گاییدن برده ی شوهردار (۱)

توجه : این داستان کاملا واقعی هست و اثبات صحبت هام توی عکس هایی که داخل تاپیک هام گذاشتم هست . این داستان راجب سکس با یه زن متاهل و سکس نسبتا خشن هست پس اگه علاقه ای به این داستان ها ندارید لطفا نخونید . اسامی مستعار هستن .

خیلی وقت بود میخواستم داستان این رابطه رو بنویسم تا اینکه بالاخره دلو میزنم به دریا

من آرمینم ، یه پسر ۲۰ ساله بیبی فیس کاملا معمولی که نسبتا افسرده هست و با جامعه و اجتماع زیاد میونه خوبی نداره و این داستان منه :

اولین بار که رفتم خونش باورم نمیشد.بهم گفت که شوهرم نیست بیا خونم برات شام بپزم.ولی قشنگ معلوم بود که برنامه یه چیز دیگه است و خودشم
دوس داره که باهام رابطه داشته باشه .
از عکسایی که توی تلگرام برام فرستاده بود معلوم بود.
مارال یه دکتر متخصص زیبایی و یه مربی بدنسازی موفق بود تو یکی از لاکچری ترین مناطق تهران زندگی میکرد . با اینکه بیست و نه سالش بود ولی قیافه و اندامش سنشو خیلی کمتر نشون میداد .
دقیقا بر عکس من که یه پسر ۲۰ ساله افسرده و منزوی و نا امید بودم که تا اون موقع کمترین امیدی به زندگی و زنده بودن نداشت .
و البته متاهل هم بود .
اون موقع ها خط قرمزم رابطه با زن شوهردار بود و اصلا بهش فکرم نمیکردم . یه روز خیلی اتفاقی تو تلگرام با مارال آشنا شدم و شروع به صحبت کردیم اولش خیلی سخت پا میداد ولی
هرچی که گذشت بیشتر با هم صحبت میکردیم و با هم راحت تر شدیم اولین قرارمون تو یه رستوران بود .با کلی استرس رفتم و فکر میکردم سرکاریه ولی رفتم دیدم اونجاست. خودم ده دقیقه زودتر رسیده بودم ولی انگار اون از منم بیشتر استرس داشت و زودتر اومده بود. یکم صحبت کردیم و بیشتر آشنا شدیم البته بیشتر انگار یه قرار رسمی بود و زیاد خودمونی نبود دیدار اول . ازش خوشم اومده بود اونم همینطور. توی تلگرام که صحبت میکردیم دیگه یخمون آب شده و قربون صدقه هم میرفتیم

وقتایی که میرفت باشگاه برام عکس و فیلم می گرفت از تمریناتش و میفرستاد یا برام عکس
.میفرستاد و نظرمو راجع به لباساش می‌پرسید.
به هر حال بعد از یه مدت صحبت کردن و آشنا شدن بهم گفت که بیا خونم تا همدیگرو
ببینیم میخوام ایندفعه خودم برات شام بپزم بجای رستوران .
شوهرش رفته بود خارج از کشور و چند روزی نبود . شوهرش هم رئیس یه شرکت بزرگ بود و ماهی یبار یا یکی دو ماه یبار چند روز سفر خارجی میرفت برای کارش .
وقتی در رو برام باز کرد لباساش خیلی کمتر از اون چیزی بود که فکر میکردم یه دامن پوشیده بود با یه تاب و من به محض اینکه دیدمش فهمیدم که مارال بیشتر از من دلش سکس میخواد . رو بوسی کردیم و رفتیم تو یکم نشستیم و کلی صحبت کردیم و شام خوردیم .

بعد شام رفت مشروب آورد . تا حالا مشروب نخورده بودم . از بطریش که معلوم بود چیز خوب و گرون قیمتیه .

+من تا حالا مشروب نخوردم دوست ندارم
_خب هر چیزی یه بار اولی داره . منم زیاد نمیخورم .فقط توی مناسبت ها یا بعضی وقتا با شوهرم توی دور همی ها میخوریم

شروع کرد به ریختن پیک ها . اولین پیک رو که خوردم از مزش خوشم نیومد واسه همین گفتم واسه من خیلی کمتر بریزه توی پیک بعدی و با کلی آبمیوه رقیقش کردم تا بتونم بخورم .
شروع کرد به خندیدن
_چقدر سوسولی تو همسن و سالای تو بطری عرق سگی رو یه نفس میرن بالا . بعد تو واسه همچین مشروب اعلایی انقدر سوسول بازی میاری . من وقتی هم سن تو بودم کلی مشروب و شراب میخوردم با دوستام
+خب تلخه دوست ندارم
_صبر کن الان درستش میکنم

یه پیک مشروب رو خورد ولی قورت نداد بهم نزدیک شد و لباشو چسبوند به لبام و از دهن خودش مشروب رو ریخت توی دهنم .

دو سه تا پیک اینجوری بهم داد و جمفتمون کم کم داغ شدیم منم شرایط رو مناسب دیدم و شروع کردم به نوازش موهاش
کم کم دستم رفت سمت رون پاش و ممه هاش
و شروع کردم به مالیدنش .انقدر حشری شد که یهو شروع کرد به خوردن لبام و گردنم . جفتمون بدجوری داغ کرده بودیم هم بخاطر مشروب همم بخاطر حشر زیاد همم اینکه مارال شوفاژ رو گذاشته بود روی آخرین درجه با اینکه اونروز روز تازه اوایل پاییز بود و هوا هنوز سرد نبود . بعد از چند دقیقه لب بازی حسابی راست کرده بودم و کیرم از روی شلوار قشنگ باد کرده بود که مارال شروع کرد به باز کردن دکمه ها و زیپ شلوارم . نشست جلوم روی زمین و کیرمو با دست گرفت و مالید . جوری بهش نگاه می‌کرد و بر اندازش میکرد که انگار بهش جایزه داده باشن و چشماش داشت برق میزد . یه لیس محکم از تخمام تا سر کیرم زد . بخاطر حشر زیاد یکم از نوک کیرم آب اومده بود که با یه میک محکم همشو خورد. مکش دهنش انقدر زیاد بود اون لحظه که دردم گرفت

+آروم چه خبره دردم اومد

_ببخشید عزیزم نخواستم حیف شه . دوست داری یه شعبده بازی ببینی ؟

+آره چه شعبده ای میخوای از کلاهت خرگوش در بیاری

_نه الان میبینی

یهو توی یه حرکت کل کیرمو تا خایه کرد تو حلقش و زبونشو چسبوند به تخمام و توی همون حالت بهم یه چشمک زد .

چشمام از تعجب گرد شد . کیرم زیاد بزرگ نبود و ۱۷ سانت بود ولی انقدرم کوچیک نبود که یه نفر اینجوری غیبش کنه تو دهنش. چند ثانیه همونجوری نگه داشت کیرمو تو حلقش و بعد کشید بیرون

_خب به نظرت شعبده باز خوبی هستم ؟

+چجوری تونستی؟ خفه نشدی . بابا تو دیگه کی هستی

_نه پس بزار دوباره انجامش بدم

یهو دوباره کیرمو تا خایه چپوند تو حلقش و اینبار با زبونش هم تخمامو می‌مالید.

_خب دیگه بریم روی تخت که کار زیاد داریم پاشو

پاشدیم و من بخاطر مشروب یکم سرگیجه داشتم ولی اون انگار نه انگار که مست بود با اینکه از من بیشتر خورده بود .

رفتیم توی اتاق خوابشون و همو لخت کردیم . داغی دهنش بهم مزه داده بود واسه همین گفتم دراز بکشه منم رفتم روش بصورت 69 .

همونجوری که کیرمو میکردم توی حلقش خودمم شروع کردم به خوردن کسش . حسابی خیس و شده بود کسش و انقدر داغ بود که انگار آتیش گرفته داخلش .

چند دقیقه که توی اون حالت بودیم احساس کردم دارم ارضا میشم واسه همین خواستم پاشم و گفتم بسه که دیدم پامو نگه داشت و نذاشت کیرم از دهنش در بیاد .

بعد با دستش رونامو فشار داد که کیرم توی دهنش عقب جلو شه . یهو با یه فریاد ارضا شدم و انتظار داشتم وقتی آبم اومد کیرمو از دهنش در بیاره ولی بجاش بیشتر فشارش داد تو گلوش . من که همچنان داشتم داد میزدم از شدت لذت و چند ثانیه توی همون حالت موندم تا کاملا آب توی تخمامو توی دهنش تخلیه کنم . بعد از چند ثانیه که کیرمو کامل میک زد و مطمئن شد آبم کامل اومده کیرمو از دهنش کشید بیرون و شروع کرد به ماچ کردن و لیسیدن کشاله ی رونم .

چند ثانیه بعدش که حالم جا اومد مستی و شهوت جاشو داد به یه عذاب وجدان شدید . تو یه لحظه حالم از خودم بهم خورد که چجوری بزرگترین خط قرمزم رو شکونده بودم و نه تنها باهاش وارد رابطه شده بودم بلکه باهاش روی تخت خواب خودش و شوهرش سکس کرده بودم .

سعی کردم این ناراحتیمو به روی خودم نیارم . پاشدیم از روی تخت و دراز کشیدیم توی بغل همدیگه . اونم ارضا شده بود و تخت رو خیس کرده بود . نیم ساعت بعد ساعت تقریبا ده شب شده بود
+خب دیگه عزیزم من کم کم پاشم حاضر شم برم
_کجا ؟

  • خونمون دیگه . داره دیرم میشه الاناس که زنگ بزنن از خونه
    _ لازم نکرده زنگ بزن بگو امشب خونه دوستت میمونی . دلت میاد منو تنها بذاری امشب ؟ تنهایی میترسم توی خونه به این بزرگی ؟ تازه خودتم مستی دوست ندارم اینجوری بری خونتون . بعدشم تا خود صبح با خودت و آرمین کوچولو کار دارم من تازه گرم شدم .
    نمیدونم چیشد که دوباره تو یه لحظه اون عذاب وجدان دوباره جاشو با شهوت عوض کرد و دوباره حشری شدم . زنگ زدم و به خونه گفتم امشب نمیام و این تازه شروع ماجرای من و مارال که البته بعد ها تبدیل شد به حیوون خونگیم بود .

ادامه…

نوشته: یک_فرد_درونگرا

بازدید 18,054

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

23 پاسخ به “گاییدن برده ی شوهردار (۱)”

  1. دوستان چون اولین بارم هست که داستان مینویسم اشکالاتش رو به بزرگی خودتون ببخشید و سعی میکنم توی قسمت های بعدی بهترش کنم

  2. عکس هارو دیدم ولی ۱۷ سانت ن😂😂😂مجبور نیستی که متوسط کیر تو ایران ۸ سانت بعد تو بکن تو همه ۱۶ به بالا عجیبه

  3. از تخیل و فانتزی داستان ساختن عیبی نداره. ولی دیگه اولش گوه نخورید نگید واقعیه

  4. تو بکن تو هم اکانت خودشو فالو دارم هم کسی که بهش میگه مارال و تایید میکنم که فیک نیست 😐🤷

  5. کامنت گذاشتی نباید فحش بدین نباید بگین فیکه…!!؟؟ اعلاحضرت اوامری دیگه داشته باشند در خدمت هستن… اینجا نباید نداریم، نمیخورم نداریم، نمیدم نداریم، فقط سرش نداریم، همشو نفرست نداریم، بامدرک ثابت میکنم شخصیت دوتاتون باهم جابجا شده.

  6. عالی بود شبیه همین فانتزیای تو رو من تجربه کردم از خانم دکتر گرفته تا خانم وکیل و انواع اقسام میلف ها ،فوق العاده لذت بخش و عالیه ،البته شما رو نمیدونم اما من کلا گرایش جنسیم به میلف بوده و هست ،حوصلم بیاد داستاناشونم مینویسم.

  7. دروغ داستانت از اول کاملا مشخصه اونجا که گفتی معمولی و بیبی فیس هستی و افسرده و دوم اینکه که گفتی مارال دکتر متخصص زیبائی و بیست و نه سالشه و مربی بدن سازی اخه الدنگ کودن این کی وقت کرده هم بره مربی بدن سازی بشه هم تخصصشو توی دکتری بگیره؟ بعدشم مگه ادم قحط بود که بیاد با توی یه لا قبای افسرده دوست بشه مگه توی محیط کارش دکتر کم بود که بخواد با تو باشه تازه اونم از طریق تلگرام !!!؟؟؟؟

  8. خسته نباشیولی نیاز نیست یک داستان، لزومن واقعی باشه!گفتی اولین داستانیه که مینویسی.تبریک بابت اینکه شروع به نوشتن کردی.امیدوارم موفق باشی

  9. جیرودانو بورنو یا هر کسشری که اسمت هست ، همین که آرزو های تو واسه من خاطره هست و از حسرت و حسادت فحش نوشتی یعنی مادرت گاییده شده از حسرت خوردن ، در ضمن من مثل تفاله هایی مثل تو کسشر تفت نمیدم و واسه حرفام عکس و فیلمم گذاشتم برای اثبات، پس ببند در دهنتو تا تبدیل به کاسه توالتم نشدی

  10. تا حالا نه دیدم نه شنیدم که یه دکتر متخصص، مربی بدنسازی هم باشه اصلن چرا باید باشه؟؟؟ وقتی با اون کار دکتریش نه وقتی واسه مربی گری داره نه اصلن انگیزه ای با توجه به اینکه یه عمل زیبایی بکنه اندازه یه ساله یه مربی پول درآوردهالان دقیقن کجای سکستون خشن بود یا ارباب برده ای؟ شاید قراره توی قسمتای بعدی چیزایی اتفاق بیوفتهبعد زنی که فقط با خوردن کوسش و اندکی تو حلقش ساک زدن ارضا بشه دیگه واقعن نوبره مرد زودانزال زیاد دیدیم ولی زن زود ارضا!!راستش نشنیده بودم تا الان

  11. خیلی سخته واقعا داستان سکسی نوشتن کیر آدم درد میگیره 😏 😏 😏 😏 😏 😏 😏 😏 😏 😁 😁 😁 😁

  12. دوستان و عزیزان عجله نکنید، توی قسمت دوم به بعد درست میشه، قسمت اول فقط یه مقدمه‌ بود برای آشنایی شما با داستان

  13. دوستان ممنون از حمایتتون ، قسمت دوم هفته قبل آپلود شده و تا چند روز دیگه وارد سایت میشه

  14. عالی بود خیلی دوست دارم یروزی داستان گاییدن منو بنویسید ارباب هاپ هاپ هاپ

  15. من چون خودم مستر هستم و متاهل معتقد هستم اسلیو های متاهل درک بهتری از اس ام دارن

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید