
کارد و پنیر. همین اندازه بی رحم، همین اندازه واقعی
خلوت شهوتناک دو نر یکی غالب و دیگری مغلوب از لحظاتی پر هوس و پر تپش تا همیشه یادها و خاطرات مگو
شاید فرش های قرمز لاکی خانه مادربزرگ های دهه 60 خاطره بسیاری از این صحنه ها را در خود مخفی کرده است.
پسرخاله پرحشر ورزشکار در اوج شهوت 28 سالگی، به باسن پسر خاله تازه دانشجوی 19 ساله اش طمع می کند و در یکی از شب های تعطیلی آخر هفته و ماندن در خانه مادربزرگ و تا صبح حرف زدن و … بالاخره پسرخاله بزرگتر تق پسرخاله کوچکتر را می زند.
یا شوهر خواهر هوس باز، برادر زن خود را که حتی در سن 25 سالگی و بعد از دوره دانشگاه و سربازی هنوز در دسته بچه خوشگل ها جای می گیرد را بالاخره شکار می کند و حالا نکوب کی بکوب؟
یا شاید برعکس برادر زن قلدر و الوات، تازه داماد خجالتی خانواده را که در دوران شیرین عقد به سختی در حال فراهم کردن مقدمات عروسی است با کمی شوخی و کمی زور و کمی وسوسه و وعده همکاری و …زیر کیر خود می کشد و قبل از اینکه او شاه داماد صفر تازه عروس خود را باز کند، ما تحت خودش به شکلی دردناک فک پلمپ می شود.
یا حتی شاید باجناق حسود و دائم الحشر ، نامزد جدید خواهرزن خود را در خلوتی ناگهانی، به زیر کیر می برد تا بعدها بتواند با شکستن غرور مرد جوان، همچنان مانند گذشته به خواهر زن زیبای خود هم دسترسی داشته باشد و شوهرش نتواند در مقابل دست درازی های او قد علم کند زیرا خودش هم زیر همین کیر خوابیده.
یا حتی پدر متعصب خانواده، که از رابطه پنهانی پسر جوان همسایه با دخترش با خبر شده و برایشان کمین گذاشته و یک روز پسر و دختر جوان را در خلوت خانه خود غافلگیر و دستگیر می کند و بعد از بیرون کردن دختر از اتاق و فرستادنش به خانه همسایه دیگر، به بهانه چند کلمه حرف مردانه، کیر مردانه خود را به مقعد جوانک خطاکار می تپاند تا درس عبرتی باشد فراموش نشدنی بر هر کسی که به دختر این خانه چشم بد داشته باشد.
و یا شاید…
به هر حال دل این فرش های قرمز لاکی پر از این خاطره های مگوست که نسل ما دهه شصتی ها رویشان رقم زده ایم. چه کون ها که در مقابل پسران و مردان قوی تر فامیل یا همسایه بر باد نداده ایم و چه صفرها که از دیگر پسران و مردان ضعیف تر از خود باز نکرده ایم.
شما هم اگر خاطره ای دارید بگویید.
این فرش قرمز لاکی همیشه میزبان خاطرات شماست.
نوشته: آرمان (یک جور دیگه)
25 پاسخ به “خاطرات فرش قرمز لاکی”
آرمان هستم. نویسنده این مطلب. این در واقع داستان نیست. بلکه چند داستان واره و یا چند طرح هست که هر کدوم می تونن به داستان های مستقلی تبدیل بشن.ممنونم از دوستانی که با ارسال نظرات و خاطرات سکسی شون به اینجانب کمک می کنند تا داستان های بیشتر و دقیق تری بنویسم. اگر دوست دارید داستان های بیشتری از من رو بخونید به پروفایلم سر بزنید. منتظرتون هستم.
ایول، عکس کیر و کون مال کیه، هر دو خیلی خوبه 🤓😎
دلت پره ها زیادی گل های قالیو شمردی
موضوع جالبی بود اگر چه تحریک کننده و هیجانی نبود حالا از خودت بگو خودت مغلوب روی فرش لاکی از کدام مورد بود پسر عمو یا پسر عمه . پسر دایی یا پسر خاله . و چند بار شاید شمارش گل های ریز قرمز قالی بود حتما از بس دمر افتادی تمام نقش فرش رو با تار و پودش حفظ هستی 😂
آرمان جان اینو هم اضافه کن برادر بزرگتر ۱۷ ساله در تاریکی شب و خلوت خانه کون برادر ۱۲ ساله خودشو با فشار وحشتناکی گشاد میکنه و اونو به یه کونی تمام عیار تبدیل میکنه
Dara Hot اره واقعا هم کیره خیلی خوبه هم کونه. دوست داشتم مال من بودن. اما نیستن. نوش جون صاحباش. البته اگر کونه از زیر این کیر زنده بیرون اومده باشه🤣🤣🤣🤣
چقد دوست دارم زیر همچین کیری باشم همونقد شق و رق همونقد بزرگ و کلفت
Joluos4 کاش اینطور بود ولی متاسفانه فقط در حد خیالپردازی باقی موند برام
ننویس
artinafr خیلی روی فرش دمر افتادم ولی متاسفانه همیشه تنها و به قصد جق زدن و مالوندن کیرم به فرش به جای تصور سکس با کراش هام. کاش اینی که میگی برام اتفاق می افتاد. من نه تنها بد نمیدونم بلکه علاقه هم دارم بهش
sasan2024 اوه اوه ساسان عزیز این خاطره برای خودت پیش اومده؟ تجاوز از جانب برادر چه جوریه؟ تو خودت چه حسی رو تجربه کردی؟
البته که گمان میکنم همه خاطراتی از فرش قرمز لاکی در گنجینه ذهنشون دارناما من میخوام به نکته ظریفی اشاره کنم و اون اینکه این فرش نقشها و گلهای متفاوتی رو در ذهن افراد حک کردهمثلا زمانیکه دایی و خواهر زاده روی این فرش شیطونی کردند ” گل ” اون نقطه از فرش در ذهن میمونه و زمانیکه با پسر خاله در گوشه دیگر این فرش کون هم میزارن ” گل ” اون نقطه در یادو خاطره ماندگار میشهو افراد چه ” گلهای ” متفاوتی رو روی یک فرش تجربه کردند و بیاد سپردندمن ” گل ” دایی و پسر خاله و پسر دایی رو روی یک فرش قرمز لاکی بیاد دارم که خیلی با هم متفاوت بود
Top43teh داداش الان بعد از یک روز از کامنت قبلیت، خماریت برطرف شد و به کونی که میخواستی برسی، رسیدی؟ یا همچنان داری خماری میکشی؟
Aram96b و همونقدر خطرناک؟ به نظرم هر کونی نمی تونه این کیر رو تحمل کنه خطر پارگی خیلی جدیه با این کیر.
Mtn1360 متاسفم عزیزم نمی تونم به درخواستت عمل کنم چون تعداد لایک ها و پیام های مثبتی که برای مطلبم اومده از دیسلایک ها و پیام های منفی خیلی بیشتر بوده. معلومه نوشته هام طرفدار داره. پس بازم منتظر نوشته های بعدیم باش.
آرمان جانسلام وقتی ۱۲ سالم بود داداش ۱۷ سالم چند بار کونم گذاشت هر دو سه هفته ای میکرد منو نه اینکه تجاوز و زور باشه من به میل خودم میدادم ولی خب او اول بهم پیشنهاد میداد و شرایط رو جوری میچید که بهش بدم تجاوز وحشیانه نبود میشه گفت تجاوز دوستانه بعد از یه سال دیگه منو نکرد منم هر کسی از دوستام و بچه محلهام میخواستن میدادم و تا الان بازم میدم و بخاطر اکونی بودنم مجبور شدم کلا از ایران مهاجرت کنم تو ایران هنیشه دلهره داشتم ولی اینجا دیگه خیالم راحته و با میل خودم میدم
پسر دوست عزیز بله واقعا فرش ایرانیه و هزار نقش و نگار زیباش و چقدر سکس های یواشکی دهه شصتی و دهه پنجاهی روی این فرش ها می چسبید.فرش هایی بانقش شکارگاه یا درختی یا اسلیمی، یا ایلی، یا بته جقه ای یا شاه عباسی، یا محرابی و گل های اناری و فرنگی و بادامی و خوشه ای و … آه که هر کدوم از این گلها شاید بارها و بارها با عطر عرق و بوی شهوت دو نر جوان و نوجوان هم آغوش شده باشن. بی شک بسیاری از این گل ها در فرش های قرمز لاکی شاهدهای خاموشی از تسلیم شدن و بالارفتن لنگ های یک پسر مفعول و باز شدن صفرش در مقابل شکوه و اقتدار یک پسر فاعل بودن که با هر کوبش قهرمانانه، مردانگی خودش رو تمرین و تثبیت می کرد.اگر این فرش های قرمز لاکی ده ها بار هم شسته شده باشن، باز هم در عمق تار و پودشون بوی مستی و شهوت و عشق و حال های یواشکی به مشام میرسه.خوش به حال شما که ظاهرا با خاطراتی مگو یکی از رازداران این فرش های قرمز لاکی هستی
sasan2024 عززیم اینی که شما میگی دیگه خیلی تجاوز محسوب نمیشه. چون ظاهرا خودت کاملا راضی بودی. اما خب از اونجایی که کم سن بودی در واقع نباید به دنیای سکس کشیده میشدی و اینطور که از کامنتت پیداست گویا الان خیلی هم از شرایطتت ناراحت نیستی و داره بهت خوش میگذره. از این بابت خوشحالم برات و امیدوارم بکن های خوبی داشته باشی همیشه. مرسی از اینکه خاطرت رو با من به اشتراک گذاشتی.
بمیر بابافک کردی نیچه ای
«ساکت اما پر تلاطم» این چه اسمیه واسه خودت گذاشتی؟ کصخولی چیزی هستی داداش؟ یا فکر کردی آرتور شوپنهاوری؟
دسته بندیهای جالبی بودمن هم بعنوان یک دهه60ی شنیدههای زیادی دارم. و همیشه فکر میکردم بیشتر تجاوز یا راضی کردن 12/13 سالهها بود در اون دوراناما خوشحالم که نوشتههای شما درباری جوانها بودو جالبش همین نر فاعل که مغلوب یک نر دیگه میشه
f591121 بین جوان ها همیشه این مسائل بوده و هست منتها چون به حدی از عقل و بلوغ اجتماعی رسیدن که بدونن این مسائل رو چجوری مدیریت کنن، همه چی رو بین خودشون حل و فصل میکنن و نمیذارن زیاد به گوش دیگران برسه. ولی بچه های کم سن یا به خاطر اینکه خانواده ها بیشتر حواسشون بهشون هست یا خود بچه ها گاهی دهن لقی میکنن مسائلشون بیشتر لو میره. برای همین سن بالاترها گزینه های امن تری هستن.
این داستان نبود به نظرم رازهای مگوی تمام فرشهای قرمز لاکی خونه مادربزرگها بود که روشون دو همجنس با هم رابطه داشتند گاهی با رضایت طرفین یا گاهی با تجاوز یکی از طرفین به دیگری گاهی غالب و مغلوب گاهی تغییر نقش غالب و مغلوبی و کلی چیز دیگه که در خاطرات همه فرشهای قرمز لاکی هست.
آره والله اون زمانا که به خصوص توی خونه ها زیاد تخت خواب هم نبود و حتی شاید خیلی جاها مبل هم نبود، این فرش قرمز لاکیا کیر و کونای زیادی رو از نزدیک دیدن که با هم رفت و آمد میکردن و از طرفی چون اون زمان رابطه با جنس مخالف آسون نبود، شاید آمار پسرها و مردهای دهه پنجاهی، شصتی و هفتادی که روی این فرش ها گاییده شدن از تعداد زن ها و دخترای گاییده شده بیشترم باشه.
آره واقعا