بیدار شو شب تمیزکاری نصفه موند آرکان الان صداش در میاد کندن جسم خستم از تخت یکم سخت بود لباس هارو پوشیدم توی آینه خیره شدم دوباره به خودم از دید نفر دوم اونی که توی اینه بود رو نگاه میکردم پسر خوبی به نظر میومد شیک پوش نبود جذاب هم نبود پسر توی آینه ارومم بود و پر راز
با خودم گفتم یعنی اونی که تو آینس چه فکری درباره من میکنه ؟ روحم داشت بین منو آینه پاس کاری میشد و صدای نازگل من و به خودم اورد محمد محمدد کجایی بجنب دیر شد
نازگل با اینکه یک سال بیشتر از من اینجا بود اما کشور غریب براش فرقی نمیکنه تو چند وقت اونجا باشی
به سختی لبامو از هم جدا کردم و لب زدم نازگل من حوصله ندارم نمیام
به عنوان یه همخونه زیادی هوامو داشت شاید دوتا جوون ۲۰ ساله کارگر ایرانی توی انکارا بهتر همو درک میکردم
نازگل اومد از پشت بغلم کرد اروم یه بوسه رو گردنم نشوند بوسه ی احساسی و بدون شهوت حداقل برا من که سال ها بود شهوتم مرده بود
برگشتم نذاشت حرف بزنم خودشو تو بغلم جا کرد داداشی تو نیایی منم میرم بعد ارکان …
+ارکان ارکان فک کرده کیه یه رستوران دار احمق که رو مغزمه میخوام با لذت تمام مغز کثافتشو له کنم
ساکت شد مودش عوض کن از بغلم اوند بیرون بدون نگاه بهم گفت اون کسی نیست ولی ماهم کسی نیستیم من یا گارسون ساده و تو یه نظافتچی
اون راست میگفت اما به هر حال مجبور زات جبر گریزی انسانیم اون روز نذاشت برم و توی واحد ۳۰ متریم موندم فردا واسه تسویه حساب رفتم اما نازگل میخواست هنوز بمونه خیلی برام مهم نبود چون خودشم برام چندان مهم نبود وارد اتاق ارکان شدم پشت میز بود ترکی من تعریفی نداشت اما فارسی اون خوب بود گفتم برا تسویه اومدم من دیگه نیستم بی تفاوت سیگارشو روشن کرد تا آخر ماه بیا پولتو بگیر اما بحث پول نبود من میخواستم غرور زخمی رو نجات بدم گفتم نیستم تصفیه کن یه نگاه بهم انداخت و گفت یه مهاجر غیرقانونی و بدون مدارک داره تهدیدم میکنه نمیدم برو بیرون
فقط تو کثری از ثانیه موج آدرنالین تو شریان خونم سرازیر شد ضربان قلبم داشت سینمو فشار میداد دستم میلرزید درست مثل زمانی که حسنا و افشین جلوم لخت تو بغل هم مشغول سکس بودن و تا وقتی صدای گلوله قطع نشد شلیک کردم و چند ثانیه بعدش جنازه عشقم و دوستم غرق خون جلوم بود
یهو در باز شد سیما بود سریک ارکان با همون سرعت اروم شدم سیما گفت محمد برو میام برا تسویه خودم
سیما تازه وارد ۳۵ سالگی شده بود اما یه رئیس تمام عیار بود کسی مولتی میلیاردرهای ترکیه تو نخش بودن و اون خدای تخریب شخصیتی اونا
خونه اومدم نازگل یه یادداشت گذاشته بود من جاییم شب خودت رشته بزار بخور
چشمامو بستم چرا من اینجا بودم شاید این تاوان این بود حقمو گرفته بودم و دوتا حروم زاده کشته بودم یعنی من قاتل بودم این پسر اروم که چهرش اوج مظلومیت بود قاتل سه نفر بود دوتا کثافت و احساس خودش گوشی زنگ خورد سیما بود از این که لازم نبود باهاش رسمی صحبت کنم دیگه از من بالاتر نبود حس خوبی داشتم
+ادرس خونت همون قبلیه ؟
_اره لوک میدم بهت
+یه خورده باید صحبت کنیم
خونه رو مرتب که زنگدر خورد
درو باز کردم سیما بود یه لباس مجلسی که کمی تا روی سینه هاش و بالای زانوهاش سلام دادمو دست دادم حین ورود رایحه عطرش از کنارم توی سرم پیچید
مشکلت و میدونم با نازی هم صحبت کردم من برام بیزینسم مهمه نه حال تو ولی حال تو بیزی منم گوه میکنه پس بایه تسویه حساب بدون حاشیه به کارمون پایان میدیم
حالا تو سطح بودیم هیچ برتری نسبت بم نداشت وقتش بود عقده هایی که هضم نکرده بودم بالا بیارم
اروم نگاش کردمو گفتم بهت نمیاد ادای ارکانو در بیاری
جا خورده بود اما میخواست شخصیت کاریز خودشو حفظ کنه
خواست حرف بزنه که گفتم بیخیال سیما قهوه یا چایی
+ازت خوشم میاد محمد تو یه احمقه باهوشی
وقتی بازی بود با کسی که اوج غرور بود
_اگه باهوش بودم استا بهشت بود برام نه؟
+بخوایی میشه
_قهوه میارم رسمی تره برا معامله
+معامله من با پسری که ۱۵ سال ازم کوچیکتره و کارگرم بوده
_جالبه نمیدونستم برای کارگر ها هم عطر و میکاپ میکنین
+تو واقعا فکر میکنی واسه توئه
-سیما چی میخوایی
+حوصله سر بری آداب معاشرتت صفره
_لاس جنسی برا شهوت و قدرت ؟
به هیچ کدوم نیاز ندارم
+تو مریضی محمد منم دوسش دارم اینو یه مریض که نه دنبال سکس با منه نه ثروتم
_آخرین باری که احساسی شدم نتایج خوبی نداشت
+قدر به نفر میتونه نچسب باشه تهوع آور
دو برابر حقوق رستوران بهت میدم راننده شخصی و نگهبان نظافتچی دستار من میشی
فقط زبون درازی بعدیتو تحمل نمیکنم فراری
_۳ برابر
+اینم ۴ برابر
بعد یه دوئل جذاب باز خانوم رئیس برده بود و من باخته
نوشته: نیمچه نویسنده مریض
4 پاسخ به “طغیان”
حداقل درست بنویس قاتل کونی
سر و ته نداری هیچ رقمی بهت نمیاد اندازه دو تک تومن بی ارزی پسر جون
این چی بود؟ 🤔🤔🤔اعترافات یه بیمار روانی بود؟ 🤯داستان کوتاه بود؟ 😐رمان بی سروته بود؟ گزارش یک جرم بود؟ خاطره بود؟ روایتی از گفته های دوستان در یک دور همی بود؟ دروغ سزده بود؟ چون به هیچی نمیخورد
اینجا داستان سکسی مینویسند نه چرندیات .🐐