با سلام خدمت دوستان گلم،چندین سال هست ک میام داستان میخونم و تو حین خوندن داستان متوجه میشم ک فیک هستن،امروز میخوام داستان خودم و فرشته جون رو بنویسم
اسم من جهان و اهل اصفهان،۳۵ساله هستم و شغلم آزاد
بگم ک از بچگی عاشق زنهای شوهر دار بودم و همیشه تو نخ زن دایی ،وزن عمو و زنهای فامیل و همسایه و… بودم
داستان از اونجایی شروع شد ک من رفتم توی رژیم و نزدیک ۲۰کیلو وزن کم کردم و همه ازم سوال می پرسیدن چطوری تونستی و یکی از اونهایی ک سوال میکرد فرشته زن دوستم بود،هر دفعه ک منو میدید تشویق میکرد و میگفت ولی من نتونستم و فلان… تااینکه یه روز دیدم تو واتساپ پیام داد ک من فرشته م و شماره ت را از گوشی شوهرم برداشتم و میخاستم اگه میشه برنامه غذایی ت را بهم بگی و سر حرف باز شد منم گفتم رژیم در کنار باشگاه جواب میده و ناگفته نمونه رفیق ما خیلی خسیس و پول خرج نکنه،اونم گفت باشگاه رو ک شوهرم نمیذاره ولی رژیم اگه سخت نباشه انجامش میدم چون چند وقته ک هرچی شوهرم میاد بغلم میگه چاق شدی و بهونه میاره،منم پیشنهاد قطع قند رو بهش دادم با چند تا کار دیگه و هر روز هم به بهانه ی پیگیری رژیم باهاش درارتباط بودم تااینکه دیگه کم کم چت کردن ما سمت درد دل کردن از شوهرش و کمبود محبت و عاطفه و منم ازاین طرف سواستفاده میکردم و قربون صدقه ش میرفتم و هرروز به همدیگه وابسته تر شدیم تا روز تولدش رفتم یه باکس گل براش خریدم با یه انگشتر و بهش گفتم ک بیاد بیرون از خونه به بهانه دیدنش بردمش کوه صفه و بعد از کلی تفریح و ورزش و صحبت سورپرایزش کردم و تولدش رو تبریک گفتم ک صورتشو آورد جلو و منو بوسید منم بوسیدمش و رفتیم تو ماشین ک ببرمش خونه شون دوباره توی ماشین لب بازی کردیم دیدم فرشته واقعا حشریه،همچین چیزی رو من فقط توی فیلم ها دیده بوده دستمو بردم لای پاش کردم توی شورتش تمام دستم خیس شد،نگو باهمون چند تا لب و مالیدن ارضا شده بود,اونم دستشو گذاشت روی کیرم دید راست شده گفت دلم نمیاد اینطوری بری و اصرار داشت ک برام ساک بزنه،خلاصه در آوردم و دادم دستش اونقدر قشنگ برام بااون لبهاش ساک زد ک سریع ارضا شدم بهش گفتم داره آبم میاد هیچ اعتنایی نکرد و تاقطره آخر آبمو قورت داد،این شروع رابطه ی من با فرشته بود،والبته اولین تجربه ی من توی نوشتن داستان،دیگه اگه باآب وتاب تعریف نکردم بذارید بحساب اولین تجربه و همچنین پرهیز از دروغ و بزرگنمایی کردن،اگه دوست داشتید از سکس های خودم و فرشته بازم براتون میذارم
اسم من جهان و اهل اصفهان،۳۵ساله هستم و شغلم آزاد
بگم ک از بچگی عاشق زنهای شوهر دار بودم و همیشه تو نخ زن دایی ،وزن عمو و زنهای فامیل و همسایه و… بودم
داستان از اونجایی شروع شد ک من رفتم توی رژیم و نزدیک ۲۰کیلو وزن کم کردم و همه ازم سوال می پرسیدن چطوری تونستی و یکی از اونهایی ک سوال میکرد فرشته زن دوستم بود،هر دفعه ک منو میدید تشویق میکرد و میگفت ولی من نتونستم و فلان… تااینکه یه روز دیدم تو واتساپ پیام داد ک من فرشته م و شماره ت را از گوشی شوهرم برداشتم و میخاستم اگه میشه برنامه غذایی ت را بهم بگی و سر حرف باز شد منم گفتم رژیم در کنار باشگاه جواب میده و ناگفته نمونه رفیق ما خیلی خسیس و پول خرج نکنه،اونم گفت باشگاه رو ک شوهرم نمیذاره ولی رژیم اگه سخت نباشه انجامش میدم چون چند وقته ک هرچی شوهرم میاد بغلم میگه چاق شدی و بهونه میاره،منم پیشنهاد قطع قند رو بهش دادم با چند تا کار دیگه و هر روز هم به بهانه ی پیگیری رژیم باهاش درارتباط بودم تااینکه دیگه کم کم چت کردن ما سمت درد دل کردن از شوهرش و کمبود محبت و عاطفه و منم ازاین طرف سواستفاده میکردم و قربون صدقه ش میرفتم و هرروز به همدیگه وابسته تر شدیم تا روز تولدش رفتم یه باکس گل براش خریدم با یه انگشتر و بهش گفتم ک بیاد بیرون از خونه به بهانه دیدنش بردمش کوه صفه و بعد از کلی تفریح و ورزش و صحبت سورپرایزش کردم و تولدش رو تبریک گفتم ک صورتشو آورد جلو و منو بوسید منم بوسیدمش و رفتیم تو ماشین ک ببرمش خونه شون دوباره توی ماشین لب بازی کردیم دیدم فرشته واقعا حشریه،همچین چیزی رو من فقط توی فیلم ها دیده بوده دستمو بردم لای پاش کردم توی شورتش تمام دستم خیس شد،نگو باهمون چند تا لب و مالیدن ارضا شده بود,اونم دستشو گذاشت روی کیرم دید راست شده گفت دلم نمیاد اینطوری بری و اصرار داشت ک برام ساک بزنه،خلاصه در آوردم و دادم دستش اونقدر قشنگ برام بااون لبهاش ساک زد ک سریع ارضا شدم بهش گفتم داره آبم میاد هیچ اعتنایی نکرد و تاقطره آخر آبمو قورت داد،این شروع رابطه ی من با فرشته بود،والبته اولین تجربه ی من توی نوشتن داستان،دیگه اگه باآب وتاب تعریف نکردم بذارید بحساب اولین تجربه و همچنین پرهیز از دروغ و بزرگنمایی کردن،اگه دوست داشتید از سکس های خودم و فرشته بازم براتون میذارم
نوشته: وروجک اصفهان
15 پاسخ به “خاطره با فرشته زن دوستم”
خوب بود به جق سرعتیت ادامه بده ایشالا تو المپیا مقام اول رو میاری
کونی تو که خودت بدتر از،اونا فیکیو توهومی 😂😂😂
نوشته : زود انزال اصفهان
چالا ما با چندتا دختر که بودیم نیم ساعت باعت مستقیم کوس و چوچولشون رو میک میزدیم و لیس میزدیم تا ارضا بشن! ملت با لب ارضا میکنن، حالا نمیگم دروغه اما ارضا نشده !
هرچند میدونم دروغ محض گفتی و صابون هم برات کف نمیکنه چه برسه به سکساماخودت حاصل چندمین سکس مامانت با مردم هستی که به زن شوهردار نظر میکنی عوضی؟!
عالی ❤️
اصفهان نصف جهان ،ممنون که مداح آلت خودت نشدی
به نظرم توباید تو جشنواره شرکت کنی داستانت ته جذابیت و واقعیت بود
من از هم لحاظ کارشناسی بخوابم بگم ، داستان واقعی بود و نگارش هم خوب بود و دست به کیر نبودی و غلط نداشت
همینکه واقعی بود خیعععلی چسبید ولی میتونستی جزییات بیشتری رو بگی و سریع نری تو اتفاق اصلی، بهرحال زنی که دلش کیر میخاد همیشه علائم نامحسوسی نشون میده
خائن!
ایا این داستان واقعیت دارد؟🖕
به عنوان اولین. داستان خوب بود موضوعشم دوست داشتم عالی تو همین سبک بنویس بازم با جزئیات بیشتر و اتفاق های بیشتر
خدا شانس بده
چرا داستان واقعی نباشه؟ مگه شماها با زنایی که نخ میدن ولی شوهردارن برخورد نداشتین؟ من خودم دوشب با زن شوهر دار رفتم شمال، تا کور شود سوراخ کون هرکی نمیتونه ببینه، بشما چه که اصن با زن شوهردار چرا؟ تو خوب تو عالی؟ ماها زن شوهردار باز و کثیف؛ تو مثه ما نشو گوه خور ماهم نباش.