اجباری که مادرم رو جنده کرد (4)

سلام دوباره خیلی وقت بود نیومده بودم شاید یه سالی میشه کسایی که داستان قبل خوندن از چگونگی دادن مامانم به اجبار مطلع اند از دادنش به سیاوشی و دوستش تا علی پسرخالمو رفیقاش مخصوصا عرشیا… مادرم بعد اون جریان ها کلا خیانت گذاشت کنار هم سیاوشی و دوستش هم علی و رفیقاش من آخرین دادنشو با عرشیا دوست پسر خالم علی دیدم که خیلی وقت ازش میگذره همه اینارو بلاک کرده و هیچ پیامی تو گوشیش نیست و این مدت پاک پاکه اما بریم سراغ داستانی که ۳روزه ازش میگذره و تعطیلات عید رقم خورد جایی مامانمو اینبار خیلییییی حشری تر از قبل دیدم بریم سراغ مامان:
اسمش همونجور که میدونید مونا نزدیک ۴۰سالشه خیلی نرمال شیک گردن باریک پوست سفید قد ۱۷۰وزن گمونم۶۵ رونای توپر باسن خوب و معمولی ولی سینه های خارق العاده سایز۷۰ گرد نرم سفید و خوش فرم که هوش از سر آدم میبره سینه هاش
مامان رابطش با پدرم کاملا خوبه وضعمون دستمون دهنمون میرسه مادر من تو این مدت مث همیشه زندگی میکرد به جز اینکه دیگه خیانت بکنه منم تو گوشیش چک میکردم کع علی مدام بهش پیام میده ولی بلاکش میکنه حتی سیاوشی که قول خرید یه ماشین بهش داد ولی قبول نکرد مامان یع دوست داره به اسم شهره یه زن داف که شوهرش راننده ماشین سنگینه و مدام تو چتاشون از دادنش میگه و کلی دوس پسر داره و یه پسر به اسم ابراهیم که کارش آزاده و ۲۳سالشه پسر بدقیافه و داغونیه اسم شوهرش علی که بهش میگیم علی آقا توی این مدت حرف از دادنای شهره بود که یه فیلم فرستاده بود که روی یه کیر خیلییییییی بزرگ واقعا بزرگ نمیدونم چقدر بود ولی کلفت تنه کلفت سره گنده خیلی گنده بود بالا پایین میشد مامانم نوشته بود شوهرته؟ گفتش اره گفت جر نمیخوری شهره؟ گف خیلی خوبه ولی درد داره زیاد باشه مامانم گف تو بااین کیرشوهرت میری میدی بازم؟ شهره گف کیرش خوبه خودش عنه مامان گف کاش کیرشوهرم انقدر بود شهره گف واای نگو کیر اون یه مثقاله
حرفشون تموم شد یه مدت گذشت رفتیم مهمونی قبل عید خونشون حرف و حدیث و میوه و شام کاملا عادی که مامانم رفت دستشویی تو حیاط من رفتم طبقه بالا که ایوون داشت و تو حیاط میخورد رفتم و دیدم علی آقا اونجاس یکم نگاه نگاه کردن علی آقا گفت چی شد مونا خانوم من ۶ماهه دارم میترکم نشد کاملش کنیم مونا گف علی اقا اشتباه بود هزار بود گفتم ولش کن علی آقا گف دهن سرویس تو عمرا کس مث تو ندیدم جان بچت یه شل کن دارم میمیرم مامان گف نه نگو انقد من هیچ فرقی با زنت ندارم بعدشم من اشتباه کردم گذاشتم اونسری علی آقا گف شهره گه خورد به تو برسه تو خودتو نگاه سینه هاتو نگاه کون سفید بدون خط و خش تو نگاه
نزدیک تر شدن ولی مامانم گف فکرشو از سرت بیرون کن گفتم علی آقا گف پس شب جوابمو بده تورو خدا بلاکم نکن مامان گف باشه ول کن برم ضایعس
و رفتن من منتظر شب موندم رفتم تلگرام بعد سلام و این حرفا علی گفته بود دردت چیه قربونت برم دفعه قبلی چرا پس اومدی الان اینجوری بشم مامان گف سری قبل خر بودم بعد اصرار اون و انکار مامان علی اقا برگ آس رو کرد یه فیلم از تو کابین تریلی که مامان تو حالت داگی با کون خوشگل و سفید خوابیده و کیرکلفت علی اقا داره کسشو فتح میکنه در حد ۱۰ثانیع مامانم گف کی گرفتی بی شرف خیلی عوضی ای علی گف دوس نداشتم زوری باشه ولی خودت خواستی مامان گفت نمیام هرکاری میخوای کن من نمیام
یکم دعوا بالا گرفت مامان بلاکش کرد فردا صبح بابا موقع رفتن به سرکار یه سی دی که زیر در افتاده بود اورد گف این چیه کی فرستاده تو مامان انگار از جاش پرواز کرد گفت مال منه جا گذاشتم بدش من بابامم داد رف سی دی من ندیدم ولی شک ندارم که فیلمه توش بود مامان بهش پیام داد و حسابی رید بهش ولی گف یه سی دی ام شب میزاره رو شیشه ماشین بابام و مامان گف من نمیخام خیانت کنم علی آقا اونم گف یه بار بیشتر نمیخوام وسلام بعد از حرف و حدیث مامان ما توی یکی از روزای عید مقرر کرد علی اقا بیاد خونمون و دوباره شروع کنه
روز موعود فرا رسید من رفتم دوباره تو پاسیون جا خوش کردم مامان استرس داشت یه شلوار لی تنگ که روناش دیوونه میکرد آدمو و کونش که بالاتر اومد بود و یه تاپ سبز مانند که سینه داشت سوتین سبز رو پاره میکرد موهاشو بسته بود اسبی و یه ارایش ملایم کرد علی اقا ساعت۱۲اومد تو با قد بلند هیکل گنده شکمو چهره مردونه و سبیل دار نشستن تو حال جا پهن کردن مامانم و علی اقا شیرینی گرفته بود مامانم چایی ریخت حرف زدن و علی آقا گف مونا ناموسا ایرانو گشتم رو دستت پیدا نکردم مامان گفت اخرین باره علی آقا علی آقا گفت شک نکن سینی چایی زدن کنار مامان با دستای علی آقا اومد سمتش و لباشون رو تو هم صحنه قشنگی بود سکون مطلق و صدای لب گرفتن اونا مامانم یه اه ریزی کرد چون سینشو علی آقا داشت میچلوند حسابی با لب و گردن هم ور رفتن و علی اقا تو کسری از ثانیه بالاتنه مونا لخت کرد بازم اون سینه های محشر گرد و نرم که یکی یکی تو دهن علی بی شرف میرفت و گازشون میزد
مامان: ایییی علیییی اقاااا گاز نگیررر اومممم
علی آقا: جون سینه هات عالین کست خیسه؟
مامان: اره بیا بکن
مامان پاشد سرپا شلوارو درآورد و شرت نداشت علی اقا لخت شد مامان درجا رف کیرعلی گرفت دهن چه ساکی میزد براش حسابی خیسش کرد شاید ۱۰دقه بکوب براش خورد تخماشو لیس میزد علی ام سره مامانو گرفته بود و سعی میکرد همه کیرو جا کنه
مامان پاشد علی گفت داگی بگیر مامان گفت نمیخوری برام گفت نه خوشم نمیاد مامان گفت.دفعه قبل که خوردی علی گفت بچرخ حالا یکم بکنم بعدش
مامان چرخید اون داگی محشرو گرفت از پشت گردن تا لای چاک کون مامانو لیس زد گف نمیشه نخورد این کسو اخه پاشذ کیرو گذاشت رو کسش یه ضرب کرد تو کس مامان
مامان: ااااعععاااااییییییی علییی اقاااا دررررررشششش بیارررر عااااااههااایییی مردمممممم پاره شد بخدا کسم درش بیار وحشی کیره خره کیرت درش بیار
علی آقا: تکون نخور عادت میکنی جوننن دست و پا بزن
شروع کرد گاییدن جوری میزد مامان پرت میشد جلو مامان عررررق خالی بود مث علی اقا داشتن جفتی عشق میکردن مدام آه و ناله مامان و چک های سکسی علی آقا
یه ریع با همین پوز گایید دراورد خواببید گفت بشین روش مامان با دستش تفشو مالید نشست رو کیرش
مامان: اهعاهیییی چقدر کلفتهههههه اومممم کوفتت بشه شهره ااااایییی اوممممم تو نکن بزار خودم بالا پایین بشم جونننننن دارم ارضا میشمممم عاااهییییی اییییی اخخخخخخخ اهعاههعاعهیییییییی جووون شدددمممم شدمممم نکنننننن شدمممم سینه هامو کندی علی آقا ارومممممم سینمو سوختتتتتت واستا حالم جا بیاد
همون موقع علی مامانو به کمر خوابوند کرد تو کسش خوابید روش و تویی بود که بهش میزد مدام ازش تعریف میکرد
مامانم از سنگینی علی آقا گلایه داشت
علی آقا: پاشو دوباره داگی بگیر
مامان: آبتو بیار مردم خیلی کلفته
علی آقا: بچرخ بیارم براات جووننن کونشو نگاه مونا عجب کسی داری کس ننه شهره شل کن کونتو سفتش نکن
مامان: دست خودم نیست خیلی کلفتههه اییی میسوزه عاییی ابتو بیارررر مردمممم عاااایییی نزززززن رو کونم علییییی
علی اقا: بریزم تو دهنت؟
مامان: نه رو سینه هام
یکم کردش کونش موج برمی داشت سینه هاش تکون میخورد از موهای دم اسبی میکشید و میکرد یهویی دراورد گفت بچرخ مامان چرخید به کمر سینه هارو گرفت و کلیییی آب خالی کرد رو سینه مامان با عربده فراوان یکم سکوت شد علی آقا به گفته مامان دستمال اورد براش از رو سینه هاش پاک کرد پاشد رفت سمت سرویس آب زد جلوی سینه هاشو گرفت اومد نشست سوتین برداشت ببنده علی نذاشت سینه هاشو خورد خورد خورد تا زخمشون کنه مامان گفت بسه دیگه مردم پاشو برو علی آقا بعد کلی لب و مالیدن و انگشت کردن پاشذ لباس پوشید موقع رفتن مامان نشست رو پاهاش و کلی لب گرفتن که خواسته علی آقا بود الان مونا بدش نمیومد علی آقا طرف مامانم یه راست لباسو دراورد تو خونه سینه هاشو تو آینه نگاه کرد گف وحشی چی کرد خب اینارو چجوری بپوشونم کسشم خیس بود با دستمال پاک کرد گف اینجور نمیشه برم حموم رف سمت حموم که من در اومدم رفتم بیرون چند ساعت بعد اومدم مامان و علی آقا با هم حرف زدن قرار شد دیگه سکس نکنن ولی بعید میدونم مامان بتونه تمام

نوشته: همیشگی

بازدید 16,410

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

7 پاسخ به “اجباری که مادرم رو جنده کرد (4)”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید