سلام
من از بچگی به جوراب سفید فتیش داشتم.نمیدونم شاید یه جور عقده.ولی وقتی یه دختر شیک و حسابی بالباسای قشنگ و مخصوصا جوراب سفید میبینم اونا رو از خودم بالاتر میدونم و یه جور احساس حقارت پیشش دارم. نمیدونم شاید این حس منو،شما هم داشته باشید.همیشه جورابای فامیل رو برمیداشتم و بو میکشیدم و تو رویاهام پاهاشونو میبوسیدم تا این که یه روز رفتم سراغ دختر عمو.خونه ما دو طبقه بود و اون روز طبقه پایین مهمون بود من به مینا گفتم بریم بالا و رفتیم. اون روی مبل نشست و من جلوی پاش به مبل تکیه دادم.اون داشت با لب تاب ور میرفت و من هم با پاهای اون.خیلی ناز بود .چند بار بهش گفتم چه جورابای قشنگی داری.جوراب سفید اسپورت از همونا که منو دیونه میکرد.تو فکرم چند بار پاهاشو بوسیدم و به عکس العملش فکر میکردم که اون میگه جلوم زانو بزن و ازم بخواه که تو رو به کنیزی قبول کنم و بذارم که جورابامو بشوری.یا این که فکر میکردم که از دستم ناراحت بشه و من برای جبران بهش پیشنهاد بدم که منو تنبیه کنه.درست مثل تو فیلما.باسنمو سرخ کنه،کتکم بزنه دوست داشتم شش دونگ مال اون بشم و اون خودشو صاحب من بدونه و همه جور تنبیه حاضر بودم بشم.در همین حین که تو فکر بودم دل و زدم به دریا و نهایتا پاشو بوسیدم.اونم با تعجب گفت خدامرگم بده این چه کاریه.چند تا دیگه پاشو بوسیدم ولی اون از جاش بلند شد گفت من میرم پایین.منم دستشو گرفتم و با خواهش و التماس گفتم نرو.چند تا بوس هم به دستش زدم.ولی از دستم فرار کرد.
من با یه احساس ترس دنبالش رفتم مبادا چیزی به کسی بگه.راستی سن اون 28 و من 20 داشتم.رفتم جلو بهش گفتم که اولا این جریان پیش خودمون میمونه و از غم دلم براش گفتم که چه جوری از دیدن جوراب سفید تو پاهاش حشری شده بودم.اما اون اصلا درکم نکرد و این اولین و اخرین بوسه ای بود که من به دست و پای مینا زدم.امید وارم بازم فرصتی بشه.
راستی من اسلیو نیستم ها اشتباه نکنید.نمیدونم شاید هم باشم.اما فقط نسبت به دخترا با جوراب سفید این حی رو دارم.برای پسرا من یه ارباب سخت و خشن هستم.
من از بچگی به جوراب سفید فتیش داشتم.نمیدونم شاید یه جور عقده.ولی وقتی یه دختر شیک و حسابی بالباسای قشنگ و مخصوصا جوراب سفید میبینم اونا رو از خودم بالاتر میدونم و یه جور احساس حقارت پیشش دارم. نمیدونم شاید این حس منو،شما هم داشته باشید.همیشه جورابای فامیل رو برمیداشتم و بو میکشیدم و تو رویاهام پاهاشونو میبوسیدم تا این که یه روز رفتم سراغ دختر عمو.خونه ما دو طبقه بود و اون روز طبقه پایین مهمون بود من به مینا گفتم بریم بالا و رفتیم. اون روی مبل نشست و من جلوی پاش به مبل تکیه دادم.اون داشت با لب تاب ور میرفت و من هم با پاهای اون.خیلی ناز بود .چند بار بهش گفتم چه جورابای قشنگی داری.جوراب سفید اسپورت از همونا که منو دیونه میکرد.تو فکرم چند بار پاهاشو بوسیدم و به عکس العملش فکر میکردم که اون میگه جلوم زانو بزن و ازم بخواه که تو رو به کنیزی قبول کنم و بذارم که جورابامو بشوری.یا این که فکر میکردم که از دستم ناراحت بشه و من برای جبران بهش پیشنهاد بدم که منو تنبیه کنه.درست مثل تو فیلما.باسنمو سرخ کنه،کتکم بزنه دوست داشتم شش دونگ مال اون بشم و اون خودشو صاحب من بدونه و همه جور تنبیه حاضر بودم بشم.در همین حین که تو فکر بودم دل و زدم به دریا و نهایتا پاشو بوسیدم.اونم با تعجب گفت خدامرگم بده این چه کاریه.چند تا دیگه پاشو بوسیدم ولی اون از جاش بلند شد گفت من میرم پایین.منم دستشو گرفتم و با خواهش و التماس گفتم نرو.چند تا بوس هم به دستش زدم.ولی از دستم فرار کرد.
من با یه احساس ترس دنبالش رفتم مبادا چیزی به کسی بگه.راستی سن اون 28 و من 20 داشتم.رفتم جلو بهش گفتم که اولا این جریان پیش خودمون میمونه و از غم دلم براش گفتم که چه جوری از دیدن جوراب سفید تو پاهاش حشری شده بودم.اما اون اصلا درکم نکرد و این اولین و اخرین بوسه ای بود که من به دست و پای مینا زدم.امید وارم بازم فرصتی بشه.
راستی من اسلیو نیستم ها اشتباه نکنید.نمیدونم شاید هم باشم.اما فقط نسبت به دخترا با جوراب سفید این حی رو دارم.برای پسرا من یه ارباب سخت و خشن هستم.
نوشته: میس سارا
33 پاسخ به “پای دختر عموم رو بوسیدم”
دیوانه خودت فهمیدی چی گفتی 😀
اميدوارم بازم پا بده ک به پاهاش برسي
اميدوارم يه جوراب سفيد خوش اندام پاهاشو در اختيارت بذاره
منم پایه دختر عممو میخوام(مزگان)-نمیدونید چیه!!طوووووووووووفان
بخودت نگیر رودل میکنی مخاطبم نویسنده بود حرص نخور
سلام به همه داستان روخوندم جالب بودولی یه چیزی میخوام بگم که همه بدونندمن یه مردم 28 ساله کردستانی اومدم اینجا اشتباهات زیادی انجام دادمو الان پشیمونم کسایی که اومدن تو پروفایلم ببخشن منو
امیدوارم یه فرصتی پیش بیاد و بیای دستوپای بچه های بکن تو رو ماچ کنی و ابراز بندگی کنی
حالا حالاها کار دارم با این دختر نماها!!!اینم دومیش!!آقایونی که خودتونو دختر معرفی کردید قبل از اینکه بیام سراغتون خودتون اعتراف کنید!و گرنه مجبورتون میکنم مثل این آقا خانومها معذرت خواهی کنید ها…حالا من گفتم.این چه روزیه؟
عجب روانی هستیا بابا این جا داستان سکسی مینویسن نه داستان زندگی انسان های روان پریش خخخخخخخخخخخ
عجب کسخلایی پیدا میشنا!بیا پای بچه های بکن تو رو ماچ کن ناراحت که نمیشن هیچ از شدت خوشحالی کیرشون شق میشه تهشم یه پولی کاسب میشی بعدم به جای کس گفتن سوژه برا نوشتن یه داستان سکسی واقعی داریدر ضمن بنده یه جغد نر پیر هستم گفتم که بعد ها سوء تفاهم نشه)البته زیادم پیر نیستم(
:-):-):-):-):-):-):-):-):-)
آي جوراب دارم جووووراب/آي خونه دار بچه دار زنبيلو وردار بيار/ جوراب سفيد دارم/جورابيه جوووراب 😀 =))
مرد باید مرد باشه چه معنی داره خودتونو زن معرفی میکنید؟میخوایید لزناک(سمیرا)جونم آبروی همتونو ببره خودتون اسم کاربریتونو عوض کنینو دیگم از این کارا نکنید>>>آفرین پسرای خوب
چی داری میگی واسه خودت بچه جون
بسه لاشی
cheqad az badam umad…
اه خفه شو حیف این وقت طلا که ما ارزششو نمیدونیم
برو کنار خیابون نقشه واکس زن کفشارو بازی کن حداقل شغلش شریفه نه حداکثر فحش بخوریننویس دیگه. . . .
نمیدونم حرف منو میفهمید یا نه این داستانها برنامه ریزی شده اس برای اینکه غیرت و تعصب و حرمت خانواده های ایرانی رو از بین ببرن مثل فیلمهای جیم تی وی و فارسی وان عده ایی هم تحت تاثیر قرار میگیرن میان این اراجیف و مینویسن مادر پدر برادر خواهر مقدسن کدوم فرد ایرانی به ناموس خودش چشم داره اونم با غیرتی که ایرانیا دارند شرط میبندم ایناییم که تحت تاثیر قرار میگیرن و این داستانهارو مینویسن زیر هیجده سالن و تو عمرشون سکس نداشتن
اسکل ،کسخل ، یا بیمار ؟؟
سلام ودرودبه همه دوستانفقط کاش یادمیگرفتیم،که به عقایدونظرات هم احترام بگذاریم،همونطوری که یک فتیش یافانتری یکنفرتویک داستان برای ماخنده داروعجیبه،شایدفانتزی ماهم برای اون یایکی دیگه خنده دارباشه،اگرهم بدمون میادوحال نمیکنیم،خوب میتونیم نخونیم وبریم داستان بعدی،نقدکردن بامسخره کردن تفاوت زیادی داره،البته بنده کوچکترازاونیم که بخواهم چیزی یادبدم یانصیحت کنم،فقط درسهائی که ازبزرگترهاتوهمین سایت یادگرفتموبازگوکردم.موفق باشیدوسربلند.
احسنت به اون شیری که تو رو خورد باهات موافقم شدید شایان
داستان نبود، ننویس . . . . . . . . . .راستش چون میبینم مریض هستی کاری بهت ندارم. بالاخره هر کسی یک جوری حال میکنه، ولی میبینی که اکثرا از این کارها خوششون نمیاد و فحش میدن. اینجا باید داستان سکسی بنویسی. اگه مریضی، اگه دلت میخواد دست و پای و جوراب و شورت ببوسی خب ببوس. ولی اینجا ننویس.
تو یه روانی هستی. باید بری تحت نظر یه روانشناس قرار بگیری تا به جاهای بدتر نرسیدی
ای خاک تو اون سرت کردها غیرت دارن توی بی غیرت خودت رو زن جا زدی ای کیو ابرومون رو بردی اسمش رو نگا
لزناک جون توهم بیخیال شو دیگه وقتی میدونی طرف پسره بیخیال شو چرا عذابشون میدی گناه دارن دلم به حالشون میسوزه
پاهای دوستم هیمن تو دهنت واسه داستانت خخخخخ
جفت پا برن تو دهنت با این مزخرفاتت
زدی کرک در حد المپیک که بوش دنیا رو برداشت… :& :^o :))روانی شدی خدا بهت صبر بده درکت میکنم چون از بس داستان های ابکی و شعر این سایتو خوندی رو مزغت اثر گذاشته… 8} 8}بعدش میرفتی یه تاپیک میزدی تا واسه تبلیغت مجبور نشی داستان اپ کنی روانی… ~X( ~X( ~X( ~X( ~X(ارباااااااااااااااااااااااب 😀 😀 😀 😀 😀 😀 😀 😀 😀
درصد زیادیش همینهبقیه اش هم اون جقیهایی هستن که فانتزی های سکسی شونو میان میگندرکل واقعیت نداره
منم عاشق جوراب سفیدم و آرزو میکنم برده ی خانومی با جورابای سفید بشم
سلامممنون که نظر دادید و خوندیداما این برای کسایی که فتیش نیستن جذاب نیستببخشید اگه بعضیا خوشتون نیومد
شماره ی دختر عموتو بده من راضیش کنم