سلام به همگی .
من توی یک فروشگاه ظروف کار میکنم توی مشد .
اینجا یک خانم درجه یک و نامبر وان کار میکنه که بخاطر سختیه
کار صبحا بهم زنگ میزنه و ازم کمک میخواد منم حسابی دنبالشم .
این خانم بخاطر ی مشکلاتی با شوهرش طلاق عاطفی گرفته و توی ی خونه جدا زندگی میکنه.
اولش حسی روش نداشتم .
اما این عادت به مد روز داره .
همیشه موقع کار مانتو رو در میاره و با آستین کوتاه میشه .
از کونش نگم که خیلی کون متناسبی داره .
یکبار فقط پیش اومد که دیدم خم شد و لباسش رفت بالا .
هیچی پشم نداشت و کمرش که اول خط کونش میشد خیلی سفید بود.
آرزو داشتم تابستون بشه و من یکبارم که شده پاهاشو ببینم
چون دلم همه جوره براش میرفت .
اول غریبه بودیم باهم ولی بعدش قضیه فرق کرد و شدیم یک همکار .
اولش دوست نداشتم دستم بهش بخوره اما الان راحت وقتی وسیله میدیم دست هم دستشو میگیرم اون گرمای دستش دیوونم میکنه .
یروز اومد و بهم گف ببین مشکل پام چیه اینجوری شده .
جای مچ پاش ورم داشت .
به بهونه هوش مصنوعی گفتم باید عکس پاتو بدی بزنم نشون بده
اونم عکسشو گرفت و برام فرستاد .
هم از کفش هم از روش .
بهش گفتم باید ی قسمتی از پات لمس بشه .
اونم پاشو گذاشت روی میز جلوم گف کجاش بلدی؟
گفتم اره و برای اولین بار دستم رفت زیر انگشت شصت پاش .
هر لحظه دل تو دلم نبود .
به نقطه نقطه ی پاش دست زدم پشت قوزکش که رسیدم خندش گرفت گفتم چی شد ؟
گف قلقلکی ام. سر همین قلقلکی بودنش پاشو قلقلک میدادم .
اونم هی میخندید .
از آخر گفتم تابلو نشه و گفتم تمومه .
اما بحث ما تموم نشد .
بعد از چند روز اومد و ازم بابت کار تشکر کرد حسابی با اون کفش تابستونیای بازش .
من توی یک فروشگاه ظروف کار میکنم توی مشد .
اینجا یک خانم درجه یک و نامبر وان کار میکنه که بخاطر سختیه
کار صبحا بهم زنگ میزنه و ازم کمک میخواد منم حسابی دنبالشم .
این خانم بخاطر ی مشکلاتی با شوهرش طلاق عاطفی گرفته و توی ی خونه جدا زندگی میکنه.
اولش حسی روش نداشتم .
اما این عادت به مد روز داره .
همیشه موقع کار مانتو رو در میاره و با آستین کوتاه میشه .
از کونش نگم که خیلی کون متناسبی داره .
یکبار فقط پیش اومد که دیدم خم شد و لباسش رفت بالا .
هیچی پشم نداشت و کمرش که اول خط کونش میشد خیلی سفید بود.
آرزو داشتم تابستون بشه و من یکبارم که شده پاهاشو ببینم
چون دلم همه جوره براش میرفت .
اول غریبه بودیم باهم ولی بعدش قضیه فرق کرد و شدیم یک همکار .
اولش دوست نداشتم دستم بهش بخوره اما الان راحت وقتی وسیله میدیم دست هم دستشو میگیرم اون گرمای دستش دیوونم میکنه .
یروز اومد و بهم گف ببین مشکل پام چیه اینجوری شده .
جای مچ پاش ورم داشت .
به بهونه هوش مصنوعی گفتم باید عکس پاتو بدی بزنم نشون بده
اونم عکسشو گرفت و برام فرستاد .
هم از کفش هم از روش .
بهش گفتم باید ی قسمتی از پات لمس بشه .
اونم پاشو گذاشت روی میز جلوم گف کجاش بلدی؟
گفتم اره و برای اولین بار دستم رفت زیر انگشت شصت پاش .
هر لحظه دل تو دلم نبود .
به نقطه نقطه ی پاش دست زدم پشت قوزکش که رسیدم خندش گرفت گفتم چی شد ؟
گف قلقلکی ام. سر همین قلقلکی بودنش پاشو قلقلک میدادم .
اونم هی میخندید .
از آخر گفتم تابلو نشه و گفتم تمومه .
اما بحث ما تموم نشد .
بعد از چند روز اومد و ازم بابت کار تشکر کرد حسابی با اون کفش تابستونیای بازش .
نوشته: امیر
11 پاسخ به “میلف درجه یک”
ریدم تو ظروفتون
ساده بود ولی دروغ نبود لااقل
این الان چی بود مرتیکه جغی کس ندیده ؟کیرم تو نگارشت
دسته هم زن برقی تا انتها تومقعدت
تمام ظروف چینی فروشگاه سالم و کامل تو کونت ک با هر تلمبم یکیش توت بشکنه د آخه نصفه آپلود نکن مردک
امیر، امیرتی موس به کیر
خاا.ک بر سر ک.ص ندیده تون که با یه پا تحریک میشین و اینقدر براتون جالبه که برای بقیه تبدیل به داستانش میکنید😅😅
باز هم امیرباز حماسه ای دیگر
جک بود یا سوژه جق
مدل نوشتنت عین انشا کلاس پنجمی ها بودلطف اصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصلا ننویس
امیرجان کیرم تو مغزت جاکش