سلام این داستان یکم با داستان هایی که خوندید فرق داره بنده ۱۸ سال سن دارم و ۴ سال ورزش ژیمناستیک به طور حرفه ای کار کردم و تمام موفقیت هامو مدیون این ورزش هستم من نه کیر بزرگی دارم نه صورت زیبایی و بسیار آدم درونگرایی هستم برای همین اهل صحبت فیس تو فیس نیستم داستان از اینجا شروع میشه که یه روز تو eporsesh داشتم ول میچرخیدم تا یه پست دیدم که یارو پرسیده بود ایا رسیدن الت تناسلی خودمان به دهن خودمانن چه شرعی دارد من اونو نخوندم ولی یه ایده خیلی خوب به ذهنم اومد که بتونم عشقمو به خودم بازتاب بدم… رفتم جلوی آینه از خودم چن تا لب گرفتم و خیلی اهسته لباسامو دراو
ردم رو تختم خوابیدمو یه کم کیرمو مالیدم تا سیخ بشه کیرم عین سرامیک ناسا ( استفاده شده برای موشکاش که بسیار مستحکم هستند ) سفت شده بود ; واییی چه حالی داشت نوک کیرم بردم تو دهنم خیلی گرم بود یکم عقب جلو کردم بعد کمرمو بیشتر جمع کردم کل کیرم رفت تو دهنم تجربه ی بسیار لذت بخشی بود . تو محو سکس بودم که یهو ارضا شدم و ابم ریختم تو دهنم میخواستم بریزمش بیرون یاد حرف مربیم افتادم که گفته بود ” امروز برای مسابقات تمرین سختی داریم ” برای همینم تمام ابمو خوردم برای و تا چن دقیقه خودمو نوازش میکردم و با خودم درمورد آیندم صحبت میکردم فرا صبحش وقتی چشم هامو باز کردم انرژی عجیبی رو حس میکردم سریع یا اون کارم افتادم و به خودم گفتم عزیزم خیلی با نشاط شدی برای بیرون رفتم خودم بوسیدم تو ورزشگاه بهترین تمرین عمرمو به سرنجام رسوندم و خونه رسیدم به خودم گفتم باید بچه دار بشیم و اولش مخالفت کردم بعد اینکه یکم صحبت کردم درمود خوبیهای بچه داشتن تو زندگی به توافق رسیدم که بچه دارم شم ولی این تصمیم اول کار بود …
( من رو خودم خیلی غیرتیم پس لطفا فحش ننویسید
ادامه دارد …
نوشته: سعید رضا کیخا
ردم رو تختم خوابیدمو یه کم کیرمو مالیدم تا سیخ بشه کیرم عین سرامیک ناسا ( استفاده شده برای موشکاش که بسیار مستحکم هستند ) سفت شده بود ; واییی چه حالی داشت نوک کیرم بردم تو دهنم خیلی گرم بود یکم عقب جلو کردم بعد کمرمو بیشتر جمع کردم کل کیرم رفت تو دهنم تجربه ی بسیار لذت بخشی بود . تو محو سکس بودم که یهو ارضا شدم و ابم ریختم تو دهنم میخواستم بریزمش بیرون یاد حرف مربیم افتادم که گفته بود ” امروز برای مسابقات تمرین سختی داریم ” برای همینم تمام ابمو خوردم برای و تا چن دقیقه خودمو نوازش میکردم و با خودم درمورد آیندم صحبت میکردم فرا صبحش وقتی چشم هامو باز کردم انرژی عجیبی رو حس میکردم سریع یا اون کارم افتادم و به خودم گفتم عزیزم خیلی با نشاط شدی برای بیرون رفتم خودم بوسیدم تو ورزشگاه بهترین تمرین عمرمو به سرنجام رسوندم و خونه رسیدم به خودم گفتم باید بچه دار بشیم و اولش مخالفت کردم بعد اینکه یکم صحبت کردم درمود خوبیهای بچه داشتن تو زندگی به توافق رسیدم که بچه دارم شم ولی این تصمیم اول کار بود …
( من رو خودم خیلی غیرتیم پس لطفا فحش ننویسید
ادامه دارد …
نوشته: سعید رضا کیخا
11 پاسخ به “وقتی خودم به خودم دادم (۱)”
بابا اینا کسخلنتو مرزهای کسخلیت رد کردیکیر هر چی ژیمناستیک کاره تو کونت خبکسکش حالمونم به هم زدی کثافت
ناموصن اگه بدونم ساقیت کیه حبس ابد رو به جون میخرم و بعد تجاوز بهش با گیوتین سر دوتاتونو میزنم
کیرم تو کون خودت که خیلی حساسی مخت گوووووووووووووزیده حاجی بیا من بکن شم بچه دارتم میکنم
تو همون نبودی که اومدی تو عصر عجیب؟؟
اون ایینه از پهن ترین قسمت تو کیونت
ملت رد داده بخدا… همش تاثیر گرونیه… خدا شفاتون بده
بگو ،با صوت بلندساقیا امشب صدایت با صدایم ساز نیست…*یا که من بسیار سرخوش و مستم یا که جنست جنس نیست.
وااای این دیگه چی بود!!!تو جات اینجا نیس برو اونجا!!!این حجم از کصشعر خودش یه پدیده نادره
ابله اسم سعید رضا کیخا رو نیار…اون واقعا ژیمناسته و تو ی جقی واقعی…کیرم تو ذهن جقیت
با وجود کسخلا و ابله هایی مثل تو این مملکت هیچ گوهی نمیشه ریدم تو اون مغزت که ازش ان میباره
خیلی خوشم اومدبهم پیام بده