گی من و همکلاسم پدرام

سلام من محمدم (مستعار) این خاطره برمیگرده به وقتی که کلاس نهم بودم . این داستان کاملا واقیه و دلیلی نداره ک دروغ بگم . من خودم از اون خوشگلا بودم ک همه میخواستن بکننم . یکی دیگ هم بود ک اسمش پدارم (مستعار) بود اونم خیلی خوشگل و خوش هیکل بود . و کونش کیر هر کیو راست میکرد خب بریم سر اصل مطلب . پدرام با هم میزی من جا عوض کرد و اومد پیش من . بعد از ی ماه ، رابطه من با پدرام صمیمی شد و بیشتر وقتمو با اون بودم . ی روز به من گفت امشب بیا بریم با دوچرخه یه دوری بزنم و منم قبول کردم . ساعت ۹ اومد در خونمون در زد رفتم پیشش . خواستم دوچرخمو بردارم ک دیدم پنچره . بهش گفتم و گفت
اشکال نداره بیا تو بشین جولو با دوچرخه من میریم دوری میزنیم . (خونه ما تو ی شهرستان کوچیک و کم جمعیت ) نشستیم و رفتیم . من اون موقع زیاد از گی و این چیزا سر در نمیاوردم . خلاصه داشتیم میرفتیم ک پدرام از خیابون های خلوت و تاریک میبرد منو . همونطور ک داشتیم میرفتیم کیرشو میچسبوند ب پشتم و عقب جلو میکرد ‌ خدایی نمیدونم چرا منم هیچی نمیگفتم !
بعد از پنج دیقه رسیدیم و نشستم تو ی پارک. وقتی ک خواستیم برگردیم گفت پام درد میکننه تو برون من جلو میشینم . داشتیم میرفتیم ک من اصلا تو فاز گی و این چیزا نبودم پدرام اومد عقب و پشتشو چسبوند ب کیرم من ک اولین بار بود حسابی حال میکردم . این قضیه گذشت . ی روز عصر بود ک کلاس فوق برنامه ریاضیم تموم شده بود پدرام زنگ زد بم گفت نمیای خونمون خالیه یکم بشینیم . منم گفتم باشه الان میام رفتم در خونشون زنگ زدم و رفتم تو یکم نشستیم . پدرام رو به پایین دراز شد و داشت سوپر میدید من ک دیدم رو ب پایینه افتادم روش و اون هیچی نمیگفتم حسابی شق کرده بودم . بهم گفت دوس داری ! منم گفتم اره خیلی . گفت پاشو اومدم این ور . شلوارشو در اورد به منم گفت درار . من اوردم پایین خیلی خجالت میکشیدم ولی به من گفت دستاتو بزن رو دیوار تا بهت یاد بدم چطور بکنی . قبول نکردم و خلاصه بعد ازکلی جر و بحث قرار شد اول من بکنمش . دراز شدم اومد نشست رو کیرم یکم لاپایی زدم و بعد با تف خیسش کردم گزاشتم درش اروم اروم نشست روش( کیرمم زیاد بزرگ نبود ک دردش بگیره ۱۲ سانت و باریک بود ) تا اخر رفت توش کونش خیلی گرم بود ۱۰ ثانیه تلمبه زدم ک پاشد گفت دفعه دوم ابت بیاد . من رو ب پایین خوابیدم کیرش هم از من کلفت تر و هم دراز تر بود ی تف زد به کیرش و کون من منم تا الان نداده بودم تنگ بودم سر کیرشو ب زور کرد تو بعد از چند تا تلمبه ابش اومد و ریخت رو کونم . اومد و تمیزش کرد . من ک خیلی کونم درد میکرد ب زور بلند شدم و نشستم. پدرام برام ی جق زد و منم ابم اومد. بعدش خیس عرق شده بودیم دراز شدیم جلو کولر و بعد از ده دیقه رفتیم سالن !
اینم اولین و اخرین باری بود ک دادم ! بعد از این ماجرا ی چند باری هم کردمش .
نوشته: محمد

بازدید 15,426

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

8 پاسخ به “گی من و همکلاسم پدرام”

  1. دیگه ننویس مستعار برو درس بخون مستعاربشین رکاب بزن مستعار این سری با والدین بیا مستعارکیرخرو مستعار

  2. بنظرمن کونیها برای جامعه خطرناک و مضر هستند .،انگل ولجن اجتماع به حساب می آیند.وباید از خایه آویزونشون کرد.مچکرم ادمین برای رعایت (آزادی بیان)

  3. کس شعر محض…ای همه کونی هست و یکیش یه تعارف ب من نمیزنه؟چقد راحت هم … دوس داری؟اره…بکش پایین دستت رو بزن ب دیوار…تا تخته کرده تو کونش ولی کونی نیستااااااا

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید