سهیلا خواهر سکسیم (1)

سلام دوستان من امیرم و سه سالی هست که از زنم جدا شدم بعد از طلاق چند وقتی زندگیم بهم ریخته بود و با توجه به اینکه زنم بهم خیانت کرده بود طلاقش دادم و خودش بخاطر ترس از آبروش مهرش را بخشید بهش گفتم بچه ها را هم حق نداره ببینه دو تا بچه دارم یک دختر به اسم هلیا که ۱۵ سالشه و یک پسر ۱۱ ساله داستان از آنجا شروع شد که هلیا هرچی بزرگتر میشد اندامش برجسته تر میشد کپل کونش و سینه هاش منم که با زنم مدام سکس داشتم خیلی تو کف بودم زندگی من بعد از طلاق اینطور بود که درگیر بچه ها و جمع کردن زندگی بودم نداشتن سکس هم بهم فشار میاورد دو سه باری بچه ها را خونه مادرم یا خواهرم گذاشتم و جنده آوردم و از کس و کون کردم ولی هم اطمینان نداشتم هم جنده بهم حال نمیداد یک شب داشتم تو گوشی کلیپ سکس از کون با دخترهای نوجوان یک دفعه ذهنم رفت سمت اندام هلیا جای اون دخترها همش هلیا را تصور میکردم بعد با خودم میگفتم عوضی دخترت آخه ! چند باری سعی کردم ذهنم را منحرف کنم مگه میشد دیگه رفتم سمت یک کلیپ دیگه سکس با خواهر که یاد خواهرم سهیلا افتادم گفتم با خودم کاش میشد سهیلا را میکردم خواهرم هم یک دختر مجرد ۳۰ سالشه خونه مجردی داره چند وقتی کارم شده بود دیدن کلیپ سکس با خواهر و حتی تو تصوراتم بیاد کردن سهیلا رو از کون میکردم و جق میزدم تا ارضا میشدم. یکبار رفته بودم خونه سهیلا دیدم تنهاست یک لگ تنگ آبی پوشیده بود و یک تاپ سفید و اندامش مخصوصا کونش برجستش باعث شد کیرم سیخ بشه یک لحظه انگار عقل از سرم پریده باشه رفتم سهیلا را بغل کردم و سینه هاش را فشار دادم که سهیلا جیغ کشید امیر چه گوهی میخوری گفتم سهیلا حالم خوب نیست بگذار یکم بمالم سینه هاتو که با داد گفت کثافت اشغال من خواهرتم عوضی منو انگار با اون زن جندت و اون جنده های که میکنی اشتباه گرفتی گفتم سهیلا خواهش میکنم که یک دونه خوابند تو گوشم من جنون گرفتم و تاپش را تو تنش جر دادم سینه های لختش افتاد بیرون و سوتین آخه نبسته بود و داد کثافت حروم زاده ولم کن اشغال چه گهی داری میخوری کثافت میفهمی میخواهی به خواهرت تجاوز کنی چیه مواد زدی تو چه ولد زنایی هستی کثافت ولم کن منم همش التماسش میکردم اون هم با مشت بهم میکوبید که یک لحظه قاطی کردم زدم تو گوشش گلوش را فشار دادم به حالت خفگی افتاده بود کا ولش کردم گفتم خفه شو جنده فکر کن دوست پسرتم که دید قاطیم خواست آرومم کن داداش گلم ببخشید غلط کردم خواهش میکنم ولم کن به هیچ کس چیزی نمیگم میدانم حالت خوب نیست اصلا میخواهی یکی از دوستام را برات جور کنم بکنیش گفتم سهیلا حالم خرابه افتادم به جون سینه هاش و نوک ممه هاش را میک میزدم و میمالیدم سهیلا همش التماس میکرد بعد که یکم که با پستونهاش ور رفتم سهیلا هم شل شده بود گفت داداش خب دیگه مالیدی سینه هام را ولم کن دیگه که من رفتم سمت لباش اول سعی میکرد امتناع کنه که عصبانیت منو دید به امید اینکه ولش کنم یک کم با من همراهی کرد و لب تو لب شدیم من هم دستم روی پستونهاش بود و لبم رو لباش بعد گوشهاش و گردنش رو میخوردم سهیلا هم شل شده بود و ناله میکرد که دستم را از رو لگ روی کص سهیلا گذاشتم با صدای لرزان گفت امیر تو را خدا آنجا نه که من برای اینکه زیاد حرف نزنه لبم را گذاشتم رو لباش و بعد دستم را از بالا کردم تو لگ و از زیر شورتش رد کردم و رساندم به کص سهیلا که خیس خیس شده بود دیدم چشماش خیسه انگار داشت گریه میکرد یک لحظه خواستم از روش بلند شم ولی حشر سگ مصب نگذاشت انگار شیطان بهم میگفت دیگه این فرصت را اگه از دست بدی دیگه راه برگشتی نداری و کار را تمام کن امیر یک کم کص سهیلا را مالیدم و با انگشتم چوچول سهیلا را می مالیدم و دستم را کشیدم بیرون با اب کص سهیلا دستم خیس خیس بود بعد دستهام را انداختم دو طرف لگ تنگش و با شورتش میخواستم بکشم پایین وه سهیلا با دستش بالای لگ را گرفت ولی کم جون تر از این حرفها بود لگ را کشیدم پایین یک کص شیو شده که باد کرده بود جلوی چشمم ظاهر شد لبه های کسش دیده نمیشد فقط یک خط چاک کوچک داشت که براش میمردم و باسن برجسته قلبی شکلش که دیونه ام کرده بود افتاد بیرون از سهیلا بگم فیتنس می رفت کمر باریک و کون قلنبه و سینه های سفت من که داداش بودم براش شق میکردم وای به حال بقیه سرم را آوردم جلو کص خوشگلش و شروع کردم به خوردن اون کص قلمبه وای چه مزه ای میداد انگار کصش بستنی وانیلیه اصلا مزه شوری و عرق نمیداد سهیلا آهش رفته بود هوا بریده بریده میگفت کثافت کار خودت را کردی ولم کن حرومزاده ولم کن با پاهاش بهم لقد میزد که وزنم را انداختم رو پاهاش و کص لیسی سهیلا را میکردم که یک آن لرزید و ارضا شد دیدم بی حال افتاده رو زمین منم بلند شدم شلوار و شرت را کندم و با یک تیشرت که تنم بود با کیر سیخ لاپاهای سهیلا بودم که بهش گفتم سهیلا از کص بکنم که چیزی نگفت و دوباره تکرار کردم سهیلا بکنمت که با صدای لرزان و آروم گفت حرومزاده باشه فقط کاندوم بگذار گفتم اکی کاندوم کجا داری گفت تو کشوی تخته گفتم خب بلند شو بریم رو تخت کمکش کردم رفتیم دوتایی رو تخت و تاپ جر خورده را از تنش دراوردم خواهرم دیگه لخت مادرزاد جلوم بود و میخواست به داداشش کص بده خودمم تیشرت را کندم سهیلا بی حال خودش را پرت کرد رو تخت رفتم بالا سرش گفتم سهیلا برام ساک میزنی هیچی نگفت و سرش را برگرداند به طرف دیگه اصرار نکردم و تو کشو بغل تخت یک جعبه کاندوم بود دراوردم یکی رو کشیدم رو کیرم و رفتم بین پاهاش و باز کردم پاهای سهیلا را باز کیرم را گذاشتم رو چاک کص سهیلا روی اون شکاف کوچک کصش بازی دادم و کلاهک کیرم را یواش یواش کردم تو کصش و سهیلا یک آخی گفت که گفتم جون خواهر خوشگلم خیلی آروم گفت من دیگه خواهرت نیستم فکر منم مثل همان جندها هستم که باهاشون میخوابیدی کارت را بکن برو گفتم سهیلا دیونم نکن حالم خرابه بعد از خیانت ندا به هیچکسی اطمینان ندارم و بعد کل کیرم را کردم یک دفعه تو کص سهیلا که با صدای بلند گفت آههههه انگار بهش چاقو زده باشند بعد منم یک کم تو کص سهیلا نگه داشتم بعد شروع کردم با ریتم آروم تو کصش تلنبه زدن سهیلا دستش را گذاشت رو صورتش و هربار که ضربه محکمی میکوبیدم تو کصش یک آهههه میگفت و صدایی ریتم تلمبه های من و نفس و اههه سهیلا هارمونی جالبی یاخته بود که منو میبرد تو ابرا دیگه تلمبه هام تو کص سهیلا سنگین تر کردم صداش تبدیل دیگه تبدیل شده بود به آخ آخ و نفس نفس نفس زدن تندتر من و سهیلا دستهای سهیلا را از روی صورتش برداشتم یک لحظه چشم تو چشم شدیم بهش گفتم سهیلا کصت خیلی تنگه مرسی آبجی ترا جون مامان گریه نکن واقعا نیاز داشتم آروم گفت باشه بزن بزن محکمتر بزن تلمبه ها را سنگین ترم کردم اههه اههه سهیلا تو اتاق خواب پر شده بود به سهیلا گفتم برگرده یک بالش گذاشتم زیر شکمش کص و کونش آمد بالا کون قلبیش دلم را برده بود از پشت کیرم رو تو چاک کص سهیلا جا کردم وزنم را انداختم رو سهیلا که سهیلا اهههی کشید و من یکم نگه داشتم که سهیلا گفت بزن امیر منم با ریتم آروم شروع کردم دستم را گرفتم رو رو کمر باریک سهیلا و میکوبیدم تو واژن خواهرم فشارم ضربه ها تو کصش بیشتر کردم جوری که احساس میکردم اون بدن خوش فرم تحمل ضربات منو نداره موجی رو کون سهیلا افتاده بود که با دیدنش رو ابرها بودم فکر اینکه کص خواهرم زیرم و فتحش کردم باعث شد کیرم عین سنگ بشه ضربات تلمبه ها یکی پس از دیگری تو کص خواهرم میکوباندم صدای شلاپ شلاپ و ضربه ای که از پشت به باسن سهیلا میخورد تو اتاق پیچیده بود سهیلا حسابی کصش خیس خیس شده و کیرم توش روان حرکت میکرد دیگه واژن سهیلا دیگه گشاد گشاد شده بود میگن واژن ارتجاعیه! یک لحظه با ضربه ای که ته کصش کوبیدم سهیلا لرزید و ارضا شد و یک کم بهش زمان دادم و بعد زیر شکمش را گرفتم و سهیلا خودش برام داگ استایل شد کصش از شدت ضربه ها و فشار من قرمز قرمز بود بدن سفیدش دیوونم میکرد کیرم روی کس و کونش بازی دادم سهیلا که نفسش بالا آمده بود گفت امیر بکن دیگه از پشت کردم تو گفت امیر جرم بده گفتم سهیلا کجات را جر بدم گفت کصم رو گفتم بگو داداشی بکنم کصم را بکن که سهیلا با صدای بلند گفت داداشی کس آبجی کوچیکه را جر بده بگا ابجیت را تلمبه های رگباری تو کس سهیلا میزدم و دستم رو سینه های آبجی و مالیدن پستونش خودش هم با یک دست دیگه کصش و چوچولش را می مالید خم شده بود رو تخت منم روش تلمبه رگباری میزدم سهیلا یک بار دیگه هم ارضا شد و افتاد رو تخت و منم روش خوابیده تو کص سهیلا تلمبه میزدم که تنگی کصش باعث شد که با یک فشار ته کس سهیلا همه آبم رو تو کاندوم داخل کصش خالی کنم جفتمون بی حال افتادیم . یک کم سرحال شدم از رو سهیلا آمدم کنار یک نگاه به کصش کردم اون کصی که اولش یک چاک کوچیک بود حالا باز شده بود و یک سوراخ قرمز درست شده بود . به سهیلا گفتم مرسی آبجی گلم گفت به من بگو دیگه سهیلا جنده چون عین جنده های که میکردی من گاییدی یکم نازش کردم و قربون صدقش رفتم ولی باهام قهر کرده بود براش گل گرفتم و سر کارش فرستادم نوشتن خواهر گلم ببخشید برادر بزرگت ، گل را که گرفت زنگ زد این چیه فرستادی گفتم گر جهت معذرت خواهی گفت با یک سبد گل اون کارت تلافی نمیشه بعد اروم جوری که کسی نشنوه گفت تو بهم تجاوز کردی وحشی گفتم میدانم ولی برات توضیح میدم گفت چه توضیحی میخواهی بدی الان دوستم نگار فضولیش گل کرده میگه چی شده با داداشت قهر کردی بگم به زور گاییدتم! . آن روز گذشت منم سعی کردم از دلس در بیارم و میبردمش بیرون و براش کادو میخریدم که دیگه تقریبا بخشیده بودم خودش هم بهم گفت آخرهاش کیب کرده و دوست پسرش هم اینطوری نتونسته بود بکنندش بعد از اون ماجرا دیگه هر وقت فرصتی پیش میامد تو خونه سهیلا یا خونه ما برنامه سکس بود یک روز تو خونه ما با سهیلا قرار گذاشتم از سر کار که تعطیل شد با همان لباس کارمندی امد خونه من پسرم را خونه مادرمون گذاشته بودیم و دخترم هلیا هم کلاس زبان داشت سهیلا امد یکم مشروب خوردیم به سهیلا گفتم بریم اتاق خواب رفتیم تو اتاق که سهیلا خواست سریع لخت بشه که بهش گفتم سهیلا برام استریپ کن سهیلا هم گفت جون چه خوش اشتها با مانتو تنگ اداریش که با دگمه هاش بازی میکرد تا روی گردی سینه هاش دگمه ها را باز کرد و سینه های سفیدش را بهم نشان میداد و لباس فرمش را داد بالا و کون قلمبه را گرفت سمتم و شیک میزد رو کونش و بعد برگشت دکمه های لباس فرم را تا اخر با استریپ برام باز کرد و دکمه جلو شلوار را هم باز کرد با استریپ زیپ را یواش یواش باز کرد و بالای کصش را بهم نشان میداد لباس فرم از پشت سر خورد پایین سهیلا با یو شلوار فرم با زیپ باز و یک تاپ تنگ جلوم بود تاپ را میداد بالا و یا از بالای سینه هاش میکشید پایین و تاپ در امد و نقش زمین شد حالا سهیلا با یک سوتین زرشکی و یک شلوار با زیپ باز جلوم بود از پشت سوتین را باز کرد با دستاش جلوی سینش نگهش داشت و یواش یواش میداد پایین و با حشر تمام به چشمای خمارم و کیر شقم نگاه میکرد سوتین پرت کرد سمتم منم زیپ شلوار را باز کرده بودم سالار را دراوردم و میمالیدم بعد با استریپ شلوار ذره ذره میرفت پایین پشتش را کرد سمت من و در نهایت شلوار هم درامد حالا سهیلا با یک شرت زرشکی جلوم بود و لباسهاش رو زمین شورت را هم با استریپ پشتش را کرد بهم و با بازی بازی داد پایین سعی میکرد کونش را تو دیدم بگذاره اخر سر وایستاد شرت را دراورد و از بین پاهاش رد کرد و با یک انگشت نگه داشت جلوم و پرتش کرد افتاد روم منم برداشتمش و مالیدنش به کیرم سهیلا گفت امیر نمیخواهی لخت بشی گفتم زحمتش با خودت گفت اوهه کصکش! چهار دست و پا آمد سمتم بعد کیرم رو گرفت دستش کله کیرم کرد تو دهنش ذره ذره میخورد و زبونش را میچرخاند دور کیرم منم تکیه دادم عقب و پیراهنم را دکمه هاش را باز کردم و از تنم در اوردم و رکابی را هم دراوردم سهیلا کمربندم را باز کرد و دکمه شلوار هم باز کرد و یکم بلند شدم شورت و شلوار را باهم کشید پایین وقتی کل کیرم با خاییه هام امد جلو صورتش یک جونی گفت و کله کیرم را کرد تو حلقش و با تخمام بازی میکرد صدای اوغ اوغ زدنش نفسش رو کیرم دیونه ام کرده بود تخمام را کرد تو دهنش و میک میزد و با دستش کیرم را میمالید دیگه بلندش کردم اوردمش رو تخت سهیلا چهار دست و پا دستش را گذاشت لبه تاج تخت با یک دستش با اب دهنش کصش را خیس کرد گفت داداش بکن دستاش رو تاج تخت کردم تو کصش تلمبه زدن را شروع کردم گفت امیر کاندوم نکشیدی گفتم بیخیال نمیخواد تلنبه تو کص سهیلا شلاپ شلاپ کصش و قیژ قیژ تخت قاطی شده بود که یک دفعه سهیلا برگشت سمت در و یک جیغ کشید من برگشتم سمت در دیدم هلیا تو چارچوب در وایستاده خشکش زده بود.

نوشته: امیر

ادامه…

بازدید 6,658

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

34 پاسخ به “سهیلا خواهر سکسیم (1)”

  1. این واقعیت داره در صورتی که همه اعضای خانواده شیشه ای باشن یا توی کار سکس فروشی باشن در شرورترین خانواده های غربی هم چنین چیزهایی رخ نمیده

  2. و مثل فيلم سوپر هليا هم به شما ملحق شد و ترتيبشو داديخيلي جالبه مملكت نيست كهپورن هاپه

  3. دوست عزیز قطعا شما نمیدونی ولی بیشترین دلیل خیانت زنای متاهل بخاطر اینه شوهرشون به نیازاشون بی توجهی میکنه و بلد نیست ارضاشون کنه پس امیر قصه اگه انقد بکن خوبی بود که خواهرش بهش بگه از دوس پسرم بهتر کردی زنش بهش خیانت نمیکردتنها چیزی که واقعی بود توی این داستان مشکلات روحی روانی ای هست که بعد از وارد شدن یک شوک بزرگ مثل همین قضیه که بفهمی زنت بهت خیانت کرده برای آدم به وجود میادیه جوری مغز طرف بگا میره که گاهی به افکار بی غیرتی رو میاره و به محارم خودش حس پیدا میکنهحدس من اینه که شما همچین شوکی بهت وارد شده و این فانتزیا توی مغزت اومده ولی خوشبختانه انجامش ندادی و فقط در حد نوشتن داستانش اکتفا کردی

  4. اولا که توهمات یه ذهن بیمار بود واگر هم واقعیت انسانیت درونت مرده متاسفم برات

  5. همه کس شعر هات یک طرف ، موندم چطوری ظرف تایم کوتاهی که دخترت کلاس زبان بوده شما مشروب خوردید و استریپ و باقی کارهامگر اینکه دخترت هم از کلاس زبان رفته بوده مکان یه بکن دیگه یا داداش خودش

  6. اوووف… چه با حال بود… هلیا رو هم از کون بکن … دیگه تو که خاهر و دخترت رو کردی…دیگه چه مرضی داشتی زنتو تلاق دادی، خب اونم خاسته حالی بکنه، اونم برگردونی ، صاحب سه کس و کون نازنین میشی

  7. مردحسابی مگه نگفتی خواهرت مجرده خونه مجردی داره حالارفتی اوکی جلوش باز بود اوکی.ازش پرسیدی کاندوم داره اونم گفت توی کشوهست؟😳دختر کاندوم داره تازه نمیدونستی بکارت داره یانه.چقدر متن های مزخرفی مینویسد

  8. هرکی اینو ترجمه کنه بذاره رو درخواست ویزای آمریکاش، خود ترامپ هواپیمای شخصیشو میفرسته ور میداره میبره آمریکا به زور پناهندگی میده بهش که با یه همچین موجود بدردنخوری تو یه کشور نباشه.

  9. راستش دوس ندارم الکی تورو قضاوت کنم و بهت فحش بدم ! اگه می‌دونستم چند سالته اون‌وقت راحت‌تر می‌تونستم حرفامو بزنم. آخه اگه یه پسر مجرد زیر ۲۵ سال باشی میشه اینارو جزو تخیلات و فانتزی‌هات فرار داد که بازم برا آینده‌ت خطرناکه و بهتره این فکرا رو دور بریزی!اگه واقعا خانومت بهت خیانت کرده و الان این چیزا تو سرته اون‌وقت یه سری چیزای دیگه باید گفت !اگرم متاهلی و خانومت موردی نداره که دیگه واویلا ! باید بری خودتو روانپزشک نشون بدی!

  10. تو روانشناسی به این میگن کاشتن دونه توی ذهن اینجور داستانا هدفشون عادی کردن این چیزا توی افکار دیگرانه نگاه کنین همشون همینجوری شروع میشن که یه حیوون به مادر، خواهر،دختر یا یکی از محارمش نظر داره اولش با فحش دادن به خودش شروع میکنه که فلان فلان شده این خواهرته مادرته و …‌ اوکی این تا اینجاش ولی بعدش پای شهوت وسط میاد و اینکه هرکاری کرده نتونسته بیخیال بشه و رفته تو نخش حالا اونایی که کسشعر میگن طرف خودشم میخواسته و ال بوده و بل بوده بکنار تا وقتی که پای تجاوز میاد وسط میاد و دیگه آخرش طرف هم کوتاه میاد و یه سکس خوب و خوش میکنن و آماده میشن واسه دفه های بعد مصیبت اینه که یه عده نوجوون احمق یا آدمای کثافت البته (اگه بشه بهشون گفت آدم ) اینو باور میکنن که تو جامعه سنتی ایران میشه همچین کاری کرد و فاجعه ای ببار میارن که حتی ممکن ختم بشه به قتل و خودکشی اونوقته که دیگه نمیشه جمعش کردخواهش میکنم قبل این کارا یکم فکر کنیم حتی تو آتئیست ترین جامعه ها هم این کار‌جرم محسوب میشه و ممکن بابتش سالها برن زندان چون اوناهم می‌فهمن که سکس با محارم خونواده رو نابود میکنه نابودی خونواده هم یعنی نابودی جامعه

  11. اگر راسته كه واقعا به قول خواهرت عجب ولد زنايى هستي ! تو حشرت ميزد بالا به دخترتم رحم نميكردى! خودتم ميدنى ،، ببين به چه فلاكتى بيوفتى تو زندگيت ،، اون دنيا هم احتمالا تيراهن نبشى داغ سزخ شده بكنن تو كونت ،،

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید