من و آتوسا و منصور (۴)

بعد اون شب خاطره انگیز دیگه با منصور صحبتی نداشتم و شکیلا هم نسبت به اینکه از منصور و آتوسا خبری نیست تعجب کرده بود و همش میگفت چرا یهو از این ۲ تا خبری نیست منم میگفتم نمیدونم چی شده چون ما قبلش حداقل هفته ای یکبار هم شده همو میدیدم‌ یا بهم زنگ میزدم اما یهو دیگه خبری برای بیرون رفتن یا خونه هم رفتن نبود البته من با آتوسا یه روز خوب داشتم اما بعد اونم دیگه ازش خبری نداشتم با خودم کفتم بزار یه تکست به آتوسا بدم و یه حالی ازش بپرسم تو تلگرام پیام دادم پ حال احوال گفت حالش خوب نیست گفتم چی شده گفت بعد اینکه از پیشت رفتم عذاب وجدان گرفتم حالم از خودم بد شده بود از اینکه به منصور و شکیلا خیانت کردم برای ۱ ساعت لذت بردن دیگه نمیتونم تو چشمای منصور و شکیلا نگاه کنم تقصیر من بوده منم دیدم خیلی ناراحت و سعی کردم آرومش کنم گفتم منصور که خودش من رو دعوت کرده بود پس خیانتی نیست در مورد شکیلا هم من برای اون کم نزاشتم هروقت سکس خواسته انجام دادم و ذره ای محبتم بهش کم نشده پس اینقدر خودت رو سرزنش نکن تو آدمی و حقت که از زندگی لذت ببری این حرف ها به نظرم یه کم آرومش کرد و بعدش گفتم منصور بعد اون شب چیزی نگفته ،گفت منصور یه جوری برخورد میکنه انگار اصلا همچین شبی وجود نداشته و بعد اون شب هم ما همون سکس نصف و نیمه هم نداشتیم بعد اون روز هم من دلم دوباره کیرت رو میخاست اما این عذاب وجدان باعث شد بهت چیزی نگم ودلم برات تنگ شده و بیا یه مسافرت خوب بریم ،گفت کجا مثلا،گفتم آنتالیا خوبه هم راحتیم هم شاید شد یه حالی بکنیم کفت فکر خوبیه تو کروه چهارتایی مینویسیم و ردیف میکنیم دیگه هماهنگ شدیم و قرار شد اواسط مرداد بریم
پروازمون ساعت ۴ صبح بود و قرار شد تو فرودگاه همو بیینیم رسیدیم و دیدم آتوسا یه پیرهن بلند صورتی پوشیده خیلی بهش میومد وقتی دست دادیم یه کم طولانی تر دست همو‌گرفتیم‌و همو با ابخند نگاه میکردیم واقعا دلم میخواست همونجا لبش رو بخورم اما خب نمیشد نه به خاطر شوهرش نه چون اون که موقع گاییدن زنش توسط من اونجا بود به خاطر زن خودم و فرودگاه ایران دیگه چمدان ها رو تحویل دادیم و سوار هواپیما شدیم‌و من فقط به این فکر میکردم اونجا چطوری آتوسا رو بکنم رسیدیم استانبول و باید پرواز رو عوض میکردیم و یه کم معطلی داتیم رفتیم تو یه کافه نشستیم و آتوسا گفت من دستشویی دارم و منم گفتم میام که ۲ تایی رفتیم فرودگاه استانبول خیلی بزرگ و یه جا رفتیم که اونا ما رو نبینن و دستش گرفتم و گفتم جطوری قشنگ من اونم لپش گل افتاد و گفت امیر خیلی دلم برات تنگ شده گفتم خودم یا کیرم زد به شکمم و خندید گفت هر دو‌کصافظ کفتم آتوسا من فقط دارم فک‌میکنم چطوری بگامت گفت آخ امیر کصم بدجوری دلش کیرت رو‌میخاد یه کاریش میکنیم گفتم منصور رو دوباره باید یه کاری کنی که جلوش بکنمت گفت اره این که بیغیرت هست باید تحریک کنم بیغیرتیش رو دیگه برگشتیم پیششون که تابلو‌ نشه ،پرواز ما رو خوندن و رفتیم سوار هواپیما شدیم منصور یهو‌کفت امیر بیا پیش هم بشینیم گفتم اوکیه،نشستیم و یه کم که گذشت دستش رو‌کذاشت رو ران من و گفت امیر اون شب خیلی حال داد دیگه نشد انجام بدیم اما من همش یاد اون شب جق میزنم گفتم منصور تو چرا با آتوسا سکس نمیکنی خیلی خوبه که گفت امیر نمیدونم چرا اما انگار حسم به پسر بیشتره و اینکه حال میکنم کسی نگاش میکنه مثلا میدونم تو هیزی داری روش و این بهم خیلی حال میده اون شب که تو داشتی میکردیش خیلی به من داشت بیشتر از کردن حال میداد امیر تو رفیق منی دلم میخاد بهم کمک کنی هم باهم حال کنیم هم اینکه آتوسا با تو حال میکنه اینجوری منم خیالم راحته گفتم آخه نمیشه که یه بار فانتزی بود همیشه نمیشه منصور گفت چرا نمیشه میخام به آتوسا هم بگم که هروقت دلش سکس خواست به تو بگه منم میخام با تو باشم یا تماشا کنم گفتم یعنی ۲ تایی هم سکس کنیم و تو نباشی اوکی کفت اره من آتوسا رو دوست دارم اما نمیتونم ارضاش کنم تو این کار رو‌کن واقعا حرف های منصور عجیب بود و کیرم بدحور سیخ شده بود و منصور متوجه شد کفت دهنت سرویس از الان برای زنم سیخ کردیااا کفتم برای توام سیخ کردم این دفعه منم باید بکنمت گفت امیر خیلی دلم میخاد تو منو بکنی کیرت خیلی گنده است اما فک‌کنم حال بده دیگه رسیذیم آنتالیا و اتاق و دستبند مون رو تحویل کرفتیم و رفتیم تو اتاق خسته بودیم و یه کم دراز کشیدیم و شکیلا گفت با منصور چی میکفتید کفتم حرف خاصی نبود و حرف معمولی شما جی میگفتین کفت آتوسا از منصور شاکی میکه ما سکس نداریم و خیلی خسته شده و من گفتم به جاش امیر خیلی هات و دائم سکس میخاد اونم میکفت خوش به حالت،گفتم کاش چیزی نمیگفتی بنده خدا حسرت میخوره گفت کاش با منصور حرف بزنی و کمکشون کنی گفتم بزار ببینم جی میشه گفت قوربون شوهر بکنم برم که به فکر همه هست و اومد برام ساک زد و من به یاد منصور و آتوسا داشتم حال میکردم و آبم اومد و شکیلا همش رو‌خورد و بعدش رفت حموم‌و اومد آماده شد بریم استخر و اینا یه مایو نارنجی سکسی پوشید و روش یه پیرهن منم لباسم رو عوض کردم و رفتیم ،آتوسا و منصور اومده بودن و وقتی آتوسا رو‌دیدم میخواستم همونجا بکنمش یه ست مشکی سکسی پوشیده بود و تضاد با رنگ پوستش من و دیوونه کرده بود منصور فهمید و‌اومد بغل گوشم گفت شروع کن هیز بازی هات رو رفتیم تو استخر و من همه حواسم به آتوسا بود که چجوری بکنمش بهو آتوسا گفت من میخام برم اتاق و کار دارم منصور گفت باهات بیام گفت نه منم گفتم میرم دستشویی تا حواسشون نبود سریع رفتم سمت آتوسا و دستش و گرفتم کفت تو جرا اومدی جلو شکیلا تابلو میشه کفتم حواسم هست بیا بریم‌که من و دیوونه کردی رفتیم تو اتاق و شروع کردم لب گرفتن و همزمان کص و کونش رو میمالوندم معلوم بود آتوسا هم خیلی دلش میخواست سریع مایو‌من رو در آورد و یه ساک زد که فقط خیس بشه و سریع داکی شد منم سریع کردم تو‌ کصش و آتوسا داد زد یواش بیشعور و شروع کردم تلمبه زدن و ممه هاش رو‌کرفته بودم نکام افتاد به سوراخ کونش و یه دست بهش کشیدم و همزمان یه تف انداختم روش و اروم مالیدمش اولش گفت نه امیر دوست ندارم گفتم کاری ندارم فقط میمالمش دیگه همزمان تلمبه میزدم و سوراخ رو میمالیدم و یهو یه انگشت کردم توش گفت نه امیر درد داره کفتم صبر کن دیگه یه انگشت نگه داشتم و تلمبه میزدم آتوسا هم داشت ناله میکرد و میکفت امیر زود تموم کن داره دیر میشه میفمه شکیلا جالبه اسمی از شوهر بیغیرتش نمیاورد منم سرعت بیشتر کردم‌و پشت کمرش ابم خالی کردم با دستمال پاک کردم و خودم و اون و سریع مرتب کردیم‌و رفتیم اول آتوسا رفت و یه کم بعدش من ،منصور اومد بغل گوشم گفت خوش کذشت و یه چشمک زد و بعدش یه بوس از لب های آتوسا گرفت واقعا منصور یه بیغیرت بود که کاملا لذت میبرد ،شروع کردیم مشروب خوردن و غذا خوردن و رفتن تو اب و رقصیدن واقعا داشت به من خوش میکذشت و همه نکاهم رو کص و کون آتوسا بود و لذت میبردم دیگه اخر شب شکیلا زیاده روی‌کرده بود و مست مست شده بود به زور بردمش تو اتاق و خیلی زود خوابید منم رفتم یه دوش کرفتم و اومدم دیدم منصور مسیج داده بیا اتاق ما با یه شکلک چشمک منم نوشتم شکیلا خوابه،نوشت چون خواب بیا منم کیرم یه تکون خورد و فهمیدم پس دوباره خبریه،به شلوارک و رکابی پوشیدم و رفتم اتاقشون و زنگ زدم و منصور اومد درب و باز کرد دیدم اوووف آتوسا یه لباس خواب حریر فوق سکسی پوشیده بود و رو تخت ولو شده بود واقعا عین یه جنده شده بود منصور هم یه شرت پاش بود اومد سمت من و شروع کرد لب گرفتن و کیر و کون من و میمالوند آتوسا هم رو تخت پاشو باز کرد و کصش خودنمایی میکرد دلم میخواست زودتر برم پیشش لبم رو جدا کردم و رفتم رو تخت شروع کردم از آتوسا لب گرفتن و ممه هاش رو مالوندن همزمان منصور داشت شلوارکم رو در میاورد ،لختم کرد ،من و آتوسا رو به هم داشتیم همو میمالیدیم و منصور هم از پشت داشت کون من و میمالوند آتوسا دستش رو رسوند به کیرم و زن و شوهر داشتن منو حسابی حشری میکردن ،منصور رفت سمت کونم و داشت میلیسید و زنش داشت برام ساک میزد،منم دستم رو رسوندم به کون آتوسا و شروع کردم سوراخش رو مالوندن و کم کم انگشت میکردم دیگه غر نمیزد و‌کونش رو تکون میداد یه انگشت رو‌کردم ۲ انکشت و اولش سخت میرفت اما بعدش بهتر میرفت و میومد کون منم حسابی منصور گشاد کرده بود واقعا داشتم لذت میبردم بعدش به آتوسا گفتم ۶۹ بشیم من زیر و اون بالا روی من ،داشتم کص سفیدش رو میلیسیدم و اونم ساک میزد منصور هم داشت کون زنش رو لیس میزد بهش گفتم منصور کون زنت رو برام آماده کن میخام بگامش منصور هم گفت چشم و حسابی میخورد و انگشت میکرد بعدش دیدم کرم زد رو سوراخ کون زنش و کیرش رو‌کرد توش چون کیرش کوچولو تر از من بود حسابی اماده کیر من میشد آتوسا هم اولش درد داشت اما بعدش داشت لذت میبرد کیرش که میرفت تو‌ کونش منم تخم های منصور رو با زبونم لیس میزدم و کص زنش رو با انگشت میمالید منصور حسابی داشت حال میکرد و آتوسا از شدت حشری شدن نمیتونست کیرم رو ساک بزنه یه کم که گذشت گفتم نوبت من،کیرش رو‌کشید بیرون و من کیرم کردم تو‌کون سفید زنش خیلی یهو‌و تا ته کیرم و کردم توش و آتوسا جیغ کشید گفت گاییدیم یواش کونی منم گوش نکردم‌و فقط تلمبه میزدم منصور هم رفت سمت آتوسا و ممه هاش رو میلیسید منم دیدن این صحنه داشت ارضام میکرد و نتونستم نگه دارم و تو‌ کون آتوسا ارضا شدم و کامل خودم و خالی کردم منصور که متوجه شد اومد سمت من و شروع کرد ازم لب گرفتن وقتی کیرم رو کشیدم بیرون آبی که از کون زنش اومد بیرون رو با زیونش تمیز کرد و با لذت خورد یهو آتوسا کفت کصافط من هنوز ارضا نشدم دلم کیر میخاد،منصور گفتم خودم ارضات میکنم افتاد رو کص آتوسا و حساب کصش رو لیس زد آتوسا هم حسابی ناله میکرد و صدای آتوسا و دیدن کص لیسی منصور دوباره کیر من سیخ کرد رفتم سمت آتوسا و اونم شروع کرد ساک زدن دوباره کامل کیرم سیخ شد و به منصور گفتم برو کنار میخام کص زنت رو بگام اونم یه ساک زد به کیرم و گفت بگاش امیر حسابی،شروع کردم با کیرم رو کصش بالا و پایین و آتوسا میگفت امیر بکن توش لعنتی منم کردمش منصور هم رفت سمت زنش و شروع کردن از هم لب گرفتن،همزمان منصور سینه آتوسا رو داشت حسابی میمالوند و آتوسا هم کیر شوهرش رو میمالوند منم که سینه های آتوسا حشریم میکنه و اون یکی ممه اش رو کردم دهنم پ حسابی میلیسیدمشون واقعا لذت بخش بود و صدای نفس و ناله اتاق رو برداشته بود و منصور صداش شدید تر بود و داشت ارضا میشد اومد رو صورت و سینه زنش ارضا شد و آبش رو بدن آتوسا بود و یه کمش هم رو لبای آتوسا بود رفتم سمت لب های آتوسا باهم‌خوردیمش از حشری بودن نمیفهمیدیم داریم جیکار میکنیم و فقط میخواستیم لذت ببریم من دیگه خسته شده بودم و افتادم رو آتوسا و گفتم عوض کنیم پوزیشن و من خوابیدم و آتوسا پشت به من کیرم رو کرد تو کصش و شروع کرد کمر زدن پوزیشن خوبی بود کون و کمر سفید رو دست میکشیدم و حسابی لذت میبردم منصور هم اومد سمتم و شروع کردیم لب گرفتن و کونش زنش رو میمالوند دیگه من داشتم ارضا میشدم که آتوسا جیغی زد و افتاد رو تخت و چند دقیقه تکون نخورد کیرم رو از تو کصش در آورد و کفت من دیگه نمیتونم منصور امیر رو ارضا کن ،منصور هم اومد و حسابی برام ساک زد و آتوسا هم تو بغلم بود و داشتیم لب میکرفتیم واقعا این زوج خیلی خوب بودن گفتم‌منصور داگی شو که میخام کونت رو بگام منصورم هم سریع داگی شد و آتوسا رفت و شروع کرد سوراخ کون شوهرش رو برای بکنش آماده کنه و حسابی سوراخش رو مالید و آماده مرد منم کرم زدم و کردم تو کونش به نسبت راحت رفت و شروع کردم تلمبه زدن و از آتوسا لب گرفتن و با دستام سینه های آتوسا رو میمالوندم و منصور داشت ناله میکرد آتوسا رفت سمت کیر شوهرش و شروع کرد واسش مالوندن و براش جق میزد و منصور با یه داد بلند ارضا شد و منم داشتم دیگه ارضا میشدم و کیرم رو کشیدم بیرون و گذاشتم تو دهن زن منصور و کل آبم رو تو دهنش خالی کردم و کیرم و کشیدم بیرون و ولو شدم رو تخت و اونم با دهن پر آب کیر رفت سمت شوهرش و با هم آب من رو تقسیم کردن و منصور اومد پشت آتوسا و زنش الان بین من و خودش بود و داشتیم هر دو زنش رو ناز و نوازش می کردیم و آتوسا گفت عاشق هر دوی شمام….

ادامه دارد

نوشته: امیر

بازدید 15,374

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

2 پاسخ به “من و آتوسا و منصور (۴)”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید