خلاص شده بودم . من آدمی نبودم که فقط با یه دختر باشم و خودمو اسیر از دواج کنم . نمی دونم چرا در مورد شیلا ناشی گری کرده بودم و دختریشو گرفته بودم . هر چند این اولین موردی نبود که این کارو می کردم . تا حالا سابقه نداشت که واسه یه دختر این قدر پول خرج کنم و مجبور شدم پولی در اختیارش بذارم تا پرده شو ردیف کنه و واسه از دواجش مشکلی پیش نیاد . گریه می کرد و اشک می ریخت . می گفت دوستم داره . منو می خواد . می گفت منو با همه خیانتهام تحمل می کنه فقط شوهرش شم . ولی من گوشم به این حرفا بدهکار نبود … دوروز بعد از از دواجش واسم زنگ زد که منتظرمه … من تازه خلاص شده از دست اون چه جوری برم با اون باشم . راستش دلم واسش تنگ شده بود . شوهره یه آپار تمان به اسمش کرده بود . در حالی که شیلا مفت و مجانی می خواست مال من باشه … تا منو دید انگاری که چند ساله از من بی خبره -شیلا مگه همه چیر بین ما تموم نشده بود …
-نه این شروعشه . شروعشه . حالا خیلی راحت تر می تونم مال تو باشم . آدم مگه می تونه عشقشو فراموش کنه ؟
اون لباس عروس تنش کرده بود . -شهرام من می خوام عروس تو باشم . با همون لباس دو روز پیش اومدم پیشت . در واقع و اصلشو بخوای من زن تو شدم و هستم . اون خودشو در اختیار من گذاشت . با همه زیبایی و یکرنگیش نسبت به من اون جوری که باید و شاید نمی تونستم دوستش داشته باشم … ولی نمی دونم چرا اون روز حس کردم که اون بیش از حد داره در مورد من فداکاری می کنه و ممکنه زندگیشو به خاطر من خراب کنه . با هاش همراهی کردم . یه حس تازگی خاصی رو در من به وجود آورده بود . منم حس کردم که اون عروس من شده . برای همین سعی کردم با تمام وجودم در آغوشش بکشم و با اون عشفبازی کنم . اون جوری که اون می خواد و شایدم همون جوری که دل منم می خواد و من دوست دارم .
-آهههههههه شهرام . امروز یه جوری هستی . خواستنی تر از همیشه . دوستت دارم .دوستت دارم . من به همینشم قانعم . عاشقتم . عیبی نداره اگه فقط مال من نبودی . ولی من مال توام … درسته که شوهر دارم ولی روح و جونم همه در اختیار توست … سینه هاشو با لذت میک می زدم . و اون کیرمو گذاشت توی دهنش … بعد کونشو گذاشت رو سر کیرم … هر طوری که دوست داشت با من عشقبازی کرد و می خواست که به من لذت بده و منو به اوج هوس برسونه . تا من بازم به اون جا بیام و بهش سر بزنم . با انگشتاش تمام بدنمو لمس می کرد .
-نه این شروعشه . شروعشه . حالا خیلی راحت تر می تونم مال تو باشم . آدم مگه می تونه عشقشو فراموش کنه ؟
اون لباس عروس تنش کرده بود . -شهرام من می خوام عروس تو باشم . با همون لباس دو روز پیش اومدم پیشت . در واقع و اصلشو بخوای من زن تو شدم و هستم . اون خودشو در اختیار من گذاشت . با همه زیبایی و یکرنگیش نسبت به من اون جوری که باید و شاید نمی تونستم دوستش داشته باشم … ولی نمی دونم چرا اون روز حس کردم که اون بیش از حد داره در مورد من فداکاری می کنه و ممکنه زندگیشو به خاطر من خراب کنه . با هاش همراهی کردم . یه حس تازگی خاصی رو در من به وجود آورده بود . منم حس کردم که اون عروس من شده . برای همین سعی کردم با تمام وجودم در آغوشش بکشم و با اون عشفبازی کنم . اون جوری که اون می خواد و شایدم همون جوری که دل منم می خواد و من دوست دارم .
-آهههههههه شهرام . امروز یه جوری هستی . خواستنی تر از همیشه . دوستت دارم .دوستت دارم . من به همینشم قانعم . عاشقتم . عیبی نداره اگه فقط مال من نبودی . ولی من مال توام … درسته که شوهر دارم ولی روح و جونم همه در اختیار توست … سینه هاشو با لذت میک می زدم . و اون کیرمو گذاشت توی دهنش … بعد کونشو گذاشت رو سر کیرم … هر طوری که دوست داشت با من عشقبازی کرد و می خواست که به من لذت بده و منو به اوج هوس برسونه . تا من بازم به اون جا بیام و بهش سر بزنم . با انگشتاش تمام بدنمو لمس می کرد .
- دوستت دارم . دوستت دارم . تا وقتی که زنده ام به خاطر اتو نفس می کشم .
و منم وقتی گفتم منم دوستت دارم حس کردم که دنیا رو بهش دادم . حرکات اون بیشتر و بیشتر شد … منو غرق بوسه کرده بود …
-آخخخخخخ کسسسسم کسسسسسم … شهرام … وووووویییییی چقدر خوشحالم . حالا دیگه خیالم راحت شده …
شوهرش از اونایی بود که چند روز رو خارج از شهر کار می کرد و چند روز رو میومد خونه … و می گفت هر وقت هم که بیاد خونه کاری می کنه که خونه نشین نباشه . ولی با این حال ترجیح می دادم که وقتی که خارج از شهره با اون باشم منم یواش یواش داشتم سر حال میومدم از این که دارم با یه زن شوهر دار حال میکنم . هر چند این اولین سکسم با یک زن متاهل نبود . از جام بلند شدم پاهای شیلا رو گذاشتم رو شونه هام و طوری اونو به سرعت برق و باد می کردم که مرتب جیغ میکشید و می گفت بیا جلو تر جلو تر …
دستمو گذاشته بودم زیر کسش و حس می کردم خیسی اونو که چه جوری ار گاسم شده … خودشو بهم چسبونده بود …جلوی انزالمو نگرفتم . می دونستم اگه این کارو بکنم کمرم درد می گیره … خودمو ول کردم …
-آخخخخخخخ شهرام کسسسسسم کسسسسسسم من همینو می خواستم . من دوستت دارم . تو همه چیز منی … …
کیرمو کشیدم بیرون و اونو با بیرحمی کردمش توی کونش …
شیلا : اینو فقط برای تو نگه می دارم … در بست مال توست عزیزم . تمام وجود شیلا مال شهرامه …
داشت می گفت که کونم فقط مال توست . اون خالصانه و عاشقانه دوستم داشت . تازه حس می کردم که دارم بهش علاقه مند میشم نه اون جوری که بخواد تنها زن زندگیم باشه . من به چهار پنج تا قانع نبودم … آره شیلا مادر اولین بچه ام شد … ازم صاحب یه پسر شد که خب شوهرش فکر می کرد بچه مال اونه … یه روزی واسم خبر آورد که بازم بار داره … تا چند ماه استرس داشتم که بچه چی می تونه باشه … وقتی بهم گفت که بچه هنوز به دنیا نیومده دختره به میمنت این خبر خوش دو روز تمام پیشش بودم و بهش حال دادم … فکر نکنم با این شرایط دیگه از دواج بکن باشم … چون به غیر از شیلا با خیلی های دیگه رابطه دارم …
پایان … نویسنده … ایرانی
14 پاسخ به “ول کنــــــــــــــــــــم نیســــــــــــــــــــت”
ینی ب معنی واقعی کلمه دیوثی.الان خوشحالی؟؟؟؟؟؟؟چقدجالب مادربچت جندس!البته خودتم لاشی هستی بهم میاین!
مزخرف بود از اول وقتی گفتی بار اولت نیست که پرده دخترهای زیادی زدی دیگه نخوندمش
سلام عقده ایbye
منم وقتی گفتم منم دوستت دارم حس کردم که دنیا رو بهش دادمتا اینجا خوندمکصافت عوضی وقتی یه جنده و لاشی تر از خودت که شوهر تعهدشو زیر پا میذاره و میاد به تو میده و کونشو به کیرت میماله اسمشو میذاری عشق بازی ؟ ریدم به این عشقای الکی و حوس که شما لاشیا با کس کش بازیاتون دل بعضی از زنای خر رو میبرین و باعث میشین که به شوهرشون خیانت کنن.سگ برینه به قبر پدرت که انقدر تو و امثال تو کثیف و پستین به جای اینکه بشینی متقاعدش کنی که احمق تو شوهر داری مال یکی دیگه ای باهاش همکاری کردی خاک دو عالم بر سر جفتتون اعصابمو ریختی به هم با این لاشی بازیت .ریدن به زندگی مردم افتخار داره مطمئن باش همین بلا سر خودت میاد و یکی هم زن و دختر خودت و مث سگ میگادیه لاشی مث تو همین کارو با زندگی من کرد و رید به زندگیم
از خیانت زن شوهر دار، و کردن زن شوهر دار متنفرم،و هیچ وقت انجام نمیدم، این همه دختر، بیوه،مطعلقه، دیگه چرا شوهر دار، دیوس
خیلی کون نشور و دیوثیحتی اگه دروغ گفته باشی، بازم خیلی کثافتی که تونستی این اوضاع رو تجسم کنیکیرم تو حلقت
بیشتر متاسفم برای اون خانم …unknw
اره جون عمت با پولی که ازت گرفت یه لباس عروسی کرایه کردو تو خونه خواهرش ازتوی الاغ باردار شد و الانم بیخ ریشته وتو هم هیچ گوهی نمیتونی بخورد و ناچارا چون مهریه اش قطع ید (دست راست) شماست جناب الاغ خان مجبوری یه عمر بسوزی وبسازیکون گشادگوه زیادی هم نخورول کنم نیست هه هه هه …
یه خط بیشتر نخوندم جالب نبود
کیرم تو این سایت که با مطالب مغرضانه فقط میخواد جندگیو کوسکشیو تو ایران جا بندازه بی غیرتیو رواج بده تابوی سکس با محارمو بشکنه قرمساقای بی ناموس
ﭼﻘﺪ ﮐﻮﻧﯽ ﺯﻳﺎﺩ ﺷﺪﻩ
داستان ها مزخرف شدن…ارزش خوندن ندارن.
salam …khobi?kiram to kone babat bi tarbiate koskhol
من آشنایی زیادی با خدا ندارم ولی این دنیا و رسم و رسومش رو خیلی خوب بلدم، امیدوارم داستانت در همون حد قصه و داستان باشه که اگه نباشه مطمئن باش زندگی تلخ و نکبت باری خواهی داشت با آینده ای تلخ و بی پایان