سلام من پرهام هستم ۳۰ سالمه و این داستانی که میخوام تعریف کنم واسه ۱۵ سالگی من هست و کاملا واقعی. من توی این سن به یه بلوغ دیررس خوردم و حتی صِدام هم تغییر کمی کرد و اصلا بدنم به غیر از کیرم مو نداشت یه معلم داشتیم آقای محمدی معلم ریاضی ما بود این فقط میدید که من خیلی سفید و خوشگلم نمیدونست که من بدنم مو نداره یه روز زنگ ورزش بود که من رفتم لباسامو عوض کنم که دیدم بچه ها خیلی دارن با محمدی حرف میزنن تعجب کردم یهو همشون رفتن. محمدی رفت از معلم ورزشمون کفش بگیره که گفت کفش تو اتاقی که من توش لباس ورزشم رو میپوشیدم زمانی که منو دید یه لحظه وایستاد و اومد سمتم منم حول شدم و خواستم سریع لباس بپوشم که دستشو گذاشت روی شکمم و کمرم و گفت که عجله نکن عزیزم از اونجا به بعد فهمیدم که این چشمش افتاده به من خیلی سعی میکردم خودمو ازش دور نگه دارم اما نمیشد و اون به من هی نزدیک تر میشد تو مدرسه یه روز که فک کنم شنبه بود امتحان گرفت و زنگ آخر نمره هارو داد بهمون به من گفت تو وایسا کارت دارم قلبم خیلی تند تند میزد و عرق کرده بودم رفیقام گفتن چیشده هیچی نتونستم بهشون بگم وقتی همه رفتن بهم گفت میای باهم بریم خونه ما واسه سکس زبونم گرفته بود و اسکل شدم با اشاره سر گفتم بریم گفت ساعت ۵ جلو در خونه تون باش ادرستون کجاست ؟ منم گفتم بهش و برگشتم اومد دنبالم و رفتیم خونه اش و همون اول ازم لب گرفت و پیرهنم رو کند و همش دست میزد به کمرم و شکمم و پشت گردنم رو میلیسید خودم هم خوشم اومده بود خیلی هم خوشم اومده بود و کامل باهاش همکاری میکردم که شلوارم و کشید پایین و به رونای سفیدم دست میزد و لب میگرفت و خودشم کامل لخت شد کیرشو دیدم بزرگ بود به کونم دست میزد و سوراخمو انگشت میکرد چون به کسی نداده بودم تا حالا خیلی درد میکرد اول کیرشو حداقل ۵ دقیقه خوردم و خیس خیس بود بهم لاپایی میزد وسط رونای سفیدم خیس خیس بود دوباره داد بهم ساک بزنم و سه دقیقه ساک زدم داگی نشستم و تا ته فرو کرد دردم گرفت نتونستم وایستم و گریه کردم لبمو بوسید با گردنم و آرومم کردمینداخت توم و در میآورد بازم درد میکرد اما فقط آروم آه میکشیدم و خیلی حال میکرد نشستم رو کیرش و بالا پایین کردم و اونم واسم جق میزد داشتم پاره میشدم اما با اینکه جق میزد خیلی حال میکردم هردوتامون بعد یه ربع ارضا شدیم و جمعش کردیم نشستیم و حرف زدیم و …
پایان
پایان
نوشته: پرهام
13 پاسخ به “پرهام و معلم ریاضی”
به همین سادگی ؟؟؟🙄معلم گفت بیا خونمون بکنمت ؟تو هم رفتی دادی 🤔
سسشعر خالص بود لامصب( داگی نشستم و تا ته فرو کرد دردم گرفت نتونستم وایستم)خب داگی میشه حالتی رو چهار دست و پا هستی نتونستی وایسی مگه سرپایی عزیزمخوب معلومه که برا نمره زیر معلماتون بودی مگه نه؟
یه کم کس شعرانه بود ولی کونی نهفته وجودت رو بیدار کرده دیگه باید بدی وگر نه کون خاره ولت نمیکنه از شیشه بد تره اعتیادش من که نتونستم ترکش کنم
معلم هیچوقت چنین ریسکی نمیکنه اگه بکنه حتما لو میره و هم خانواده اش رو از دست میده و هم شغلش رو ، خوب فکر کن ببین اونی که سوار ماشینش کرد و برد خونشون و کونت گذاشت کی بود ؟
کیرم؛توکونت.
سامعلیک8 مین چراغ دیس لایک واسه ات من منورش کردم به چهار ذلیل این کستان تخیلیه و فانتزی توعه اولا: معلم خایه نمی کنه به دانش اموزش به همین راحتی نزذیک بشه چون می ترسه آبرو و جیثیت و سابقه کاری شو به فاک وفنا بده 15 سال قبل مدرسه ها دوربین امنتیتی دارند . دوما این کستان فانتزیه توبود که دوست داشتی به معلمت بدی و سوما از دم خونه تون سوارت کرد بابا ننه ات نگفتند کجا داری میری اینجا ایرانه ها با این طرز فکر بابا وننه ها توسن 15 سالگی محاله ممکنه که سین وجیم ات نکنند و کجا داری میری ؟ به به اگه واقعی باشه به مقام کونی دومی مفتخر شدی .مبارکه چهارما و آحر ین دلیل 15 سالگی در حد ماکزیمم موقع بلوغ واقعی اته نه دیررس . یه چیزی بگو بگنجه .
مگه میشه؟ مگه داریم؟
عالیییییی
حیفف
دوستان عزیزهر کسی میخاد خودش رو باز کنهیه شیشه مثل نوشابه(تمیز با آب و مایع بشورید )لوبریکانتو یه کیسه زباله آماده کنید
عالی بود پرهام جونمعلم نمیخوای شما؟
منم میخاام
15سال پیش معلمه خوب خایه کرده بی هیچ زمینه سازی رک بهت پیشنهاد کرده.مدیونی فکر کنی دارم میگم دروغ نوشتی