سکس آتشین

سلام به بکن تو های حشری خودم
چند روز پیش ی خاطره از خودم گذاشتم به اسم

"اولین قرار تو آتیشگاه” قول دادم ادامه خاطره ای که مربوط قرار دوم ،خونه سجاد هست براتون بنویسم تا ی کم خاطره بازی کنیم

خب اون روز رویایی تو آتیشگاه منجر به این شد که منو مجاب به ادامه رابطه حتی یک بارم شده تو ی مکان دنج با سجاد بکشونه ،خب منم بدم نمیومد ی مرد مث سجاد با چهره جذاب و هیکل درشت تر ازم با اون کیر خوشگل و معقولش تو خودم حس کنم.
بعد از اون قرارمون من تو تلگرام ارتباطم با سجاد حفظ کردم و شبا قبل خواب یکی دو ساعتی چت میکردیم و از سکسی که منتظرش بودیم حرف میزدیم. اون از کیرش برام ویدئو میفرستاد ، منم از بدنم براش میفرستادم . از اونجایی که قبلش تو قرار اول ،سجاد کامل اعتماد منو جلب کرده بود ولی بازم برای رفتن به مکان نیاز به شناخت بیشتری داشتم
اذیتتون نکنم ،دو هفته بعد از اون روز اول انتظار سجاد به پایان رسید .

سجاد بهم گفته بود که ی باغچه کوچولو تو یکی از روستاهای نظرآباد که ی سوئیت ۵۰متری با همه امکانات مث حمام و تخت و… هست که برا پدرشه میتونیم برای ی روز و شب اونجا باشیم
من اوکی داده بودم و طبق قرارمون پنجشنبه غروب اومد دنبالم،سوار نیسان معروفش شدیمو حرکت کردیم به سمت نظرآباد
نزدیک باغچه که شدیم دیدم به نظر همه چی امنه
چون کاملا چراغا خاموش بود و کسی جز منو سجاد منتظرمون نیس(به هر حال آدم ترس خفت شدن داره)
سجاد در کوچکه رو باز کردو رفت داخل چراغ ها رو روشن کرد و در بزرگه رو باز کرد و بهم گفت بشین پشت فرمون بیار ماشینو تو.
وقتی رفتم تو در که بسته شد سجاد شروع به باز کردن قفل ها کردو و رفتیم داخل سوئیت، ی جای دنج و جم و جور و تروتمیز بود.
تمام مسیر سجاد قربون صدقم میرفت و از بدنم تعریف میکرد ،اون غریبی قرار اولمون از بین رفته بود و کانل بدنمو لمس کرده بود احساس منو میشناخت و میدونست که قرار ی شب خوب کنار هم داشته باشیم

(منم چون از سجاد کاملا حس خوبی گرفته بودم، براش سنگ تموم گذاشتم . فول شیو کرده بودن و ی شورت سکسی قرمز و جذب تنم کرده بودم و حسابی بدنمو خوش بو کردم)
سجاد کولر روشن کرد، وسایلی که خریده بود جا به جا کرد و رفت داخل ماشین ی بطری عرقم آورد. تا بهمم نزدیک میشد ی بوس از لبام میکرد و منم مشتاقانه استقبال میکردم
تو خاطره قبلی گفتم سجاد ی صورت جذاب و مردونه داشت کاملا تمیز و خوش لباس، اصلا بهش نمیخورد ی راننده نیسان باشه که مدام تو تحرک و کار نتونه به خودش برسه
خلاصه سجاد آتیش به راه کرد و شروع به سیخ زدن بال و کتفا کرد، میگفت امشب بال و کتف کبابی مزه عرق کنیم بعدش نوبت منه جوجه خودمو سیخ بزنم. منم دلبری میکردمو با شیطنت جواب میدادم
چون واقعا حس خوبی کنارش داشتم.
ولو شدیم رو تخت باغ و نم نم پیک میریخت و سلامتی من میزدیم و جوج بازی میکردیم
منم زیر کتفش،تو بغلش نشسته بودم و بعد هر پیک لب میگرفتیم تا حسابی مست شدیم. سجادم دستش به سوراخم رسیده بود و داشت ماساژم میداد.
به سجاد گفتم تا مستی نپریده و تو اوج هستیم جم و جور کن بریم برا ی شب سکسی
سجاد شروع به جم کردن تخت کرد و منم رفتم تو دستشویی حسابی خودمو شستم، سیفون کردم و زود تر از سجاد رفتم تو اتاق

رفتم لباسامو در آوردم با شورت رفتم زیر پتوی رو تخت
ی کم موبایلم ور رفتم تا سجاد رسید
سجادم دید که من آماده و مشتاق انتظارشو میکشم چراغ خاموش کرد و ی چراغ خواب زد به پریز
گفت : بذار ی کم سکسی تر کنیم محیطو تا خاطره خوبی بشه برامون‌. ی موزیکم تو موبایلش پلی کرد شروع به در آوردن لباساش کرد
باشورت اومد زیر پتو
سجاد منو کشوند تو بغلش و شروع به حرف زدن کرد
گفت: پوریا اصلا امید نداشتم دوباره لخت بشیم تو بغل هم، گفتم بعد اون قرار تو تلگرام بلاکم میکنی و دیگه دستم به بدنت نمیرسه
صورتشو گرفتم تو دستم گفتم: یجاد تو اگه قرار اول شلوغ بازی در میاوردی و اسرار به سکس میکردی ،اعتماد نمیکردم بهت. همه چی خراب میشد
ولی الان بهت اعتماد دارم ،بهتره بهش فکر نکنی
کلی کار داریم با هم تا صبح
ی بوس از لبش کردم و سرمو دادم عقبی تا سجاد شروع کنه
سجادم فهمیده بود من عشق بازی دوس دارم،منو به اوج شهوت میبره
شروع به خوردن گردنم کرد و آروم اروم مک میزد و میلیسید گردنمو، منم لبامو به هم فشار میدادم و با صدای آروم براش ناله میکردم.
از گردنم شروع به خوردن کرد و با دستش کمرمو میمالیدو به خودش منو فشار میداد
دوباره شروع به خوردن لبام کرد ،مزه عرق و لبای سجاد حسابی داشت منو مست میکرد تو اوج لذت بودم که سجاد ی نیم دور زد خوابید رو بدن من زانو هاشو گذاشت دو طرف کمرم و دستای منو از مچ گرفت و بالایی سرم برد
دو تا مچ دست منو با ی دستش نگهداشت و با دست دیگه چونه منو گرفت فشار داد
لبام غنچه شده بود و سجاد داشت حسابی با وله و آبدار لبامو میخورد ، ی کم بعد سجاد ی گاز از لبام گرفت و گفت: عشقم کیرم انتظار این لبارو میکشه …
منم با ی چشم دوباره ی نیم دور غلطیدم و سجاد رفت زیر و من خوابیدم روش
لباشو خوردم و اروم اروم اومدم پایین سینه هاشو لیسیدم و بالای نافش که رسیدم اون موهای فرفری کمش روی نافشو ی کم مک زدمو به شورتش رسیدم
از رو شورت صورتمو به کیرش و تخماش کشیدم تا سجاد چشماشو بست و ی نفس عمیق کشید.
با دو دستم لبه شورتشو گرفتم و اروم شورتشو پایین کشیدم کیرش مس ی فنر کوبیده شد به صورتم
تو همون حالت دستامو رو تشک تخت تکیه دادم و با دهن دنبال کله کیرش کردم تا لبام دور کلاهک کیرش حلقه شد، اروم اروم شروع به مک زدن کلاهک کیرش کردم و آبدار و پر سرصدا براش مکیدم.
شورتشو از پاش در آوردم ی کم با زبون شورتشو لمس کردم که سجاد از این کارم خوشش اومد و با ی جونم به پوریا تائید کرد، شورت پرت کردم اون طرف و دو دستی کیرشو گرفتم تاجایی که میشد شروع به ساک زدن کیرش کردم
حسابی مست بودیم و بدنمون سست شده بود و از حالت عادی بیشتر کیرشو تو دهنم جا میدادم،چون سری لب و دهنم اجازه میداد ی کم درد تحمل کنم و کانل کلاهک کیرش ته حلقم احساس میکردم اما با این حال به خاطر کیر ۲۰ سانتیش با اون حجم گوشتی که داشت نمیتونستم کامل کیرشو تو دهنم کنم اما تا جایی که میشد فرو میکردم تو دهنم
ی کم بعد سجاد خودشو بالا کشید و به تاج تخت تکیه داد که قشنگ خوردن و ساک زدنمو تماشا کنه
حالا بعد از یک ربع ساک زدن نوبت به سجاد رسیده بود،دلمم نمیخواست آبشو به این زودی بیارم. چون هر دو مست بودیم بعدش خوابمون میگرفت . حالا حالاها هم وقت داشتیم برا سکس

سجاد بهم گفت دمر بخوابم چون حسابی قرار شهوتت رو تحریک کنم، دمر افتادم رو تخت دسمامو گرفت و گذاشت کنار کمرم منم تو حالت مستی حسابی شل شده بودم و از لحظه لذت میبردم .سجاد مسلط رو بدنم بود ار پشت گردنم شروع به خوردن کرد و مک میزد و میومد پایین تا رسید به شورتم ی کم از رو شورت مالید کونمو( من ی کون گرد و تپلی دارم که قشنگ گودی به کمرم میندازه ،بهشم که ضربه میزنن قشنگ به لرزه میوفته)



شورتمو پایین کشید و شروع به لیسیدن کرد
با لبش بادکش میکرد و به لپ دیگه کونم اسپک میزد و صدای موزیک قطع شده بود حالا صدای ضربه های سجاد به کونم داشت صدا به محیط میداد
منم شل شده بودم و با ناله جواب سجادو میدادم، لپای کونمو آروم باز کرد و ی تف زیاد چکوند رو چاک کونم و سُر خورد رفت پایین
وااای اون لحظه چه قدر عالی بود تفش رو لای کونم سُر میخورد داشت دیونم میکرد ی کم پاهامو از هم باز کردم ، سجاد فهمید باید شروع به خوردن کنه
ی بالشت زیر کونم گذاشت لای کونم کامل باز شد جلو صورت سجاد میلرزید ، سجاد زبونشو کشید زیر سوراخم تفشو جمع کرد دور سوراخ کونم شروع به زبون زدن و مکیدن سوراخم کرد
منم ناله هام زیاد شده بود با شهوت میگفتم:
آآآآی جوووون ،اووووووی اوووووم بخورش سجاد
این حرفا باعث شد سجاد بیشتر دهن و زبونشو رو سوراخم بکشه تا جایی که من حسابی شهوت بهم غلبه کرده بود ی کم قوس بیشتر به کمرم دادم . سجادم کمرشو صاف کرد
کیرشو تو دستش گرفت محکم به کونم میکوبید و شلاق میزد
من خودمو به پهلو انداختم به سجاد گفتم:
بیا جلو کیرتو ی کم بخورم
اومد جلو منو بین پاهاش گذاشت ،کیرش بالای سرم بود
تخماشو ی کم لیسیدم و پر تُف کیرشو خوردم تا حالت اولش برگرده و کامل سیخ بشه
به خاطر سایزش ی کم خمیدگی رو کمر کیرش میوفتاد و کله کیرش سنگینی میکرد
ی بوس از کیرش کردم و گفتم: سجاد من تا الان به این سایز ندادم ‌ وحشی نشی پارم کنی
گفت: چشم.
گفتم: قربون کیرت بشم من
گفتم: کیف دستیمو بده، ی چی آوردم که حال کنیم.
از تو کیف دستیم ی لوبریکانت آتشین کودکس دادم بهش
سجاد گفت: ای عوضی میخوای آتیشم بزنی ؟
گفتم: دوس دارم کیرت تو کونم آب بشه عزیزم

رو کمر شدم بهش اشاره کردم بریز رو کیرت
ی کم با لوبریکانت کیرشو ماساژ دادم تا حسابی کف دستمو کیرش داغ داغ شد
خودمو برگردوندم و به حالت فرغونی نشستم جلوش، سجاد از لوبریکانت ریخت تو چاک کونم
با دست سوراخمو ماساژ میداد و شستشو فشار میداد تو سوراخم ی کم بعد لیز لیز شد سوراخم و به خاطر خاصیت این لوبریکانت حسابی سوراخم داغ داغ شد
من که سرم رو تشک فشار میدادمو داشتم از حرارت سوراخم لذت میبردم، سجادم با انگشت کردنم و کوبیدن و اسپک زدن به لُپای کونم لذت میبرد
این قدر حرارت از کمر به پایین بدنم زیاد بود با هر ضربه به کونم احساس سوختگی داشتم
(دخترا و پسرایی که این لوبریکانت استفاده کردن ، میدونن چه حرارتی تو بدن آدم میوفته)
بدنم کامل عرق کرده بود از کمرم به سمت گردنم احساس میکردم عرق سُر میخوره.
سجاد کیرشو گرفت تو دستش و بهم گفت: آماده ای پوریایی من.
بهش گفتم: شروع کن دارم اتیش میگیرم سجاد.
کله کیرشو تنظیم کرد رو سوراخم
داغی کیر سجاد کمتر از سوراخ من نبود
با دست ی لُپ کونمو باز کرد و با دست دیگش کیرشو فشار داد تو

وااااااااای چه قدر درد کشیدم اون لحظه
تا اون زمان این قطر کیر رو تو خودم احساس نکرده بودم ی کیر گوشتالو با ی کله بزرگ و گرد
مطمئنا اگر اون لوبریکانت استفاده نمیکردیم نمیتونستم تحمل کنم و اشکم در میومد.
آروم آروم بیشتر از ۵ دقیقه طول کشید که نصف بیشتر کیرش تو کونم حس کردم، منم کامل لمس بودم یهو آبم شوره کرد رو تشک و زانوهام شل شد(بهترین ارضا ای که تو عمرم شده بودم، آتشین و داغ)

سجاد گفت:حالت خوبه؟ گفتم:هیچی نگو فقط کارتو انجام بده داری خوب پیش میری عزیزم
سجادم شروع به تلمبه زدن کرد آروم با ریتم یک نواخت تلمبه میزد و هر چند بار که فرو میکرد ی کم بیشتر کیرش تو کونم جا میشد.
این قدر که داغ کرده بودیم از پیشونی و کمر من و نوک دماغ سجادم عرق میچکید.
بدن من دیگه به کیر سجاد عادت کرده بود سجادم با ریتم تلمبه نیزد و میکوبید به لُپ کونم، بعد از چند دقیقه سجاد گفت پوزیشن عوص کنیم خسته شدم
سجاد افتاد رو تخت و من نشستم رو شکمش
کیرش سرخ شده بود کامل سیخ سیخ سر کیرش باد کرده بود
مطمئن بودم سوراخ منم دست کمی نداره حسابی سرخ شدم، پاهامو از هم باز کردم رو شکم سجاد و کیرشو تنظیم کردم رو سوراخم آروم نشستم رو کیرش، تا جایی که شد نشستم تا لُپای کونمو رو بدن سجاد حس کردم
ی ناله زدم و گفتم: سجاد تو پارم کردی امشب. دوس دارم کیرتو آآآآییییییی

سجاد طاقت نیاورد و منو کشید سمت خودش و شروع به خوردن لبام کرد ،وحشیانه لبامو میخورد و خودش شروع به تلمبه زدن کرد
منم داد میزدم و آخ و ناله میکردم،تخمای سجاد میخورد به کونم و صدای تلمبه زدن تو اتاق پیچیده بود.
این لوبریکانت کار خودشو کرده بود حسابی عرقمون در آورده بود بدن جفتمون خیس شده بود و رو هم سُر میخورد
سجادده دقیقه بیشتر نتونست تحمل کنه سجاد تو اون پوزیشن ،دستشو انداخت دور گردنم و منو به سمت کیرش کیرشو به سمت کونم کوبید و کل آبشو تو کونم خالی کرد
همین تور ناله کنان منو به خودش فشار میداد و منم حرارت آبشو تو کونم حس میکردمو منم حشری شده بودم حسابی
کیرش دل دل زد و یک دقیقه نشد از کونم زد بیرون، منم رو زانوهام نشستم و آبش ریخت رو شکم و نافش
دوباره افتادم تو بغلش و چند دقیقه ای عاشقانه لب گرفتیم، تو اون لحظه فقط سجاد دوسش داشتم و به هیچ کس حتی پارتنر خودم فکر نمیکردم.
ی کم بعد سجاد گفت بریم زیر دوش این لوبریکانت نشوریم تا صبح میسوزیم
بلند شدیم با دست آب کیرشو از کمرش جم کردم کف دستم تو بغل رفتیم تو حمام.
ی دوش گرفتیم من سیفون کردم سوراخمو با شلنگ و ی کم شیطونی کردیم تو حموم
با حوله زدیم بیرون وبا سجاد ولو شدیم رو تخت
تو بغل هم تا فردا دم ظهر خوابیدیم

تمام این مدت سوراخم داشت میسوخت و با هر حرکتم رو تخت درد و سوزش حس میکردم
سجاد که بیدار شد چند تا از سوراخم عکس گرفت ،حسابی قرمز و ملتهب شده بود کیر سجادم دست کمی از من نداش پخته و قرمز بود.
سجاد عکسا رو یادگاری برداشت.

به سجاد گفتم: توانشو داری برات بخورم ،دیشب آب کیر ندادی بهماااااا
سجادم مشتاقانه قبول کرد و براش ی ساک حرفه ای زدم آبشو خوردم تا راضی کننده باشه برام

برگشتیم از باغو من دیگه سجاد ندیدم
چون هیچ وقت نمیخوام به این روند عادت کنم
چون که پارتنرم هست با اون چند وقت یک بار بهترین شبا رو رقم میزنیم

بوس
دوستتون دارم پوریا

نوشته: پوریا

بازدید 12,251

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

4 پاسخ به “سکس آتشین”

  1. داستان که خوب بودولی بنظرم کاش ولش نمیکردی سجادواگه خیلی بهت احترام میزاشت و میدونست چی میخوای و از سکس باهاش خیلی لذت میبردی، نامردیه که این رفتارو باهاش بکنی.اگه خیلی پارتنرت واست مهم بود از اول نباید سراغ سجاد میرفتی(فقط نظرمو گفتم)

  2. چقدر کسشعر، خسته نشدی خودت؟!!! ۱۰ دقیقه سکس کردی ۶۰ صفحه براش نوشتی، لوبریکانت داغ میکنه؟ چرا کسشعر میگی مگه ویکسِ؟!!! غلط املائی هم تا همونجایی که خوندم که چنتایی داشتی، بعدشم آخه سجاد؟؟؟؟ سجاد هم شد اسم؟!!!

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید