داستان از اون جایی شروع شد که من ی مدت بود فشار روم خیلی زیاد شده بود همه چیز برام خیلی سخت شده بود با این که اصلا گرایش به دادن ندارم خیلی تو فکر این چیزا نبودمم فقط خیلی زیاد جق میزدم وقتی میگم خیلی زیاد یعنی چندبار توی یک روز سایز کیرم هم بد نیست خودم هم قیافه خاصی ندارم بدنم هم بد نیست چند شب پیش که داشتم جق میزدم یکیاز رفیقام زنگ زد ومجبور شدم همون موقع وسط کار با همون وضعیت برم سراقش کارمون رو که انجام دادیم تو راه برگشت رفیقم دید این هنوز سرپاست و خندش گرفت منم خندیدم برگشت گفت کمک نمیخوای منم که دیدم مسیر برگشت خیلی طولانی تر از رفته گفتم اگه کاری ازت برمیاد یزیدی انجام ندی من بخاطر تو این شکلی پاشدم اومدم اونم نامردی نکرد دستش رو گذاشت رو شلوارم و شروع کرد به مالیدنش خیلی طول کشید و دیگه داشت درد میگرفت برگشت گفت این جوری نمیشه یکم نگاش کردم گفتم این وسط میگی چیکار کنم اونم برگشت گفت جلو تر ی دکه هست بزن کنار کنار دکه وایسادم اونم پیاده شده رفت دوتا آب معدنی خرید یکیش رو باز کرد داد دست من یکیش هم خودش خورد بطری های نصفه رو انداختیم صندلی عقب و راه افتادیم این بار زیپ شلوارم رو باز کرده بود و میمالید دیگه داشتم گیج میشدم نمیدونم از چی بود خوابم میومد یاخسته بودم چی بود اونم شروع کرده بود با حرف زدن اونم انگار نه انگار با مهارت داشت کارش رو میکرد منم دیگه داشت صدام درمیومد که شروع کرد سوال پرسیدن سؤالای چرتوپرت خیلیاشوتم یادم نمیاد سوالا کم کم داشت به جارهای باریک میکشید منم تمام حواسم رو داده بودم به جاده فقط جواب میدادم بدونه این که به عواقبش فکر کنم
ی جا بود دیگه واقعا نمی دیدم دست و پام داشت سر میشد کشیدم کنار نزدیک شهر بودیم اما هنوزم خیلی تاریک و خلوت بود گه گاهی ی ماشین رد میشد سرم رو گذاشتم رو فرمون و بش گفتم بس کنه اونم بد تر کرد هلم داد به عقب
و از صندلی شاگرد اومد جلو نزدیکم منم دیگه داشت حالم خیلی بد میشد و نزدیک اومدن بود که سعی کردم رفیقم رو حل بدم اما اصلا انگار زور نداشتم و فقط ی تلاش علکی بود با ی ناله بلد اومدم که رفیقم خندش گرفت گفت به این صدا از کجا اومد یهو منم که انگار تب داشتم با نفس نفس ی خنده بی جون کردم اومدم لباسم رو درست کنم که دیدم دستام جون ندارن و کیرمم هنوز شقه ی نگا به رفیقم کردم دیدم ی چند تا قرص انداخت تو آب مدنی و تکون داد دست کرد تو موهام و از اون آب ریخت تو دهنم منم بی اختیار قورتش دادم هرچی بیشتر میگذشت بدن من داغ تر میشد زیپ سویشرتم رو باز کردم اما بدنم گر گرفته بود و یکم عرق کرده بودم ازش پرسیدم چی تو اون آب ریخته بودی گفت چیزی که واسه امشب واقعا به کارت میاد و یکم چرتو پرت دیدم از ماشین پیاده شد منو کشون کشون برد اونی کی صندلی منم همین جوری ولو شدم دست شو برد سمت کیرم و بهش دست زد تا دستش بهش خورد ی ناله بلند از دهنم در اومد اونم برگشت گفت جوننن دست رو گذاشت رو سینه هام و ی نیشکون گرفت مه یادم نمیره جیغم در اومد شروع کرد دستشو همین جوری آروم کشید رو سینمکه باز مالک دراومد هرچی سعی کردم دستشو بزنم کنار نمیتونستم ی بسته کرم مانند مثل کاندوم از تو جیبش در آورد مالید به کیرم و کل سینم هرچی گفتم این چیه جوابم رو نداد دستامو برد پشت صندلی و یجوری گیرشون داد نشست پشت فرمون و راه افتاد مسیر رو عوض کرد بدن منم داشت خارش میگرفت همون جاهایی که از اون کرم زده بود دیگه ناله هام تمومی نداشت فقط التماسش میکردم که بهم دست بزنه اونم انگار نه انگار داشت با آهنگ هم خونی میکرد یکم که گذشت دیگه ناله هام دست خودم نبود و کش دار شده بودن که ی چاله رو ندی ماشین رفت توش و ی تکون بد خورد کیر منم نمیدونم به کجا خورد که جیغم در اومد وقتی صدای جیغم رو شنید با خنده نگام کرد منم التماس کردم اونم سر سری به سر کیردم دست کشید منم همونو ارضا شدم که پاشید به داشبر و یکم شیشه ماشین قهقه آش رفت هوا نزدیک همون دکه اول وایساد و ی بسته کاندوم و دوباره ی اب معدنی خرید بازم توش قرص انداخت این باز بیشتر از قبل…
ی جا بود دیگه واقعا نمی دیدم دست و پام داشت سر میشد کشیدم کنار نزدیک شهر بودیم اما هنوزم خیلی تاریک و خلوت بود گه گاهی ی ماشین رد میشد سرم رو گذاشتم رو فرمون و بش گفتم بس کنه اونم بد تر کرد هلم داد به عقب
و از صندلی شاگرد اومد جلو نزدیکم منم دیگه داشت حالم خیلی بد میشد و نزدیک اومدن بود که سعی کردم رفیقم رو حل بدم اما اصلا انگار زور نداشتم و فقط ی تلاش علکی بود با ی ناله بلد اومدم که رفیقم خندش گرفت گفت به این صدا از کجا اومد یهو منم که انگار تب داشتم با نفس نفس ی خنده بی جون کردم اومدم لباسم رو درست کنم که دیدم دستام جون ندارن و کیرمم هنوز شقه ی نگا به رفیقم کردم دیدم ی چند تا قرص انداخت تو آب مدنی و تکون داد دست کرد تو موهام و از اون آب ریخت تو دهنم منم بی اختیار قورتش دادم هرچی بیشتر میگذشت بدن من داغ تر میشد زیپ سویشرتم رو باز کردم اما بدنم گر گرفته بود و یکم عرق کرده بودم ازش پرسیدم چی تو اون آب ریخته بودی گفت چیزی که واسه امشب واقعا به کارت میاد و یکم چرتو پرت دیدم از ماشین پیاده شد منو کشون کشون برد اونی کی صندلی منم همین جوری ولو شدم دست شو برد سمت کیرم و بهش دست زد تا دستش بهش خورد ی ناله بلند از دهنم در اومد اونم برگشت گفت جوننن دست رو گذاشت رو سینه هام و ی نیشکون گرفت مه یادم نمیره جیغم در اومد شروع کرد دستشو همین جوری آروم کشید رو سینمکه باز مالک دراومد هرچی سعی کردم دستشو بزنم کنار نمیتونستم ی بسته کرم مانند مثل کاندوم از تو جیبش در آورد مالید به کیرم و کل سینم هرچی گفتم این چیه جوابم رو نداد دستامو برد پشت صندلی و یجوری گیرشون داد نشست پشت فرمون و راه افتاد مسیر رو عوض کرد بدن منم داشت خارش میگرفت همون جاهایی که از اون کرم زده بود دیگه ناله هام تمومی نداشت فقط التماسش میکردم که بهم دست بزنه اونم انگار نه انگار داشت با آهنگ هم خونی میکرد یکم که گذشت دیگه ناله هام دست خودم نبود و کش دار شده بودن که ی چاله رو ندی ماشین رفت توش و ی تکون بد خورد کیر منم نمیدونم به کجا خورد که جیغم در اومد وقتی صدای جیغم رو شنید با خنده نگام کرد منم التماس کردم اونم سر سری به سر کیردم دست کشید منم همونو ارضا شدم که پاشید به داشبر و یکم شیشه ماشین قهقه آش رفت هوا نزدیک همون دکه اول وایساد و ی بسته کاندوم و دوباره ی اب معدنی خرید بازم توش قرص انداخت این باز بیشتر از قبل…
نوشته: Ж
7 پاسخ به “رانندگی که کار دستم داد”
چرا امشب همه داستان ها کس و شعرهاین جقیای متوهم رو کی راه دا ه تو گروه ؟
الان مطمئن شدم که جلق واقعا مغزو بگا میده
چند تا قرص با آب معدنی خوردی که همچین چرت و پرتایی میگی ؟
عالی بود واقعالطفا زودتر بقیش رو بزار
یه کرم اورد مثل کاندوم بووووود ؟کاندوم که نمیدونی چیه 😕از مَه نوشتنت بجای منمیشه فهمید مال کدوم دهاتی
دکه های دهات شما کاندوم میفروشن ؟😁
تو که به کل بکن تو گفتی به اینم بگو