عجله کار شیطونه

با سلام خدمت همه بر وبچ بکن تو مدتی هست که دارم داستان میخونم تو بکن تو گفتم که بد نیست منم داستانمو بگم حقیقت من متاهلم 37 سال سنمه 177 قد و 70 وزن یک ادم کاملا معمولی ولی خیلی شهوتی من تو محل کارم وقت ازاد زیاد دارم و اکثر اوقات تو اینترنت وبگردی میکنمو بعضی وقتا هم چت روم میرم از طریق چت با خانومی دوست شدم که متاسفانه شانس من متاهل بود و فایده ای واسه من نداشت اون چون میدونست من وضع مالیم بد نیست بهم پیشنهاد داد که یکی از بستگانش رو که تو شهر ما زندگی میکنه و خانوم تنهایی هست ببینم و اگه پسندیدم صیغه کنم منم قبول کردم و با خانوم مورد نظر قرار ملاقات گذاشتم و مینا رو دیدمشن و از هم خوشمون اومد. بنده خدا ی زن 40 ساله ولی رو پا بود. تنها زندگی میکرد از شوهرش چند سالی بود جدا شده بود. قرار شد من برم خونش و اون اصرار داشت روز برم چون دفعه اول بود اعتماد نداشت شب بخوابم ولی من قبول نکردم وشب رفتم.

مینا هم از من خوب پذیرایی کرد شام درست کرد و خوردیم که یهو زنگ در خونشون رو زدن من که ترسیدم گفتم مگه قراره کسی بیاد گفت نه یکی از دوستامه میخاد شب بمونه پیشم خلاصه دوستش اومد کنا ما و ما شدیم سه نفر و حرف زدیم و قلیون کشیدیم در ضمن دوستشم مثل مینا بیوه بود اسمشم یلدا بود من که بخاطر این کارش ناراحت شده بودم و قصد رفتن داشتم به مینا گفتم من هیولا که نیستم نیروی کمکی اوردی نترس شب نمی مونم میرم اونم گفت نه ما جدا میخابیم توهم جدا بخواب ولی من که بهم بر خورده بود و ارزوهامو نقش بر اب دیدم میگفتم باید برم

خلاصه بنده خدا اصرار و من انکار البته گهگاهی هم میگفت تو با یلدا راحت باش ما با هم خیلی راحتیم چند باری خواستم ببوسمش ولی روم نشد واسه همین این حرف رو زد که من راحت باشم من در گوشی بهش گفتم من به امیدی امدم چرا مزاحم درست کردی؟ اونم گفت تو هر کار خواستی بکن. منو یلدا با هم از این حرفا نداریم. من احمق هم که دو زاریم جا نمیفتاد عجله داشتم برم بحساب خودم بهم بر خورده بود. بالاخره یلدا واسطه شد تا بمونم منم گفتم باشه حدود ساعت 12 بود که یلدا رفت دوش بگیره من با اون تنها شدیم شروع کردم به ور رفتن ولب گرفتن یهو دیدم یلدا اومد از حمام با یک حوله دورش رفت اتاق خواب و مشغول سشوار زدن موهاش شد و بعد از چند دقیقه با یک لباس خواب سبز اومد جلوی ما وایستاد من که جا خوردم ولی به روی خودم نیاوردم مینا بلند شد گفت منم میرم دوش بگیرم اگه خواستی تو هم بیا من از خدا خواسته پشت سرش رفتم داخل حمام لخت شدیم ی دوش سریع گرفتم زود بیام بیرون اخه کیرم بد جور راست کرده بود روم نمیشد با اون کیر راست برم بیرون که مینا گفت برو خجالت نکش منم زدم به پر رویی و رفتم سریع تو اتاق خواب که موهامو سشوار کنم لخت بودم یهو دیدم یلدا اومد تو گفت میخای کمکت کنم کیر منم راست فقط حوله رو انداختم سریع روش گفتم ممنون کار خواستی ندارم یلدا گفت از مینا شنیدم شما ماساژور خوبی هستین منم گفتم تقریبا اره همه مدل ماساژی رو بلدم اهی کشید و گفت خدا شانس بده خوشبحال مینا چه حالی بکنه امشب مینا جون گرم همین حرفا بودیم که مینا اومد و گفت چی میگفتین ناقلاها با هم منم گفتم قضیه ما ساژه مینا گفت یلدا رو هم ماساژ بده منم گفتم باشه به وقتش من که هنوز از این کار مینا که دوستشو دعوت کرده بود دلخور بودم گفتم من کجا بخوابم مینا گفت پیش خودم تو اتاق خواب یلدا هم سریع گفت ما هم که بوق مینا سریع نشست رو پاهای یلدا ی بوسش کرد و گفت نه عزیزم تو هم جات پیش ماست من که تازه داشتم شک میکردم گفتم اصلا هممون تو خواب رو زمین کنار هم میخابیم یلدا گفت پس شما وسط بخواب منم گفتم چشم رفتیم که بخوابیم من لباس خواب نداشتم به مینا گفتم من لباس خواب نیاوردم مینا هم حوله رو از رو پا هام کشید و گفت بیا بابا لباس خواب میخای چیکار من با اون کیر راست وسط دو تا خانوم واااااای خدا چه صحنه ای بود مینا هم حوله حماموشو از تنش در اورد گفت ببین منم لختم یلدا گفت منم لخت میکنم که امیر جان خجالت نکشه و سریع لباس خوابشو در اورد واااااا خدا ی زن سفید و تقریبا تپل با کون سفید و ی زن لاغر اندام با قد بلند لخت کنار من خودمو انداختم روی تخت مینا هم پرید کنارم گفت اول من گفتم مگه مسابقست گفت اره من از یلدا زودتر رسیدم من گفتم مگه یلدا خانومم میخاد یلدا دستشو گذاشت رو کیرم و گفت مگه میشه از همچین کیری بی نصیب موند مینا شروع کرد به خوردن کیر من که یلدا اومد رو صورتم نشست و گفت امیر جووونی بخورش واسم سرتون رو در نیارم خلاصه من با این دو نفر سکسی کردم که تاریخ ساز شد. هنوز هر دو هفته یکبار میرم خونه مینا و یلدا هم میاد شدیم ی تیم با هم.

نوشته: امیر

بازدید 17,568

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

11 پاسخ به “عجله کار شیطونه”

  1. ننویس دیوووووووووووثدیوث ،کونکش،لاشی،متوهم،کس مغز ننویسبابا ما از دست این کونیای تاریخ ساز چیکار بکنیمیابو علفی ان چه کیری بود خوردی اخه؟توهمم بلد نیستی بزنیدوساعته داره مقدمه چینی میکنه واس کسشرشبعد توی دوتا خط اخر داستان میگه کردمشون و تمامفقط میتونم بگم جق خار مغزتو گاییدهشاتل فضای دیسکاوری تو کونتشمشیر ماهی تو کونت تیکاف بکشهماده خر کور رو هیکلت زایمان بکنه ننویس

  2. عزیزان سروران دلبندااان لطفا خواهشا فحش ندید نظرتونو بگین دیگه حالا مثبت یا منفی.

  3. جمشید مانکن کلی از دستت خندیدم… این همه فحش چطور یدفه ای و پشت سر هم به ذهنت رسید؟؟؟ دمت گرمgood

  4. یه سوال دارم من :برای خوندن داستان ها میرم قسمت داستانهای برتر، اونی که از همه بیشتر امتیاز داره میخونم ولی کامنت های زیرش همش فحشه …نفهمیدم بالاخره نظر خواننده ها چی بوده !!! خوششون اومده یا بدشون ؟!

  5. بابا جمشید بزلر اولی نصیبش بشه بعد دومی رو بش حواله کن بدبخت هنگ کردlol

  6. این داستان از نظر ساختار شناختی تا اندازه ای با عقل جور در میومد فقط دو تا جنده یه کمی غلو بود و از نظر تعریف زوایای گاییدن یه مقدار کمبود داشت که علتش نم کشیدن مغز نویسنده زیر دوش حمام بوده در کل یه کیر برنزی به نویسنده جایزه داده میشه تا دفه بعد اول یکمی خودشو گرم کنه بعد بنویسه !!

  7. نکبت الاغ بیشعور خر نفهم کثافت عوضی کتاب چاپ کردی که دو خط آخرش بگی کردمشون؟ خوب کاری کردی ما استرس داشتیم نکنی خبر خوبی بهمون دادی گوه تو مغز آکبندت…تو کون خر لیس میزنی که داستان بنویسی 4 گوش…برو جقتو بزن خو نکبت گوه…اسکولمون کردی که احمق بودن خودتو بهمون ثابت کنی؟ خو بیشعور یه شب تا صب دارن حالیت میکنن چرا نمیفهمی که دوتاشون کیر میخوان ابله داعشی تروریست الهی که کل کره زمین بره تو کون جر خوردتaggressiveسکته کردم از بس حرص خوردم بیشرفdash1

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید