_آقا ببخشید اجازه بدید بریم جلو فقط یه سوال دارم.
به پشت سرم نگاه کردم ، زیباترین دخترو در تمام زندگیم دیدم . کلا وا رفتم و دهنم باز مونده بود ، با جمله ای که گفت همه بهش توجه کردن و راه رو براش باز کردن ، از کنارم رد شد رفت جلو ، بوی ادکلنش رو کاملا حس کردم . مسئول اعتبارات هم انگار با دیدنش نیروی تازه ای گرفت ، صف رو رها کردم و رفتم عقب روی صندلی نشستم . این امکان نداره مگه میشه یه دختر این همه زیبا باشه ، تقریبا لاغر ، خوش اندام ، خوش لباس ، خوش صدا و چهره ای مافوق بشریت . حداقل ۲۰ برابر از ترنم نامزد من زیباتر بود در حالی که ترنم بین فامیلهای خودشون به زیبایی شهره بود و در دانشگاهشون زبانزد همه بود .
تمام ذهنم رفت به این سمت که یه جوری باهاش همکلام بشم حتی در حد دو سه جمله ، حس میکردم یک جمله صحبت کردن با این خانم سعادتیه که نصیب هر کسی نمیشه .
دختر از بانک رفت بیرون و پیاده در خلاف جهت ماشین من که زیر تابلو پارک مطلقا ممنوع بود حرکت کرد ، ماشین رو رها کردم و پیاده افتادم دنبالش ، نگاه افرادی که از روبرو با این دختر مواجه میشدن دیدنی بود .
وارد یه عکاسی شد و من بیرون منتظر موندم .
ترنم توی ذهنم تداعی شد که منتظر خبر وام بود . پیش خودم گفتم اگر الان ببینه مثل دیوانه ها افتادم دنبال یه دختر دیگه کل پروسه ازدواجم کنسل میشه . و اتفاقا همین موقع ترنم زنگ زد :
-الو حسین سلام کجایی ؟ من الان رسیدم جلوی بانک
-سلام عزیزم ، تو برای چی اومدی ؟ نیاز نیست اینجا باشی
-میدونم ولی اومدم که بعدش بریم رستوران ، مهمون منی ، میخوام شیرینی فارغالتحصیلیمو بهت بدم .
_آهان چند لحظه صبر کن الان بهت زنگ میزنم ، کمی از بانک فاصله دارم .
اگر میرفتم سمت بانک این دخترو از دست میدادم و من نمیخواستم زیباترین انسان روی زمین رو از دست بدم .
دختر از عکاسی اومد بیرون که بره ولی از داخل عکاسی یه خانم با صدای بلند گفت :
مونیکا مونیکا خانم؟ برگردید چند لحظه .
اسمش مونیکا بود ، یا شاید هم مونا بود ولی خودشو مونیکا معرفی میکرد به همه .
حاضر بودم توی اون لحظه تمام زندگیم رو بدم ولی مونیکا ۵ دقیقه کنارم باشه و باهاش صحبت کنم .
ذهنم رفت سمت ماجرای ۵ سال پیشم :
۵ سال پیش با یه دختری به اسم زهرا رفیق بودم ، خیلی به هم وابسته بودیم ، حتی قول ازدواج داده بودم ولی براحتی زیر قولم زدم ، اون دختر با فرد دیگه ای ازدواج کرد و بعدها جدا شد ، زندگیش خیلی خراب شد و دچار افسردگی . دورادور ازش خبر داشتم . همیشه عذاب وجدان داشتم و دارم .و هیچ وقت این عذاب منو رها نکرد ، حتی بعد از طلاقش بهش پیام دادم و عذرخواهی کردم و گفتم که بیا از اول همه چیزو بسازیم ولی قبول نکرد و دیگه سمت من نیومد . همیشه توی خواب زهرا میاد سراغم در حالی که غمگین و ناراحته . دلیل این که زهرارو رها کرده بودم این بود که با دختر جدیدی وارد رابطه شده بودم . رابطه ای که دوماه هم بیشتر طول نکشید .
حالا ترنم توی زندگی منه ، به عنوان همسرم ، با توجه به مهارت و تجربه ای که در دختر بازی دارم این احتمال رو میدم که بتونم مونیکارو به دست بیارم که در این صورت اولین اشتباه بزرگ دوران متاهلی رو مرتکب خواهم شد . توی دوران یکساله نامزدی به هیچ دختری نگاه هم نکرده بودم و به ترنم کاملا وفادار بودم . نمیخواستم دوباره ضربه ای رو که به زهرا زدم به ترنم هم بزنم .
حالا باید انتخاب میکردم .
از پله های عکاسی صدای بهم خوردن درب اومد ، متوجه شدم که مونیکا داره میاد بیرون . دقیقا روبروی عکاسی ولی کمی با فاصله به صندوق اداره برق تکیه داده بودم . چشمهامو بستم ، مونیکا اومد بیرون ، از صدای کفشش معلوم بود آهسته به سمتم میاد و از کنار من رد شد ، بوی ادکلنش دوباره به مشامم رسید ، چشمهام همچنان بسته بود ، از کنارم عبور کرد و رفت کنار خیابون که شاید سوار تاکسی بشه . چند لحظه بعد چشمهام رو باز کردم . گوشیمو نگاه کردم ، پیامک اومده بود :
-نفسم من منتظرتم بیا
_اومدم بهترینم ، اومدم زیباترینم .
نوشته: حسین
13 پاسخ به “مونیکا”
کسکش مگه ما اومدیم اینجا درد دل تورو بخونیم کونیه جغی توهمی
آفرین بدو برو پیش نامزدت دیگه اینورا پیدات نشه😂😂😂
خیلی خلاصه باید بگمکص ننت
کاملا منطقیه
اخه کسکش مایه مال این چی بود نوشتی شیرم از خالت شق به نیمه شق در اومد
پفیوز مگه کلید اسراره ؟ طرف کیرت کرده اومدی داستانشو تو بکن تو نوشتی ؟ ننه کیر دزد
از نظر من داستان خوبی بوددوستان حتما باید دروغ مینوشت (مونیکا میبرد خونشون کوسشو لیس میزد)همین که یه سری کاری کرده عذاب وجدان داره بسیار آموزندست سعی کنیم با احساسات کسی بازی نکنیم وکسی که متاهل هست به زندگی پایبند باشه خیانت نکنه درود ب شرفت حسین این بهترین تصمیم بود گرفتی .
کسخول مالیاتی احمقمجسمه بلاهتِ جق الجقوقمهارت دختربازیت تو کون کی بود لانتوری
الان چه کسی…چه کسی را کرد.اخه مونگول عقده ایی این چرتو پرتها چیه خب تودیدی وبانگاه کردنش ابت اومده به ماچه اخه توکف موندی.شاید دوست داری ماهم ندیده بریم فضا.برو خونه زود ترنم رو بکن وباجزئیات دقیق سکس بیا اینجا توضیح بده وبنویس شاید بخشیدیمت.انتر
جسین جون کمتر جق بزن وبچسب به مال خودت داستان هم ننویس لطفا جقی
هیچ وقت زندگیتو بخاطر یکی که تازه امد خراب نکن به زندگیت وهمسرت وفادار باش
تو دگ فقط به گربه های محلتون آمار ندادی🤦♀️😅هول
بعد میگن کسخل کمه