خیانت یهویی ولی شیرین (۳)

دوستای گلم سلام. توی ادامه خاطرات باید بگم از اون روز توی خونه دیگه حس خیانتکار بودن نداشتم متاسفانه و فقط منتظر یه اشاره بودم از مهران تا زیرش بخوابم. وقتی صحبت از رابطه از عقب کرد با وجود نوازش سوراخ‌کونم بازم استرس داشتم. یه روز چهارشنبه بود که قبل ظهر مهران زنگ‌زد‌ و گفت یواشکی بیا دم در خونه برات یه چیزی آوردم. چادر سر کردم و رفتم دم در.دیدم زن همسایه هم اومده دم در و داره یا گوشی حرف میزنم. رنگم پرید. مهران خیلی خونسرد از موتور پیاده شد و یه بسته داد بهم و گفت پیک هستم خانم. و بعدش سوار شد و رفت.پدرسگ خوب جمعش کرد تا فهمید کس دیگه دم‌در هست. بسته رو که باز کردم دیدم توش یه بات پلاک قشنگه.میدونستم چیه و میدونستم این مقدمه است برای اینکه کونم حسابی گاییده شه. مهران بهم زنگ زد و گفت رنگشو دوس داری؟ با شرت ستش کن. یه رنگ بنفش خوشگلی داشت نگین روش. بهم گفت امشب چیزی نخورم و اگه گرسنم شد پاستیل بخورم که دیر هضم برای خالی بودن روده هام و فردا صبحش هم برم تنقیه کنم و بات پلاک رو‌بزارم تا مهران بیاد. اون شب به بهونه اینکه خیلی با شروین هله خوبه خوردم علی شام رو تنها خورد و بعدش خوابید. من از هیجان خوابم‌نمیبرد و هزار بار توی ذهنم مرور میکردم که چجوری قراره کونم فتح بشه. استرس و ذوق همزمان باعث شد ساعت ۲ خوابم ببره. با این حال صبح زودتر از علی بیدار شدم و غذای شروین و صبحونه علی رو آماده کردم و وقتی تنقیه کردم و یه دوش آب داغ گرفتم نوبت مرحله سخت رسید. میترکیدم بات پلاک رو توی کونم جا بدم. توی دستشویی با فکر مهران کلی کسمو مالیدم و حسابی حشری شدم. توی ترس و لذت آروم بات پلاک رو فرو کردم و خدارو شکر درد خاصی حس نکردم.وقتی علی رفت ساعت دقیقا ۹.۵ بود و من ذوق زده با یه بات پلاک توی کونم رفتم سراغ انتخاب لباس.جلوی آینه قدی خودمو برانداز کردم و با خودم میگفتم شیما دستی دستی جنده شدی ها. یه ست بنفش خوشگل انتخاب کردم و پوشیدم. شرتم توری بود و روش یه پاپیون کوچولو بود. من دیگه رسماً آماده بودم. اینم بگم توی این مدت رسماً حس میکردم چیزی توی کونمه و عادی نیست برام. انتظار به سر اومد و مهران وارد خونه شد.وقتی منو دید چشماش یه برقی زد و گفت لعنتی چه لعبتی شدی.انگار‌ اون از من بیتاب تر بود.یه پلاستیک دستش بود بهم داد و گفت برو روی تخت من برم دستشویی و بیام. وقتی اومد مثل یه ببر که شکارش روی تخته آروم آروم اومد روی تخت و یه بوس ریز از گردنم کرد و وقتی یا آه کوچیکه گفتم دیگه لبشو به لبم چسبوند و شروع کردیم.هیچی از دنیا نمی‌خواستم جز اینکه زمان وابسته و ما تا ابد با هم سکس کنیم.وقتی سینه هامو از توی سوتین انداخت بیرون و توی دهنش گذاشت داشتم پرواز میکردم. اینقدر حرفه ای بود که نمی‌دونستم از تحریک سینه هام با لباش حشری شم‌یا انگشتش که توش شرتم بود و با کسم بازی میکرد.دیگه طاقتم تموم شد.بلند شدم و مثل قحطی زده ها شلوارشو کندم جوری که شرتشم از پاش‌دراومد. یه لیس از زیر کیرش تا نوکش زدم و کم‌کم همه کیرشو مرحله مرحله توی دهنم کردم.منی که از دیروز ظهرش هیچی جز یه خرما و یکم پاستیل و‌چایی نخورده بودم برام خوشمزه ترین چیز دنیا کیر مهران بود. ۵ دقیقه براش خوردم که مهران گفت بسه وقتشه کستو جر بدم.بهش گفتم مگه نوبت کونم نبود؟؟ لبخند زد و گفت اون که بله ولی قبلش کستو نکنم؟ منم با کمال میل گفتم البته قربان کس خودتونه. وقتی پامو وا کرد و کیرشو مالید روی کسم اولین چیزی که به ذهنم اومد این بود که این لعنتی هیچوقت برام تکراری نمیشه. کیرشو یواش یواش تا ته توی کسم جا کرد و افتاد روم و لباشو قفل کرده بود روی بیام و تلمبه میزد. نیاز به زمان طولانی نبود که ارضا بشم و‌کل‌بدنم شروع به لرزیدن کنه. کیرشو بیرون کشید و شروع کرد به نوازشم. صدای گریه شروین بلند شد. مهران گفت همینجا باش میرم میارمش. توی ابرا بودم و از تجربه یه ارگاسم بی نظیر لذت می‌بردم که دیدم مهران شروینو بغل کرده و آورده توی اتاق و یه اسباب بازی هم دستش بود. دقت کردم دیدم میگه بازی کن تا من کون مامانو بکنم بعدش باهات بازی میکنم. خندم گرفته بود که با یه بچه داره چجوری صحبت می کنه. وقتی دوباره توی تخت بهم ملحق شد چندتا لب ازم گرفت و پرسید آماده ای؟؟؟ گفتم‌فکر‌کنم. بات پلاک و آروم از توی کونم درآورد و دستشو با ژل لیدوکایین چرب کرد و سوراخ کونمو می‌مالید و گاهی انگشتشو میکرد توش.وقتی شروع کرد همزمان کسمو لیسید دوباره کر گرفتم و لذت عجیبی برام شروع شد. دیگه وقتی سه تا انگشتش رو هم توی کونم گذاشته بود برام هیچ‌دردی نداشت. با خوردنش چیزی نمونده بود که ارضا شم ولی دیدم دست کشید و روی کیرش کاندوم کشید. یه لب جانانه ازم گرفت و آروم آروم کیرشو وارد کونم کرد. اوایلش‌دردی حس نمی‌کردم ولی کم کم یکم سوزش حس میکردم ولی این دیوث که حرفه ای بود کسمو می‌مالید پو قربون صدقم می‌رفت. دیگه بعد از چند دقیقه رسماً توی کونم تلمبه میزد و باورم نمیشد کونم اون کیر بزرگ رو‌‌توی خودش جا داده. چشمامو بسته بودم با حس بدن خوشبوی مهران و‌کیر بزرگش‌و درد خفیف کونم حس گرفته بودم. وقتی تلمبه زدنش شدت گرفت بهم گفت چشاتو وا کن منو نگاه کن
توی چشمام زل زده بود و با تمام توان توی کونم تلمبه میزد و بهم میگفتن توی زیباترین و سکسی ترین دختری هستی که دیدم. بی نظیری. حسن قربون صدقه رفتناش یه داد بلند زدم و ارگاسم شدم. مهرانم آبش اومد و کیرشو بیرون کشید و کنارم دراز کشید.تا چند دقیقه هردو نفس نفس می‌زدیم و من گریه هم میکردم.ازم‌پرسید تجربه کون چطور بود ؟ گفتم مگه میشه تو بکنی و‌ بد باشه؟ خیلی عالی بود. نیم ساعتی توی بغل هم خوابیدیم و بعدش مهران رفت. وقتی رفت تازه فهمیدم از گرسنگی دارم میمیرم.خودم از خودم تعجب‌ کرده بودم منی که تا چند ماه قبل به سکس هفتگی متوسط با علی خیلی راضی بودم الان دارم هر روز یه سکس جدید با مهران تجربه میکنم و غیر از کسم کونمو هم تبدیل به غار کرده.وقتی اثر لیدوکائین رفت یکم سوزش کونم اذیتم میکرد ولی قابل تحمل بود. میتونم بگم این آخرین سکس فوق العاده با مهران بود.بعدش چند بار دیگه سکس از جلو و عقب داشتیم ولی یا وجود خوب بودن یه جورایی تکراری بود.شایدم من تنوع طلب شده بودم که کار رسید به تریسام.اگه دوست داشتین توی قسمت بعدی داستان آخرین سکسم با مهران و دوستش ساسان رو براتون میگم که تبدیل شد به آخرین رابطه من با فردی غیر از شوهرم.
دوستون دارم

نوشته: شیما

بازدید 15,482

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

10 پاسخ به “خیانت یهویی ولی شیرین (۳)”

  1. برون کونت رو بده بچه کونیتو زر بزنی از ده فرسخی میفهمیم تو یه پسر کونی هسیمن موندم دخترای بدبخت این دوره زمونه به چه امیدی می‌خوان زندگی کنن .صد هزار مرتبه که به امید غیرت و همیت خدایی شون که انکار خدا هستن از بس محکم و پر از غیرتنبرین ببینین تمام فروشگاه‌های زنجیره‌ای و فروشگاه ها و هر جا حرف از کار و کارگر و کارمند هست پر از دخترهای جوان که یه پسر پیدا نمیکنی که کون کار کردن ندارندخترا امیدتونو ازین پسرای کونی ایرانی ببرین و آستیناتونو بالا بزنین و خودتون واسه خودتون زندگی و درآمد بسازین که هر روزتون سیاه و هر فصلتون زمستانلااقل این دخترای افغانی هرجا برن بهشون پناهندگی میدن ، اما شما رو اینجا با گلوله میزنن

  2. خودت به عنوان خواننده دوبار میخوندی بعد شغل خوبی داری اسمش بده

  3. چندین بار به شوهرت خیانت کردی و به تریسام رسوندی اونوقت مدعی میشی آخرین رابطه ام هست خودتم میدونی یک ادعاس و واقعی نیست قبول کن فاحشه شدی …اگه داستانت و خودت فیک نباشی

  4. تو ديگه مبتلا شدي و دينه جنده شدي و طعم كير حرامو چشيدي تو ديگه نميتوني

  5. خاک تو سرت جنده شوهرت لذت نمیده برو طلاقتو بگیر هرروز به یکی بده همین شمایین که ریدین تو زندگی مردم با خیانتاتون باعث شدین کسی دگ اعتماد نکنه

  6. در کل کیر به جز کیرِ شوهر خیلی لذت بخش میشه نمیدونم دلیلش چیه ک انقدر دلچسب و خواستنیه🤭🥺

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید