آلفای ۱۶ ساله (۱)

سلام ، من علیرضا ام ۱۹ سالمه چشام رنگیه قد و وزنمم رو ۷۰ عه و از راهنمایی تا حالا علاقم خدمت کردن به آلفای کم سن عه و چند سالی می شد دیوونه ی کیر کوچیک تر از خودمم ولی یا بهم اعتماد نمیکردن یا حضوری ایی در کار نبود 🤦‍♂️
داستان از اونجایی شروع میشه که من کلاس زبان میرفتم
یه پسر جدید به کلاسمون اضافه شد که اسمش سینا بود و اومده بود تا واسه رفتن به کانادا انگلیسی یاد بگیره.
از حق نگذریم خیلی خوش تیپ بود و هیکل معمولی ایی داشت از رو لباساش ، خلاصه گذشت و وسطای ترم بعد کلاس بهش گفتم فیفا بلدی بریم بازی کنیم؟ اونم اون روز کاری نداشت و گفت بریم ، من نمیدونستم اینقدر بازیش خوبه و بدجور بردتم و با شوخی خنده گذشت و حدودا ساعتای ۹ شب بود اومدیم بیرون از گیم نت و سینا با خنده گفت: کتاب های ترم های قبل کلاس زبانو داری ؟ منم گفتم : اره ، اتفاقا همرو دارم. گفت : میتونی بهم بدیشون ؟ من دیگه نخرم پولشو بیایم فیفا بزنیم.منم خندیدم قبول کردم و رفتیم سمت خونه ی ما خونه ی اونا ۲ تا کوچه پایین تر بود. دم در خونه که رسیدیم بهش گفتم تو انباری عه کتاب های قدیمم و گفت: خب برو بالا بیار دیگه معطل چی ایی همینجوریش دیر شده. منم سریع رفتم کلید و اوردمو با هم رفتیم پایین. اون رو پله های بغل نشست تا من کتابارو میارم چون طبقه ی پایین عه کشو بود مجبور بودم خم شم و کونم افتاده بود بیرون.یهو برگشتم دیدم داره نگام میکنه تا نگاش کردم روشو برگردوند. منم راستش دیدم داره نگام میکنه از قصد دوباره رفتم پایین خم شدم دوباره جلوش.
کتابها رو برداشتم و اومدم که بدم بهش دیدم شلوارش باد کرده و منم خیره شده بودم بهش و دید من دارم نگاه میکنم قفلی گفت:زیاد اینجوری میشم دست خودم نیست و منم به خنده گفتم : بزرگتر ازین حرفاست که بخواد همجا اینجوری بشه ، ابروت میره که. گفت: تقصیره توئه دیگه الان بخوابونش ابروم نره. اینو گفت یخ زدم و ساکت شدم و فقط به کیره کامل شقش از رو شلوار نگاه میکردم که یهو کتابها رو گذاشت کنار و همینجوری که رو پله نشسته بود گفت :بشین رو زانوهات. من فلج شده بودم و هیچی نمیگفتم تا اینکه خودش بلند شد و چون من پله ی پایینی واستاده بودم کیرش جلو دهنم بود ، من تو شک بودم که گفت : شلوارمو در بیار. منم انگار هیچ اراده ایی رو خودم نداشتم و شلوارشو که کشیدم پایین با یه شرت مشکی که زیرش حداقل ۱۸ سانت کیر نیمه راست بود رو به رو شدم و زبونم بند اومده بود. شورتشو کشید پایین و یه کیر ۱۸ سانتی سفید افتاد بیرون ازش. سینا دستشو برد پشت سرم و سرمو اورد رو به بالا باهاش چشم تو چشم شدم و اونم از بالا داشت بهم با تحقیر و حرص نگاه میکرد. گفت بخورش و من تا سرمو بردم سمت سر کیرش با دستش کشید عقب سرمو و نمیذاشت دهنم برسه و صدا خندش میوم، گفت : ازین به بعد هر وقت راست شه باید بخوابونیش مثل الان. منم التماس میکردم واسه کیرش و بالاخره سرمو ول کرد و شروع کردم بوسیدن و پرستیدن کیرش ، از بالا تا پایین کیرشو لیس میزدمو خایه هاشو میکردم تو دهنم. با دستش سرمو نگه داشت و با اون یکی دستش کیرشو گذاشت رو لبام و فشار داد و منم شروع کردم هرچی بلد بودم انجام دادم براش و گفت : کونی تو از دخترا بهتر ساک میزنی ازین به بعد خوابوندن کیرم کار توئه. و تلمبه هاش محکم تر شد
بعد ۲ ۳ دقیقه تلمبه دیگه داشت با سرعت و قدرت تو گلوم تلمبه میزدو من کل صورتم تف و اب کیره سینا بود تا اینکه سرمو محکم فشار داد و کیرش و تا جایی که میشد تو دهنم فرو کرد و همشو خالی کرد اون تو. آبش خیلی زیاد بود و تا تهشو قورت دادم و سینا ام هلم داد عقب و با کتابا رفت.

ادامه دارد…

نوشته: CUMDRINKER

بازدید 5,139

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

7 پاسخ به “آلفای ۱۶ ساله (۱)”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید