کونش خالی کردم نگه داشتم تا کیرم از کونش افتاد بیرون روش خوابیدم یکم لبهاش خوردم تا آروم شد دیگه نا نداشتم از روش بلند بشم یکم باهاش حرف زدم با اینکه امیر شماره اش بهم داده بود مخش بزنم ازش خواستم شماره اش بده شماره اش گرفتم بلند شد چادر دور خودش پیچید گفت گم شو برو بیرون منم زدم بیرون البته بعد چند شب 🌙 بهش پیام دادم کلی اول فحش داد کم کم حرفهامون تغییر کرد اومدم دنبال امیر گفتم مامانت گاییدم قبول نکرد عکس ها که نشونش دادم هنگ کرد این داستان هم با اجازه خودش که نه ولی میدونم منتشر بشه باز بهم فحش میده البته با شهلا اوکی اوکی شدم استقبال بشه داستان بعدی مینویسم
نوشته: حامد
3 پاسخ به “حامد و کردن مامان امیر”
کیرم 🍆 تو کونت 🍑 کصکش 🖕 دروغگوی 🤥 جقی 💦
کسشعر محض. نوشتن تخمی.این چیه نوشتی پفیوز
از جایی که نوشتی چند تا پیج داشت دیگه نخوندمکوسکش مگه اینجا اینستاگرامه که طرف پیج داشته باشه اونم چندتا 😂😂😂