سلام به تمامی بکن تو های عزیز این داستان کاملا واقعیه من 18سالمه و نسبتا به یک پسر روستایی بدن و قد خوبی داشتم اسم من حامد هستش خب من توی روستا زندگی میکنم روستا مثل شهر نیس مثلا رل بزنی و با دخترا قرار بزاری اینجوریا نیس یک همسایه داریم ک فقط زن و شوهری زندگیی میکنن و یک بچه دارن زن همسایون خیلی با ما رفت امد داره شوهرش گله داره و هر روز از صبح تا شب تو گله اس زنه اسمش راضیه اس و یک زن 38،37سال اس که اندام خیلی خوبی داره سینه هاش خیلی بزرگ سایز 90 و کون بزرگ و قلمبه ای داره من خیلی تو کفش بودم ولی اون بهم رو هم نمیداد من تحت مراقبت گذاشته بودمش وخیلی روش نظر داشتم ولی یه جاش نظر منو جلب کرد پسر خواهر شوهرش تقریبا15سالش بود خیلی رفت امد داشت مثلا اول صبح میومد خونشون کمک راضیه جون میکرد من خیلی حواسم بهشون بود ولی هیچ وقت فکر نمیکردم با پسر 15ساله رابطه برقرار کنه و بهش بده بهشون خیلی شک کردم ی روزی مخفیانه رفتم پشت بوم تا دیدش بزنم هر کجای خونه نگاه میکردم نمیدیدمش وقتی به اشپز خونه نگاه کردم دیدم یه صداهایی داره ازش میاد و سجاد پسر خواهر شوهر راضیه جون می دوید و رفت تو اشپز خونه سریع اومدم پایین و رفتم دیدم در خونه رو بستن خواستم از در برم بالا ولی گفتم سرو صدا میشه از دیوار عقبی رفتم داخل و یواشکی نگاه کردم باور کنین چی دیدم راضیه جون لخت لخت بود سجاد هم روش خوابیده بود داشت تو کصش تلمبه میزد یهو درو باز کردم رفتم داخل راضیه جون پرید و خودشو جمو جور کرد ولی لخت بود لباس هایی که رو زمین بود رو برداشت و خودشو پوشوند گفت چطوریی اومدی داخل پسره خواست منو بزنه چون داشتم فیلم میگرفتم فیلمو قط کردم پسررو گرفتم کتکش زدم بردم بردم بیرون تو اتاق پذیرایی کردمش و ازش فیلم گرفتم گفتم برو التماس میکرد گفتم برو پسره رفت و رفتم سراغ راضیه جون لباساشو پوشیده بود بهش گفتم فیلمو پخش میکنم به شوهرت نشون میدم طلاقت بده گفت نشون بده شوهرم بچه دار نمیشه بزار طلاقم بده گفتم باشه و رفتم به دم در خونه که رسیدم صدام زد گفت تورو خدا به کسی نشون نده ابروم میره میخواست با حرفاش خرم کنه گفتم پخش نمیکنم به یه شرط گفت چیه بگو از سینه اش گرفتم خودمو چسبیدم بهش تکون نمیخورد دستمو بردم رو کونش لبامو چسبیدم به لباش اول مقاومت کرد بعد خودش همراهی کرد بردمش تو تخت نداشتن یه پتو پهن کرد لباساشو در اوردم یه بدن تپل با کس سیاه ولی یکمم مو نداشت گفت بیا بخور خیلی. حال بهم زن بود ولی خوردم کیرمو در اوردم گذاشتم لای پاهاش لای پاهاش خیس بود خوابیدم گفتم بیا برام بخور خیلی خوب خورد تا آبم اومد ابمو ریختم رو صورتش کیرم 16سانت به کمر خوابوندمش کردم تو کصش یه اه بلندی کشید منم داشتم تلمبه میزدم گفت سریع بزن سریع کردم داشت فقط آه میکشید یه چند دقیقه ای تو همون حالت موندیم بهش گفتم داره ابم میاد گفتم نریز تو بریز رو شکمم ابم اومد ریختم رو شکمش کنارش دراز کشیدم سینه هاشو میمالیدم گفت دیگه بسه الان شوهرم میاد بلند شد یه لبی ازش گرفتم رفتم خونه و رابطمون چند ماهی طول کشید و الان حامله شده ولی نمیدونم از کی الان فقط بغلش میکنم سینه هاشو میخورم از عقب میکنمش گفت قراره خواهرشو واسم جور کنه
نوشته: ددددد
18 پاسخ به “کردن زن همسایه در روستا”
کیرتومغزت بچه جقی🤐
یعنی کیر تمام خرهای روستاهای ایران تو کونت جقی مجبوری کص شر بنویسی ریدم تو اون قوه تخیل تخمیت روزی دوتا و نصفی گلنار شیاف کن درست که نمیشی اما جلویه اوبت رو میگیره
کسشعر اس ام اسی
سایت مدیر دارهیا همینجوری هرکی میرسه کسشعر میزاره
دهن سرویس رفته تو طویله خر گایده بعد میاد اینجا اسم خرو میزاره راضیه
اسکل متوهم
پسررو گرفتم کتکش زدم بردم بردم بیرون تو اتاق پذیرایی کردمشاین اپشن رو فکر میکردم فقط خروس داره😂😂 چقدر سریع و خشن😁😁
شوهرشو واست جور كنه ؟؟؟؟؟
کصخل،پسره رو گرفتی یکدفعه ای کردی بعدم اونو کردی!؟
دروغ کارزشتیه
ما مسخره شماییم ؟؟لاشی دستت و از شورتت دربیار موقع نوشتن
تو این سایت که بیشترشون جقی ان و زن و فقط تو فیلم و گوشیهاشون دیدن،آبشون که میاد درجا تازه شروع میکنن تلمبه زدن،ماشالا زیر ۲۰ سانت هم ندارن
آرزوهای یک جوان روستایی که روزی به سکینه سه پستون دخترمش قنبر برسد ،وتا آن روز به بز گله بسنده می کند
یه بچه داشتن ولی شوهرش بچه دار نمیشه؟
رکورد زدی آاصلا سابقه نداشته ۱۰ دقیقه بعد از چاپ۲۲ تا دیسلایک بزنن واسه یه چرت و پرت
بردمش تو تخت نداشتن یه پتو پهن کرد …؟دهن سرویس تو به هوای تخت رفتی نداشتن نمیکردی خوب
اینجا نمیخوام به نویسنده داستان فحش بدم میخوام به مدیر سایت فحش بدم کیرم تو کستت ننت بره مادر کوسته تو دست خری اونجا نشستی یه مشت داستان کس شعر ه نه آدمو حشری میکنه نه جذابیت داستانی داره نه جذابیت سکسی داره و نه برا خنده میزاری تو سایت که چی بشه بقیه فحشا رو دوستان خودشون بدن
کصکش د فیلم