هرزگی بدون مرز (۲)

هرزگی بدون مرز ۲
سلام دوباره خدمت همه … من مهدی ام و خاطره اولین رابطه سکسی ام با علیرضا پسر عموم رو داستان قبل تعریف کردم بعد از اون روز من و علیرضا از هر فرصتی برای سکس استفاده می کردیم ولی چون علیرضا با خانواده زندگی می‌کرد جایی برای باهم بودن دونفره نداشت و من هم فقط زمان هایی که خبر داشتم بابام چه ساعتی خونه برمیگرده می تونستم باهاش هماهنگ کنم که در هفته یکی دو بار هم نمیشد … دوماه از اولین رابطه مون می‌گذشت که یه روز صبح جمعه بابام گفت با دوستاش بیرون میرن و تا شب برنمیگرده من هم سریع به علیرضا زنگ زدم ولی جواب نمی داد و بهش پیام دادم که خونه تنهام هر وقت بیدار شدی بیا … نزدیک ظهر بود که علیرضا جواب داد تا نیم ساعت دیگه میرسم … علیرضا که رسید بخاطر اینکه از صبح منتظرش بودم و خیلی تو کف کیرش بودم خیلی زود لباسهاشو رو در آوردم و شروع به ساک زدن کیرش کردم … با لذت همه جوره کیرش رو میخوردم کیرش رو می لیسیدم سرش رو می بوسیدم تا ته میخوردم و براش می مکیدم و علیرضا هم بخاطر همین خیلی حشری شده بود و همین طور که براش ساک میزدم سر منو با دستاش نگه داشته بود و تو دهنم تلمبه میزد که چند دقیقه بعد نتونست تحمل کنه و دوباره صدای نعره اش بلند شد و آب کیرش با فشار تو دهنم می پاشید و منم براش آبش رو خوردم و بعد از اینکه کارش تموم شد گفت عالی بود ولی من سوراخ کونت رو میخوام یه کم صبر کن حالم جا بیاد میخوام سوراخت رو جر بدم … نیم ساعت گذشت و می‌خواستیم شروع کنیم که صدای بابام اومد هر دوتامون در حد مرگ ترسیدیم و سریع لباس پوشیدیم و همه چیز رو مرتب کردیم و باهم از اتاق بیرون اومدیم با بابام سلام و احوال پرسی کردیم و بابام گفت یکی از دوستاش مشکل داشته برای همین زود اومده بعد با علیرضا صحبت کرد و پرسید برای چی اومده که علیرضا جواب داد بخاطر درسش اومده من کمکش کنم ولی یه لحظه متوجه شدم هنوز کیر علیرضا راست مونده و بابام هم دید ولی چیزی نگفت و علیرضا هم خیلی زود رفت بعد رفتن علیرضا بابام پرسید علیرضا که اذیتت نمیکنه که سریع جواب دادم نه برعکس خیلی هم باهم دوستیم … حس کردم بابام یه کم شک کرده و برای سوال نپرسیدن اش تو اتاقم رفتم شب به علیرضا زنگ زدم و گفتم بابام شک کرده ولی علیرضا گفت نه خیالت راحت اگه چیزی فهمیده بود تا حالا هزار بار کونت رو می گایید گفتم گاییدن چیه حتما منو میکشه… دوباره علیرضا خندید و گفت نه بابا مگه دیوونه است این کون رو بکشه … اون هم بابات که عاشق کون پسره گفتم شوخی نکن جواب داد جدی میگم یادته پدربزرگ یه شاگرد جوون داشت … چند بار دیده بودم بابات وقتی تنهاست میره مغازه‌ و کرکره ها رو پایین میده و یکی دو ساعت میره … شنیدن این حرفا شوکه شدم و قطع کردم و از اون به بعد به بابام به یه چشم دیگه نگاه میکردم … هیکل بزرگ و مردونه اش … ریش های جوگندمی و چهره خشنش … شکم تپل و جلوی شلوارش که همیشه برآمده بود و نشون میداد کیر خیلی بزرگی داره … می دونستم غیر ممکنه هیچ وقت بهش برسم ولی با دیدن هیکلش و خیالاتم باهاش حال میکردم چند روزی گذشت و هیچ موقعیتی پیش نیومد با علیرضا باهم باشیم و هر دو بشدت نیاز داشتیم تا اینکه پنجشنبه علیرضا با موتور دنبالم اومد که باهم یه جا بریم … هرچی پرسیدم کجا جواب نداد تا اینکه جلوی در مدرسه رسیدیم و زنگ در رو زد و حاج اصغر سرایدار مدرسه در رو باز کرد و دعوت مون کرد داخل رفتیم من هنوز نمی دونستم چرا اینجا اومدیم و هرچی از علیرضا می پرسیدم جواب میداد صبر کن خیالت راحت… با علیرضا و حاج اصغر به اتاق استراحت حاج اصغر رفتیم و بعد اینکه حاجی برامون چای ریخت گفت راحت باشید من یه دور داخل مدرسه میزنم و بیرون رفت … با بیرون رفتن حاجی باز هم از علیرضا پرسیدم ماجرا چیه ولی علیرضا باز هم جواب درستی نداد و شروع کرد لخت شدن و به من هم گفت سریع لخت بشم ولی من از ترس و استرس کاری نمیتونستم بکنم و به علیرضا گفتم حاجی چند دقیقه دیگه برمیگرده… علیرضا گفت خیالت راحت نمیاد و خودش کمک کرد لباس هام رو در بیاره و لختم کرد … شروع کرد تو دهنم تلمبه بزنه … خیلی زود کامل راست شد و پاهامو بالا گرفت و کیرش رو داخل سوراخم فرستاد و آروم آروم شروع به تلمبه زدن کرد من هم دیگه حشری شده بودم و حال میکردم ولی باز هم پرسیدم مطمئنی نمیاد علیرضا جواب داد اگه بیاد هم مشکلی نداره اون هم یه حالی باهات میکنه پیرمرده گناه داره …‌ تو هم خوشت میاد … نمیدونستم چی بگم و حرفی نزدم و از کیر علیرضا لذت میبردم تلمبه های علیرضا محکم تر شده بود و صدای برخورد کیرش به کونم تو اتاق بلند شده بود که حاج اصغر داخل اتاق اومد سعی می‌کردم خودم رو کنترل کنم و همون جوری ادامه دادم حاجی به علیرضا گفت علیرضا آروم تر اذیتش نکن و کنارم نشست علیرضا جواب داد اذیت نمیشه خودش دوست داره اینجوری بکنمش حاجی یه نگاه به من کرد و پرسید راست میگه خودت ‌میخوای ؟ کیر دوست داری؟ منم با اینکه خیلی خجالت میکشیدم جواب دادم آره دوست دارم و با شنیدن این جوابم کیرش رو از تو شلوارش بیرون آورد و جلوی دهنم گرفت و گفت پس بیا این هم مال خودته … با اینکه حاجی حدود ۵۰ سالش بود و چاق و با ریش های بلند سفید ولی کیرش همون حالت خوابیده بزرگ و کلفت به نظر میومد با دیدن کیر حاجی شهوت به همه حس های دیگه غلبه کرد و شروع به ساک زدن کیرش کردم بزرگ شدن کیرش رو تو دهنم حس میکردم تا اینکه از دهنم درآوردم و نگاهش کردم خیلی بزرگ و کلفت بود چند سانت بلند تر از کیر علیرضا و دو برابر کلفت تر … از اینکه برای حاجی ساک میزدم و علیرضا هم کونم رو می‌کرد تو اوج لذت بودم چند دقیقه بعد علیرضا کیرش رو بیرون آورد و به حاجی گفت بیا بکن و خودش جای حاجی نشست تا براش ساک بزنم… کیر حاجی خیلی کلفت بود و خیلی سخت داخل سوراخم جا شد و خیلی هم درد داشت ولی لذتش بیشتر بود و حال میکردم حاجی هم از سوراخم خیلی راضی بود و مثل علیرضا کم کم تلمبه هاش محکم تر شده بود و بعد از ده دقیقه بهم گفت داره میاد کجا بریزم که منم جواب دادم تو کونم … کونم آب میخواد و حاجی با دو سه تا تلمبه محکم تا ته کیرش فشار داد و ارضا شد … با ارضا شدن حاجی علیرضا هم دهنم تلمبه زدنش سریع شده بود و تو دهنم ارضا شد … و همین طور که کیر حاجی تو کونم نبض میزد یه لحظه تصور کردم جای حاج اصغر بابام داره منو میکنه و خودم هم ارضا شدم … ده دقیقه استراحت کردیم و یه چی خوردیم که علیرضا گفت من کار دارم باید برم و با هم آماده رفتن شدیم که حاجی گفت اگه مهدی کار نداره بمونه بعدا بره علیرضا جواب داد من مشکلی ندارم اگه دوست داری بمون که منم جواب دادم نه کاری ندارم و علیرضا رفت … بعد از رفتن علیرضا حاجی بغلم کرد و گفت خیلی خوشحاله من پیشش موندم و لبامو بوسید و برای بار دوم سکس کردیم یه سکس طولانی و لذت بخش… حاجی علاوه بر اینکه خیلی خوب سکس می‌کرد من گاهی بابام رو جای اون می دیدم و حشری تر میشدم
و حاج اصغر اولین کیس مردونه و ایده آل من شد …
با حاجی چند بار دیگه هم سکس کردم تا اینکه دیگه ازش خبری نداشتم

نوشته: متی

ادامه…

بازدید 5,009

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

2 پاسخ به “هرزگی بدون مرز (۲)”

  1. کون دادن خیلی لذت بخشه مخصوصا اگه همزمان ی کیر تو کونت باشه یدونه تو دهنت

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید