و تو داستان روز موعود ۲ داستان جذاب اولین سکس کاملمون بعد از عقد رو تعریف کردم چون اسم داستانا عوض شده بود تو کامنتها پیگیر ادامه ماجرا بودید حتما این سه تا داستان رو بخونید
سکس در روز خواستگاری
روز موعود ۱
روز موعود ۲
حدود یه ماهی از عقدمون میگذره و تو این مدت خیلی کمتر از قبل فرصت سکس با هم رو داشتیم :((
علی اکثر شبا خونه ماست و تو خونمون هم دوست نداره که ارتباطی داشته باشیم خانوادمم بخاطر همخونه بودن علی و رضا خیلی دوست ندارن من شب خونه علی بمونم خلاصه که تو زمان دوستیمون اوضاع بهتر بود
هفته اول مهر قرار بود بریم دزفول برای آشنا شدن با اقوام علی چون با شروع شدن کلاسها علی دیگه تا آخر ترم فرصت نداره
یه هفتهای بود که باهم سکس نداشتیم و من به شدت دلم خلوت دو نفرمون رو میخواست بلیطمون برای ۱۲ شب بود ولی علی بهم گفته بود ساعت ۶ پرواز داریم حدود ۳ اومد دنبالم تا بریم فرودگاه ولی مسیری که می رفت به سمت خونهاش بود
-چیزی جا گذاشتی خونه؟
-آره ( با یه لبخند خبیث)
-دیرمون نمیشه؟
-نچچچچ نگران نباش قشنگم
تو پارکینگ پارک کرد
-ساعت ۱۲ بلیط داریم از الآن تا ساعت ۱۰ شش ساعت فرصت داریم فقط و فقط برا خودمون باشیم مگه همینو نمیخواستی؟
-چرا زودتر نگفتی؟
-مزهاش به همین قیافه بامزه ذوق زدهات بپر پایین فنچولم
به محض اینکه در واحد رو بست تو بغلش چرخیدم و لبام روی لباش نشست با ولع لبای همو میخوردیم لب پایینم رو به شدت میک میزد و همزمان به سمت اتاقش حرکت میکردیم
در رو اتاق رو که بست مانتو و شالم رو درآوردم و دوباره لبامون تو هم گره خورد
محکم بغلم کرده بود و با تمام زورش بدنم رو به بدنش فشار میداد دستاش از دور کمرم سر خورد روی باسنم و همزمان با خوردن لبام باسنم رو نرم ماساژ میداد
-فنچولم من دیوونه عطر تن توام میدونستی؟
-اوهوووم منم دیوونه چشماتم موقعی که اینجوری خمار میشه
لباسامون رو یکی یکی در میاوردیم و لبای همو میخوردیم تا هر دو کاملا لخت شدیم
علی تمام بدنم رو نوازش میکرد و گردنم رو میک میزد هر تماس لبش با بدنم مساوی با آه کشیدن من بود و خودمو بیشتر به بدنش میچسبوندم
دستای منم بیکار نبود و تمام بدنش رو نوازش میکرد تا رسیدم به آلتش خیلی نرم با انگشتام نوازشش میکردم و هر حرکتم باعث بلند شدن نفسای علی میشد
هلم داد روی تخت و رفت سمت اندامم تا من اوج لذت رو بچشم اولین برخورد زبونش با اندام خیسم مساوی با بالا رفتن صدای آه و ناله من بود حس عجیبی تو پایین تنه ام داشتم و لذتش عجیب بود از پایین تا بالا اندامم رو کامل لیس میزد و در انتهاش مکیدن نقطه حساسش لذتم رو تکمیل میکرد
-علی بچرخ منم خوراکی خودمو میخوام
خودمو رو تخت کنار کشیدمو علی کنارم خوابید و رفتیم تو پوزیشن 69
هر دو به پهلو خوابیده بودیم سرمون لای پاهای اون یکی بود هر میکی که به آلتش میزدم اونم با شدت بیشتری اندامم رو میخورد نمیدونم چقدر تو این حالت بودیم که من ارضا شدم و در حین ارضا شدنم به شدت آلت علی رو محکم میک میزدم
-ولش کن اون لامصبو الآن آبم میاد کار دارم باهات هنوز
در حین ارضا شدنم اندامم رو میمالوند و آروم روش ضربه میزد
از کنارم بلند شد و روی بدنم خوابید لبامو میخورد و آلتش رو نرم روی اندامم حرکت میداد لباش از روی لبام تا گردنم رو لیس میزد و ادامه داد تا به سینه هام رسید نرم سینهام رو میمالید و نوکش رو که کاملا برجسته شده بود خیلی آروم زبون میزد تکتک حرکاتش برام لذتبخش بود
هیچ عجلهای نداشت و با آرامش کارش رو انجام میداد و من زیر دستش پیچ و تاب میخوردم
-علی بکن توش میخوامش
با چشمای خمار مشکیش زل زده بود تو چشمام و آروم با یه صدای خشدار گفت:
-چی میخوای؟؟
-علییییییی
-بگو چی میخوااای
هنوزم بعد یه سال سکس تو یه سری موارد باهاش رودربایستی دارم و سختم بود گفتن جملهام
-علییی کیرتو میخوام بکن تووووش
-جووون حالا شد چشم همسرررمممم
به یه فشار کل آلتش داخل اندامم شد و نفسم بند اومد بخاطر اینکه چند بار بیشتر سکس کامل نداشتیم اندامم به شدت تنگه و هنوز سکس برام دردناک
-آیییی
-جووونم الآن اوکی میشه لعنتی چقدر تنگه آههه سارا داغم هست دلم میخواد همین الآن ارضا شم
آروم آلتش داخل اندامم حرکت میکرد و همزمان سینهام رو میمالوند و میک میزد بعد از چند دقیقه از روم بلند شد و اول کاندوم کشید روی آلتش و پوزیشن رو عوض کردیم
علی لب تخت ایستاده بود و منم پشت بهش چهار دست و پا جلوی تخت بودم و از پشت آلتش داخل اندامم جلو عقب میشد و همزمان با دستش نقطه حساس بدنم رو میمالوند
هر از چند گاهی آروم به باسنم ضربه میزد و لرزش باسنم باعث میشد تا منم لذت بیشتری ببرم
شدت ضربههاش، صدای نفسش و نالههای سرخوشانه مردونش نشون دهنده نزدیک بودن به ارضا شدنش بود که همزمان با شدت بیشتری اندامم رو میمالوند و به محض ارضا شدنم بخاطر انقباض شدید بدنم علی هم ارضا شد تکون خوردن آلتش داخل بدنم لذتش عجیب بود
هر دو نفس نفس میزدیم که علی کنارم خوابید و منو کشید تو بغلش و با ولع لبهام رو میک میزد و بدنم رو به خودش فشار میداد
نیم ساعتی لخت تو بغل هم بودیم و بدون اینکه حرف بزنیم فقط همدیگه رو نوازش می کردیم و خیلی نرم همو میبوسیدیم
دستای علی پیشروی کرد و دوباره رفت سمت اندامم نوازشوار روی اندامم حرکت می کرد و خیلی نرم کلیتوریسم رو ماساژ میداد
برجستگی آلتش نشون میداد یه سکس جذاب دیگه در راهه با این تفاوت که علی تو سکس دوم خیلی دیرتر ارضا میشه
وقتی اندامم کامل خیس شد روی بدنم دراز کشید و نرم آلتش رو روی اون حرکتش می داد از پایین به بالا آلتش رو میکشید و روی نقطه حساسش دورانی میچرخوندش
تو چشمام زل زده بود و با لذت شهوت تو چشمام رو میدید انقدر به حرکتش ادامه داد تا خودم دستم رو پایین بردم و آروم آلتش رو داخل کردم و همزمان جفتمون صدای نالهامون بلند شد
خیلی آروم داخل اندامم حرکت میکرد و تمام حرکاتش من رو بیتابتر از همیشه کرده بود موقع ارضا شدنم حرکت بدنش تندتر شده بود همزمان نقطه حساسش رو میمالوند و قربون صدقم میرفت با هر حرکتش کلی آب از داخل اندامم بیرون میریخت و همین علی رو بیشتر تحریک میکرد
از شدت لذت نفسم بند اومده بود که بیحرکت روم دراز کشید و لبامو میخورد
-فنچولم چقدر تو لوندی دختر منو دیوونه میکنی با عشوه گریت
-علییی خیلی خوب بود حرکتش بده
-یه ذره صبر کن نمیخوام زود ارضا شم خیلی تحریک شدم
همزمان سینههام رو میک میزد از روم بلند شد و من دمر روی تخت خوابیدم و از پشت آلتش رو با فشار داخل اندامم کرد تو این حالت لذتش عجیب بود همزمان با حرکت بدنش باسنم رو ماساژ میداد و وقتی انگشتش داخل باسنم رفت فهمیدم دلش هوای سکسای گذشته رو کرده
به کمرم قوس دادم تا باسنم بالاتر بیاد همزمان با حرکت آلتش انگشتش هم داخل باسنم حرکت میکرد و زمانی که برای بار دوم به اوج رسیدم آلتش رو داخل باسنم فشار داد با یه حرکت نصف آلتش داخل رفته بود
-واااای علللی
-جووون دووم بیار الان اوکی میشه
دستش اندامم رو میمالید و با قوسی که به کمرم دادم کامل آلتش رو داخل فرستاد و با شدت حرکت میکرد با دستش ضربههای نرم به باسن میزد و قربون صدقم میرفت و منم به شدت تحریک شده بودم خودم با دستم اندامم رو میمالیدم و علی هم به شدت حرکت میکردد
-جووون بمالش خودت من الآن فقط کونتو میخوام
وقتی علی داخل باسنم ارضا شد همزمان من هم برای سومین بار ارضا شدم
علی روی بدنم خوابیده بود و گردن و کمرم رو لیس میزد و تو گوشم قربون صدقم میرفت
-پاشو بریم دوش بگیریم
-مطمئنی؟! تازه ساعت شش ها
-جوون سکس داری دوباره؟
-شک نکن بازم میخوام من
-خوشم میاد که سیر نمیشی سکسی من
با دستمال بدنمو تمیز کرد و تو بغل هم خوابیدیم حدود ساعت هشت بیدار شدیم و یه راند سکس فوق العاده دیگه رو تجربه کردیم و بعد از دوش گرفتن حرکت کردیم به سمت رستوران و بعدش فرودگاه
تمام بدنم ضعف داشت ولی لذتش فوقالعاده بود
همه از ساعت ۹ منتظرمون بودن و هر وقت زنگ میزدن علی میگفت پروازمون تاخیر داره و بالاخره ساعت ۱۲:۳۰ حرکت کردیم به سمت دزفول
لذت این روز سکسی فوق العاده بود
نوشته: سارا
یک پاسخ به “روز فوق العادهی علی و سارا”
آنجایم در اندامتدرست بنویس جق جقو