سلام.
من حامدم ۲۳ سالمه و هیکلی ام موهام مشکی و پوستم سفیده و باتم.
۲ ماه پیش خانوادم رفته بودن خونه داییم اینا دوسه روز خونه تنها بودم هر شب جق میزدم و با خیار و هویج بادمجون خودمو ارضا میکردم.
یه شب واقعا بدجور کونم میخارید
رفتم تو کوچه یکم قدم بزنم و یه کارگری چیزی پیدا کنم که بیاد منو بکنه.
همینجوری که داشتم راه میرفتم دیدم دوتا کارگر افغانی تر و تمیز لاغر و ریزه میزه دارن از ته کوچه میان فکر کنم ۱۸ ۱۷ سالشون بود رفتم جلو گفتم یه مبل داریم میاین جا به جا کنید سنگینه یه پولی هم میدم و فلانو اینا.
تا دم خونه آوردمشون چراغ های راهرو خاموش بود و گفتم واحد ما طبقه چهارمه
همینجوری که از پله ها بالا میرفتیم کونمو واسشون تکون میدادم که یکم راست کنن
رسیدیم خونهمون همه چراغ ها خاموش بودن و فقط آباژور روشن بود از در که اومدن تو درو قفل کردم عین سگ ترسیده بودن.
و میخواستن برن بیرون که من نذاشتم.
اسمشون غفور و شفیق بود شفیق میخواست داد بزنه که با یه دستم جلو دهنشو گرفتم با اون یکی دستم کیرشو مالیدم که ساکت شد.
غفور هم هم اومد جلو کیر اونم از رو شلوار میمالیدم یکم که راست شد کیراشون دستمو کردم تو شلوارشون و کیراشونو گرفتم دستم و درآوردم کیرشون خیلی خوش تراش و کلفت بودن بردمشون سمت حال پذیرایی دوزانو نشستم رو زمین و شروع کردم ساک زدن به به جاتون خالی چه کیرای خوشمزه ای بودن کلفت و دراز و پر رگ
همینجوری که داشتم میخوردم آممم آممم میکردم که بیشتر حال کنن دست غفور رو گرفتم گذاشتم رو رو سرم که بهش بفهمونم تلمبه بزن فهمید چی میخوام و شروع کرد به گاییدن دهنم وایسادم شلوارمو درآوردم و کونمو کردم طرف شفیق یه کاندومم بهش دادم و وازلین اول کیرشو چرب کردم بعد سوراخمو بعد کیرشو یهو گذاشت تو کونم میخواستم داد بزنم که غفور دوباره کیرشو گذاشت تو حلقم و شروع کرد به تلمبه زدن تو دهنم خیلی داشتم حال میکردم اصلا نمیخواستم اون لحظه تموم بشه بعد چند دقیقه آب غفور همینجوری که تلمبه میزد از دهنم سرازیر میشد با تف ولی همینجوری باز داشت تلمبه میزد چشمام نیمه باز بود و انگار تو حالت خلسه بودم شفیقم که از اونور داشت کونمو میگایید سرعتشو هی میبرد بالاتر که آبش اومد و خسته شد غفورم کیرشو درآورد از دهنم خودمم ارضا شدم.
بعدش لباس پوشیدم غفور و شفیقم لباساشونو پوشیدن و تشکر کردن و رفتن.
ساعت حدود ۲ و نیم شب بود تو تختم دراز کشیده بودم و داشتم تو اینستا میچرخیدم که یهو صدای زنگ در اومد از اف اف خیلی تصویر واضح نبود رفتم از پنجره دیدم غفور و شفیق با ۷ نفر دیگه همشونم ۱۷ ۱۸ ساله و ریزه میزه دم درن از خوشحالی تو پوست خودم نمیگنجیدم و اشک تو چشمام جمع شده بود نمیدونستم چجوری از خدا تشکر کنم سریع رفتم درو باز کردم و همهشون از پله ها اومدن بالا و آوردمشون تو یکی یکی باهام دست میدادن و لپمو بوس میکردن
شفیق و غفور که اومدن تو یه تشکر ویژه کردم ازشون و بغلشون کردم
همشون اومدن تو پذیرایی و حلقه شدن دورم و یکی یکی شلواراشون کشیدن پایین کیرای کلفت ۱۷ ۱۸ سانتی شونو به صورتم میمالیدن و منم یکی یکی همهرو ساک میزدم سفت و محکم که راست بشن یه ۴۵ دقیقه ای میشد که داشتم ۹ تا کیر کلفت و پر رگ و آبدار رو ساک دارکوبی میزدم خیلی حال میداد انگار مست شده بودم.
کاناپه ما تخت خواب شو بود و رفتم بازش کردم سمت پایین تخت لخت شدم و خوابیدم که سرم از لبه تخت آویزون باشه یکیشون رفت که سوراخمو بکنه و یکی هم اومد بالاسرم که براش ساک حلقی بزنم وقت نکردم اسماشونو بپرسم پسره اومد بالاسرم که کیرشو بکنه دهنم کیرشو گرفتم و گذاشتم ته حلقم بهش گفتم که اینجوری باید عقب جلو کنی که بره قشنگ ته گلوم از اونطرفم پاهامو دادم بالا سوراخمو با وازلین چرب کردم که راحت بکنه توم همینجوری ادامه میدادن یکی اون پایین تلمبه میزد و یکی هم از بالا همینجوری به نوبت تو صف وایمیستادن خودمم داشتم عشق دنیا رو میکردم
همینجوری داشتن از بالا دهنمو میگاییدن صدای قلپ قلپ تلمبه زدنشون از دهنم میمومد با یه عالمه تف و آبکیر انقدر داشتم حال میکردم که چشمام نیمه باز بود و فقط لذت میبردم دوباره رفتم تو حالت خلسه
همهشونو تونستم ارضا کنم و خودمم خیلی حس خوبی داشتم از اون شب شگفت انگیز به بعد هر موقع خونمون خالی میشه بهشون که بیان و دوباره از هرجهت منو بگان.
من حامدم ۲۳ سالمه و هیکلی ام موهام مشکی و پوستم سفیده و باتم.
۲ ماه پیش خانوادم رفته بودن خونه داییم اینا دوسه روز خونه تنها بودم هر شب جق میزدم و با خیار و هویج بادمجون خودمو ارضا میکردم.
یه شب واقعا بدجور کونم میخارید
رفتم تو کوچه یکم قدم بزنم و یه کارگری چیزی پیدا کنم که بیاد منو بکنه.
همینجوری که داشتم راه میرفتم دیدم دوتا کارگر افغانی تر و تمیز لاغر و ریزه میزه دارن از ته کوچه میان فکر کنم ۱۸ ۱۷ سالشون بود رفتم جلو گفتم یه مبل داریم میاین جا به جا کنید سنگینه یه پولی هم میدم و فلانو اینا.
تا دم خونه آوردمشون چراغ های راهرو خاموش بود و گفتم واحد ما طبقه چهارمه
همینجوری که از پله ها بالا میرفتیم کونمو واسشون تکون میدادم که یکم راست کنن
رسیدیم خونهمون همه چراغ ها خاموش بودن و فقط آباژور روشن بود از در که اومدن تو درو قفل کردم عین سگ ترسیده بودن.
و میخواستن برن بیرون که من نذاشتم.
اسمشون غفور و شفیق بود شفیق میخواست داد بزنه که با یه دستم جلو دهنشو گرفتم با اون یکی دستم کیرشو مالیدم که ساکت شد.
غفور هم هم اومد جلو کیر اونم از رو شلوار میمالیدم یکم که راست شد کیراشون دستمو کردم تو شلوارشون و کیراشونو گرفتم دستم و درآوردم کیرشون خیلی خوش تراش و کلفت بودن بردمشون سمت حال پذیرایی دوزانو نشستم رو زمین و شروع کردم ساک زدن به به جاتون خالی چه کیرای خوشمزه ای بودن کلفت و دراز و پر رگ
همینجوری که داشتم میخوردم آممم آممم میکردم که بیشتر حال کنن دست غفور رو گرفتم گذاشتم رو رو سرم که بهش بفهمونم تلمبه بزن فهمید چی میخوام و شروع کرد به گاییدن دهنم وایسادم شلوارمو درآوردم و کونمو کردم طرف شفیق یه کاندومم بهش دادم و وازلین اول کیرشو چرب کردم بعد سوراخمو بعد کیرشو یهو گذاشت تو کونم میخواستم داد بزنم که غفور دوباره کیرشو گذاشت تو حلقم و شروع کرد به تلمبه زدن تو دهنم خیلی داشتم حال میکردم اصلا نمیخواستم اون لحظه تموم بشه بعد چند دقیقه آب غفور همینجوری که تلمبه میزد از دهنم سرازیر میشد با تف ولی همینجوری باز داشت تلمبه میزد چشمام نیمه باز بود و انگار تو حالت خلسه بودم شفیقم که از اونور داشت کونمو میگایید سرعتشو هی میبرد بالاتر که آبش اومد و خسته شد غفورم کیرشو درآورد از دهنم خودمم ارضا شدم.
بعدش لباس پوشیدم غفور و شفیقم لباساشونو پوشیدن و تشکر کردن و رفتن.
ساعت حدود ۲ و نیم شب بود تو تختم دراز کشیده بودم و داشتم تو اینستا میچرخیدم که یهو صدای زنگ در اومد از اف اف خیلی تصویر واضح نبود رفتم از پنجره دیدم غفور و شفیق با ۷ نفر دیگه همشونم ۱۷ ۱۸ ساله و ریزه میزه دم درن از خوشحالی تو پوست خودم نمیگنجیدم و اشک تو چشمام جمع شده بود نمیدونستم چجوری از خدا تشکر کنم سریع رفتم درو باز کردم و همهشون از پله ها اومدن بالا و آوردمشون تو یکی یکی باهام دست میدادن و لپمو بوس میکردن
شفیق و غفور که اومدن تو یه تشکر ویژه کردم ازشون و بغلشون کردم
همشون اومدن تو پذیرایی و حلقه شدن دورم و یکی یکی شلواراشون کشیدن پایین کیرای کلفت ۱۷ ۱۸ سانتی شونو به صورتم میمالیدن و منم یکی یکی همهرو ساک میزدم سفت و محکم که راست بشن یه ۴۵ دقیقه ای میشد که داشتم ۹ تا کیر کلفت و پر رگ و آبدار رو ساک دارکوبی میزدم خیلی حال میداد انگار مست شده بودم.
کاناپه ما تخت خواب شو بود و رفتم بازش کردم سمت پایین تخت لخت شدم و خوابیدم که سرم از لبه تخت آویزون باشه یکیشون رفت که سوراخمو بکنه و یکی هم اومد بالاسرم که براش ساک حلقی بزنم وقت نکردم اسماشونو بپرسم پسره اومد بالاسرم که کیرشو بکنه دهنم کیرشو گرفتم و گذاشتم ته حلقم بهش گفتم که اینجوری باید عقب جلو کنی که بره قشنگ ته گلوم از اونطرفم پاهامو دادم بالا سوراخمو با وازلین چرب کردم که راحت بکنه توم همینجوری ادامه میدادن یکی اون پایین تلمبه میزد و یکی هم از بالا همینجوری به نوبت تو صف وایمیستادن خودمم داشتم عشق دنیا رو میکردم
همینجوری داشتن از بالا دهنمو میگاییدن صدای قلپ قلپ تلمبه زدنشون از دهنم میمومد با یه عالمه تف و آبکیر انقدر داشتم حال میکردم که چشمام نیمه باز بود و فقط لذت میبردم دوباره رفتم تو حالت خلسه
همهشونو تونستم ارضا کنم و خودمم خیلی حس خوبی داشتم از اون شب شگفت انگیز به بعد هر موقع خونمون خالی میشه بهشون که بیان و دوباره از هرجهت منو بگان.
نوشته: حامد
26 پاسخ به “۹ کیر و ۲ سوراخ”
با تو کاری کردن که گل های قالی را پر پر کنیتو را گاییدن همچو طالبان که گایدشان😂
هیچی دیه کی ب کیهتوئم ۹ نفرو ارضا کردی
نمیشه ۹ به دو قابل قسمت نیست.
چجوری زنده ایی هنوز ک بیای چرت و پرت بنویسی!؟
ایدز بیداد میکنه
من کاری به خورد وخوراکت ندارم، ولی گوه خوری اضافی واسه سلامتیت بده.
منم گروپ دوست دارم ولی بیشتر از دو نفر تدادم تا بحال
چرا جدیدا همه به نگهبان و کارگر و چاه کن افغانی کون میدن.یعنی واقعا فاعلامون خودکفا نشدیم تو امر کردن تو این مملکت؟
کونی وازلین بزنی کاندوم پاره میشه
باز جقی حرف زدی
حالا چرا افغانی آخه
مرا فش میدهی کن کش با تو با مادرت گایش همچون گل های قالی پرپر کون کش
😋🤤میشه منم بیام جزو اون 9 نفر باشم ؟
چرا گفتی دو تا سوراخ؟
والا نمیدونم این چرت وپرت های دور از ذهنیت شما از کجا سرچشمه میگیره…اگر هشت نفر تو کونت میذاشتن به نظر من جنابعالی الان بخیه خورده رو تخت بیمارستان میبودی. 👎
آره دیگه دوستان.خاک بر سر ما که قبلا کیر ایرانی صادر میشد ترکیه ومالزی وتا یلندکارمون بجایی رسیده کیر وارد میکنیم. اونم نه از ترکیه و ژاپن.بلکه از افغانستان… 😂 **** 😂 😂 @@@ 😭
ولی کار ندارم .اگر خالی بندی در سطح المپیک بود.جون خودت داشتم میخوندم اونجایی که ۹ نفر توی نوبت کردنت بودند داشتی گل های قالی رو حساب میکردی، دوتارو من با خودم مشغول کردم.در حین کار آبم اومد.لامذهب چی ساختی 😓 👏
کسشعر
پیام بده ادرستو بفرست منم بیام بکنمت به هم هم میهنت نمیدی به خارجی میدی حیفه بخدا
قبول باشه
خلاصه داستان از دیدگاه افغانها: به شب تو خیابون راه میرفتیم یه پسر کسخل دستمونو گرفت برد خونشون، کیرامونو گرفت ساک زد، بعد هم کون لخت شد، کاندوم و وازلین هم داد، داد بکنیم.در پرانتز بگم بیناموس با کاندوم باید روانکننده بر پایه آب مثل لوبریکانت استفاده کنید، وگرنه کاندوم پاره میشه، تاثیراتش به درد جرز عمهات میخوره، تو که رفتی تا داروخونه اون لوبریکانت کسکش رو هم بخر. پرانتز بسته.بعد هیچی دیگه حاجی، مثل سگ کردیمش، دیگه بیرونمون کرد. ما هم که گیج و منگ، رفتیم شنبه و یکشنبه و دوشنبه و سهشنبه و چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه رو هم آوردیم تا از موهبت الهی بینصیب نمونن(درس عبرت برای ایرانیها: مثل افغانها هوای هم دیگه رو داشته باشید) خلاصه اونا هم نه سوالی نه چیزی هلک و هلک راه افتادن به هوای سوراخ، آوردیمشون دم خونه این کسخل، اینقدر خوشحال شد که جفتمون رو بغل کرد و ازمون تشکر کرد، و دوباره کونش رو جر دادیم، لعنتی حتی وقت نکرد اسمامون رو بپرسه.بعد هم مثل سگ گاییدیمش، آبهامون رو ریختیم توش و روش، همونطوری ولش کردیم اومدیم بیرون.
جل الخالق مگه میشه؟ مگه داریم؟
الکسیس در مقابلت پاک و معصومه.کیر از خودت نبود کون که از خودت بود … کم کص بگو . تشکر
آخه چرا؟؟
مطمئنم یه افغانی ننه جنده ای که ایرانیا بردنت کونت گذاشتن حالا اومدی با داستانای کصشر خودتو خالی کنیای افکونی کص ننه 🤣🤣🤣
مدیونید فکر کنید این اوبنه حرومزاده خودش یه افکونیه جقیه که داره کارایی که ایرانیا سرش در آوردنو برعکس تعریف میکنه ، از الان تا قیام قیامت کص ننه هر چی افغانیه