من و پیرمرد سرایدار

سلام من 26 سالمه حدودا،از بچگی این حس مفعول بودنو داشتم،اما چند سالیه خیلی بیشتر شده،بیشتر هم به پیرمردا،داستان از این قراره که من به عنوان فامیل یکی از طرفهای عروسی،باید وسیله می بردم باغ ویلا،از شانس یه پیرمرد 60 ساله کرمانشاهی هم اونجا بود،اولش واقعا تو فاز دادن بهش نبودم اما پیر مرده مهربون و چرب زبون بود،بعدا فهمیدم از وقتی زنش مرده بود پسرای زیادی رو میاورده تو اون باغ می کرده،اما من اون روز واقعا تو حال دادن نبودم،تابستون. بود و گرم،کارم کرده بودیم عرق. کرده بودیم خسته و کوفته و لش،کارارو که انجام دادیم گفتم من برم دیگه تا فردا میام با مهمونا،فقط باید یه وسیله رو برام نگه می داشتن و گفتن به تو دادن،بهم بده و برم،گفت چیزی بهش ندادن،زنگ زدم جواب ندادن اونم هرچی زنگ میزد جواب نمیدادن،پیرمرده گفت یکم بیا بشین حالا برمیدارن و جوابتو میدن،گفتم نه برم دیگه اگه داده بودن بهت چیزی میگفتی،گفت هر جور راحتی من هر کاری ازم بر بیاد برا میهمانم انجام میدم،توام هر چی بخوای من هستم خدمت،اونجا دوزاریم افتاد این میخواد کونم بزاره،یهو فکر کون دادن بهش زد بسرم،تو دلم گفتم تو که کون میخاستی یه دستی میمالیدی به کونم تا بفهمم🤤،رفتم تو باغ مجدد گفتم بزار یه زنگ دیگه با گوشی تو بزنیم،من شارژم تموم شده،دوباره زنگ زد جواب ندادن،گفتم ای بابا چیکار کنیم الان اینا جواب نمیدن!!!
گفت بشین جواب میدن یکم دیگه،گفتم میشه شنا کنم تو استخر؟
بهش نخ دادم که بفهمه اوب دارم،گفت اره چرا نشه،خودش لباساشو در اورد مایو داشت زیر،من لباسامو در اوردم با یه شورت بودم.
بدن سفید،کون بزرگ و بی موم رو قایمکی نگاه میکرد من به کیرش چند مرتبه نگاه کردم نیمه راست بود.
گفتم میشه شورتمو در بیارم خیس میشه برم تو آب،گفت زشته،من جا خوردم خیلی،خواستم با شورتم برم تو اب یهو گفت صبر کن مایو دارم،مایو رو داد من رفتم اون ور دیواره استخر در اوردم پوشیدم،جا خورده بودم،گفتم نکنه بهش بگم من کونیم واکنش بد نشون بده!!!دل تو دلم نبود،حالمم گرفته شد بود.
رفتم اروم تو اب پاهامو گذاشتم تو اب،اون شیرجه زد تو استخر،منم نگاهش میکردم،به بدنم نگاه کردم دیدم زیر نور آفتاب و ابی که از شیرجه اون پاشید روم دارم مثل دخترا میدرخشم،چند دقیقه گذشت،گوشیمو در اوردم عکس کونمو و فیلمشو اماده کردم،گفتم بهش نشون میدم میگم رفیقمه،اگه اوکی داد بهش میگم دروغ گفتم و خودم هستم.
صداش کردم گفتم عمو بیا پیش من یکم،اومد گفت جانم،گفتم عمو یه چیز بگم،گفت هرچی دوست داری بگو هرچی دلت میخواد بگو راحت باش،فهمیدم که فهمیدم کامل من کونم کیر میخواد،عکس کونمو نشون دادم گفتم چجوریع؟خوبه؟گفت عالیه مال کیه؟گفتم مال هر کی حالا،میکنیش؟گفت آره ولی کیه؟گفتم خودمم،لبخند شهوتی زد،دستشو گذاشت روی رونی که بی مو و سفید بود مالید منو یکم،من اروم و با یه لبخند بودم فقط،گفت ممکنه فامیلاتون بیان وگرنه حال میکردیم،من گفتم زود ابتو میارم بیا حالمونو کنیم.
لبخند زد،فکر کنم تو دلش میگفت چه کونیه خوبیه،منم نخوام خودش کونشو میده خخخخخخخ
گفت باشه پاهاشو باز کرد از گوشه شورتش کیر نیمه راستشو در اورد ،من رفتم یه لیس به سر کیرش زدم،کیرش دراز نبود ولی کلفت بود،کیرشو لیس زدم خواستم خایه هاشو بخورم که دهنم میرفت تو اب،گفتم یه پله بشین بالاتر،نشست و شرتشو داد پایین،کیرشو کامل دستم گرفتم شروع کردم خوردن،سرمو عقب جلو میکردم،پیشاب پیرمرده اومد دهنم مزه کیرشو گرفت قشنگ چند دقیقه کیرش دهنم بود،کلشو با دندون میسابیدم تا ابش نیاد اروم البته.
یهو نمیدونم چی شد حالم خیلی بد شد،شورتمو در اوردم نشستم تو بغلش،عقب و جلو میکردم کیرشو لای کونم و میخورد کیرش به سوراخم و تحریک میشدم،اون. دست تشو گذاشت رو رونم و دست میکشیدم به رون و سینم من داغ تر میشدم،خیلی قشنگ تحریکم میکرد،تو مستی کیرش بودم و داشتم جلو عقب میکردم که میگفتم عمو راستشو بگو از کجا فهمیدی من کونیمممم،جووون کیرتو تو سوراخم کن،
اون میگفت اول شک کردم بعد که دیگه گفتی بریم شنا مطمئن شدم،یکباره دستمو بردم تفم که لزج شده بود بخاطر ساک زدن کیر پیرمرده،گرفتم تو سوراخم مالیدم یه انگشتم کردم راحت رفت تو،بعد کیر پیر مرده رو گرفتم اروم نشستم رو کیرش،کله کیرش خیلی بزرگ بود ولی من دیگه حشری شده بودم،این چیزا حالیم نبودم،فشار دادم کونم به کیرش اونم یه تق اروم زد کله کیرش رفت توم،درد داشت خیلی ولی کیرمو میمالیدم چ تحریک بودم کامل،اروم اروم بعدند ده ثانیه بالا پایین کردم کونمو رو کیر کلفتش،کونم گشاد کیرش شد،تقریبا سه چهار دقیقه نگذشت که دیدم نذاشت دیگه پاشدم و از پشت محکم بغلم کرد و ابش تو کونم ریخته شد،اخخخخ داغ بود آبش خیلی کونم سوخت یکم با ابش اه.
تو همون حین منم وقتی کیرش تو کونم بود داشت ابش میومد و فشارم میداد به کیرش،شروع به جق زدن کردم،و آبم اومد،چند ده ثانیه تو همون حالت فشار به کیرش بودم که یهو لش شد منم بلند شدم رفتم تو اب خودمو شستم کونم انگشت کردم واقعا گشاد شده بودم یه لبخند به نشانه کونی بودن رو صورتم بود کلا ،شستم خودمو رفتم لباس پوشیدم و خدافظی کردم و رفتم.
چند بار دیگه ام رفتم پیشش کرد منو،اگه دوست داشتین اونارم مینویسم.

نوشته: مفعول کرجی

بازدید 14,398

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

7 پاسخ به “من و پیرمرد سرایدار”

  1. خداشانس بده خوش بحال پیرمرده مردم چه راحت کون گیرشون میاد کون نطلبیده مراده 😁😁😁😁

  2. یه مرد باصفا و مهربونی سریدار ساختمون ما بود جوری بود که شبا میومد تو تختخواب دو نفره اتاقم باهم لحظه های شیرین و پر از لذتی داشتیم واقعا کارش عالی بود .

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید