سکس خشن یه غریبه با مامانم

دوستان سلام مجید هستم این اتفاق واسه من وقتی نه سالم بود اتفاق افتاده ، ما توی یه محله پایین شهر تو شیراز زندگی میکنیم که بخاطر گرونی مجبور شدیم رفتیم اونجا ، پدرم توی کشتی کار میکنه یک ماه نیست یک ماه مرخصیه ، مامانم تو محل مزون لباس عروس داره که اونجا کار میکنه بتونن خرج زندگی در بیارن.

مامانم اون موقع ۲۸ سالش بود یه زن قدش تقریبا ۱۷۵ رنگ پوستشم سفید بود سینه هاش کوچیک بود ولی همه بخاطر ران و کونش دیوونش میشدن
چون گودی کمر داشت کون گرد و خوشگلش میزد بیرون همیشه بقیه مردم نگاه میکردن وقتی راه میرفت بالا پایین می‌شد یکمی مثل ژله میلرزید ، اون محل رفته بودیم دوستی نداشتم اونجا تو حیاط بعضی اوقات فوتبال بازی میکردم به مامانم میگفتم باهام بازی کنه تو دروازه گل میزدم مامانم بغل میکردم بعضی اوقات دستم به کونش میخورد واقعا نرم بودش ولی اون موقع هیچی درباره سکس اینا نمیدونستم فقط واسه خوشحالی بغلش میکردم ولی دو سه فیلم سوپر تو گوشی پسر خالم فیلم دیده بودم دیدم زن مرد دارن باهم سکس میکنن.

من میخواستم به فوتبال برم با مامانم رفتیم ثبت نام کردیم
با خونمون ۳۰ دقیقه فاصله داشت پیاده بعضی اوقات منو با خودش میبرد یه روزایی بیکار بود صبر میکرد باهام برگرده بعضی اوقاتم اگه کار داشت خودم برمیگشتم ،اون موقع تابستون بود مامانم یه مانتو نخی پوشیده بود که یکم جذب بود واسه همین کونش مشخص می‌شد میدیدم بعضی مردا تو محل فقط نگاه میکنن ، یه جوون الافی بود هی با موتور مزاحم می‌شد مادرم بهش محل نمی داد اصن ولی اون خیلی تو کف بود داشت میمرد رسما ، من مامانم رسوند تا تمرین خودشم برگشت بره مزون ،من از مربی اجازه گرفتم برم تا دستشویی ببینم اون پسرت مزاحم مامانم شده یا نه اون پسره دید من پیشش نیستم هی بهش نزدیک شد دیدم یه جا مامانم جلوش وایساد داشت صحبت میکرد بعد دو سه دقیقه یه کاغذ بهش داد دیدم مامانم گذاشت جیبش رفت، من هی تو استرس بودم ببینم چی میخواد بکنه اون پسره
بعد تمرین رفتم پیش مامانم ازش پرسیدم اون تیکه کاغذ که پسره داد واسه چی بودش گفت نگران نباش واسه کارای اسباب کشی کمک نیاز داشتیم میاد کمک منم خر بودم باور کردم ، اون شب کلا مامانم تو گوشی بود داشت صحبت میکرد اس ام اس میداد بابام تا دوهفته برنمیگشت خیالش راحت بود رفتش بعد دوش اینا گرفت فک کنم داشت شیو میکرد بدنش که یکم طول کشید ، دیدم ساعت ۱۱ اینا شد من خوابم میومد دیگه میخواستم بخوابم مامانم بهم گفت بگیر بخواب من یکی از مشتری هام فردا عروسیشه باید برم یه تیکه لباس کنده شده داره میاد برم سریع براش درست کنم توهم بخواب منم زود میام ، من فهمیدم یه خبرایی هست الکی رفتم خودم به خواب زدم تا مامانم از در رفت بیرون بعد چند دقیقه منم کلید داشتم اومدم بیرون دیدم سمت مزون اونور کوچه همون موتور پارکه من استرس گرفتم بیشتر
رفتم تا مزون از در پشتی با کلید زاپاس خیلی آروم وارد شدم دیدم صدای مامانم اون مرده هست که یه اهنگ با صدای کمم گذاشتن
رفتم دیدم بله مادر ما دراز کشیده رو فرش اون مرده هم عین سگ داشت کسشر میخورد انگشتت میکرد کسشم رنگ پوستی سفید بود داخلش هم صورتی ، من اون لحظه شوکم زده بود نمیدونستم چیکار کنم فقط داشتم نگاه میکردم ناله های مامانم در اومده بود پسره هم لخت شد کیرش خیلی کلفت و دراز بود حداقل از پدرم دو برابر بزرگتر بودش ، مامانم دید ترسید گفت نمیتونم واقعا سکس کنم کیرت خیلی بزرگه پسره اصن حرف حالیش نمیشد برگردوند رو شکم خوابوند مامانمو یه روغن بچه داشت اول ماساژش داد کونشو بعد کیرشو آروم آروم داشت میکرد تو کس مامانم که مامانم اشکش داشت در میومد
اون طرفم فقط میخواست بکنه تو ، هی تند تند میکرد با دستش جلو دهن مامانم گرفته بود ، بعد دو سه دقیقه برش گردوند پاهاش داد بالا دوباره تند تند تلمبه میزد که مامانم یهو دیدم شروع به لرزیدن کردین یه اب کمی از کسش زد بیرون
پسر هم نمیدونم چه قرصی خورده بود اصن آبش نمیومد اون لحظه فقط پوزیشن عوض میکرد ، آوردمش رو داگی عین سگ تلمبه میزد کون مامانم میلرزید فقط پسره قربون صدقه مامانم میرفت فقط من اون لحظه واقعا ترسیده بودم نمیدونستم چه گوهی باید بخورم دقیقا

پسره هی مامان ارضا میکرد داشت در گوشش مخش میزد از کون بکنه ، مامانم بالاخره راضی شد دوباره روغن برداشت با انگشت سوراخ داشت باز میکرد مامانم میگفت هی غلط کردم میسوزه اون پسره کار خودش انجام میداد ، آخرش سر کیرش کم کم گذاشت وقتی سوراخش باز تر شد بیشتر تلمبه میزد مادرم دیگه داشت از حال میرفت پسره هم رو هوا بود اون کون جلوش مثل ژله میلرزید که تو همون پوزیشن ریخت تو کون مامانم یه عالمه آب کیر داشت میزد بیرون می ریخت رو فرش من دیگه فهمیدم کارشون تموم شده نمیخواستم اونجا باشم آبروریزی بشه آروم از اونجا زدم بیرون که مامانم نفهمه اونجا بودم ولی دیگه هیچ وقت به چشم مادر نتونستم نگاش کنم همیشه این خاطره جلو ذهنمه…

نوشته: مجید

بازدید 16,451

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

17 پاسخ به “سکس خشن یه غریبه با مامانم”

  1. فقط ۹ سال داشتی ولی متوجه میشدی که همه برای کون مامانت میمیرن؟ مطمئنم در اون زمان به شکلات میگفتی دودولات. پسر خاله هم برات فیلم سوپر میذاشته دیگه خدا میدونه چه روشهایی روت پیاده کرده. واقعا توی اون سن چه با جزئیات میدیدی و احساس مامانت و او پسره رو درک میکردی ولی قبلش هم که گفتی خر بودی و حرفهای مامانت را باور میکردی. خدا بهت عقل بده.

  2. وقتی مامانتو برای پسره داگی کردی ازت تشکر نکرد؟ تو مادر خرابیت شک ندارم

  3. پسر جان حالت خیلی بده خدا شفات بده.فانتزی مزخرفی داری بجای توهم در مورد مادرت به درس و مشقت برس.

  4. مجید خوب جوجه مادرت جنده هستش به کنار تو هم که زنا زاده ای باز به کنار اسگل پدرت که تو کشتی نه حتی تو قایق کار کنه حقوقش کفاف زندگی معمولی رو میده فقط کونی نگفتی اون کلید زاپاس مزون دیگران دست تو چیکار میکرد دستت رو از شورتت درآرر دولت زخمی شد

  5. اخه کوسکش بچه نه ساله کجا کوس وکون تشخیص میدهبعدشم اینقدر جزئیات تو ذهنش نمیمونهضمنا بیا رک بگو دلم میخواد مامانمو مثل سگ بکنندیگه این کوسشعرا براچیه اخه؟؟

  6. تو سن ۹ سالگی از سکس و گودی کمر و مرغوبیت کون مامانت و … خبر داشتی!! ما ۹ سالمون بود نمیدونستیم سکس چیه و فکر میکردیم لک لک ها بچه ها رو میارن!!

  7. کوروش بزرگ مارو ببخشوالا قدیما ینفر به ناموس کسی چپ نگا میکرد نصف محل سر دعوای ناموسی میمردن الان ملت میان خیانت ننشونو جار میزننچی بگم

  8. این خاطره جلو ذهنته!؟خاطره تو ذهنتهیا اون صحنه جلو چشمتهکیر اسب ترکمن از پهنا تو حلقت با این نگارش تخماتیک

  9. اینکه نخواستی تو نه سالگی با مامانت چشم تو چشم بشی خیلی حرفهمعلومه اون موقع اطلاعاتت زیاد بودهکلا معلومه آدم فهمیده‌ای هستیشماره مامانتو حفظی؟

  10. من دیسلایک شماره 45 رو تقدیم حضورتون کردم ، مبارکتون باشهفقط دو تا سوال دارماول از نویسنده محترم که واقعا چنین استعدادکم نظیری در نویسندگی که کاملا قابل قیاس با ویکتور هوگو هستن وبواقع یک نخبه ادبی خصوصا در نویسندگی هستن سوالم اینه که ما الان باید اینو بعنوان یک خاطره در نظر داشته باشیم و قطعا باور کنیم واقعی هست ؟ البته با توجه به قلم شیوا و زیبای جنابعالی مدیونه هرکی باور نکنه ، فقط جهت محکم کاری میپرسم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید