برادرم گفت چرا من میام . یکم کار دارم ساعت ۵،۶ عصر میام دنبالت که بیایم خونه .
ساعت ۲ بود که زنگ خونه به صدا دراومد . منتظر کسی نبودم ولی شوهرم چون محل کارش نزدیک بود هر از گاهی ممکن بود کاری داشته باشه یا بیاد یه سری بزنه اما اون نبود . رضا داداشم بود ، خیلی زودتر اومده بود . اومد تو دست و روبوسی و حال احوال کردیم و گفتم کجا بودی؟ گفت کارم انجام نشد ، طرف نبود . گفتم خب الان میخوای بری خونه؟! زوده که ؟!؟! من حموم نرفتم باید دوش بگیرم!!
رضا گفت نه بابا عجله ایی نیست عصر یه سر باید ببینمش بعدش میام دنبالت .
دو نفری رفتیم تو . گفت : …(شوهرم ) کو؟
گفت رفت سر کار .
گفت : حالش خوب بود؟
گفتم: اره خداروشکر
دوباره نشستیم به غیبت کردن و پشت اینو اون حرف زدن 😄😄😄😄😄😄😄
دراز کشیده بودم جلوی تلویزیون وباسنم سمت بخاری بود ، سردم بود برا همین نزدیک بخاری بودم اخه من خیلی سرمایی هستم . رضا هم همینطور که مثلا اومد چایی بخور نشست و بعد از چایی خوردن پاشو دراز کرد ، مدتی زمان برد ولی تو یک لحظه که کف پاشو گذاشت رو پای من همه ی اتفاقای هفته پیش عین فیلم جلو چشمم رد شد . احساس کردم تماس پاهامون خیلی خیلی لذت بخشه . یک لحظه فکر کردم لختیمون داره به هم میماله .
برگشتم توی چشمای برادرم نگاه کردم گفتم رضا!
گفت : جانم
گفتم تلفنو بیار یه زنگ بزنم ببینم … ( شوهرم) کجاس ؟
تا رفت گوشی رو بیاره بلند شدم دنبالش رفتم گوشیو گرفتم و به شوهرم زنگ زدم هنوز یه بوق نخورده بود که گرمی لبای رضا برادرم را رویگردنم حس کردم .
هیچ مقاومتی نکردم چون دیگه این سری نباید مثل سری قبل تموم بشه . شوهرم گوشیوبرداشت :
-سلام
=سلام عزیزم خوبی فدات شم؟
-قربونت
=جونم عزیزم بگومشتری دارم
-هیچی میخواستم بگم رضا اینجاست ممکنه من برم باهاش یه سر بیرون
=خب خداروشکر پس اخوی تون دیدین ، دلت باز شد؟!
-آره خداروشکر
= باشه عشقم من برم مشتری دارم سلامش برسون
در حین این مکالمه کوتاه خوردن گردنم توسط رضا و مالیدن چوچولم و برهنه کردن نصفی از بدنم کافی بود تا من پس از یک هفته کاملا آماده رابطه بشم .
خدافظی کردم و گوشیو قطع کردم ، در حضور داداشم پیرهنمو در آوردم ، شورتمم کشیدم پایین و همینطور رضا .
خوشحال بودم چون هم مورد توجه شوهرم قرار گرفتم هم داشتم آماده میشدم برای یک رابطه جنسی بی دغدغه .
رضا دستمو گرفت بردم روی تخت ، لخت مادرزاد شده بودیم ، رضا چوب شده بود ، دیدن اون کیر دراز و راست شده از یه مردی که شوهرم نبود توی اتاق خوابمون حس عجیبی داشت ،لبخندی زدم و بهش گفتم رضا طاق باز بخواب ، دیگه خجالت ومحافظه کاری هفته پیش نبود چون بالاخره از جلو اون اتفاق که نباید بیوفته افتاد پس بهتر بود الان که دوباره داره تکرار میشه حداقل منم به داداشم نشون بدم که چه قابلیتی دارم 👰♀️💦🦵🏻
کسمو با آب دهنم خیس کردم ، کیرشو گذاشتم دم کسم و آروم نشستم روش ، دستمو گذاشتم رو سینه اش و یهو ناخواسته چشم تو چشم شدیم ، رضا تعجب کرده بود ولی معلوم بود خیلی تو فضاس ، شایدم باورش نمیشد که این منم ، خواهر کوچیکه که همیشه باید نازشو میکشیدن و ناز نازی بود ، آبجی کوچیکه که چند ماه بیشتر نبود چادرشو برداشته بود .
وااای وقتی رفت توم یه درد آرومی داشتم ولی برام لذت داشت ، همینکه رضا تحت تسلطم بود و من روش غالب بودم آرامشمو تو سکس بیشتر کرد و احساس نمیکردم دارم به شوهرم خیانت میکنم . چند دقیقه ادامه دادم و بالا پایین کردم تا اینکه رضا همونجوری که خوابیده بود بلند شد نشسته و منو تو آغوش گرفت و چرخوندم روی تخت ، اینجا برنامه عوض شد ، رضا منو احاطه کرده بود ، من زیر دست وپای برادرم قرار گرفته بودم و کیر بزرگ رضا تا ته تو کسم بود ، رضا حشری بود و هر از گاهی تلمبه هاش درد اور بود ، در کل رضا خیلی سریع باعث ارضام میشد اما هیجان این کار برام بیشتر وسوسه انگیز بود ، بهش گفتم یکم درش بیار ویه پوزیشن که از شوهرم یاد گرفته بودم را نشون داداشمدادم ، گفتم … ( شوهرم ) اینجوری میکنه . رضا هم حال کرده بود . اما دوباره منو فرغونی کرد ، کم کم داشت طولانی میشد و من ترس اومدن شوهرمو داشتم ، گفتم رضا بیا لطفا و رضا هم شالاپ شالاپ داشت کیرشو فرو میکرد تو کسم یهو کشید بیرون و پاشید رو بدنم ، اینقدر زیاد بود که ریخت تا روی صورتم . حال اومده بودم ، بلند شدم لباسامو برداشتم رفتم تا دوش بگیرم تا با رضا برم خونه مادرم ، تا برسم حموم نگاهم میکرد و منم میخندیدم ، دو بار هم اومد زیر دوش و منو نگاه میکرد ، البته دیگه داشتم یکم خجالت میکشیدم چون از فاز سکس دیگه خارج بودم برا همین یواشکی برای بار دوم خودمو پشت در حموم قایم میکردم ازش .تمام حمام شده بود بوی آب منی برادرم رضا . تمام شکمم وصورتم تا چند ثانیه حین شستن لیز لیز بود .
این تنها سکس من و داداشمه که هیچ وقت جزئیاتش فراموشم نمیشه . حتی الان که با هم رابطه ی آنچنان خوبی نداریم باز هم یاداوریش برام لذت بخشه . امیدوارم شما هم از شنیدنش لذت برده باشید .
لطفا توی کامنت بهم بگید اگه شما بودید باهام چیکار میکردید؟ من یه زن سفیدم باسنمم بزرگه ولی از جلو یکم بزرگ باشه دردم میگیره .
نوشته: Hkst
11 پاسخ به “من و برادرم رضا (۲)”
فقط یچیزی برام عجیبه که اصل عشق و حال تو سکس خوردن و بوسیدن مخصوصا سینه. هیچ حرفی تو هیچکدوم از داستانها نزدی بجز بوسیدن گردنت توسط داشت.بعد اون با ساق پاهات حشری شده و یجورایی گرایش فیتیش هم داشته وکاری نکرده باز!!!
شاد و سلامت باشین
کاش یه عکسم اپلود میکردی منم بودم اول بدنتو میخوردم بعد میکردم کسو کونتو
من بودم از پشت هم امتانت میکردم چون تجربه ثابت کرده خانوم هایی که از جلو زود ارضا میشن و بعدش سریع احساس درد یا سوزش در کسشون به وجود میاد و خواستار اتمام سکس میشن و تابه حال آنال سکس نداشتند اگه با ی کار بلد سکس از پشت را تجربه کنند و خوششون بیاد دیگه تایم سکس بی نهایت و دست مرد هست و به محض درد از کس خودشون طلب آنال سکس میکنند و تو آنال سکس هم هر چی بگذره و طول بکشه مزه و لذت برای خانمها بیشتر و بیشتر میشه و حتی شده اکثرا با کون دادن یک بار دیگه از کس ارضا میشن و این براشون خیلی لذت بخشتره
من بودم از پشت هم امتحانت میکردم چون تجربه ثابت کرده خانوم هایی که از جلو زود ارضا میشن و بعدش سریع احساس درد یا سوزش در کسشون به وجود میاد و خواستار اتمام سکس میشن و تابه حال آنال سکس نداشتند اگه با ی کار بلد سکس از پشت را تجربه کنند و خوششون بیاد دیگه تایم سکس بی نهایت و دست مرد هست و به محض درد از کس خودشون طلب آنال سکس میکنند و تو آنال سکس هم هر چی بگذره و طول بکشه مزه و لذت برای خانمها بیشتر و بیشتر میشه و حتی شده اکثرا با کون دادن یک بار دیگه از کس ارضا میشن و این براشون خیلی لذت بخشتره
تو داستان قبل گفتی سالهاست با فکر اون سکس ، با شوهرت سکس میکنی،تو داستان جدید گفتی هفته ی بعد باز باهم بودین،خب اشکال نداره خواستی داستانی رو که فکر کردی یه قسمتی مینویسیش، دو قسمتیش کنی، اوکی.ولی باز نوشتی این تنها سکس من و داداشم!!!
خانمها کسی کص لیس نمیخاد بلیسم براش
کص لیسم
حسابی میخوردمت ومیلیسیدمت وداگی میکردمت
خوشبحالت به ارزوت رسیدی خخخخخ
حسابی میخوردمت ومیکردمت