بی غیرتی مهدی و زینب

سلام این داستان کاملأ واقعی که دو روز پیش اتفاق افتاد گفتم برای شما عزیزان تعریف کنم فقط اسما رو عوض میکنم اسمم مهدیه اسم خانومم زینب در مورد خانومم بگم قدی کوتاه داره کون خیلی گنده کمر باریک سینه ها 85 با یه کوس صورتی دو روز پیش زنگ زدم به پسر عمم گفتم بیا خونمون تنها بودم خانومم رفته بود خونه خواهرش گفتم بشینیم یه عرقی بخوریم گفت باشه رفتم وسایل لازم گرفتم اومدیم نشستیم شروع کردیم 4.5 پیک خوردیم دیدم در خونه باز شد خانومم اومد داخل پسر عمم خیلی خجالتیه رفتم به خانومم گفتم چرا الان اومدی الان ناراحت میشه گفتم تنهام خانومم گفت کاری ندارم باهاتون قربونت برم چیزی لازم داشتی بگو اومدم بیرون شروع کردیم خورن وسطای عرق بودیم خانومم اومد بره دستشویی یه شلوارک سفید تنگ پوشیده بود با یه تیشرت بدون سوتینو شرت من که دیدمش شق کردم نگاه به پسر عمم کردم دیدم داره کون زنمو دید میزنه گفتم خوب کونی داره نه بد بخت رنگ تو روش نموند گفت نه داداش داشتم تلوزیون میدیدم خندیدم گفتم بگو ناراحت نمیشم سرشو انداخت پاین خندید فهمیدم چشش کون زنمو گرفته داشتیم میخوردیم رفتم تو اتاق دیدم خانومم رو تخت رو دلش دراز کشیده رفتم دراز کشیدم روش گفتم کون گنده من چطوره گفت داغ کردم کیرتو میخوام بکنی تو کسم گفتم ببرمت بیرون دوتایی بکنیمت چی دیدم چشاش گرد شد دستمو گزا‌شتم رو کسش دیدم خیس کرده گفتم چیه عشقم بریم بیرون اومدیم بیرون دست خانوممو گرفتم گزاشتمش وسط دوتامون دوباره یه پیک ریختم خوردیم به امیر پسر عمم گفتم چطوره الان از نزدیک ببینش گفت این که نشسته چطور ببینم دست زینب گرفتم بلندش کردم گفتم برو بشین بغلش زینب رفت نشست رو پاش امیرم پاهاشو باز کرد شروع کرد آروم کسشو مالیدن زینب شروع کرد کونشو می‌چرخوند رو کیر امیر دیدم امیر تحمل نتونست کنه خانوممو پرت کرد رو زمین شلوارکشو کشید پاین شروع کرد مثل دیوونه ها کس زینب می‌خورد صدای زینب کل اتاقو پر کرده بود جیغ زد گفت مهدی بیا کیرتو بکن تو دهنم مردم منم پا شدم لباسامو کندم بهش گفتم بلند شو جنده کوچولوم بلند که شد داشتم تیشرتشو در میوردم دیدم زینب شروع کرد ناله کردن بله امیر داشت کیرشو می‌مالید به کس زینب راستی کیر امیر از من خیلی بزرگ تر بود زینب گفت کیرتو بکن تو دهنم مهدی امیر جون کیرت خیلی کلفته آروم بکن پاره میشم یکم کیرمو خورد دیدم زینب قمبل کرد رو به امیر کیرشو گزاشت رو سوراخ کسش گفت بکن یکم فشار داد هیچی نشد یک دفعه تا ته جا کرد تو کس زینب دیدم زینب فقط داره جیغ میزنه میگه بکن امیر جووون چه کیره کلفت درازی داری اخخخخخ بکن عشقم بلند شد امیر بخواب اخخخخخ میخوام بشینم رو کیرت مهدی از پشت بکن تو کونم امیر کسمو پر کرده دیدم امیر بلند شد رفت دسشویی منم شروع کردم به گاییدن زینب از کوس کون داشتم میکردمش دیدم صدای در اومد برگشتم دیدم امیر 2 تا از دوستاش صدا کرده اونام لخت شدن رسیدن تو اتاق یکیشون خیلی حیکلی بود یدونه زد زیر گوشم با زور نشوندنم دستامو بستن دیدم زینب همون حیکلی گرفت به لب گرفت ازش شروع کرد به چک زدن تو صورتو کون زینب زینب داشت گریه میکرد امیر گفت بکنین جندرو خیلی تنگه دیدم یک دفعه پاهای خانومم باز شد کیرشو تا دسته کرد تو کس زینب شروع کرد تلمبه زدن داد زدم گفتم نکن دیدم بلند شد گفت این ساکت نمیشه شما برید به زنش برسید حساب اینو من میرسم ترسیدم دیدم نزدیک شد یه چک بهم زد کیرشو آورد جلو دهنم گفت بخور گفتم تورو خدا نکن یدونه دیگه زد منم ترسیدم دهنمو باز کردم تا آخر کرد تو دهنم خیلی کیرش گنده بود یکم ساک زدم براش فکر میکردم میخواد بره زینبو بکنه دیدم گفت بلند شد بلند شدم که فرار کنم یدونه زد زیر پام خوردم زمین همون موقع دراز کشید روز کیرشو گزاشت لا پام یکم کیرشو مالید خوشم اومد شروع کردم ناله کردن گفت چیه کونی خوشت اومد هیچی نگفتم دوستشو صدا کرد گفت کیرتو بکن تو دهنش تا صداش در بیاد کیرشو کرد تو دهنم منم شروع کردم ساک زدن کیرشو کشید بیرون گفت من برم کوس زنشو بگام دیدم چاک کونمو باز کرد آب دهنشو ریخت کونمو ول کرد بسته شه گفت قمبل کن منم ترسیدم قمبل کردم گفت کیرمو با دست بزار جلو سوراخت گزاشتم بهش گتم فعلا تکون نخور یکم با کیرش با کون ور رفتم خوشم اومد آروم سر کیرشو کردم تو کونم داشتم خودمو فشار میدادم عقب داشت آهو ناله می‌کرد منم خوشم اومد گفتم اخخخخخ بکنننن تند ترررر یدفعه تا آخر کرد تو کونم کونم سوخت داغ شد اشکام ريخت گفت چه کونه تنگی داری گفتم آروم دارم میمیرم می‌کشید بیرون تا دسته فرو می‌کرد تو کونم عادت کردم داشتم همراهیش میکردماون دوتا اومدن دیدم زینب کل گردنش سینه هاش کسش کبوده زینبو دادن به اون منو دوتایی بلند کردن مهدی نشست گفت بشین رو کیرم منم کیرشو یه ساک زدم نشستم رو کیرش اخخخ مهدی بکن کونمو بکن اخخخخخ زنمو خودمو گاییدین صدای زینب میومد جیغ میزد میگفت آروم دوست پسر عمم میگفت جوووون جر بخور چه کونی داری چه سینه هایی به زینب گفت بشین رو کیرم سینه هاتو بخورم زینب گفت پاهام درد میکنه کمر بندشو کشید زینب و قمبل کرد 7.8 محکم زد به کونش زینب گریه میکرد گفت گوه خوردم هر کاری بگی میکنم گفت بلند شد بلندش کرد نشست رو کیرش سینه هاشو داد دهنش داشت تند تند تلمبه میزد تو کوس زینب زینب میخاست بلند سه نزاشت کل آبشو خالی کرد تو کوس زنم اون دوتا یکیشون داشت کونم میزاشت ابشو ریخت تو کونم یکیشونم ابشو ریخت تو دهن منو زینب مجبورمون کرد لب بگیریم از هم رفتن خانومم داشت گریه میکرد رفتم بغلش کردم یکم بوسش کردم دستمو گذاشتم رو کسش یکم مالیدم بلند شد نشست رو کیرم شروع کرد لب می‌گرفت گردنمون میک می‌زند گفتم آبم داره میاد تا آخر نشست رو کیرم خالیش کردم تو کسش همینجوری که نشسته بود رو کیرم خوابیدیم صبح بیدار شدم دیدم باز کیرم تو کسشه خوابه بیدارش کردم بردمش رو تخت خوابیدیم

نوشته: مهدی

بازدید 14,946

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

15 پاسخ به “بی غیرتی مهدی و زینب”

  1. کیر تو قبر کارتر و خمینی که ریدن به این مملکت.این دیگه چه کصشریه اخه.کیر نتانیاهو تو کونت خامنه ای.

  2. پسر عمه ی خجالتی تو، از کجا میدونست قراره یهووووو زن تو برگرده ک رفت درو باز کرد دوستاش اومدن تو خونت؟؟؟؟؟؟؟؟نود و نه درصد چرت نوشتی،نودونه درصد اضافه تر هم زنت بارها و بارها ب پسرعمت کوس داده،از قبل هماهنگ کردن واسه این عملیات،درصد ها هم ب خودم ربط داره،دوست داشتم دوتا نود و‌نه درصد حساب کنم😂😂😂😂😂😂😂😂😂

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید