صبح با زنگ ساعت بیدار شدم وقتی چشام به بدن لخت ماری که کنارم خوابیده بود خورد ذوق زده شدم که واقعا این پری دریایی مال من شده بود، انگار دیشب یه رویا بود ولی یه رویای واقعی.
بدنم کوفته و خسته بود انگار کار سخت کرده بودم. رفتم خودمو شستم و دوش گرفتم و لباس هامو پوشیدم و ماری رو بیدار کردم که بره حموم.
وقتی ماری بهم نگاه کرد و دید لخته یه هو صورتش سرخ شد، معلوم بود خیلی خجالت میکشه. از حالت خجالتی ماری خیلی خوشم اومد و با لبخند گفتم
+صبح بخیر عشقم
_صبح بخیر عزیزم
+برو حموم بیا صبحونه بخوریم،بعدش کلاس داریم
_باشه
ملافه رو دورش پیچید و با اون رفت حموم دوباره خندیدم
+عزیزم لازم نیست چیزی رو مخفی کنی من دیشب همه چی رو دیدم
بعد حموم موقع صبحانه باهم حرف زدیم
+عشقم چطور بود؟
سرش رو انداخت پایین
+ماری عزیزم خواهش میکنم بگو چطور بود؟ بگو ببینم کارم خوب بود یا نه؟
با صدای آروم
_عالی بود
+چی؟
_عالی بود
+بلند بگو بشنوم
_عالییییییی بوووووووددددد
+خوشحالم که لذت بردی عزیزم، منم خیلی لذت بردم
_من که کاری واست نکردم تو چطور لذت بردی؟
+وجودت باعث لذت منه
خندید و صبحونشو خورد
_سارا؟
+جانم
_میخوام یه چیزی بگم
+بگو عزیزم
_من تو عمرم به اندازه ی دیشب لذت نبردم خیلی بهم خوش گذشت
+منم همینطور عزیزم
_امشب میخوام برات جبران کنم
+باشه عزیزم ولی به خودت سخت نگیر، اگه نمیتونی بمونه واسه یه روز دیگه
_نه. میخوام تو هم ماله من بشی مثل دیشب که من مال تو شدم
+من ذاتا مال تو ام ، تو تنها عشق منی و چشام جز تو هیچ کسی رو نمی بینه
_عاشقتم سارا❤️❤️❤️❤️❤️
+منم عاشقتم❤️❤️❤️❤️❤️
بعد از صبحانه لب گرفتیم و از اتاق خارج شدید مو مثل دوتا دوست عادی رفتیم کلاس هامون.
بعدا اون روز بهم اس داده بود که کمی دیر برم اتاق چون می خواست مثل دیشب برام غذا درست کنه. منم واسه همین رفتم کتابخونه درس خوندم و بعدش برگشتم اتاق که دیدم ماری شام درست کرده و به خودش هم رسیده.
رفتم بغلش کردم و بوسیدمش
+به به ماری آشپز شدی
_مسخره ام نکن برو بشین غذا آماده است
ماری اصلا اهل آشپزی نبود یعنی اصلا بلد نبود تا حالا هم غذا درست نکرده بود این مدت همیشه یا غذا آماده سفارش می دادیم یا من می پختم.
سر میز نشستم و ماری قابلمه رو آورد درشو باز کردم خندم گرفت، اسپاگتی درست کرده بودم با یه سس. خدا کنه مریض نشیم
_سارا بخور و بعدش بگو چطور شده؟
+عالی شده عشقم
_نخورده از کجا فهمیدی؟
+چون تو هرچی درست کنی عالی میشه
ماری حرف کیف شد و شروع کردیم به خوردن که واقعا هم زیاد بد نبود در حدی بود که بستری نشیم. بعد شام گفتم میرم دوش بگیرم بیام.
_چرا؟
+خب مگه قرار نیست مثل دیشب سکس کنیم؟
_اره، با خجالت
+خب امروز خیلی عرق کردم بوی بدی میدم
سرش پایین بود
_من دیشب دوش نگرفتم ولی تو…
خندیدم😄😄😄😄😄
+عزیزم بوی تن تو از هر عطری بهتره نگران نباش
باز خرکیف شد. این سادگی و دل پاکی ماری منو کشته مرده ی خودش کرده بود
_پس تو برو بعدش منم میرم، من امروز نرفتم
+ماری میخوای باهم بریم؟
_باهم؟
+آره
_نمیشه، من خجالت می کشم
+خجالت نداره که، منو تو دیشب همه چیز همو دیدیم. دیگه ناز نکن و بیا باهم بریم.
رفتم سمتش دستشو گرفتم با خودم کشیدم و بردمش حموم. حموم اتاق خیلی کوچیکه دو نفر به سختی جا میشه، با این حال لباس هامونو تو جا لباسی در آوردیم و هر دو لخت رفتیم زیر دوش.
دیشب خوب نتونسته بودم بدنشو ببینم، خدا چی آفریدی؟
و این همه زیبایی و جذبه تو یه بدن اخه؟ این دختر چیزی به اسم مو تو بدنش نداره، بدنی سفید و بدون لکه. با دید بدنش خیلی تحریک شدم
+ماری بیا بدنتو بشورم و بعدش تو هم بدنم منو بشور
_باشه
دوش آب رو بستم و دست هامو صابونی کردمو شروع کردم به شستنش. اول بازو هاشو دستاش، بعد از گردن به پایین و قسمت سینه شو. وقتی با دستام ممه هاشو میشستم حالم داشت خراب میشد
این ممه ها چقدر سفت و مالیدنی هستن، با نوک شون بازی کردن بعد به سمت نافش رفتم تا قسمت بالای کصشو شستم بعد رفتم پشتش با نوازش و به ارومی تا بالای کونش رو شستم. حالا نوبت اصلی کاری بود، رو پاهام خم شدم تا تسلط کافی رو کصش داشته باشم. دستامو دوباره صابون زدم و از قسمت پایین پاهاش تا رون هاشو شستم و رسیدم به کصش
+عزیزم پاهاتو باز کن تا راحت بشورم.
پاهاشو باز کرد. کصش مثل مروارید سفید داشت می درخشید و دستمو روش گذاشتم،دستمو از بالا تا پایین به آرومی کشیدم و با دست دیگه ام لای پاشو شستم. کصش خوب شستم و تو همون حالت دستامو به کونش بردم و اونجا رو هم تمیز کردم.
+ماری دوش رو باز کن
با باز کردن آب کف ها از بالا به پایین می اومدن و من با دستام همراهی شون می کردم، دیگه هیچ کفی روی بدون و کصش نبود.
خود به خود لبام رو به کصش چسبوندم و لیسیدم و خوردم، با دستام نوک ممه هاشو فشار میدادم و می مالیدم. با خیس شدن کس ماری سرعت خوردنمو بیشتر و بیشتر کردم.
سرمو بالا کردم. چشماش از شدت لذت بسته شده بود، دستامو از ممه هاش به کونش رسوندم با فشار دادن کونش به جلو، فشار زبونم به کصش بیشتر شد.
خیلی نکشید که ماری شروع به لرزیدن کردم و تو دهنم ارضا شد، بعد پاهاش سست شد و من بلند شدم و بغلش کردم و لباشو بوسیدم.
+چطور بود عزیزم؟
_عالی، خیلی عالی
_سارا منم میخوام تو رو بشورم
دوش آب رو قطع کردم
_عزیزم از الان ببخش شاید من مثل تو خوب نتونم
+اشکال نداره عزیزم
همون کارهایی که من کرده بودم رو انجام می داد. با دست کشیدن هاش انگار بدنم داشت می سوخت، هر لحظه به لذتم افزوده می شد و حشری تر می شدم.
_سارا…
+جانم
_ممه هات عالی اند، خیلی خوشگلن
+به مال تو نمیرسن عشقم
وقتی دست های کفی شدش به کصم خورد دیگه کنترلی رو خودم نداشتم ،کصم خیلی حساس شده بود و آتیش تنم بیشتر.
بعد اینکه کامل بدنمو شستم و آب گیری کرد، شروع کرد به خوردن کصم. وای خدا داشتم می مردم، چه لذتی می بردم بی اختیار ناله می کردم. ماری با تمام بی تجربگیش خیلی خوب میخورد.
طولی نکشید که منم ارضا شدم و ازش تشکر کردم. حوله هامون رو دور خودمون پیچیدیم و از حموم بیرون اومدیم.
داشتم لباس هامو می پوشیدم که…
_سارا…
+جانم
_میشه لباس هاتو نپوشی؟
+چرا؟
_چون، … دوباره میخوام باهات سکس کنم. ولی اینبار همه کاره من باشم و تو فقط لذت ببری
+باشه عزیزم
_بیا بریم رو تخت من
من رو تحت نشستم و ماری اومد. با اومدنش لبامو بوسید و ازم لب میگرفتیم و منم همراهیش میکردم، تو لب گرفتن استاد شده بودیم.
لباشو آروم به گردنم برد و زبونش رو گردنم می کشید، گره حوله امو باز کرد و با دستاش ممه هامو میمالید
_سارا میخوام ممه هاتو بخورم
+بخور عزیزم همش ماله توعه
با اولین لیس رو ممه هام باز اتیش درونی من روشن شد. ممه هامو می خورد و می مکید و نوکش رو می لیسید و بعد از ممه هانم زبونش رو روی بدنم می کشید و پایین می برد، منم پاهامو کامل از هم جدا کردم تا راحت کارشو بکنه
_وااایییییییی سارا کصت فوق العاده است، دیگه نمی تونم تحمل کنم
و به سرعت شروع کرد به خوردن کصم، با لباش می مکید و با زبونش لیس می زد. در اوج شهوت و لذت هر لحظه بیشتر و بیشتر داشتم می سوختم
+اههههههه ماری… ماری جونم…عالی می خوری… دارم می میرم…اهههههههه ماری…
با ناله های من سرعت خوردن ماری زیادتر شد دیگه نمی تونستم تحمل کنم، دستامو رو سرش فشار دادم و با ناله های پیاپی و لغزش های مداوم بالاخره به ارگاسم رسیدم.
بعد ارضا شدنم ماری هنوز داشت کصمو می خورد
+بسه دیگه عزیزم
_سارا ابت خیلی شیرینه از خوردنش سیر نمیشم
+منم از تو سیر نمیشم عشقم
ماری بالاخره ازم دل کند و اومد پیشم، کنارم دراز کشید و به پهلو خوابید و سرشو رو بازوم گذاشت. من دستمو به پشتش رسوندم و کمرشو با انگشتام نوازش می کردم. ماری هم با دستش بدنمو ناز می کرد
_سارا… چطوری این چیزارو یاد گرفتی؟
+چی رو عزیزم؟
_اینکه چطور اینقدر خوب سکس میکنی
خندیدم😂😂😂😂😂😂
+از دوست دختر قبلیم
با تعجب سرشو بلند کرد و به چشام نگاه کرد
_واقعا؟ 😳😳😳😠😠😠
_قبل من دوست دختر داشتی؟ و باهاش سکس می کردی؟
خندم بیشتر شد😂😂😂😂😂🤣🤣🤣🤣🤣
سرشو بوسیدم
+نه عزیزم شوخی می کنم، تو اولین و آخرین عشق منی.
+این کار هارو از فیلم های پورن یاد گرفتم و بقیه اش هم از روی علاقه است
_خوبه یه لحظه ترسیدم
+نترس عشقم من فقط ماله تو ام. تا وقتی که ازم سیر نشدی و منو نخواستی تا آخرین نفسم کنارت می مونم
_من هیچ وقت ازت سیر نمیشم، من خیلی دوست دارم سارا
+یا وقت یه پسر خوشتیپ مثل لوکاس پیدا بشه چی؟
اینبار با عصبانیت نگام کرد😡😡😡😡😡
_من تا حالا حسی که به تو داشتم رو به هیچ کس نداشتم، به اندازه ای که تو رو دوست دارم کسی رو نداشتم
+ماری هیچ وقت ترکم نکن، من جز تو کسی رو ندارم
_هیچ وقت ترکت نمیکنم
+حتی وقتی که دعوا کردیم هم ازم جدا نشو
_هرگز
+یه چیز دیگه، بهم اصلا دروغ نگو همیشه باهام رو راست باش
_چشم عزیزم. اینایی که ازم خواستی رو خودم هم نکن
+ماری تو عشق ابدی منی، خیلی دوست دارم
_منم همینطور، خیلی دوست دارم.
بدنم کوفته و خسته بود انگار کار سخت کرده بودم. رفتم خودمو شستم و دوش گرفتم و لباس هامو پوشیدم و ماری رو بیدار کردم که بره حموم.
وقتی ماری بهم نگاه کرد و دید لخته یه هو صورتش سرخ شد، معلوم بود خیلی خجالت میکشه. از حالت خجالتی ماری خیلی خوشم اومد و با لبخند گفتم
+صبح بخیر عشقم
_صبح بخیر عزیزم
+برو حموم بیا صبحونه بخوریم،بعدش کلاس داریم
_باشه
ملافه رو دورش پیچید و با اون رفت حموم دوباره خندیدم
+عزیزم لازم نیست چیزی رو مخفی کنی من دیشب همه چی رو دیدم
بعد حموم موقع صبحانه باهم حرف زدیم
+عشقم چطور بود؟
سرش رو انداخت پایین
+ماری عزیزم خواهش میکنم بگو چطور بود؟ بگو ببینم کارم خوب بود یا نه؟
با صدای آروم
_عالی بود
+چی؟
_عالی بود
+بلند بگو بشنوم
_عالییییییی بوووووووددددد
+خوشحالم که لذت بردی عزیزم، منم خیلی لذت بردم
_من که کاری واست نکردم تو چطور لذت بردی؟
+وجودت باعث لذت منه
خندید و صبحونشو خورد
_سارا؟
+جانم
_میخوام یه چیزی بگم
+بگو عزیزم
_من تو عمرم به اندازه ی دیشب لذت نبردم خیلی بهم خوش گذشت
+منم همینطور عزیزم
_امشب میخوام برات جبران کنم
+باشه عزیزم ولی به خودت سخت نگیر، اگه نمیتونی بمونه واسه یه روز دیگه
_نه. میخوام تو هم ماله من بشی مثل دیشب که من مال تو شدم
+من ذاتا مال تو ام ، تو تنها عشق منی و چشام جز تو هیچ کسی رو نمی بینه
_عاشقتم سارا❤️❤️❤️❤️❤️
+منم عاشقتم❤️❤️❤️❤️❤️
بعد از صبحانه لب گرفتیم و از اتاق خارج شدید مو مثل دوتا دوست عادی رفتیم کلاس هامون.
بعدا اون روز بهم اس داده بود که کمی دیر برم اتاق چون می خواست مثل دیشب برام غذا درست کنه. منم واسه همین رفتم کتابخونه درس خوندم و بعدش برگشتم اتاق که دیدم ماری شام درست کرده و به خودش هم رسیده.
رفتم بغلش کردم و بوسیدمش
+به به ماری آشپز شدی
_مسخره ام نکن برو بشین غذا آماده است
ماری اصلا اهل آشپزی نبود یعنی اصلا بلد نبود تا حالا هم غذا درست نکرده بود این مدت همیشه یا غذا آماده سفارش می دادیم یا من می پختم.
سر میز نشستم و ماری قابلمه رو آورد درشو باز کردم خندم گرفت، اسپاگتی درست کرده بودم با یه سس. خدا کنه مریض نشیم
_سارا بخور و بعدش بگو چطور شده؟
+عالی شده عشقم
_نخورده از کجا فهمیدی؟
+چون تو هرچی درست کنی عالی میشه
ماری حرف کیف شد و شروع کردیم به خوردن که واقعا هم زیاد بد نبود در حدی بود که بستری نشیم. بعد شام گفتم میرم دوش بگیرم بیام.
_چرا؟
+خب مگه قرار نیست مثل دیشب سکس کنیم؟
_اره، با خجالت
+خب امروز خیلی عرق کردم بوی بدی میدم
سرش پایین بود
_من دیشب دوش نگرفتم ولی تو…
خندیدم😄😄😄😄😄
+عزیزم بوی تن تو از هر عطری بهتره نگران نباش
باز خرکیف شد. این سادگی و دل پاکی ماری منو کشته مرده ی خودش کرده بود
_پس تو برو بعدش منم میرم، من امروز نرفتم
+ماری میخوای باهم بریم؟
_باهم؟
+آره
_نمیشه، من خجالت می کشم
+خجالت نداره که، منو تو دیشب همه چیز همو دیدیم. دیگه ناز نکن و بیا باهم بریم.
رفتم سمتش دستشو گرفتم با خودم کشیدم و بردمش حموم. حموم اتاق خیلی کوچیکه دو نفر به سختی جا میشه، با این حال لباس هامونو تو جا لباسی در آوردیم و هر دو لخت رفتیم زیر دوش.
دیشب خوب نتونسته بودم بدنشو ببینم، خدا چی آفریدی؟
و این همه زیبایی و جذبه تو یه بدن اخه؟ این دختر چیزی به اسم مو تو بدنش نداره، بدنی سفید و بدون لکه. با دید بدنش خیلی تحریک شدم
+ماری بیا بدنتو بشورم و بعدش تو هم بدنم منو بشور
_باشه
دوش آب رو بستم و دست هامو صابونی کردمو شروع کردم به شستنش. اول بازو هاشو دستاش، بعد از گردن به پایین و قسمت سینه شو. وقتی با دستام ممه هاشو میشستم حالم داشت خراب میشد
این ممه ها چقدر سفت و مالیدنی هستن، با نوک شون بازی کردن بعد به سمت نافش رفتم تا قسمت بالای کصشو شستم بعد رفتم پشتش با نوازش و به ارومی تا بالای کونش رو شستم. حالا نوبت اصلی کاری بود، رو پاهام خم شدم تا تسلط کافی رو کصش داشته باشم. دستامو دوباره صابون زدم و از قسمت پایین پاهاش تا رون هاشو شستم و رسیدم به کصش
+عزیزم پاهاتو باز کن تا راحت بشورم.
پاهاشو باز کرد. کصش مثل مروارید سفید داشت می درخشید و دستمو روش گذاشتم،دستمو از بالا تا پایین به آرومی کشیدم و با دست دیگه ام لای پاشو شستم. کصش خوب شستم و تو همون حالت دستامو به کونش بردم و اونجا رو هم تمیز کردم.
+ماری دوش رو باز کن
با باز کردن آب کف ها از بالا به پایین می اومدن و من با دستام همراهی شون می کردم، دیگه هیچ کفی روی بدون و کصش نبود.
خود به خود لبام رو به کصش چسبوندم و لیسیدم و خوردم، با دستام نوک ممه هاشو فشار میدادم و می مالیدم. با خیس شدن کس ماری سرعت خوردنمو بیشتر و بیشتر کردم.
سرمو بالا کردم. چشماش از شدت لذت بسته شده بود، دستامو از ممه هاش به کونش رسوندم با فشار دادن کونش به جلو، فشار زبونم به کصش بیشتر شد.
خیلی نکشید که ماری شروع به لرزیدن کردم و تو دهنم ارضا شد، بعد پاهاش سست شد و من بلند شدم و بغلش کردم و لباشو بوسیدم.
+چطور بود عزیزم؟
_عالی، خیلی عالی
_سارا منم میخوام تو رو بشورم
دوش آب رو قطع کردم
_عزیزم از الان ببخش شاید من مثل تو خوب نتونم
+اشکال نداره عزیزم
همون کارهایی که من کرده بودم رو انجام می داد. با دست کشیدن هاش انگار بدنم داشت می سوخت، هر لحظه به لذتم افزوده می شد و حشری تر می شدم.
_سارا…
+جانم
_ممه هات عالی اند، خیلی خوشگلن
+به مال تو نمیرسن عشقم
وقتی دست های کفی شدش به کصم خورد دیگه کنترلی رو خودم نداشتم ،کصم خیلی حساس شده بود و آتیش تنم بیشتر.
بعد اینکه کامل بدنمو شستم و آب گیری کرد، شروع کرد به خوردن کصم. وای خدا داشتم می مردم، چه لذتی می بردم بی اختیار ناله می کردم. ماری با تمام بی تجربگیش خیلی خوب میخورد.
طولی نکشید که منم ارضا شدم و ازش تشکر کردم. حوله هامون رو دور خودمون پیچیدیم و از حموم بیرون اومدیم.
داشتم لباس هامو می پوشیدم که…
_سارا…
+جانم
_میشه لباس هاتو نپوشی؟
+چرا؟
_چون، … دوباره میخوام باهات سکس کنم. ولی اینبار همه کاره من باشم و تو فقط لذت ببری
+باشه عزیزم
_بیا بریم رو تخت من
من رو تحت نشستم و ماری اومد. با اومدنش لبامو بوسید و ازم لب میگرفتیم و منم همراهیش میکردم، تو لب گرفتن استاد شده بودیم.
لباشو آروم به گردنم برد و زبونش رو گردنم می کشید، گره حوله امو باز کرد و با دستاش ممه هامو میمالید
_سارا میخوام ممه هاتو بخورم
+بخور عزیزم همش ماله توعه
با اولین لیس رو ممه هام باز اتیش درونی من روشن شد. ممه هامو می خورد و می مکید و نوکش رو می لیسید و بعد از ممه هانم زبونش رو روی بدنم می کشید و پایین می برد، منم پاهامو کامل از هم جدا کردم تا راحت کارشو بکنه
_وااایییییییی سارا کصت فوق العاده است، دیگه نمی تونم تحمل کنم
و به سرعت شروع کرد به خوردن کصم، با لباش می مکید و با زبونش لیس می زد. در اوج شهوت و لذت هر لحظه بیشتر و بیشتر داشتم می سوختم
+اههههههه ماری… ماری جونم…عالی می خوری… دارم می میرم…اهههههههه ماری…
با ناله های من سرعت خوردن ماری زیادتر شد دیگه نمی تونستم تحمل کنم، دستامو رو سرش فشار دادم و با ناله های پیاپی و لغزش های مداوم بالاخره به ارگاسم رسیدم.
بعد ارضا شدنم ماری هنوز داشت کصمو می خورد
+بسه دیگه عزیزم
_سارا ابت خیلی شیرینه از خوردنش سیر نمیشم
+منم از تو سیر نمیشم عشقم
ماری بالاخره ازم دل کند و اومد پیشم، کنارم دراز کشید و به پهلو خوابید و سرشو رو بازوم گذاشت. من دستمو به پشتش رسوندم و کمرشو با انگشتام نوازش می کردم. ماری هم با دستش بدنمو ناز می کرد
_سارا… چطوری این چیزارو یاد گرفتی؟
+چی رو عزیزم؟
_اینکه چطور اینقدر خوب سکس میکنی
خندیدم😂😂😂😂😂😂
+از دوست دختر قبلیم
با تعجب سرشو بلند کرد و به چشام نگاه کرد
_واقعا؟ 😳😳😳😠😠😠
_قبل من دوست دختر داشتی؟ و باهاش سکس می کردی؟
خندم بیشتر شد😂😂😂😂😂🤣🤣🤣🤣🤣
سرشو بوسیدم
+نه عزیزم شوخی می کنم، تو اولین و آخرین عشق منی.
+این کار هارو از فیلم های پورن یاد گرفتم و بقیه اش هم از روی علاقه است
_خوبه یه لحظه ترسیدم
+نترس عشقم من فقط ماله تو ام. تا وقتی که ازم سیر نشدی و منو نخواستی تا آخرین نفسم کنارت می مونم
_من هیچ وقت ازت سیر نمیشم، من خیلی دوست دارم سارا
+یا وقت یه پسر خوشتیپ مثل لوکاس پیدا بشه چی؟
اینبار با عصبانیت نگام کرد😡😡😡😡😡
_من تا حالا حسی که به تو داشتم رو به هیچ کس نداشتم، به اندازه ای که تو رو دوست دارم کسی رو نداشتم
+ماری هیچ وقت ترکم نکن، من جز تو کسی رو ندارم
_هیچ وقت ترکت نمیکنم
+حتی وقتی که دعوا کردیم هم ازم جدا نشو
_هرگز
+یه چیز دیگه، بهم اصلا دروغ نگو همیشه باهام رو راست باش
_چشم عزیزم. اینایی که ازم خواستی رو خودم هم نکن
+ماری تو عشق ابدی منی، خیلی دوست دارم
_منم همینطور، خیلی دوست دارم.
دوستان لطفا با کامنت و لایک ازم حمایت کنید تا داستان رو سریعتر بتونم بنویسم و بزارم.
نوشته: S.S